display result search
منو
دین عرصه پرورش محبت

دین عرصه پرورش محبت

  • 1 تعداد قطعات
  • 39 دقیقه مدت قطعه
  • 2 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان با موضوع"دین عرصه پرورش محبت"، سال 1404


حرف اصلی امشب ما درباره محبت است؛ این گمشده بزرگ در شناخت و آموزش دین. می‌خواهم بگویم که دین، جاده اصلی رسیدن به محبت است، اما متأسفانه ما در معرفی دین، این محور اصلی را گم کرده‌ایم. ما دین را بیشتر به شکل یک سری عقاید خشک فلسفی، احکام سنگین و بایدونبایدهای خسته‌کننده معرفی کرده‌ایم؛ در حالی که روح و جان دین، محبت است. امام باقر علیه‌السلام به صراحت می‌فرماید: هَلِ الدِّینُ إِلَّا الْحُبُّ؟؛ آیا دین چیزی جز محبت است؟ اما شما ببینید، در میان صدها کتاب درسی معارف، چند کتاب مستقل و عمیق درباره چیستی محبت، راه‌های پرورش آن و محبت اصیل داریم؟ این غفلت، آسیب‌های زیادی زده است. جوان ما که مشتاق محبت و عاطفه است، وقتی این جذابیت را در بیان دینی نمی‌بیند، ناخودآگاه به سمت ترانه‌ها و فیلم‌های سطحی سوق پیدا می‌کند. اگر ما درست معرفی کرده بودیم، محبوب‌ترین مکان برای جوان، مسجد بود؛ جایی که امام حسن مجتبی علیه‌السلام فلسفه حضور در آن را یافتن رفیق می‌داند. بسیج هم که مدرسه عشق است، برآمده از همین روحیه مسجد است. نماز، تمرین محبت است، حتی نماز را باید از این منظر نگاه کرد. روانشناسی ثابت کرده که پایبندی به یک عمل منظم حتی اگر در ابتدا سخت باشد، ظرفیت مهرورزی و عشق را در انسان بالا می‌برد و باعث می‌شود دیرتر به نفرت برسد. پس نماز، تنها یک تکلیف خشک نیست؛ یک ریاضت عاشقانه است تا قلب ما رقیق و آماده محبت شود. امام رضا علیه‌السلام هشدار می‌دهد: هر کس به ذکر خدا، مثل نماز بپردازد، اما مشتاق خدا نشود، خود را مسخره کرده است. حتی خداشناسی در قرآن هم با زبان محبت آموزش داده شده است. نگاه کنید به استدلال حضرت ابراهیم علیه‌السلام: او ستاره، ماه و خورشید را می‌بیند، اما می‌گوید اینها خدا نیستند، چون من غروب‌کننده‌ها را دوست ندارم. یعنی ملاک او برای نپذیرفتن یک معبود، دوست نداشتن است! پس خداوندی که او می‌خواهد، باید موجودی باشد که بتواند او را دوست داشته باشد. چرا در آموزش‌های دینی ما، خدا به عنوان موجودی که می‌شود او را با تمام وجود دوست داشت، معرفی نمی‌شود؟ این بحث فقط فردی نیست، اجتماعی هم هست. یکی از مشکلات بزرگ مدیریتی ما، اعم از انقلابی و غیرانقلابی این است که مدیران را فقط بر اساس تخصص و تعهد که البته لازم است، انتخاب می‌کنیم، اما معیار سوم و حیاتی را فراموش می‌کنیم: عشق به مردم. امیرالمؤمنین علیه‌السلام در فرمان به مالک اشتر می‌فرماید: اشْعِرْ قَلْبَکَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِیَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ؛ دل خود را لبریز از رحمت و محبت نسبت به مردم کن. مدیر باید مردم را دوست داشته باشد، نه مثل گرگی که می‌خواهد از آنان بهره‌برداری کند. نمونه‌هایی مانند آقای ابوترابی فرد یا دکتر چمران نشان می‌دهند مدیریتی که از عشق سرچشمه بگیرد، چه معجزه‌هایی می‌کند. اگر در مدیران، این محبت قلبی نباشد، حتی با تخصص و تعهد بالا هم کارها به خوبی پیش نمی‌رود، زیرا سنت الهی بر این است. دین، آیین محبت است. برای پرورش جامعه‌ای سالم و پیشرو، باید این گفتمان را تقویت کنیم. در خانواده، در دانشگاه، در مدیریت و در همه جا. باید محبت را تئوریزه کنیم، درباره آن تحقیق کنیم و آن را قلب تپنده زندگی فردی و اجتماعی قرار دهیم. تنها در این صورت است که دین، جذابیت و تأثیر واقعی خود را در زندگی ما و نسل جوان نشان خواهد داد.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 39:34

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن