- 20
- 1000
- 1000
- 1000
کجای داستان قرآنیم؟1
سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان با موضوع «کجای داستان قرآنیم؟»، جلسه اول: غفلت زدایی از تأثیر قرآن بر روح، سال 1404
بزرگترین دارایی ما در عالم هستی که خدا در اختیارمان قرار داده، قرآن است. پیامبر اکرم قرآن را ثقل اکبر و عترت را ثقل اصغر نامیدند. من هیچ توضیحی در این باره نمیدهم. هر تغییر و تحولی که اولیای خدا در عالم ایجاد میکنند -ما یک سرانگشتی از تأثیرات یکی از اولیا خدا، سیدالشهدا اباعبدالله الحسین را میبینیم که در عالم چه میکند- اینها همه مال بخشی از ثقل اصغر است. باید علیالقاعده قرآن بتواند خیلی زیروروکنندهتر و عمیقتر باشد. اینکه قرآن بین ما شناخته شده نیست و ما از آن بهرهبرداری لازم را نمیکنیم، یک حرف ساده نیست. یک درد عمیق و بزرگ است که لااقل باید برای برطرف کردن این درد تلاشی بکنیم. لااقل باید مسئلهمان بشود که چرا با این قرآن با عظمت، آن ارتباط لازم را برقرار نمیکنیم. قرآن کلام خداست و در مقایسه با اهلبیت عصمت و طهارت با همه عظمتشان، ثقل اکبر نامیده شده. ممکن است به عنوان یک عنصر غیرولایی یا ضدولایی جلوه کنم، اما حدیث ثقلین: کتاب الله و عترتی حدیث متواتری است. ما اتفاقاً در دفاع از اهلبیت خیلی از این حدیث استفاده میکنیم، ولی انگار توجه نداریم که قرآن ثقل اکبر است و چه الزاماتی میتواند داشته باشد. ما باید به قرآن توجه کنیم و با قرآن ارتباط بگیریم. قرآن باید بتواند ما را زیرورو کند. ما از نظر روحی باید بتوانیم با قرآن ارتباط برقرار کنیم. قرآن آن غیب مطلق تجسمیافته در کلمات است. باید بتواند انرژی اتمی که در قرآن هست، در ما آثار ایجاد کند. باید دنبال آن آثار بگردیم، دنبال ارتباط روحی برقرار کردن با قرآن بگردیم. امام حسین علیهالسلام ما را بدعادت کرده است. امام حسین ارتباط ما با خودش را سهل کرده، آسان کرده، شفاعت کرده ما را. ولی برای ارتباط با قرآن باید ما تلاش کنیم، خدا در قرآن فرمود: هذا بیانٌ للناس و بلاغٌ للناس. بلاغ یعنی سخنی که در جان تأثیر میگذارد. در آیه کریمه قرآن، بلاغ را سخنی میفرماید که در اعماق جان انسان قسیالقلب -که خدا میخواهد دور بیندازدش- تأثیر میگذارد: وَقُل لَّهُمْ فِی أَنفُسِهِمْ قَوْلًۢا بَلِیغًا. پیامبر در جان مشرکان که خدا فرموده بود از آنها اعراض کن، اینها آدم شدنی نیستند، اما وَعِظْهُمْ وَ قُل لَّهُمْ فِی أَنفُسِهِمْ قَوْلًۢا بَلِیغًا. یعنی با اینکه دورانداختنی هستند، با اینکه قسیالقلبند، اما تو میتوانی یک کلام جانسوز به آنها بگویی. یقیناً قرآن تأثیراتش بر انسان خیلی با عظمت است. از نظر روحی زیرورو میکند، متلاطم میکند، اشک آدم را درمیآورد. چقدر فرمودند قرآن را با گریه بخوانید، حتی اگر گریهتان نیامد خودتان را به گریه بزنید. قرآن خودش گفته من این کار را میکنم: لَوْ أَنزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْیَةِ اللَّهِ. کوه که هیچی نمیفهمد، شعور که ندارد، سنگ است کلًا، اما آن متلاشی میشود. این قرآن خودش را معرفی میکند که من زیرورو میکنم آدمها را. بلاغ است و نه برای خواص، برای همه مردم. کسی که انس با خدا پیدا کند، از بقیه مردم وحشت میکند. و انس با خدا را فرمودند انس با قرآن است. ما داریم استفاده نمیکنیم، نمیدانم چرا اینجوری است. ما نیامدیم نتیجه بگیریم رفقا، دقت کنید. ما فقط میخواهیم ببینیم خدا چه میخواهد بگوید، چه گفته، میخواهد ما را به چه نتیجهای برساند.
در ماه مبارک رمضان قضیهای اتفاق افتاد که ابعاد آن قضیه و ماهیت آن قضیه، ابهام الی الابد مانده است برای امثال ماها. و آن نزول قرآن است. نزول قرآن در قلب رسول الله در لیلةالقدر. کیفیت نزول قرآن و قضیه چه بوده است؟ و روحالامین در قلب آن حضرت قرآن را نازل کرده است. و از طرفی خدا أَنْزَلَهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ. این نزول قرآن در قلب پیغمبر در لیلةالقدر، کیفیتش چیست؟ باید بگویم غیر از خود رسول اکرم و آنهایی که در دامن او بزرگ شدند و مورد عنایت خدای تعالی قرار گرفتند و عنایت خاص او بودند، برای دیگران مطلقاً در حجاب، در حجاب ابهام است که مسئله تنزل چیست، مسئله نزول این کلمات چیست.
بزرگترین دارایی ما در عالم هستی که خدا در اختیارمان قرار داده، قرآن است. پیامبر اکرم قرآن را ثقل اکبر و عترت را ثقل اصغر نامیدند. من هیچ توضیحی در این باره نمیدهم. هر تغییر و تحولی که اولیای خدا در عالم ایجاد میکنند -ما یک سرانگشتی از تأثیرات یکی از اولیا خدا، سیدالشهدا اباعبدالله الحسین را میبینیم که در عالم چه میکند- اینها همه مال بخشی از ثقل اصغر است. باید علیالقاعده قرآن بتواند خیلی زیروروکنندهتر و عمیقتر باشد. اینکه قرآن بین ما شناخته شده نیست و ما از آن بهرهبرداری لازم را نمیکنیم، یک حرف ساده نیست. یک درد عمیق و بزرگ است که لااقل باید برای برطرف کردن این درد تلاشی بکنیم. لااقل باید مسئلهمان بشود که چرا با این قرآن با عظمت، آن ارتباط لازم را برقرار نمیکنیم. قرآن کلام خداست و در مقایسه با اهلبیت عصمت و طهارت با همه عظمتشان، ثقل اکبر نامیده شده. ممکن است به عنوان یک عنصر غیرولایی یا ضدولایی جلوه کنم، اما حدیث ثقلین: کتاب الله و عترتی حدیث متواتری است. ما اتفاقاً در دفاع از اهلبیت خیلی از این حدیث استفاده میکنیم، ولی انگار توجه نداریم که قرآن ثقل اکبر است و چه الزاماتی میتواند داشته باشد. ما باید به قرآن توجه کنیم و با قرآن ارتباط بگیریم. قرآن باید بتواند ما را زیرورو کند. ما از نظر روحی باید بتوانیم با قرآن ارتباط برقرار کنیم. قرآن آن غیب مطلق تجسمیافته در کلمات است. باید بتواند انرژی اتمی که در قرآن هست، در ما آثار ایجاد کند. باید دنبال آن آثار بگردیم، دنبال ارتباط روحی برقرار کردن با قرآن بگردیم. امام حسین علیهالسلام ما را بدعادت کرده است. امام حسین ارتباط ما با خودش را سهل کرده، آسان کرده، شفاعت کرده ما را. ولی برای ارتباط با قرآن باید ما تلاش کنیم، خدا در قرآن فرمود: هذا بیانٌ للناس و بلاغٌ للناس. بلاغ یعنی سخنی که در جان تأثیر میگذارد. در آیه کریمه قرآن، بلاغ را سخنی میفرماید که در اعماق جان انسان قسیالقلب -که خدا میخواهد دور بیندازدش- تأثیر میگذارد: وَقُل لَّهُمْ فِی أَنفُسِهِمْ قَوْلًۢا بَلِیغًا. پیامبر در جان مشرکان که خدا فرموده بود از آنها اعراض کن، اینها آدم شدنی نیستند، اما وَعِظْهُمْ وَ قُل لَّهُمْ فِی أَنفُسِهِمْ قَوْلًۢا بَلِیغًا. یعنی با اینکه دورانداختنی هستند، با اینکه قسیالقلبند، اما تو میتوانی یک کلام جانسوز به آنها بگویی. یقیناً قرآن تأثیراتش بر انسان خیلی با عظمت است. از نظر روحی زیرورو میکند، متلاطم میکند، اشک آدم را درمیآورد. چقدر فرمودند قرآن را با گریه بخوانید، حتی اگر گریهتان نیامد خودتان را به گریه بزنید. قرآن خودش گفته من این کار را میکنم: لَوْ أَنزَلْنَا هَٰذَا الْقُرْآنَ عَلَىٰ جَبَلٍ لَّرَأَیْتَهُ خَاشِعًا مُّتَصَدِّعًا مِّنْ خَشْیَةِ اللَّهِ. کوه که هیچی نمیفهمد، شعور که ندارد، سنگ است کلًا، اما آن متلاشی میشود. این قرآن خودش را معرفی میکند که من زیرورو میکنم آدمها را. بلاغ است و نه برای خواص، برای همه مردم. کسی که انس با خدا پیدا کند، از بقیه مردم وحشت میکند. و انس با خدا را فرمودند انس با قرآن است. ما داریم استفاده نمیکنیم، نمیدانم چرا اینجوری است. ما نیامدیم نتیجه بگیریم رفقا، دقت کنید. ما فقط میخواهیم ببینیم خدا چه میخواهد بگوید، چه گفته، میخواهد ما را به چه نتیجهای برساند.
در ماه مبارک رمضان قضیهای اتفاق افتاد که ابعاد آن قضیه و ماهیت آن قضیه، ابهام الی الابد مانده است برای امثال ماها. و آن نزول قرآن است. نزول قرآن در قلب رسول الله در لیلةالقدر. کیفیت نزول قرآن و قضیه چه بوده است؟ و روحالامین در قلب آن حضرت قرآن را نازل کرده است. و از طرفی خدا أَنْزَلَهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ. این نزول قرآن در قلب پیغمبر در لیلةالقدر، کیفیتش چیست؟ باید بگویم غیر از خود رسول اکرم و آنهایی که در دامن او بزرگ شدند و مورد عنایت خدای تعالی قرار گرفتند و عنایت خاص او بودند، برای دیگران مطلقاً در حجاب، در حجاب ابهام است که مسئله تنزل چیست، مسئله نزول این کلمات چیست.


تاکنون نظری ثبت نشده است