- 269
- 1000
- 1000
- 1000
سر خط شروع و تحلیل تاریخ اسلام، 64
سخنرانی حجت الاسلام و المسلمین حامد کاشانی با موضوع «سر خط شروع و تحلیل تاریخ اسلام»، جلسه شصت و چهارم: وقایع روزهای پایانی حکومت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام (1)، سال 1400
به مسئلهی غارات رسیدیم. یعنی حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام دچار یک ضعفی شد که حالا انشاءالله با هم گفتگو میکنیم و تحلیل میکنیم. بعد از جنگ با خوارج دیگر لشکری آماده و مهیا نشد برای اینکه حضرت به جنگ با معاویه برود با اینکه او را خطر جدی میدانست و شامیان وقتی مطمئن شدند که سپاه حضرت فعلاً آمادگی حمله به شام را ندارد شروع به توسعه و گسترش دادن کردن. حالا اگر رسیدیم امروز عرض میکنم که در کلمات حضرت این به صورت فراوان ذکر شده که فرمود اگر شما با دشمنتان در خانه او نجنگید... امیرالمؤمنین جنگطلب نیست. از بعد از پیغمبر اکرم بارها امکان اتفاقات خشونتبار بوده، حضرت با اینکه محق بوده برای نریخته شدن خون مردم عقب نشست. در جمل، در صفین، در نهروان هم بارها تلاش کرد با گفتگو، با مناظره، با نامهنگاری، با اتمام حجت، با لباس پیغمبر را پوشیدن و وسط میدان رفتن، با اینکه جوانانی را فرستادند قرآن بخوانند ولی تیرباران شدند، خواستند جنگ رخ ندهد. اما حضرت میفرماید اگر مطمئن شدید که دشمن، دشمن است و خطر جدی دارد و شما مقدمات وظایفتان را انجام دادید، ما تا میتوانیم اهل خونریزی نیستیم اما اگر اینطور نیست باید بروید دم خانهی او با او بجنگید. امیرالمؤمنین علیه السلام جمل را با اهل بسره در نزدیکی بسره انجام داد. صفین را سمت معاویه رفت. درست است که شروعکننده معاویه بود ولی اجازه نداد او بیاید حرکت کند. حتی مالک اشتر را حضرت گذاشته بود شمال عراق را داشته باشد برای اینکه حملات معاویه به سمت عراق نیاید. در مورد خوارج هم همینطور. وقتی کار از کار گذشت اجازه نداد آنها وارد کوفه شوند، حضرت به سمتشان رفت. تلاش کرد، حضرت فرمود: اگر کسی وارد منطقه دشمن نشود، آن روزی که احتمال حملهی دشمن جدی است، ذلیل میشود. خدا رحمت کند و دعاگوی ما باشند شهدای مدافع حرم که اینها اجازه ندادند داعش و تکفیریها بیایند مرز ما، بیایند داخل کشور ما بعد تازه به فکر بیفتیم چکار کنیم. یعنی علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد کما اینکه خلاصه این ایام ما 15 روز تعطیلی را داشتیم، الآن تمهیدات کرونایی را انداختیم بعد از تعطیلات. اینها را هم باید برگردیم و هم توبه کنیم، هم به تدبیرهایمان دوباره بازرسی و وارسی کنیم. فرصت را نباید از دست داد و عرض کنم یکی از مسئولین محترم فرمود پیکی در کار نیست، بعداً شد. بعد مردم هم آخر مقصر شدند. اینکه آخر سر هی بزنیم در سر مردم، مردم را مقصر کنیم از انصاف به دور است. خلاصه حضرت فرمود باید داخل خانه آنها برویم. وقتی میدانیم میخواهند تعدی کنند، وقتی میدانیم ظالم هستند. خدا همهی شهدای مدافع حرم را رحمت کند. نگذاشتند کار به... حضرت فرمود این کار را باید کرد. هی تلاش کرد. تلاش کرد، سخن گفت، گفتگو کرد، گوش نکردند.
به مسئلهی غارات رسیدیم. یعنی حکومت امیرالمؤمنین علیه السلام دچار یک ضعفی شد که حالا انشاءالله با هم گفتگو میکنیم و تحلیل میکنیم. بعد از جنگ با خوارج دیگر لشکری آماده و مهیا نشد برای اینکه حضرت به جنگ با معاویه برود با اینکه او را خطر جدی میدانست و شامیان وقتی مطمئن شدند که سپاه حضرت فعلاً آمادگی حمله به شام را ندارد شروع به توسعه و گسترش دادن کردن. حالا اگر رسیدیم امروز عرض میکنم که در کلمات حضرت این به صورت فراوان ذکر شده که فرمود اگر شما با دشمنتان در خانه او نجنگید... امیرالمؤمنین جنگطلب نیست. از بعد از پیغمبر اکرم بارها امکان اتفاقات خشونتبار بوده، حضرت با اینکه محق بوده برای نریخته شدن خون مردم عقب نشست. در جمل، در صفین، در نهروان هم بارها تلاش کرد با گفتگو، با مناظره، با نامهنگاری، با اتمام حجت، با لباس پیغمبر را پوشیدن و وسط میدان رفتن، با اینکه جوانانی را فرستادند قرآن بخوانند ولی تیرباران شدند، خواستند جنگ رخ ندهد. اما حضرت میفرماید اگر مطمئن شدید که دشمن، دشمن است و خطر جدی دارد و شما مقدمات وظایفتان را انجام دادید، ما تا میتوانیم اهل خونریزی نیستیم اما اگر اینطور نیست باید بروید دم خانهی او با او بجنگید. امیرالمؤمنین علیه السلام جمل را با اهل بسره در نزدیکی بسره انجام داد. صفین را سمت معاویه رفت. درست است که شروعکننده معاویه بود ولی اجازه نداد او بیاید حرکت کند. حتی مالک اشتر را حضرت گذاشته بود شمال عراق را داشته باشد برای اینکه حملات معاویه به سمت عراق نیاید. در مورد خوارج هم همینطور. وقتی کار از کار گذشت اجازه نداد آنها وارد کوفه شوند، حضرت به سمتشان رفت. تلاش کرد، حضرت فرمود: اگر کسی وارد منطقه دشمن نشود، آن روزی که احتمال حملهی دشمن جدی است، ذلیل میشود. خدا رحمت کند و دعاگوی ما باشند شهدای مدافع حرم که اینها اجازه ندادند داعش و تکفیریها بیایند مرز ما، بیایند داخل کشور ما بعد تازه به فکر بیفتیم چکار کنیم. یعنی علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد کما اینکه خلاصه این ایام ما 15 روز تعطیلی را داشتیم، الآن تمهیدات کرونایی را انداختیم بعد از تعطیلات. اینها را هم باید برگردیم و هم توبه کنیم، هم به تدبیرهایمان دوباره بازرسی و وارسی کنیم. فرصت را نباید از دست داد و عرض کنم یکی از مسئولین محترم فرمود پیکی در کار نیست، بعداً شد. بعد مردم هم آخر مقصر شدند. اینکه آخر سر هی بزنیم در سر مردم، مردم را مقصر کنیم از انصاف به دور است. خلاصه حضرت فرمود باید داخل خانه آنها برویم. وقتی میدانیم میخواهند تعدی کنند، وقتی میدانیم ظالم هستند. خدا همهی شهدای مدافع حرم را رحمت کند. نگذاشتند کار به... حضرت فرمود این کار را باید کرد. هی تلاش کرد. تلاش کرد، سخن گفت، گفتگو کرد، گوش نکردند.


تاکنون نظری ثبت نشده است