- 266
- 1000
- 1000
- 1000
پرورش قدرت تشخیص در مکتب تربیت دینی،1
سخنرانی حجت الاسلام اسماعیل رمضانی با موضوع "پرورش قدرت تشخیص در مکتب تربیت دینی" جلسه اول: تربیت تشخیص محور ، سال 1404
یک مسئله اساسی در تربیت دینی است که باید به آن توجه ویژه ای داشته باشیم، تشخیص مهمتر از اطاعت کورکورانه است. دین ما بیشتر از اینکه به دنبال تربیت افراد مطیع و حرف گوش کن باشد، به دنبال پرورش انسانهای صاحب تشخیص و توانمند در شناخت راه درست است. بین تشخیص تکلیف و انجام تکلیف، تأکید اصلی دین ما بر تشخیص درست قرار دارد. البته وقتی تشخیص دادید، باید عمل کنید، اما اصل اساسی، خود تشخیص است. کتاب و حکمت، دو رکن اساسی تربیت است. خداوند در قرآن کریم میفرماید: یعلمهم الکتاب والحکمة. پیامبر اکرم صلوات الله دو چیز به مردم میآموزد؛ اول، کتاب که از سوره حمد تا سوره ناس است. دوم، حکمت که مانند یک نرمافزار در وجود انسان نصب میشود تا بتواند تشخیص دهد در هر موقعیت از کدام آیه و دستور کتاب استفاده کند. برنامه مسیریاب موبایل را در نظر بگیرید. بسیاری از مردم با وجود این برنامه، حتی نمیتوانند به خانه خودشان برگردند. این وابستگی به دستورالعمل بیرونی یک ضعف بزرگ برای قدرت تشخیص درونی ایجاد میکند. دین ما، دین نشانههاست، نه دین دستورالعملهای جزئی. دین ما دین آیات است. حکمت یعنی اینکه تو به قدری از مسیریابی داخلی برخوردار باشی که اگر نرمافزار بیرونی از کار افتاد، کاملاً به نشانهها مسلط باشی، به ستارهها، به خیابانها، به جهت باد، به شمال و جنوب. جامعهشناسی با نگاه حکیمانه ممکن می شود. وقتی میخواهی جامعهای را بسنجی، باید بدانی به کدام عیبش توجه کنی و کدام عیب را نادیده بگیری. این هنر تشخیص است. اگر این تشخیص را داشتی، متوجه میشدی جامعه کوفه در حال سقوط است، وقتی که نامه به امام حسین علیه السلام مینوشتی. توصیف در قرآن مهمتر از امر و نهی است. اگر قرآن را بررسی کنید، میبینید که نود درصد آیات قرآن مستقیماً به تو دستور نمیدهند، بلکه در حال توصیف هستند و توصیفات برای تقویت قدرت تشخیص توست. یک توصیف درست اینگونه است که از هر زاویهای که به آن نگاه کنی، درست درمیآید. مثل میدان آزادی تهران که از هر طرف به آن نگاه کنی، میدان آزادی است. اما نقاشیهای خطای دید را از هر زاویه که نگاه کنی، چیز متفاوتی میبینی. خیلیها با تعریف نیمهکاره از دین میخواهند شما را فریب دهند. میگویند امیرالمؤمنین ثروتمند بود که بود، اما نمیگویند که نان خشک میخورد. میگویند فاطمه زهرا کارگر داشت، اما نمیگویند که خودش فرمود: فضیلت من خانهداری است.
در قرآن کریم شغل هیچ کسی نقل نشده است. آنچه مهم است نقش انسان است، نه شغل او. نقش مادر بودن از نقش وزیر بودن مهمتر است، چون هیچ کس نمیتواند جایگزین مادر شود. مالکیت حقیقی از آن خداست. در قرآن کریم، خداوند بیش از چهل بار به صراحت میفرماید: همه چیز مال خداست. این تکرار نشاندهنده اهمیت این موضوع است. در حالی که احکامی مثل خمس، روزه و حج فقط یک بار در قرآن آمدهاند. حس مالکیت نداشتن؛ درس بزرگ از زندگی اهل بیت است. وقتی حضرت زهرا سلام الله علیها در بستر بیماری بودند و گروهی برای ملاقات آمدند، ایشان اجازه ندادند وارد شوند. وقتی به امیرالمؤمنین علیه السلام گفتند، ایشان نزد حضرت زهرا سلام الله آمدند و گفتند: خانم! خانه، خانه توست. هر کس را میخواهی اجازه بده. با اینکه امیرالمؤمنین سرور اوصیاست، اما در خانه فاطمه سلامالله، خود را مالک نمیدانست. پس دین ما دین عقلانیت و تشخیص است. ما باید جوانانی تربیت کنیم که اهل تشخیص باشند، نه فقط اهل اطاعت کورکورانه، به توصیفات قرآن توجه کنند، نه فقط به اوامر و نواهی، حس مالکیت را در خود کمرنگ کنند و بدانند همه چیز مال خداست، نقش خود را در زندگی بشناسند، نه صرفاً به شغل خود فکر کنند.
یک مسئله اساسی در تربیت دینی است که باید به آن توجه ویژه ای داشته باشیم، تشخیص مهمتر از اطاعت کورکورانه است. دین ما بیشتر از اینکه به دنبال تربیت افراد مطیع و حرف گوش کن باشد، به دنبال پرورش انسانهای صاحب تشخیص و توانمند در شناخت راه درست است. بین تشخیص تکلیف و انجام تکلیف، تأکید اصلی دین ما بر تشخیص درست قرار دارد. البته وقتی تشخیص دادید، باید عمل کنید، اما اصل اساسی، خود تشخیص است. کتاب و حکمت، دو رکن اساسی تربیت است. خداوند در قرآن کریم میفرماید: یعلمهم الکتاب والحکمة. پیامبر اکرم صلوات الله دو چیز به مردم میآموزد؛ اول، کتاب که از سوره حمد تا سوره ناس است. دوم، حکمت که مانند یک نرمافزار در وجود انسان نصب میشود تا بتواند تشخیص دهد در هر موقعیت از کدام آیه و دستور کتاب استفاده کند. برنامه مسیریاب موبایل را در نظر بگیرید. بسیاری از مردم با وجود این برنامه، حتی نمیتوانند به خانه خودشان برگردند. این وابستگی به دستورالعمل بیرونی یک ضعف بزرگ برای قدرت تشخیص درونی ایجاد میکند. دین ما، دین نشانههاست، نه دین دستورالعملهای جزئی. دین ما دین آیات است. حکمت یعنی اینکه تو به قدری از مسیریابی داخلی برخوردار باشی که اگر نرمافزار بیرونی از کار افتاد، کاملاً به نشانهها مسلط باشی، به ستارهها، به خیابانها، به جهت باد، به شمال و جنوب. جامعهشناسی با نگاه حکیمانه ممکن می شود. وقتی میخواهی جامعهای را بسنجی، باید بدانی به کدام عیبش توجه کنی و کدام عیب را نادیده بگیری. این هنر تشخیص است. اگر این تشخیص را داشتی، متوجه میشدی جامعه کوفه در حال سقوط است، وقتی که نامه به امام حسین علیه السلام مینوشتی. توصیف در قرآن مهمتر از امر و نهی است. اگر قرآن را بررسی کنید، میبینید که نود درصد آیات قرآن مستقیماً به تو دستور نمیدهند، بلکه در حال توصیف هستند و توصیفات برای تقویت قدرت تشخیص توست. یک توصیف درست اینگونه است که از هر زاویهای که به آن نگاه کنی، درست درمیآید. مثل میدان آزادی تهران که از هر طرف به آن نگاه کنی، میدان آزادی است. اما نقاشیهای خطای دید را از هر زاویه که نگاه کنی، چیز متفاوتی میبینی. خیلیها با تعریف نیمهکاره از دین میخواهند شما را فریب دهند. میگویند امیرالمؤمنین ثروتمند بود که بود، اما نمیگویند که نان خشک میخورد. میگویند فاطمه زهرا کارگر داشت، اما نمیگویند که خودش فرمود: فضیلت من خانهداری است.
در قرآن کریم شغل هیچ کسی نقل نشده است. آنچه مهم است نقش انسان است، نه شغل او. نقش مادر بودن از نقش وزیر بودن مهمتر است، چون هیچ کس نمیتواند جایگزین مادر شود. مالکیت حقیقی از آن خداست. در قرآن کریم، خداوند بیش از چهل بار به صراحت میفرماید: همه چیز مال خداست. این تکرار نشاندهنده اهمیت این موضوع است. در حالی که احکامی مثل خمس، روزه و حج فقط یک بار در قرآن آمدهاند. حس مالکیت نداشتن؛ درس بزرگ از زندگی اهل بیت است. وقتی حضرت زهرا سلام الله علیها در بستر بیماری بودند و گروهی برای ملاقات آمدند، ایشان اجازه ندادند وارد شوند. وقتی به امیرالمؤمنین علیه السلام گفتند، ایشان نزد حضرت زهرا سلام الله آمدند و گفتند: خانم! خانه، خانه توست. هر کس را میخواهی اجازه بده. با اینکه امیرالمؤمنین سرور اوصیاست، اما در خانه فاطمه سلامالله، خود را مالک نمیدانست. پس دین ما دین عقلانیت و تشخیص است. ما باید جوانانی تربیت کنیم که اهل تشخیص باشند، نه فقط اهل اطاعت کورکورانه، به توصیفات قرآن توجه کنند، نه فقط به اوامر و نواهی، حس مالکیت را در خود کمرنگ کنند و بدانند همه چیز مال خداست، نقش خود را در زندگی بشناسند، نه صرفاً به شغل خود فکر کنند.


تاکنون نظری ثبت نشده است