- 54
- 1000
- 1000
- 1000
پیروزی نهایی، وعده ای تخلف ناپذیر
سخنرانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع "پیروزی نهایی، وعده ای تخلف ناپذیر"، سال 1404
خدای متعال به همه انبیای الهی و امتهایشان وعده قطعی داده که پایان این عالم، پایان خیر برای مسیر انسانهاست. جریان تاریخ اینطور بوده که وقتی انبیا آمدند و مردم را به توحید دعوت کردند و خواستند انسانها را برای بهشت و عالم بزرگتر تربیت کنند، فراعنه و مستکبرین در مقابلشان ایستادند و نزاع و درگیری آغاز شد. این اختلاف ریشه در دعوت بزرگ انبیا دارد؛ چون فراعنه حاضر نیستند با انبیا کنار بیایند. حضرت موسی دعوتی دارد، فرعون مقابلش میایستد. حضرت ابراهیم به توحید دعوت میکند، نمرود میایستد. امروز هم همینطور است و همیشه همین جریان وجود داشته. اما این درگیریها به یک پایان قطعی و روشن ختم میشود که پیروزی حق است. از ائمه سوال میکردند که این علائمی که برای ظهور میفرمایید، ممکن است تغییر کند؟ حضرت فرمودند بله، ممکن است در مقابل علائم بداء پیدا شود، اما نسبت به خود ظهور هیچ تردیدی نیست؛ این وعده قطعی خداست. این ظهوری که میخواهد محقق شود، امر بسیار با عظمت و بزرگی است. برای عظمتش همین بس که صد و بیست و چهار هزار پیامبر مقدمه این راه بودند و به این روز وعده میدادند. انبیا برمیگردند، مومنین کامل برمیگردند. قرآن تعابیری درباره این روز دارد که نشان از عظمتش میدهد. خداوند میفرماید: و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین، ما اراده کردیم که بر مستضعفین منت بگذاریم، آنها را پیشوایان قرار دهیم، وارث زمین کنیم و به وسیله آنها به دشمنانشان شکست بچشانیم. این اراده قطعی خداست.
همچنین وعده داده به مومنین که اهل ایمان و عمل صالح هستند: لیستخلفنهم فی الارض آنها را جایگزین دیگران میکنیم، قدرت و امکانات را از دیگران میگیریم و به اینها برمیگردانیم. لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم، دینی را که خدا برایشان پسندیده، محقق خواهد شد. و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا، بعد از اینکه فضای عالم برای مومنین ناامن است، فضا را تبدیل به امن میکنیم. هرچقدر کفار قدرتمندتر شوند، مومنین در خوف بیشتری هستند و هرقدر موازنه قدرت به نفع انبیا تغییر کند، امنیت بیشتر میشود. خدا وعده داده بعد از دوران ناامنی، فضا را برای جبهه ایمان امن است. امروز ما در کمند زندگیای هستیم که دنیای غرب و مشرکین قرنها برای جهان رقم زدهاند. الگوی خوراک، پوشاک، مسکن، شهر، ازدواج، صلح، جنگ، تغذیه، تحصیل، اشتغال و روابط ما همان الگوهایی است که نظام مادی غرب بر جهان حاکم کرده. ما به شدت تحت تاثیر آن هستیم. میخواهیم مومنانه زیست کنیم اما موانع بسیار است. خدای متعال همه این موانع را کنار میزند: لیعبدون لا یشرکون بی شیئا. گاهی تعبیر این است که اشرق الارض بنور ربها، زمین با نور پروردگارش روشن میشود. در روایات توضیح داده شده رب الارض یعنی امام الارض. وقتی امام طلوع میکنند و ظهور میکنند، فضای عالم روشن میشود. آن ظلمتی که با حکومت طاغوت و مستکبرین بر عالم حاکم شده - همانطور که الذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات، آن ظلمت را امام زمان جمع میکنند و عالم با نور امام روشن میشود. در بعضی روایات است که مردم از ماه و خورشید بینیاز میشوند، مثل بهشت. در تعابیر دیگر این است که خداوند زمین را زنده میکند. حضرت فرمودند موت الارض موت اهلها بالکفر زمین وقتی مرده است که اهلش کافر باشند. وقتی قدرت از دست کفار بیرون آید و به دست ولی خدا و مومنین بیفتد، عالم زنده میشود. ما الان از حیات طیبه به یک معنا محرومیم؛ هرچند مومنین حیات ایمانی دارند، اما وقتی کفار بر عالم مسلط هستند، فضا فضای کفر است و عالم مرده است. وقتی حضرت بیایند، حیات در عالم بسط پیدا میکند. در روایت است که آب روی زمین ظاهر میشود، آب یعنی ولایت امام. آیه قل ارایتم ان اصبح ماؤکم غورا فمن یاتیکم بماء معین اگر آب شما فرو رود، چه کسی آب گوارا برایتان میآورد؟ امام رضا فرمودند مقصود از آب، ائمه هستند. آنها چطور آباند؟ ابواب الله، درهای توحید با امام گشوده میشود. اگر امام غایب شود، دریچه توحید پنهان میشود و به راحتی نمیشود موحد زندگی کرد. فمن یاتیکم بماء معین، کیست که شما را به آب گوارا برساند؟ فرمودند علم امام، معارفی که از امام میرسد. کلمه لا اله الا الله حصنی است اما شرط دارد و آن ولایت امام است. ولایت امام از ارکان توحید است. توحید را از دست امام باید گرفت. اگر امام نباشد، کیست که دریچه توحید را به شما باز کند؟ پس عصر ظهور، عصر توحید است، عصر گشایش دریچههای توحید به روی انسانها، عصر نورانی شدن عالم، عصر حیات طیبه. از این دست وعدهها در قرآن زیاد است. گاهی قرآن میفرماید: و لیله اذا یغشی و النهار اذا تجلی، عالم دو روز دارد: دورانی که شب تاریک است و شب آمده پرده انداخته، و آن دولت ائمه باطل است که بر ولایت امیرالمومنین پرده انداخته. و النهار اذا تجلی آن روزی که خورشید طلوع میکند و عالم نورانی میشود، فرمودند آن نهار ظهور امام زمان است. آن فضای ظلمانی جمع میشود و عالم نورانی میشود. برای ما بسیار دشوار است که آن دوران را تصور کنیم. آنچه ما خیال میکنیم نیست؛ حجابها و ظلمتها برداشته میشود. بعضی خیال میکنند دوره ظهور یک مدرنیته اخلاقی است، همین زندگی مدرن غربی با آمیزهای از اخلاق اسلامی. این نیست. یکی از بزرگترین حجابهای دولت امام زمان همین تمدن مادی است. این بساط، این سبک زندگی، این فرهنگ جمع میشود. فناوریها هم دنیای دیگری ساخته میشود از جنس بهشت. علامه طباطبایی نظرشان این است که نوع آیاتی که راجع به قیامت است، راجع به ظهور هم هست و تاویل به ظهور میشود. چنین جهانی پیش روی ماست، وعدهای بزرگتر از حد تصور ما. امام این طرح، امامی است که وقتی ظهور میکند میفرماید هرچه همه انبیا دارند من دارم. هرکس میخواهد حضرت نوح، حضرت آدم، ابراهیم خلیل، موسی، عیسی، نبی اکرم و امیرالمومنین را ببیند، بیاید من را ببیند. امام ما چنین امام با عظمتی است و طرح هم طرح بسیار بزرگی است که به دست امام زمان محقق میشود. ما مکلفیم منتظر چنین طرح بزرگی باشیم. باید توجه داشته باشیم که قرآن میفرماید پیش روی این پیروزی و فتح و نصرت، امتحانهای سخت است. در سوره عنکبوت که شب بیست و سوم ماه رمضان خواندید، از امتحانات سخت پیش روی ظهور سخن گفته شده. خدا میفرماید مردم محاسبه خطا نکنند که اگر گفتند ما مومنیم، وارد امتحانهای سخت نمیشوند. و لقد فتنا الذین من قبلهم - امتهای قبل را هم با امتحانهای سخت آزمودیم تا معلوم شود چه کسانی راستگو هستند و چه کسانی دروغگو. این امتحانها قطعی است. آنقدر این امتحانها سخت میشود که گاهی به دشمن آنقدر امکانات میدهد که آنها هم دچار خطای محاسبه نشوند و خیال نکنند پیروزند. ام حسب الذین یعملون السیئات ان یسبقونا ساء ما یحکمون، آنها که بدی میکنند خیال نکنند از ما پیشی گرفتند و دست خدا را بستند. این خطای محاسبه است. شما در کمند ما هستید. قدرتی که به شما میدهیم، جزئی از طرح خداست، نه اینکه مستکبرین پیروز شدهاند.
حرف مستکبرین امروز همان حرف یهود است که میگفتند یدالله مغلوله دست خدا بسته است. یهود در چند چیز با خدا اختلاف داشتند؛ یکی در نبوت که مدعی بودند پیغمبر آخرالزمان باید از نسل اسحاق باشد و خدا از نسل اسماعیل قرار داد. یکی هم در مسئله آخرالزمان که مدعی بودند منجی باید از نسل آنها باشد و خدا از نسل نبی اکرم و حضرت اسماعیل قرار داده. آنها میگویند ما دست خدا را میبندیم و آخرالزمان را خودمان شکل میدهیم. امروز در رسانههایشان میگویند این اتفاقات، اتفاقات آخرالزمانی است و ما میخواهیم آخرالزمان را طبق طرح خودمان رقم بزنیم. اما قرآن میفرماید پیش روی عصر ظهور که عصر لقاءالله است، امتحانهای سخت است. من کان یرجوا لقاء الله فان اجل الله لات، اگر منتظر عصر لقاء هستید، این محقق خواهد شد. زمانش که برسد، محقق میشود. ولی قبلش امتحانهای سخت است. آنهایی که از دل این امتحانها پیروز بیرون بیایند، عصر ظهور را با سعادت درک میکنند. اگر از دنیا رفته باشند اما مشتاق درک آن دوران بودهاند، خدا صدا میزند، مامورین الهی سر قبر مومنین میآیند و صدا میزنند، هرکس بخواهد برپا میشود، زنده میشود و میآید. در آخر سوره عنکبوت، خدای متعال میفرماید والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا، آنهایی که در این دوران سخت مجاهده میکنند، پا پس نمیکشند، سستی نمیکنند، بیخیال نمیشوند، مجاهدانه در میدان میایستند، ما راهها را به آنها نشان میدهیم و به سلامت از دل فتنههای سخت عبورشان میدهیم. بلافاصله در سوره بعد، سوره روم، خدا وعده ظهور میدهد. الم غلبت الروم فی ادنی الارض و هم من بعد غلبهم سیغلبون فی بضع سنین، روم شکست خورد اما بعد از این شکست، دوباره پیروز میشود. در روایات، روم به بنی امیه تفسیر شده و قوم غالب، ایران هستند. ایران قبل از اسلام بر روم پیروز شد اما این پیروزی مایه شادی مومنین نبود. اما همین ایران یک پیروزی دوم بر روم دارد که در آن پیروزی، مومنین خوشحال میشوند. این پیروزی دوم، ظهور امام زمان است. در آن زمان، ایران به نمایندگی از اسلام اهل بیت بر بنی امیه که نماد اسلام تحریفشده هستند، پیروز میشود. آن کسی که در این پیروزی مورد نصرت الهی قرار میگیرد، وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله علیهاست. در روایت است که جبرئیل برای رسول خدا هدیه آورد، سیبی بود. حضرت سیب را شکافتند، نوری از آن ساطع شد. جبرئیل فرمود این نور، نور هدیهای است که خدا به شما داده، کسی که در زمین نامش فاطمه و در آسمان منصوره است. در زمین فاطمه نامیده شد چون شیعیان را از آتش نجات میدهد. در آسمان منصوره نامیده شد چون نصرت الهی در روز فتح - روز ظهور امام زمان - به ایشان میرسد. آن کسی که خدا نصرتش میکند و به نصرت او جبهه حق پیروز میشود، حضرت زهراست. پس نصرت امام زمان در دوره ظهور، در واقع نصرت خدا نسبت به حضرت صدیقه طاهره است. این دو درگیری بین ایران و روم، یک بار قبل از اسلام و یک بار بعد از اسلام است. در پیروزی دوم، خدا نصرت میکند و جبهه حق پیروز میشود. این پیروزی در روایات، همان پیروزی عصر ظهور است. همان قومی که یک بار بر روم غالب شدند، بار دیگر بر بنی امیه و بر اروپای امروز و دشمنان اسلام غالب میشوند. حقیقت این پیروزی، نصرت خداست به حضرت زهرا که ایستاده در میدان و نگذاشته بنی امیه اسلام را از بین ببرند. آیه هذان خصمان اختصموا فی ربهم، درباره همین است. امام صادق فرمودند ما و بنی امیه هستیم. ما میگوییم حرف خدا درست است، طرح خدا باید پیاده شود. آنها میگویند حرف خدا باطل است، خودمان باید عالم را اداره کنیم. همان حرف مستکبرین امروز که میگویند دوره انبیا گذشته، ما بزرگان عالمیم و باید رهبری کنیم. امام صادق فرمودند جدم با ابوسفیان جنگید، امیرالمومنین با معاویه، سیدالشهدا با یزید، و فرزندم امام زمان با صوفیان (بنی امیه) خواهد جنگید.
آنچه ما در انتظارش هستیم همین است. باید بدانیم کنار حضرت ایستادن و استقامت کردن آنقدر قیمت دارد که هر سختی تحمل کنیم میارزد. بدون سختیها هم شدنی نیست. علت اینکه خدای متعال هرچه مومنین بیشتر رشد میکنند، امتحانهایشان را سختتر میکند این است که ظرفیتشان بیشتر میشود. هرکس رشیدتر باشد، امتحان سختتر است. امتحان سخت علامت بزرگی جامعه و علامت بزرگی امت است. این مسیر، مسیر درگیری جبهه حق و باطل و مقدمه ظهور است. امتی را خدا انتخاب کرده که نقش ایفا کنند. این مسیر پر از سختی است اما فان مع العسر یسرا در دل هر سختی گشایشی است، فتوحاتی است، بلوغی است، بزرگشدنی است. انسانها هرچه بیشتر امتحان پس دهند، رشیدتر، بزرگتر، عاقلتر و بالغتر میشوند.
خدای متعال به همه انبیای الهی و امتهایشان وعده قطعی داده که پایان این عالم، پایان خیر برای مسیر انسانهاست. جریان تاریخ اینطور بوده که وقتی انبیا آمدند و مردم را به توحید دعوت کردند و خواستند انسانها را برای بهشت و عالم بزرگتر تربیت کنند، فراعنه و مستکبرین در مقابلشان ایستادند و نزاع و درگیری آغاز شد. این اختلاف ریشه در دعوت بزرگ انبیا دارد؛ چون فراعنه حاضر نیستند با انبیا کنار بیایند. حضرت موسی دعوتی دارد، فرعون مقابلش میایستد. حضرت ابراهیم به توحید دعوت میکند، نمرود میایستد. امروز هم همینطور است و همیشه همین جریان وجود داشته. اما این درگیریها به یک پایان قطعی و روشن ختم میشود که پیروزی حق است. از ائمه سوال میکردند که این علائمی که برای ظهور میفرمایید، ممکن است تغییر کند؟ حضرت فرمودند بله، ممکن است در مقابل علائم بداء پیدا شود، اما نسبت به خود ظهور هیچ تردیدی نیست؛ این وعده قطعی خداست. این ظهوری که میخواهد محقق شود، امر بسیار با عظمت و بزرگی است. برای عظمتش همین بس که صد و بیست و چهار هزار پیامبر مقدمه این راه بودند و به این روز وعده میدادند. انبیا برمیگردند، مومنین کامل برمیگردند. قرآن تعابیری درباره این روز دارد که نشان از عظمتش میدهد. خداوند میفرماید: و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین، ما اراده کردیم که بر مستضعفین منت بگذاریم، آنها را پیشوایان قرار دهیم، وارث زمین کنیم و به وسیله آنها به دشمنانشان شکست بچشانیم. این اراده قطعی خداست.
همچنین وعده داده به مومنین که اهل ایمان و عمل صالح هستند: لیستخلفنهم فی الارض آنها را جایگزین دیگران میکنیم، قدرت و امکانات را از دیگران میگیریم و به اینها برمیگردانیم. لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم، دینی را که خدا برایشان پسندیده، محقق خواهد شد. و لیبدلنهم من بعد خوفهم امنا، بعد از اینکه فضای عالم برای مومنین ناامن است، فضا را تبدیل به امن میکنیم. هرچقدر کفار قدرتمندتر شوند، مومنین در خوف بیشتری هستند و هرقدر موازنه قدرت به نفع انبیا تغییر کند، امنیت بیشتر میشود. خدا وعده داده بعد از دوران ناامنی، فضا را برای جبهه ایمان امن است. امروز ما در کمند زندگیای هستیم که دنیای غرب و مشرکین قرنها برای جهان رقم زدهاند. الگوی خوراک، پوشاک، مسکن، شهر، ازدواج، صلح، جنگ، تغذیه، تحصیل، اشتغال و روابط ما همان الگوهایی است که نظام مادی غرب بر جهان حاکم کرده. ما به شدت تحت تاثیر آن هستیم. میخواهیم مومنانه زیست کنیم اما موانع بسیار است. خدای متعال همه این موانع را کنار میزند: لیعبدون لا یشرکون بی شیئا. گاهی تعبیر این است که اشرق الارض بنور ربها، زمین با نور پروردگارش روشن میشود. در روایات توضیح داده شده رب الارض یعنی امام الارض. وقتی امام طلوع میکنند و ظهور میکنند، فضای عالم روشن میشود. آن ظلمتی که با حکومت طاغوت و مستکبرین بر عالم حاکم شده - همانطور که الذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات، آن ظلمت را امام زمان جمع میکنند و عالم با نور امام روشن میشود. در بعضی روایات است که مردم از ماه و خورشید بینیاز میشوند، مثل بهشت. در تعابیر دیگر این است که خداوند زمین را زنده میکند. حضرت فرمودند موت الارض موت اهلها بالکفر زمین وقتی مرده است که اهلش کافر باشند. وقتی قدرت از دست کفار بیرون آید و به دست ولی خدا و مومنین بیفتد، عالم زنده میشود. ما الان از حیات طیبه به یک معنا محرومیم؛ هرچند مومنین حیات ایمانی دارند، اما وقتی کفار بر عالم مسلط هستند، فضا فضای کفر است و عالم مرده است. وقتی حضرت بیایند، حیات در عالم بسط پیدا میکند. در روایت است که آب روی زمین ظاهر میشود، آب یعنی ولایت امام. آیه قل ارایتم ان اصبح ماؤکم غورا فمن یاتیکم بماء معین اگر آب شما فرو رود، چه کسی آب گوارا برایتان میآورد؟ امام رضا فرمودند مقصود از آب، ائمه هستند. آنها چطور آباند؟ ابواب الله، درهای توحید با امام گشوده میشود. اگر امام غایب شود، دریچه توحید پنهان میشود و به راحتی نمیشود موحد زندگی کرد. فمن یاتیکم بماء معین، کیست که شما را به آب گوارا برساند؟ فرمودند علم امام، معارفی که از امام میرسد. کلمه لا اله الا الله حصنی است اما شرط دارد و آن ولایت امام است. ولایت امام از ارکان توحید است. توحید را از دست امام باید گرفت. اگر امام نباشد، کیست که دریچه توحید را به شما باز کند؟ پس عصر ظهور، عصر توحید است، عصر گشایش دریچههای توحید به روی انسانها، عصر نورانی شدن عالم، عصر حیات طیبه. از این دست وعدهها در قرآن زیاد است. گاهی قرآن میفرماید: و لیله اذا یغشی و النهار اذا تجلی، عالم دو روز دارد: دورانی که شب تاریک است و شب آمده پرده انداخته، و آن دولت ائمه باطل است که بر ولایت امیرالمومنین پرده انداخته. و النهار اذا تجلی آن روزی که خورشید طلوع میکند و عالم نورانی میشود، فرمودند آن نهار ظهور امام زمان است. آن فضای ظلمانی جمع میشود و عالم نورانی میشود. برای ما بسیار دشوار است که آن دوران را تصور کنیم. آنچه ما خیال میکنیم نیست؛ حجابها و ظلمتها برداشته میشود. بعضی خیال میکنند دوره ظهور یک مدرنیته اخلاقی است، همین زندگی مدرن غربی با آمیزهای از اخلاق اسلامی. این نیست. یکی از بزرگترین حجابهای دولت امام زمان همین تمدن مادی است. این بساط، این سبک زندگی، این فرهنگ جمع میشود. فناوریها هم دنیای دیگری ساخته میشود از جنس بهشت. علامه طباطبایی نظرشان این است که نوع آیاتی که راجع به قیامت است، راجع به ظهور هم هست و تاویل به ظهور میشود. چنین جهانی پیش روی ماست، وعدهای بزرگتر از حد تصور ما. امام این طرح، امامی است که وقتی ظهور میکند میفرماید هرچه همه انبیا دارند من دارم. هرکس میخواهد حضرت نوح، حضرت آدم، ابراهیم خلیل، موسی، عیسی، نبی اکرم و امیرالمومنین را ببیند، بیاید من را ببیند. امام ما چنین امام با عظمتی است و طرح هم طرح بسیار بزرگی است که به دست امام زمان محقق میشود. ما مکلفیم منتظر چنین طرح بزرگی باشیم. باید توجه داشته باشیم که قرآن میفرماید پیش روی این پیروزی و فتح و نصرت، امتحانهای سخت است. در سوره عنکبوت که شب بیست و سوم ماه رمضان خواندید، از امتحانات سخت پیش روی ظهور سخن گفته شده. خدا میفرماید مردم محاسبه خطا نکنند که اگر گفتند ما مومنیم، وارد امتحانهای سخت نمیشوند. و لقد فتنا الذین من قبلهم - امتهای قبل را هم با امتحانهای سخت آزمودیم تا معلوم شود چه کسانی راستگو هستند و چه کسانی دروغگو. این امتحانها قطعی است. آنقدر این امتحانها سخت میشود که گاهی به دشمن آنقدر امکانات میدهد که آنها هم دچار خطای محاسبه نشوند و خیال نکنند پیروزند. ام حسب الذین یعملون السیئات ان یسبقونا ساء ما یحکمون، آنها که بدی میکنند خیال نکنند از ما پیشی گرفتند و دست خدا را بستند. این خطای محاسبه است. شما در کمند ما هستید. قدرتی که به شما میدهیم، جزئی از طرح خداست، نه اینکه مستکبرین پیروز شدهاند.
حرف مستکبرین امروز همان حرف یهود است که میگفتند یدالله مغلوله دست خدا بسته است. یهود در چند چیز با خدا اختلاف داشتند؛ یکی در نبوت که مدعی بودند پیغمبر آخرالزمان باید از نسل اسحاق باشد و خدا از نسل اسماعیل قرار داد. یکی هم در مسئله آخرالزمان که مدعی بودند منجی باید از نسل آنها باشد و خدا از نسل نبی اکرم و حضرت اسماعیل قرار داده. آنها میگویند ما دست خدا را میبندیم و آخرالزمان را خودمان شکل میدهیم. امروز در رسانههایشان میگویند این اتفاقات، اتفاقات آخرالزمانی است و ما میخواهیم آخرالزمان را طبق طرح خودمان رقم بزنیم. اما قرآن میفرماید پیش روی عصر ظهور که عصر لقاءالله است، امتحانهای سخت است. من کان یرجوا لقاء الله فان اجل الله لات، اگر منتظر عصر لقاء هستید، این محقق خواهد شد. زمانش که برسد، محقق میشود. ولی قبلش امتحانهای سخت است. آنهایی که از دل این امتحانها پیروز بیرون بیایند، عصر ظهور را با سعادت درک میکنند. اگر از دنیا رفته باشند اما مشتاق درک آن دوران بودهاند، خدا صدا میزند، مامورین الهی سر قبر مومنین میآیند و صدا میزنند، هرکس بخواهد برپا میشود، زنده میشود و میآید. در آخر سوره عنکبوت، خدای متعال میفرماید والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا، آنهایی که در این دوران سخت مجاهده میکنند، پا پس نمیکشند، سستی نمیکنند، بیخیال نمیشوند، مجاهدانه در میدان میایستند، ما راهها را به آنها نشان میدهیم و به سلامت از دل فتنههای سخت عبورشان میدهیم. بلافاصله در سوره بعد، سوره روم، خدا وعده ظهور میدهد. الم غلبت الروم فی ادنی الارض و هم من بعد غلبهم سیغلبون فی بضع سنین، روم شکست خورد اما بعد از این شکست، دوباره پیروز میشود. در روایات، روم به بنی امیه تفسیر شده و قوم غالب، ایران هستند. ایران قبل از اسلام بر روم پیروز شد اما این پیروزی مایه شادی مومنین نبود. اما همین ایران یک پیروزی دوم بر روم دارد که در آن پیروزی، مومنین خوشحال میشوند. این پیروزی دوم، ظهور امام زمان است. در آن زمان، ایران به نمایندگی از اسلام اهل بیت بر بنی امیه که نماد اسلام تحریفشده هستند، پیروز میشود. آن کسی که در این پیروزی مورد نصرت الهی قرار میگیرد، وجود مقدس فاطمه زهرا سلام الله علیهاست. در روایت است که جبرئیل برای رسول خدا هدیه آورد، سیبی بود. حضرت سیب را شکافتند، نوری از آن ساطع شد. جبرئیل فرمود این نور، نور هدیهای است که خدا به شما داده، کسی که در زمین نامش فاطمه و در آسمان منصوره است. در زمین فاطمه نامیده شد چون شیعیان را از آتش نجات میدهد. در آسمان منصوره نامیده شد چون نصرت الهی در روز فتح - روز ظهور امام زمان - به ایشان میرسد. آن کسی که خدا نصرتش میکند و به نصرت او جبهه حق پیروز میشود، حضرت زهراست. پس نصرت امام زمان در دوره ظهور، در واقع نصرت خدا نسبت به حضرت صدیقه طاهره است. این دو درگیری بین ایران و روم، یک بار قبل از اسلام و یک بار بعد از اسلام است. در پیروزی دوم، خدا نصرت میکند و جبهه حق پیروز میشود. این پیروزی در روایات، همان پیروزی عصر ظهور است. همان قومی که یک بار بر روم غالب شدند، بار دیگر بر بنی امیه و بر اروپای امروز و دشمنان اسلام غالب میشوند. حقیقت این پیروزی، نصرت خداست به حضرت زهرا که ایستاده در میدان و نگذاشته بنی امیه اسلام را از بین ببرند. آیه هذان خصمان اختصموا فی ربهم، درباره همین است. امام صادق فرمودند ما و بنی امیه هستیم. ما میگوییم حرف خدا درست است، طرح خدا باید پیاده شود. آنها میگویند حرف خدا باطل است، خودمان باید عالم را اداره کنیم. همان حرف مستکبرین امروز که میگویند دوره انبیا گذشته، ما بزرگان عالمیم و باید رهبری کنیم. امام صادق فرمودند جدم با ابوسفیان جنگید، امیرالمومنین با معاویه، سیدالشهدا با یزید، و فرزندم امام زمان با صوفیان (بنی امیه) خواهد جنگید.
آنچه ما در انتظارش هستیم همین است. باید بدانیم کنار حضرت ایستادن و استقامت کردن آنقدر قیمت دارد که هر سختی تحمل کنیم میارزد. بدون سختیها هم شدنی نیست. علت اینکه خدای متعال هرچه مومنین بیشتر رشد میکنند، امتحانهایشان را سختتر میکند این است که ظرفیتشان بیشتر میشود. هرکس رشیدتر باشد، امتحان سختتر است. امتحان سخت علامت بزرگی جامعه و علامت بزرگی امت است. این مسیر، مسیر درگیری جبهه حق و باطل و مقدمه ظهور است. امتی را خدا انتخاب کرده که نقش ایفا کنند. این مسیر پر از سختی است اما فان مع العسر یسرا در دل هر سختی گشایشی است، فتوحاتی است، بلوغی است، بزرگشدنی است. انسانها هرچه بیشتر امتحان پس دهند، رشیدتر، بزرگتر، عاقلتر و بالغتر میشوند.


تاکنون نظری ثبت نشده است