display result search
منو
زندگی غافلانه و مرگ آگاهانه

زندگی غافلانه و مرگ آگاهانه

  • 1 تعداد قطعات
  • 43 دقیقه مدت قطعه
  • 39 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام اسماعیل رمضانی با موضوع "زندگی غافلانه و مرگ آگاهانه"، سال 1404


هیچ‌گاه طوری زندگی نکنید که مجبور شوید واقعیت‌های مسلم را نادیده بگیرید. این سبک، زندگیِ غافلانه و احمقانه است. انسان‌های نادان چشمان خود را بر روی حقیقتی که خودشان هم پذیرفته‌اند، می‌بندند. در زندگی دو قانون کلیدی وجود دارد، اول: واقعیت‌ها را نادیده نگیر. گاهی درباره وجود یک واقعیت مثل چشم‌زخم یا سحر بحث می‌کنیم، که بحثی است درباره اصل موضوع. اما اگر بر سر واقعیتی توافق داریم، نادیده گرفتن آن فقط نادانی است. هنگامی که واقعیتی ثابت شد، انکار یا تغافل نسبت به آن، دیگر حماقت محض است. برای نمونه، اگر کسی با وجود اعتقاد به وجود دیوار، بخواهد با سر از آن عبور کند، این نادانی است. این روحیه پرسشگری و لجبازی سازنده در جوانی، نه تنها مذموم نیست، بلکه برای شکل‌گیری هویت ضروری است. جوان باید بتواند بگوید: این قانون را نمی‌پذیرم چون با عقل من جور درنمی‌آید. این سرآغاز تفکر است، اگرچه ممکن است به خطا برود. این یاغی‌گری در جوانی است که در میانسالی به انتخاب‌های آگاهانه و استوار تبدیل می‌شود. پس روحیه پرسشگری و یاغی‌گری در جوانی سالم و لازم است، به شرطی که در میانسالی به انتخاب‌های آگاهانه و محکم تبدیل شود. اصل دوم: تطبیق امر متغیر با امر ثابت. خردمند کسی است که امور تغییرپذیر زندگی را با امور تغییرناپذیر آن هماهنگ می‌کند.ما در زندگی با دو دسته واقعیت روبرویم: چیزهایی که می‌توانیم تغییرشان دهیم مانند اندازه فرش، جای مبل‌ها، آرزوها و شیوه کار و چیزهایی که نمی‌توانیم تغییرشان دهیم مانند ابعاد اتاق، جای لوله بخاری، یا ذات برخی روابط. مقاومت برای تغییر ناپذیرها، تنها باعث اتلاف انرژی و شکست می‌شود. عقل سلیم حکم می‌کند که فرش را با اندازه اتاق تنظیم کنیم، نه بالعکس. این قانون در تمام شئون زندگی جاری است. برای مثال، اگر به این باور برسیم که ذات و عادت پدر و مادر یا همسرمان تقریباً تغییرناپذیر است، آنگاه انرژی خود را به جای تلاش برای تغییر ایشان، صرف تغییر نگرش، انتظارات و رفتار خودمان در قبال آنان می‌کنیم. این به معنای تسلیم‌بودن نیست، بلکه به معنای عاقل‌بودن است. انسان عاقل به جای لجبازی برای تغییر این حقایق، امیدها، آرزوها و شیوه زندگی خود را با این واقعیت‌های ثابت تنظیم می‌کند. متأسفانه بسیاری از نظام‌های تربیتی و انگیزشی امروزی، مردم را به سمت آرزوهای بلند و بی‌توجه به فناپذیری زندگی سوق می‌دهند. آن‌ها نمونه‌های موفقیتی را نشان می‌دهند که از پایین به بالا رسیده‌اند، اما هرگز به مخاطب یادآوری نمی‌کنند که ممکن است فردا زنده نباشد تا آن موفقیت را ببیند. این یک سبک زندگی احمقانه است. امیرالمؤمنین علیه السلام در تربیت جوانان می‌فرماید: قلبت را با یاد مرگ ذلیل کن. یعنی دائماً به او یادآوری کن که می‌میری تا گردن کلفت و مغرور بار نیاید. همچنین او را با فجایع روزگار و سرنوشت گذشتگان، ثروتمندان و قدرتمندان آشنا کن تا ببیند همه آنها رفته‌اند و دنیا پایدار نیست. موفقیت زمانی ارزشمند است که در چارچوب این آگاهی‌ها باشد، نه به قیمت غفلت از حقیقت مرگ. جوانی که با این بینش زندگی کند، حتی اگر جوان هم بمیرد، دنیا را گرفته است؛ چرا که بزرگ شده است، نه فقط گنده. بزرگی یعنی بزرگ‌تر از مرگ شدن، نه انباشتن ثروت و مقامی که با مرگ همه را از دست می‌دهی.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 43:40

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • کاربر مهمان
    بسیار عالی

تصاویر

پایگاه سخن