- 56
- 1000
- 1000
- 1000
رمضان، بهار تکلیف و تجلی خدا، 1
سخنرانی حجت الاسلام مسعود عالی با موضوع «رمضان، بهار تکلیف و تجلی خدا»، جلسه اول: هویت معنوی انسان، سال 1404
مرحوم سید بن طاووس در کتاب شریف اقبال روایت بسیار زیبایی از امام صادق علیه السلام نقل میکنند. حضرت میفرمایند: شهر رمضان اول السنه، ماه رمضان اول سال است. ایشان توضیح میدهند که اگر ماه رمضان سالم بماند و انسان استفاده خوبی از آن بکند، کل سالش سالم خواهد بود. خود مرحوم سید بن طاووس یک سؤال مطرح میکنند: ماه رمضان چگونه اول سال است، در حالی که اول سال قمری محرم است و اول سال شمسی فروردین؟ ایشان جواب بسیار زیبایی میدهند. میفرمایند ماه رمضان به تناسب افراد و اقوام مختلف، معانی متفاوتی پیدا میکند. مثلاً اول سال دانشآموزان اول مهر است، اول سال کشاورزان موقع درو و برداشت محصول است، اول سال خمسی انسان اولین درآمدی است که به دست میآورد. ایشان میفرمایند ماه مبارک رمضان، اول سال یک انسان سالک است؛ کسی که میخواهد قدمهای بلندی به سمت خداوند متعال بردارد و بندگی خاص خدا را انجام دهد. اینجا نقطه شروع مجدد است، جایی که انسان میتواند خودش را دوباره تعریف کند و اگر آلودگیهایی دارد، آنها را کنار بگذارد و به سمت قرب الهی حرکت کند. در ماه رمضان، همه مومنان به نوعی طعم یک زندگی عارفانه و مومنانه را میچشند. چرا؟ چون در این ماه، تکالیف خدا زیاد میشود. بکن و نکنهای الهی افزایش پیدا میکند. این در حالی است که متأسفانه فرهنگ سکولار در جهان حاکم شده، فرهنگی که دینگریز و تکلیفگریز است و تکالیف را دست و پاگیر و محدودکننده میداند. این فرهنگ، یله بودن و رها بودن را به عنوان آزادی ترویج میکند. به همین دلیل هم بعضی ناآگاهانه مسیحیت را ترجیح میدهند، چون به خیالشان تکلیف چندانی ندارد. اما باید بدانیم این نگاه، نگاه غیرعاقلانهای است. در نگاه یک انسان عاقل، تکلیف، تشریف و تکریم خداست، نه سختگیری. برای همین است که انسان عاقلی مثل سید بن طاووس برای فرزندش جشن تکلیف میگیرد و به او میگوید تو الان لیاقت پیدا کردی که خدا به تو تکلیف عنایت کند و با تو حرف بزند. ما معمولاً احترام و لطف خدا را در رزق و روزی میبینیم، در حالی که اگر خدا به کسی رزق زیاد بدهد، معنای خاصی ندارد، چون به گرگ و پلنگ بیابان هم رزق میدهد. لطف خدا را باید در تکلیف دید. خدا به حیوانات تکلیف نمیکند، اما به انسان تکلیف میکند؛ یعنی من با تو کار دارم، به تو توجه دارم. هر کسی انسانتر باشد، تکلیفش بیشتر است. پیغمبر اکرم از همه تکلیفش بیشتر بود. چیزهایی که برای ما مستحب است، برای ایشان واجب بود؛ مثل نماز شب یا مسواک زدن. در روایت داریم حضرت ابراهیم علیه السلام وقتی فرزندش اسماعیل را برای قربانی برد و کارد را گذاشت، خطاب رسید که تکلیف تا همین جا بود و برداشته شد. حضرت ابراهیم گریه کرد که خدایا چرا من لایق نبودم که تکلیف را ادامه دهم؟ میبینید؟ ابراهیم که میفهمد تکلیف یعنی احترام و لطف، وقتی تکلیف برداشته میشود گریه میکند. انسان عاقل میفهمد تکلیف اگرچه محدودیت ایجاد میکند، اما برای رسیدن به قله است.
در ماه مبارک رمضان، تکالیف زیاد میشود. اولین تکلیف، روزه است. کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ. در روایات داریم همین روزهای که ما میگیریم، ریاضت اختصاصی انبیای گذشته بوده است. امام صادق فرمود روزه، ریاضت انبیا بود و خداوند به امت پیغمبر آخرالزمان که کلاسشان بالاست، آن ریاضت را داده است. کسی به امام صادق اشکال کرد که در قرآن میگوید بر شما روزه نوشته شده همانگونه که بر پیشینیان نوشته شده، پس معلوم میشود گذشتگان هم روزه داشتند. امام فرمود انبیایشان داشتند، نه امتهایشان. روزه خاص الخاص است که انسان حتی خطورات ذهنی را هم کنترل کند؛ سوء ظن، فکر بد، فکر شیطانی. اینجا تکلیف خیلی زیاد میشود. اما عنایت خدا هم همین جاست که فرمون زندگی آدم را به دست میگیرد. دیگر «من دلم میخواهد» نیست، «خدا چه میخواهد» مطرح است. پیغمبر در همان خطبه فرمود «قَدْ اَقْبَلَ اِلَیْکُمْ شَهْرُ اللهِ بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ»؛ ماه رمضان با برکت و رحمت و مغفرت به شما روی آورده است. در ماههای دیگر باید زور بزنی تا چیزی بگیری، اما در این ماه رحمت و مغفرت پایین میآید. مثل درخت خیلی بلندی است که با زحمت باید بالا بروی تا میوه بچینی، اما گاهی شاخه پایین میآید و میوه در دسترس است. ماه رمضان جلوهای از بهشت است. یکی دیگر از چیزهایی که باعث حضور خدا در زندگی میشود، قرآن است. «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ». خدا ماه رمضان را به قرآن معرفی میکند. درست است که نزول اصلی قرآن در شب قدر بود، اما در همه ماههای رمضان بعد از پیغمبر، قرآن جلوه دیگری پیدا میکند که در ماههای دیگر نیست. قرآن در ماه رمضان خودش را در اختیار گذاشته، درها باز است. خوشا به حال کسی که گدایی بلد باشد. آخر ماه رمضان، حجابها کمتر میشود، دل پاکتر میشود، اشک راحتتر میآید، باورها قویتر میشود.
مرحوم سید بن طاووس در کتاب شریف اقبال روایت بسیار زیبایی از امام صادق علیه السلام نقل میکنند. حضرت میفرمایند: شهر رمضان اول السنه، ماه رمضان اول سال است. ایشان توضیح میدهند که اگر ماه رمضان سالم بماند و انسان استفاده خوبی از آن بکند، کل سالش سالم خواهد بود. خود مرحوم سید بن طاووس یک سؤال مطرح میکنند: ماه رمضان چگونه اول سال است، در حالی که اول سال قمری محرم است و اول سال شمسی فروردین؟ ایشان جواب بسیار زیبایی میدهند. میفرمایند ماه رمضان به تناسب افراد و اقوام مختلف، معانی متفاوتی پیدا میکند. مثلاً اول سال دانشآموزان اول مهر است، اول سال کشاورزان موقع درو و برداشت محصول است، اول سال خمسی انسان اولین درآمدی است که به دست میآورد. ایشان میفرمایند ماه مبارک رمضان، اول سال یک انسان سالک است؛ کسی که میخواهد قدمهای بلندی به سمت خداوند متعال بردارد و بندگی خاص خدا را انجام دهد. اینجا نقطه شروع مجدد است، جایی که انسان میتواند خودش را دوباره تعریف کند و اگر آلودگیهایی دارد، آنها را کنار بگذارد و به سمت قرب الهی حرکت کند. در ماه رمضان، همه مومنان به نوعی طعم یک زندگی عارفانه و مومنانه را میچشند. چرا؟ چون در این ماه، تکالیف خدا زیاد میشود. بکن و نکنهای الهی افزایش پیدا میکند. این در حالی است که متأسفانه فرهنگ سکولار در جهان حاکم شده، فرهنگی که دینگریز و تکلیفگریز است و تکالیف را دست و پاگیر و محدودکننده میداند. این فرهنگ، یله بودن و رها بودن را به عنوان آزادی ترویج میکند. به همین دلیل هم بعضی ناآگاهانه مسیحیت را ترجیح میدهند، چون به خیالشان تکلیف چندانی ندارد. اما باید بدانیم این نگاه، نگاه غیرعاقلانهای است. در نگاه یک انسان عاقل، تکلیف، تشریف و تکریم خداست، نه سختگیری. برای همین است که انسان عاقلی مثل سید بن طاووس برای فرزندش جشن تکلیف میگیرد و به او میگوید تو الان لیاقت پیدا کردی که خدا به تو تکلیف عنایت کند و با تو حرف بزند. ما معمولاً احترام و لطف خدا را در رزق و روزی میبینیم، در حالی که اگر خدا به کسی رزق زیاد بدهد، معنای خاصی ندارد، چون به گرگ و پلنگ بیابان هم رزق میدهد. لطف خدا را باید در تکلیف دید. خدا به حیوانات تکلیف نمیکند، اما به انسان تکلیف میکند؛ یعنی من با تو کار دارم، به تو توجه دارم. هر کسی انسانتر باشد، تکلیفش بیشتر است. پیغمبر اکرم از همه تکلیفش بیشتر بود. چیزهایی که برای ما مستحب است، برای ایشان واجب بود؛ مثل نماز شب یا مسواک زدن. در روایت داریم حضرت ابراهیم علیه السلام وقتی فرزندش اسماعیل را برای قربانی برد و کارد را گذاشت، خطاب رسید که تکلیف تا همین جا بود و برداشته شد. حضرت ابراهیم گریه کرد که خدایا چرا من لایق نبودم که تکلیف را ادامه دهم؟ میبینید؟ ابراهیم که میفهمد تکلیف یعنی احترام و لطف، وقتی تکلیف برداشته میشود گریه میکند. انسان عاقل میفهمد تکلیف اگرچه محدودیت ایجاد میکند، اما برای رسیدن به قله است.
در ماه مبارک رمضان، تکالیف زیاد میشود. اولین تکلیف، روزه است. کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ. در روایات داریم همین روزهای که ما میگیریم، ریاضت اختصاصی انبیای گذشته بوده است. امام صادق فرمود روزه، ریاضت انبیا بود و خداوند به امت پیغمبر آخرالزمان که کلاسشان بالاست، آن ریاضت را داده است. کسی به امام صادق اشکال کرد که در قرآن میگوید بر شما روزه نوشته شده همانگونه که بر پیشینیان نوشته شده، پس معلوم میشود گذشتگان هم روزه داشتند. امام فرمود انبیایشان داشتند، نه امتهایشان. روزه خاص الخاص است که انسان حتی خطورات ذهنی را هم کنترل کند؛ سوء ظن، فکر بد، فکر شیطانی. اینجا تکلیف خیلی زیاد میشود. اما عنایت خدا هم همین جاست که فرمون زندگی آدم را به دست میگیرد. دیگر «من دلم میخواهد» نیست، «خدا چه میخواهد» مطرح است. پیغمبر در همان خطبه فرمود «قَدْ اَقْبَلَ اِلَیْکُمْ شَهْرُ اللهِ بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ»؛ ماه رمضان با برکت و رحمت و مغفرت به شما روی آورده است. در ماههای دیگر باید زور بزنی تا چیزی بگیری، اما در این ماه رحمت و مغفرت پایین میآید. مثل درخت خیلی بلندی است که با زحمت باید بالا بروی تا میوه بچینی، اما گاهی شاخه پایین میآید و میوه در دسترس است. ماه رمضان جلوهای از بهشت است. یکی دیگر از چیزهایی که باعث حضور خدا در زندگی میشود، قرآن است. «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ». خدا ماه رمضان را به قرآن معرفی میکند. درست است که نزول اصلی قرآن در شب قدر بود، اما در همه ماههای رمضان بعد از پیغمبر، قرآن جلوه دیگری پیدا میکند که در ماههای دیگر نیست. قرآن در ماه رمضان خودش را در اختیار گذاشته، درها باز است. خوشا به حال کسی که گدایی بلد باشد. آخر ماه رمضان، حجابها کمتر میشود، دل پاکتر میشود، اشک راحتتر میآید، باورها قویتر میشود.


تاکنون نظری ثبت نشده است