- 75
- 1000
- 1000
- 1000
رمضان، بهار تکلیف و تجلی خدا، 5
سخنرانی حجت الاسلام مسعود عالی با موضوع «رمضان، بهار تکلیف و تجلی خدا»، جلسه پنجم: توحید افعالی در عالم، سال 1404
بر اساس معارف الهی، تمام کمالات در این عالم، جلوه ای از اسماء و کمالات خداوند متعال است. همانطور که اصل وجود همه موجودات از خداست، کمالات آنها نیز شعاعی از کمالات الهی است. هیچ کس در این عالم، کمالی مستقل از خدا ندارد. استقلال و استغنا فقط مخصوص خداست. عالم، عالم اسباب است، اما تمام این اسباب به پشتوانه اسماء الهی کار می کنند. اسماء خدا پشت پرده این اسباب هستند. اگر زمانی اسباب ظاهری مثل دکتر و دارو جواب ندهند، اسماء الهی که از کار نمی افتند. خداوند بن بست ندارد. جایی که پول کارساز نیست، اسم «رزاق» خداوند کارساز است. به ما دستور داده اند در همه کارها «بسم الله» بگوییم: موقع مسافرت: «بسم الله الرحمن الرحیم» یعنی با اسم خدا حرکت می کنم
· موقع مطالعه: یعنی با اسم خدا مطالعه می کنم
· موقع خوردن و خوابیدن و هر کار دیگری. تکرار «بسم الله» باعث می شود این باور در قلب انسان وارد شود که اسم خدا در این عالم کار می کند. چه بگوییم و چه نگوییم، اسم خدا کار می کند، اما با گفتن آن، کارمان برکت پیدا می کند. امام رضا علیه السلام فرمود: کسی که «بسم الله» بگوید، خداوند می فرماید سزاوار است بر من که کارش را به اتمام برسانم و به او برکت بدهم.
غذایی که با «بسم الله» خورده شود با کافری که بدون ذکر خدا می خورد فرق دارد. هر دو سیر می شوند، اما آنکه «بسم الله» گفت، غذا برایش رشد و تعالی و برکت دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که موقع خواب «بسم الله» بگوید، خداوند به فرشتگان دستور می دهد تا صبح برای هر نفسی که می کشد، حسنه بنویسند. این اختصاص به خواب ندارد؛ در هر کاری اگر «بسم الله» بگویید، تمام آن عمل برای شما قربت و تقرب آور می شود. مقام «بسم الله» مرتبه ای است که انسان به این باور توحیدی برسد که در این عالم اسم خدا کار می کند. چنین کسی در زندگی افسردگی، پژمردگی و بن بست ندارد. چون می داند خدا بن بست ندارد. جایی که من به بن بست می رسم، خدا که به بن بست نرسیده است. پشت همین بن بست، اتوبان خداست. حتی موقع مرگ هم کسی که به این مقام توحیدی رسیده باشد، نمی ترسد. از سر سفره این دنیا با یک «بسم الله» می رود سر سفره ای دیگر از سفره های خدا. در کتاب جامع الاخبار از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که مومن هنگام عبور از صراط -که از متن جهنم می گذرد- طبق عادت دنیا که همیشه «بسم الله» می گفت، می گوید: «بسم الله الرحمن الرحیم». آتش خاموش می شود و خطاب می رسد: ای مومن! نور تو آتش را خاموش کرد، زودتر عبور کن. امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: تمام قرآن در سوره حمد است، و تمام سوره حمد در «بسم الله الرحمن الرحیم» است، و تمام «بسم الله» در «باء» بسم الله است، و من نقطه زیر باء هستم. کل قرآن پیامش توحید است. تمام توحید در سوره حمد خلاصه شده است. تمام سوره حمد در «بسم الله الرحمن الرحیم» است چون «بسم الله» توحید محض است. تمام «بسم الله» در «باء» آن است، چون «باء» برای استعانت است یعنی «به کمک اسم خدا». اگر نقطه را از «باء» برداریم، «باء» معنا ندارد. امیرالمومنین فرمود من آن نقطه هستم، یعنی ولایت برای توحید مثل نقطه زیر «باء» است. اگر ولایت را از توحید بردارید، توحید بی معنا می شود، مثل توحید عربستان، توحید داعش و توحید خوارج که توحید نیست، بلکه کمک به شیطان است.
آیه دوم سوره حجرات (یا سوره مورد نظر) سه ادب را به ما می آموزد:1. ادب مواجهه با خدا، 2. ادب مواجهه با پیامبر و اولیای خدا،3. ادب مواجهه با مومنین. خداوند می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله» ای مومنان! از خدا و پیامبر جلو نیفتید. یعنی پشت سر باشید و تبعیت کنید. هر چه خدا و پیامبر فرمودند، همان را انجام دهید. خودتان برای دین نسازید. ائمه اطهار علیهم السلام ما را رها نکرده اند. امام صادق علیه السلام فرمود: «اما من کان من الفقها...» در مسائل فردی به مجتهد عادل و با تقوا مراجعه کنید. در مسائل اجتماعی به کسی که علاوه بر اجتهاد، زمان شناس، مدیر، شجاع و بصیر است (ولی فقیه) مراجعه کنید. برخی با دیدن روایتی که اهل بیت در شرایط خاصی خمس را بخشیده بودند (برای حل مشکل حلال زادگی کودکانی که از کنیزان بدون خمس به دست آمده بودند)، فکر کردند این حکم همیشگی است و خمس ساقط شده است. در حالی که امام رضا علیه السلام در پاسخ به نامه ای که از استان فارس درخواست بخشش خمس داده بود، فرمود: «لا تحرموا انفسکم دعاءنا» خودتان را از دعای ما محروم نکنید. خمس بدهید تا دعایتان کنیم، پاک شوید و روزیتان پاک شود.
بر اساس معارف الهی، تمام کمالات در این عالم، جلوه ای از اسماء و کمالات خداوند متعال است. همانطور که اصل وجود همه موجودات از خداست، کمالات آنها نیز شعاعی از کمالات الهی است. هیچ کس در این عالم، کمالی مستقل از خدا ندارد. استقلال و استغنا فقط مخصوص خداست. عالم، عالم اسباب است، اما تمام این اسباب به پشتوانه اسماء الهی کار می کنند. اسماء خدا پشت پرده این اسباب هستند. اگر زمانی اسباب ظاهری مثل دکتر و دارو جواب ندهند، اسماء الهی که از کار نمی افتند. خداوند بن بست ندارد. جایی که پول کارساز نیست، اسم «رزاق» خداوند کارساز است. به ما دستور داده اند در همه کارها «بسم الله» بگوییم: موقع مسافرت: «بسم الله الرحمن الرحیم» یعنی با اسم خدا حرکت می کنم
· موقع مطالعه: یعنی با اسم خدا مطالعه می کنم
· موقع خوردن و خوابیدن و هر کار دیگری. تکرار «بسم الله» باعث می شود این باور در قلب انسان وارد شود که اسم خدا در این عالم کار می کند. چه بگوییم و چه نگوییم، اسم خدا کار می کند، اما با گفتن آن، کارمان برکت پیدا می کند. امام رضا علیه السلام فرمود: کسی که «بسم الله» بگوید، خداوند می فرماید سزاوار است بر من که کارش را به اتمام برسانم و به او برکت بدهم.
غذایی که با «بسم الله» خورده شود با کافری که بدون ذکر خدا می خورد فرق دارد. هر دو سیر می شوند، اما آنکه «بسم الله» گفت، غذا برایش رشد و تعالی و برکت دارد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: کسی که موقع خواب «بسم الله» بگوید، خداوند به فرشتگان دستور می دهد تا صبح برای هر نفسی که می کشد، حسنه بنویسند. این اختصاص به خواب ندارد؛ در هر کاری اگر «بسم الله» بگویید، تمام آن عمل برای شما قربت و تقرب آور می شود. مقام «بسم الله» مرتبه ای است که انسان به این باور توحیدی برسد که در این عالم اسم خدا کار می کند. چنین کسی در زندگی افسردگی، پژمردگی و بن بست ندارد. چون می داند خدا بن بست ندارد. جایی که من به بن بست می رسم، خدا که به بن بست نرسیده است. پشت همین بن بست، اتوبان خداست. حتی موقع مرگ هم کسی که به این مقام توحیدی رسیده باشد، نمی ترسد. از سر سفره این دنیا با یک «بسم الله» می رود سر سفره ای دیگر از سفره های خدا. در کتاب جامع الاخبار از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که مومن هنگام عبور از صراط -که از متن جهنم می گذرد- طبق عادت دنیا که همیشه «بسم الله» می گفت، می گوید: «بسم الله الرحمن الرحیم». آتش خاموش می شود و خطاب می رسد: ای مومن! نور تو آتش را خاموش کرد، زودتر عبور کن. امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: تمام قرآن در سوره حمد است، و تمام سوره حمد در «بسم الله الرحمن الرحیم» است، و تمام «بسم الله» در «باء» بسم الله است، و من نقطه زیر باء هستم. کل قرآن پیامش توحید است. تمام توحید در سوره حمد خلاصه شده است. تمام سوره حمد در «بسم الله الرحمن الرحیم» است چون «بسم الله» توحید محض است. تمام «بسم الله» در «باء» آن است، چون «باء» برای استعانت است یعنی «به کمک اسم خدا». اگر نقطه را از «باء» برداریم، «باء» معنا ندارد. امیرالمومنین فرمود من آن نقطه هستم، یعنی ولایت برای توحید مثل نقطه زیر «باء» است. اگر ولایت را از توحید بردارید، توحید بی معنا می شود، مثل توحید عربستان، توحید داعش و توحید خوارج که توحید نیست، بلکه کمک به شیطان است.
آیه دوم سوره حجرات (یا سوره مورد نظر) سه ادب را به ما می آموزد:1. ادب مواجهه با خدا، 2. ادب مواجهه با پیامبر و اولیای خدا،3. ادب مواجهه با مومنین. خداوند می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا لا تقدموا بین یدی الله و رسوله» ای مومنان! از خدا و پیامبر جلو نیفتید. یعنی پشت سر باشید و تبعیت کنید. هر چه خدا و پیامبر فرمودند، همان را انجام دهید. خودتان برای دین نسازید. ائمه اطهار علیهم السلام ما را رها نکرده اند. امام صادق علیه السلام فرمود: «اما من کان من الفقها...» در مسائل فردی به مجتهد عادل و با تقوا مراجعه کنید. در مسائل اجتماعی به کسی که علاوه بر اجتهاد، زمان شناس، مدیر، شجاع و بصیر است (ولی فقیه) مراجعه کنید. برخی با دیدن روایتی که اهل بیت در شرایط خاصی خمس را بخشیده بودند (برای حل مشکل حلال زادگی کودکانی که از کنیزان بدون خمس به دست آمده بودند)، فکر کردند این حکم همیشگی است و خمس ساقط شده است. در حالی که امام رضا علیه السلام در پاسخ به نامه ای که از استان فارس درخواست بخشش خمس داده بود، فرمود: «لا تحرموا انفسکم دعاءنا» خودتان را از دعای ما محروم نکنید. خمس بدهید تا دعایتان کنیم، پاک شوید و روزیتان پاک شود.


تاکنون نظری ثبت نشده است