- 22
- 1000
- 1000
- 1000
سیره تربیتی حضرت موسی علیه السلام، 18
سخنرانی حجت الاسلام محمد رضا عابدینی با موضوع «سیره تربیتی حضرت موسی علیه السلام»، جلسه هجدهم: مأموریت الهی، سال 1404
از موسی کلیم الله اذن میگیریم که وارد قصه نورانی حضرت در قرآن کریم شویم و بهرهمند شویم برای امروزمان که خدای سبحان «وَ هَلْ أَتاکَ حَدِیثُ مُوسى» انواع ذکرها را برای قصه تاریخی حضرت موسی و امت ختمی بیان کردند و اگر امروز با جریانات تطبیق میکنیم، این تطبیق حتماً راه دارد و همانطور که در مورد قرآن کریم روایات متعدد داریم که قرآن مثل خورشیدی است که هر روز طلوعی دارد، آیات قرآن هر روز طلوع و مصداقی دارند و این جلوه با جلوه سابق تفاوت دارد اما اشتراکاتی هم دارد. لذا اگر قرآن در مورد امتهای سابق بود، با رفتن آنها قرآن هم تمام شده بود اما قرآن تاریخ زنده است و حیات دارد و طوری تاریخ را بیان میکند که امروز ما هم داخل در این تاریخ شویم و فقط خواندن یک تاریخ نباشد. لذا قصه حضرت موسی را بدانیم که مربوط به لحظه لحظه زندگی ماست. جلسه گذشته با این نکته به پایان رساندیم که وقتی موسی کلیم راه افتاد همسرش حامله بود و دو سه ماهی به زایمان مانده بود. هوا سرد بود و برای سفرهای آن زمان و مشکلات راه، سختیهایی که بود، در صورتی که اگر دو ماه صبر میکرد هم همسرش زایمان میکرد و هم هوا بهتر میشد. این دو ماه را هم روی آن ده سال تحمل میکردید. زندگی انبیاء، حرکت و سکوتش به اذن و اراده الهی است. اینگونه نیست که مثل ما باشند که امروز تصمیم میگیریم فلان کار را بکنیم و فردا فلان کار را، برای ما این حجت و لازم است. اما این وجودات طاهر و نورانی به جایی در کمال رسیدند که ارادهشان را محو اراده الهی کردند. نه مجبور به دنیا آمده باشند. اگر ما خیلی رشد کنیم به آن موطن میرسیم، طوری میشویم که در هر لحظه حکمی از احکام الهی را میبینیم و مطابق آن را انجام میدهیم. هیچ تخطی نداریم و منطق مباح برای کسی که به مراتب نهایی قرب نیست، منطق مباح نیست، یا حرام است یا لازم است. هرچه انسان به کمال نزدیکتر میشود، منطق مباحاتش کمتر میشود. یا قرمز است یا سبز است. نور و ظلمت است و دیگر سایه ندارد. البته مباح برای ما آنجا هم اطاعت است اما در بین انبیای گرامی مسأله عظیمتر از این است.
از موسی کلیم الله اذن میگیریم که وارد قصه نورانی حضرت در قرآن کریم شویم و بهرهمند شویم برای امروزمان که خدای سبحان «وَ هَلْ أَتاکَ حَدِیثُ مُوسى» انواع ذکرها را برای قصه تاریخی حضرت موسی و امت ختمی بیان کردند و اگر امروز با جریانات تطبیق میکنیم، این تطبیق حتماً راه دارد و همانطور که در مورد قرآن کریم روایات متعدد داریم که قرآن مثل خورشیدی است که هر روز طلوعی دارد، آیات قرآن هر روز طلوع و مصداقی دارند و این جلوه با جلوه سابق تفاوت دارد اما اشتراکاتی هم دارد. لذا اگر قرآن در مورد امتهای سابق بود، با رفتن آنها قرآن هم تمام شده بود اما قرآن تاریخ زنده است و حیات دارد و طوری تاریخ را بیان میکند که امروز ما هم داخل در این تاریخ شویم و فقط خواندن یک تاریخ نباشد. لذا قصه حضرت موسی را بدانیم که مربوط به لحظه لحظه زندگی ماست. جلسه گذشته با این نکته به پایان رساندیم که وقتی موسی کلیم راه افتاد همسرش حامله بود و دو سه ماهی به زایمان مانده بود. هوا سرد بود و برای سفرهای آن زمان و مشکلات راه، سختیهایی که بود، در صورتی که اگر دو ماه صبر میکرد هم همسرش زایمان میکرد و هم هوا بهتر میشد. این دو ماه را هم روی آن ده سال تحمل میکردید. زندگی انبیاء، حرکت و سکوتش به اذن و اراده الهی است. اینگونه نیست که مثل ما باشند که امروز تصمیم میگیریم فلان کار را بکنیم و فردا فلان کار را، برای ما این حجت و لازم است. اما این وجودات طاهر و نورانی به جایی در کمال رسیدند که ارادهشان را محو اراده الهی کردند. نه مجبور به دنیا آمده باشند. اگر ما خیلی رشد کنیم به آن موطن میرسیم، طوری میشویم که در هر لحظه حکمی از احکام الهی را میبینیم و مطابق آن را انجام میدهیم. هیچ تخطی نداریم و منطق مباح برای کسی که به مراتب نهایی قرب نیست، منطق مباح نیست، یا حرام است یا لازم است. هرچه انسان به کمال نزدیکتر میشود، منطق مباحاتش کمتر میشود. یا قرمز است یا سبز است. نور و ظلمت است و دیگر سایه ندارد. البته مباح برای ما آنجا هم اطاعت است اما در بین انبیای گرامی مسأله عظیمتر از این است.


تاکنون نظری ثبت نشده است