display result search
منو
پرورش قدرت تشخیص در مکتب تربیت دینی، 3

پرورش قدرت تشخیص در مکتب تربیت دینی، 3

  • 1 تعداد قطعات
  • 47 دقیقه مدت قطعه
  • 10 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام اسماعیل رمضانی با موضوع "پرورش قدرت تشخیص در مکتب تربیت دینی" جلسه سوم: جدایی تشخیص، از اطاعت کورکورانه، سال 1404


دوستان، ما معمولاً در برابر توصیفات الهی و آنچه در قرآن و کلام اهل بیت علیهم السلام آمده، نوعاً تعبد محض نداریم. چرا؟ چون به ما یاد داده‌اند که فقط بچه حرف گوش‌کن، باشیم. این نگاه، تصویر ناقصی از ارتباط با امام زمان عج‌الله‌ تعالی‌فرجه به ما داده، تصویری که در آن ایشان فقط امر می‌کنند و ما فقط باید اطاعت کنیم. اما تصویر درست از ارتباط با امام زمان عجل الله این نیست. رابطه ایشان با ما از جنس زیر نظر گرفتن است تا ما به تشخیص تکلیف برسیم. همان الهم الکتاب و الحکمه، ایشان به ما حکمت می‌آموزند. حکمت یعنی اینکه خودت اهل تشخیص بشوی که الان وقت خواندن کدام آیه است، الان وقت اهمیت دادن به کدام فریضه دینی است، و الان وقت بی‌اعتنایی به کدام مساله است.
این تشخیص در دین ما از تکلیف مهم‌تر است. دقت کنید. در تشخیص‌های غلط بود که ائمه ما کشته شدند، تنها ماندند. من هنوز نتوانسته‌ام عدد دقیق این افراد را پیدا کنم، اما از مطالعاتم می‌دانم که تعداد کسانی که روز عاشورا بالای تپه‌ها دعا می‌کردند امام حسین علیه‌السلام نجات پیدا کند، از سربازان عمر سعد بیشتر بود، اگر بگوییم سربازان عمر سعد سی هزار نفر بودند، اینها بیشتر بودند. چه دینداری عجیبی! آقای قنبریان کتابی نوشته به نام اصحاب تپه درباره همین افراد. اگر در جامعه‌ای روز عاشورا، مردم فقط اهل دعا باشند یعنی چه؟ یعنی امام حسین علیه‌السلام در گودال قتلگاه است و اینها دعا می‌کنند. ممکن است اسلام جایی نیاز داشته باشد شما شمشیر بردارید، و جایی دیگر بر فرش ابریشم بنشینید و زیارت عاشورا بخوانید. این هر دو سبک از دینداری ممکن است. اما بعضی اصرار دارند در هیئت‌ها فقط یک سبک را جا بیندازند. من احساس عمیقی دارم که داریم به سمت سبکی از هیئتداری می‌رویم که فقط می‌گویند: آقا عاشورا بخوان، آقا حسین حسین حسین... اما یکدفعه می‌بینی امام حسین علیه‌السلام می‌گوید: ساکت باش، برو بجنگ! و ما روی فرش ابریشم نشسته‌ایم و السلام علیک یا اباعبدالله می‌گوییم، در حالی که تکه‌تکه‌شان می‌کنند و مردم می‌گویند خدا نجاتشان بده انشاالله! لذا باید به جایی برسیم که بچه‌هایمان بتوانند خودشان حکیمانه و با معیار و قدرت تشخیص درست، روایت کنند و بکوبند به دیوار. باید بدانی روز عاشورا روز چه کاری است، روز بعد از عاشورا روز چه کاری است. امام سجاد علیه السلام به هر کس پیشنهاد قیام داد گفت: بروید چرا؟ چون الان وقت قیام نیست. شما باید نوعی از دینداری، نوعی از منبر، نوعی از مطالعه، و نوعی از مطالبه از روحانیت داشته باشید که خودتان را مجهز کند. خودت باید بلد باشی. یکدفعه روز عاشورا می‌شود و یک حاج آقا بلند می‌شود این آیه را می‌خواند، تو گیج می‌شی... ما که همینیم! شیطان هم که حتماً یک منبر را می‌آورد وسط... تو باید اهل تشخیص باشی، باید اهل فکر باشی، باید اهل معیار باشی. اینقدر بچه مثبت نباش که بیایی به من بگویی باید چکار کنم. برو قرآن بخوان! خودت ببین چکار باید بکنی. در باب تغییر تصمیمات الهی، وقتی می‌خواهی به توصیفات وارد شوی، به تکرار توصیفات توجه کن. خداوند متعال چه توصیفی را چند بار تکرار کرده؟ این یعنی اینجا خبری هست، یعنی ریشه اتفاقی خواهد شد. خداوند چهل بار در قرآن فرموده: همه چی مال من هست، وقتی مال اوست، یعنی هر کاری می‌تواند بکند. با توپ‌هایت مشورت می‌کنی؟! خدا با ما مشورت نمی‌کند. می‌گوید: مال منه، هر کاری دلم بخواهد می‌کنم. همین پست را هر وقت بخواهم عوض می‌کنم. تو ملک منی، یعنی هر کاری عشقم بکشد می‌کنم و هیچ توضیحی هم بهت نمی‌دهم.
این مال منی را باید از من بفهمی! مفهوم مال را باید از من بفهمی! چرا فقیر؟ چون دلم می‌خواهد. چرا آن یکی پولدار؟ چون دلم می‌خواهد. حالا یک توضیح؟ نه، توضیح برای خدا ناموسی است. لا یُسْأَلُ عَمَّا یَفْعَلُ، از من سوال نکن. خداوند قدرت سوال به تو داده تا بپرسی در حسینیه کجاست؟ نه اینکه بیایی با خدا بحث کنی. وقتی خدا ساز می‌زند، تو باید برقصی، اگر به ساز زدن من اعتماد نداشته باشی، آنوقت است که با خدایی من درافتاده‌ای. این حس که خدا مرا له می‌کند، درست است. خداوند بیش از چهل بار این حس را ایجاد کرده. پیامبر صلی الله آیات را نازل می‌کرد، بعد می‌فرمود: آن آیه قبلی را ول کن، این را بگیر. یهودی‌ها می‌گفتند: تو دروغگو هستی، امروز یک حرف می‌زنی، فردا حرفت را عوض می‌کنی. امام زمان عجل الله هم می‌آیند و ممکن است بگویند: این کار را بکنید و فردا بگویند: تصمیم عوض شد. چرا این کار را می‌کنی؟ می‌خواهم هر کس فکر می‌کند من دروغگو هستم، خودش را دروغگو بداند. کسی که ظرفیت داشته باشد مرا دروغگو قبول کند، چقدر آدم بدی است! قاتل حضرت زهرا سلام الله علیها حکم خدا را شکست. خدا آیه 187 سوره بقره را نازل کرد و حکم را عوض کرد. حالا تو بگو: بالاخره حلال است یا حرام؟ یک روز ممکن است بگویم حلال است، یک روز حرام. تو دقیقاچه غلطی بکنی؟! دقیقاً نرم دست من باش! من با تغییر تصمیماتم با تو عبدبازی خواهم کرد. همه دروغگوها را رسوا خواهم کرد و همه راستگوها را بالا خواهم آورد. نرم دست امام زمان تربیت خواهم کرد.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 47:00

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن