- 117
- 1000
- 1000
- 1000
موقعیتهای جبری و داراییهای ذاتی
سخنرانی حجت الاسلام اسماعیل رمضانی با موضوع "موقعیتهای جبری و داراییهای ذاتی"، سال 1404
روایتی از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نقل شده است. حضرت فرمودند: هر کس بر من و پدرم رسول خدا صلوات بفرستد، خداوند بهشت را بر او واجب میکند. وقتی از ایشان پرسیدند آیا این ثواب تنها در زمان حیات شما شامل حال میشود؟ فرمودند: نه، پس از مرگم نیز ادامه دارد. بنابراین اگر امروز نخستین روزی است که بر حضرت زهرا سلام میدهید، این کار را دو روز دیگر نیز ادامه دهید تا در زمره مشمولان این روایت قرار گیرید. حتی به آرامی بگویید: السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا فاطمه الزهرا. این عمل را دو روز دیگر نیز تداوم بخشید. فراموش نکنید. یکی از راههای عمل به این روایت، انس با زیارت عاشورای غیر معروف است. این زیارت، برخلاف زیارت معروف، دارای صد سلام نیست و لعنهایش بسیار نیرومندتر است. سلامهایش نیز از قدرت بسیاری برخوردار است. برای نمونه، در زیارت معروف، مستقیماً به رسول الله و حضرت زهرا سلام نمیدهیم، اما در این زیارت چرا. هر روز با خواندن این زیارت، بر رسول الله، امیرالمؤمنین، فاطمه زهرا، امام حسن و همه مؤمنان تاریخ سلام میفرستید و مشمول آن روایت میشوید. امیرالمؤمنین فرمودند: ذکر از سوی مذکور آغاز میشود. یعنی او باید شما را یاد کند تا شما به یادش بیفتید. همواره از آسمان به زمین میبارد.یکی از راههایی که انسان میتواند نقش خود را بیابد و دچار سردرگمی نشود، این است که از خود به وظیفهاش برسد. از داراییهای ذاتی که خدا به تو داده، به اضافه موقعیتهای جبری که پیش میآید، میتوانی نقش خود را تشخیص دهی. حرکت از بیرون به درون نادرست است. برای مثال، نباید ببینی دیگری طراح موشک است و بگویی من نیز میخواهم چنین شوم. این حرکت از بیرون به درون است و تو را گرفتار میکند. اما اگر داراییهای ذاتی خودت، استعدادها، علایق را با موقعیتهای جبری زندگی، فرصتها، محدودیتها ترکیب کنی، نقش خود را خواهی یافت. از شکل آفرینشت میتوانی دریابی خدا تو را برای چه کاری خلق کرده است. هنگامی که داراییهایت را با جبر روزگار هماهنگ کنی، نقش تو آشکار میشود. و در این راه، مراقب روحیه کمیتگرا باشید. گوساله سامری پای منبرش از هارون بیشتر بود. حضرت نوح 950 سال تبلیغ کرد و تنها 80 نفر پیرو یافت. اقبال مردم، نشانه اقبال خدا نیست. ممکن است امام جماعتی در مسجدی کوچک، در خاموشی، امام خمینی را پرورش دهد که تاریخ را دگرگون کند. تو باید بر سر پست خود باشی، نه این که همیشه بخواهی در قاب عکس باشی. کار عظیم انجام دهید، نه بزرگ. عظیم از درون بزرگ است، حتی اگر کسی متوجه نشود. ابوبصیر یا نائب خاص امام زمان در روزگار خود شاید پیروان زیادی نداشتند، اما کار عظیمی کردند. در واقعهای واحد، چهار نفر را در نظر بگیرید: فاطمه زهرا، امیرالمؤمنین، سلمان و ابوذر. این چهار تن در یک رخداد، چهار واکنش کاملاً متفاوت داشتند. چرا؟ زیرا داراییهایشان متفاوت بود و نقشهایشان متمایز بود. سلمان:حکم استانداری را از حکومت وقت گرفت. او میتوانست در درون سیستم کار کند. ابوذر:هرگز پست نگرفت. رسول الله به او فرموده بود: اگر دو نفر بودی، تو رئیس نباش. او همواره جلسات را بر هم میزد و سخن حق را میگفت. او را تبعید کردند و امیرالمؤمنین با شکستن حکم، او را بدرقه کرد و کارش را تأیید نمود. امیرالمؤمنین سکوت کرد. در خانه نشست و قرآن نوشت. اگر کوچکترین حرکتی میکرد، ابوسفیان و دیگران پشتش جمع میشدند و کل ماجرا منحرف میشد. نقش او در آن برهه، سکوت بود. فاطمه زهرا سلام الله علیها به شدت فعال بود. سخنرانی کرد، به خانهها رفت، گریه کرد. گریههایش کاملاً مبارزاتی بود. به او گفتند: یا شب گریه کن یا روز. گفت: من برای همین این کار را میکنم تا مشروعیت آنان را از بین ببرم. حتی وصیت کرد قبرش پنهان بماند تا کسی نتواند از آن سوءاستفاده کند. پس میبینید؟ هر کس باید بر پایه داراییها و موقعیت جبری خویش، نقش خود را بیابد. تو نمیتوانی به فاطمه زهرا بگویی چرا سکوت نمیکنی در حالی که علی سکوت کرده است. داراییهای علی با فاطمه زهرا تفاوت دارد. آن نوجوانی که کار فنی میداند، باید در همان زمینه برای امام زمانش کار کند. آن کس که اهل درس است، باید درس بخواند. حسرت نقش دیگران را مخور. چه مانند ابوذر در تبعید باشی، چه مانند سلمان در حکومت، برای علی به درد بخوری کافی است. برو سر پستت. آدم به چشم امامش بیاید، کافی است؛ حتی اگر قبرش نیز نداشته باشد.
روایتی از حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نقل شده است. حضرت فرمودند: هر کس بر من و پدرم رسول خدا صلوات بفرستد، خداوند بهشت را بر او واجب میکند. وقتی از ایشان پرسیدند آیا این ثواب تنها در زمان حیات شما شامل حال میشود؟ فرمودند: نه، پس از مرگم نیز ادامه دارد. بنابراین اگر امروز نخستین روزی است که بر حضرت زهرا سلام میدهید، این کار را دو روز دیگر نیز ادامه دهید تا در زمره مشمولان این روایت قرار گیرید. حتی به آرامی بگویید: السلام علیک یا رسول الله، السلام علیک یا فاطمه الزهرا. این عمل را دو روز دیگر نیز تداوم بخشید. فراموش نکنید. یکی از راههای عمل به این روایت، انس با زیارت عاشورای غیر معروف است. این زیارت، برخلاف زیارت معروف، دارای صد سلام نیست و لعنهایش بسیار نیرومندتر است. سلامهایش نیز از قدرت بسیاری برخوردار است. برای نمونه، در زیارت معروف، مستقیماً به رسول الله و حضرت زهرا سلام نمیدهیم، اما در این زیارت چرا. هر روز با خواندن این زیارت، بر رسول الله، امیرالمؤمنین، فاطمه زهرا، امام حسن و همه مؤمنان تاریخ سلام میفرستید و مشمول آن روایت میشوید. امیرالمؤمنین فرمودند: ذکر از سوی مذکور آغاز میشود. یعنی او باید شما را یاد کند تا شما به یادش بیفتید. همواره از آسمان به زمین میبارد.یکی از راههایی که انسان میتواند نقش خود را بیابد و دچار سردرگمی نشود، این است که از خود به وظیفهاش برسد. از داراییهای ذاتی که خدا به تو داده، به اضافه موقعیتهای جبری که پیش میآید، میتوانی نقش خود را تشخیص دهی. حرکت از بیرون به درون نادرست است. برای مثال، نباید ببینی دیگری طراح موشک است و بگویی من نیز میخواهم چنین شوم. این حرکت از بیرون به درون است و تو را گرفتار میکند. اما اگر داراییهای ذاتی خودت، استعدادها، علایق را با موقعیتهای جبری زندگی، فرصتها، محدودیتها ترکیب کنی، نقش خود را خواهی یافت. از شکل آفرینشت میتوانی دریابی خدا تو را برای چه کاری خلق کرده است. هنگامی که داراییهایت را با جبر روزگار هماهنگ کنی، نقش تو آشکار میشود. و در این راه، مراقب روحیه کمیتگرا باشید. گوساله سامری پای منبرش از هارون بیشتر بود. حضرت نوح 950 سال تبلیغ کرد و تنها 80 نفر پیرو یافت. اقبال مردم، نشانه اقبال خدا نیست. ممکن است امام جماعتی در مسجدی کوچک، در خاموشی، امام خمینی را پرورش دهد که تاریخ را دگرگون کند. تو باید بر سر پست خود باشی، نه این که همیشه بخواهی در قاب عکس باشی. کار عظیم انجام دهید، نه بزرگ. عظیم از درون بزرگ است، حتی اگر کسی متوجه نشود. ابوبصیر یا نائب خاص امام زمان در روزگار خود شاید پیروان زیادی نداشتند، اما کار عظیمی کردند. در واقعهای واحد، چهار نفر را در نظر بگیرید: فاطمه زهرا، امیرالمؤمنین، سلمان و ابوذر. این چهار تن در یک رخداد، چهار واکنش کاملاً متفاوت داشتند. چرا؟ زیرا داراییهایشان متفاوت بود و نقشهایشان متمایز بود. سلمان:حکم استانداری را از حکومت وقت گرفت. او میتوانست در درون سیستم کار کند. ابوذر:هرگز پست نگرفت. رسول الله به او فرموده بود: اگر دو نفر بودی، تو رئیس نباش. او همواره جلسات را بر هم میزد و سخن حق را میگفت. او را تبعید کردند و امیرالمؤمنین با شکستن حکم، او را بدرقه کرد و کارش را تأیید نمود. امیرالمؤمنین سکوت کرد. در خانه نشست و قرآن نوشت. اگر کوچکترین حرکتی میکرد، ابوسفیان و دیگران پشتش جمع میشدند و کل ماجرا منحرف میشد. نقش او در آن برهه، سکوت بود. فاطمه زهرا سلام الله علیها به شدت فعال بود. سخنرانی کرد، به خانهها رفت، گریه کرد. گریههایش کاملاً مبارزاتی بود. به او گفتند: یا شب گریه کن یا روز. گفت: من برای همین این کار را میکنم تا مشروعیت آنان را از بین ببرم. حتی وصیت کرد قبرش پنهان بماند تا کسی نتواند از آن سوءاستفاده کند. پس میبینید؟ هر کس باید بر پایه داراییها و موقعیت جبری خویش، نقش خود را بیابد. تو نمیتوانی به فاطمه زهرا بگویی چرا سکوت نمیکنی در حالی که علی سکوت کرده است. داراییهای علی با فاطمه زهرا تفاوت دارد. آن نوجوانی که کار فنی میداند، باید در همان زمینه برای امام زمانش کار کند. آن کس که اهل درس است، باید درس بخواند. حسرت نقش دیگران را مخور. چه مانند ابوذر در تبعید باشی، چه مانند سلمان در حکومت، برای علی به درد بخوری کافی است. برو سر پستت. آدم به چشم امامش بیاید، کافی است؛ حتی اگر قبرش نیز نداشته باشد.


تاکنون نظری ثبت نشده است