display result search
منو
 لزوم درک تمدنی از صحنه و روایت صحیح از مسائل

لزوم درک تمدنی از صحنه و روایت صحیح از مسائل

  • 1 تعداد قطعات
  • 23 دقیقه مدت قطعه
  • 7 دریافت شده
سخنزانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع همایش ملی " لزوم درک تمدنی از صحنه و روایت صحیح از مسائل"، سال 1404

ما در برهه‌ای قرار داریم که حوادث متعددی در سطوح ملی مانند تصمیمات اقتصادی اخیر، منطقه‌ای و بین‌المللی مانند نمایش قدرت آمریکا در جریان است. وظیفه اصلی ما در این شرایط، دو چیز است: اول، فهم عمیق و صحیح مسائل و دوم، تلاش برای یافتن راه‌حل‌های ریشه‌ای. مبنای بحث ما، بیانیه گام دوم انقلاب است. حضرت آقا در این بیانیه، جامعه را به یک حرکت عمومی برای حل مسائل کشور فراخواندند. ایشان در اولین دیدار با دانشجویان پس از این بیانیه در خرداد 98، جوانان را به عنوان پیشران این حرکت معرفی کردند و برای این پیشرانی، سه ویژگی کلیدی را برشمردند:
1. جهت‌گیری تمدنی: نگاه به مسائل باید از زاویه تقابل تمدن‌ها باشد، نه مسائل جزئی و روزمره.
2. طی کردن زنجیره نظر تا عمل: ارائه راه‌حل نباید فقط در حد اندیشه باقی بماند، بلکه باید به برنامه عملی و اقدام میدانی منتهی شود.
3. تشکیل هسته‌های مقاومت یا پیشرفت: جوانان باید در قالب گروه‌های فکری-عملیاتی گرد هم آیند تا درباره مسائل بیندیشند و برای حل آنها راهکار ارائه دهند.
امیدوارم محافلی مانند این، چنین هسته‌های پیشرفتی را تشکیل دهند.
فصل دوم: بحران روایت؛ نداشتن تحلیل صحیح از مسائل با محوریت اقتصاد
یکی از مشکلات اساسی امروز ما، بحران روایت است. ما روایت صحیح، جامع و مقبول از بسیاری از مسائل کلان کشور، به ویژه اقتصاد، نداریم. روایت‌های موجود یا ناقص هستند یا عمداً انحرافی. مثال عینی: آقای بیژن زنگنه (وزیر نفت اسبق) یکی از ضعف‌های اصلی اقتصاد ایران را کوتاه بودن زنجیره تولید می‌دانست. ایشان می‌گفت ما می‌توانیم برای نفت خود تا صد برابر ارزش افزوده در داخل ایجاد کنیم، اما استعمار جهانی سرمایه‌داری مسلط به ما و دیگران چنین اجازه‌ای نمی‌دهد. محصولات اولیه ما را می‌برند و گاهی تا بیست هزار برابر روی آن ارزش افزوده ایجاد می‌کنند و مجدداً به خود ما می‌فروشند.
· توسعه ویترینی در منطقه: آنچه امروز در منطقه به نام توسعه ارائه می‌شود، عموماً توسعه ویترینی است. توسعه واقعی و خلق ثروت پایدار اتفاق نمی‌افتد.
· انحراف در بخش خصوصی: در داخل، بخش خصوصی واقعی و ملی شکل نگرفته، بلکه حیاط خلوت سرمایه‌داری جهانی در ایران ایجاد شده است. این جریان، تصمیمات اقتصادی را به جامعه جهانی گره می‌زند و به دنبال نرمال‌سازی روابط با غرب، فارغ از منافع ملی است.
برای حل مسائل، ابتدا باید "روایت صحیح" از اقتصاد و دیگر عرصه‌ها داشته باشیم. این روایت باید تبیین شود، روایت مسلط انحرافی شکسته شود و به یک گفتمان عمومی تبدیل گردد. این مهم، تنها با تشکیل هسته‌های پیشرفت متشکل از جوانان و نخبگان انقلابی ممکن است. ما بیش از آنکه به مدیر که می‌تواند یک وزارتخانه یا سازمان را اداره کند نیاز داشته باشیم، به سیاستمدار نیاز داریم. تفاوت مدیر و سیاستمدار: مدیر در چارچوب و ریل از پیش تعیین شده حرکت می‌کند و آن را می‌چرخاند. اما سیاستمدار کسی است که می‌تواند خودِ ریل‌ها را عوض کند و سیاست‌های کلان جدیدی تعریف کند. در یک کارخانه تولید شراب، شما می‌توانید افراد صالحی را به مدیریت بگمارید، اما خروجی کارخانه همچنان شراب خواهد بود. برای اینکه خروجی عسل شود، باید فرآیند و ریل تولید را عوض کرد. این کار مدیر نیست، کار سیاست‌گذار و سیاستمدار است. رهبر انقلاب سال‌هاست بر تغییر دولت به معنای تغییر شیوه حکمرانی و نظام اداری، نه فقط عوض کردن افراد تأکید دارند. نفوذ فرهنگی غرب از طریق دولت مدرن به سبک غربی اتفاق می‌افتد. تغییر این دولت نیازمند سیاستمداران است که بتوانند این ریل را عوض کنند.کلید حل معما
برای حل هر مسئله‌ای، باید آن را در تراز جهانی و با جهت‌گیری تمدنی فهمید. مسئله حجاب، صرفاً یک امر فردی یا اجتماعی نیست. این، نماد تقابل تمدن غرب با تمدن اسلام است. تقابل بین الگوی توسعه لیبرال-سرمایه‌داری و الگوی پیشرفت اسلامی. در الگوی غربی، در همه عرصه‌ها (اشتغال، تحصیل، شهرسازی، معماری، تفریح) جنسیت نادیده گرفته می‌شود، اما وقتی به پوشش می‌رسیم، ناگهان جنسیت محور می‌شود. این تناقض، نشان‌دهنده تقابل دو نگاه تمدنی است. اگر مسئله را تمدنی نبینیم، راه‌حل‌های ما خرد و بی‌اثر خواهد بود.
· مثال تورم و اقتصاد: تورم و تصمیماتی که به تضعیف پول ملی می‌انجامد، در بستر اقتصاد جهانی و تقابل با سرمایه‌داری مسلط معنا می‌یابد. حضرت آقا در نامه به انجمن اسلامی دانشجویان فرمودند: "سخن، مقابله با نظم ناعادلانه و تحکم نظام سلطه در جهان کنونی و روی آوردن به نظام عادلانه اسلامی است." این، بیانگر دعوای بزرگ تمدنی است. امروز تنها پرچم عدالت‌خواهیِ ریشه‌ای در مقابل نظام سلطه، در دست انقلاب اسلامی ایران است. نه روسیه و نه چین، چنین ادعایی ندارند و صرفاً به دنبال سهم‌ بیشتری در همان نظام سرمایه‌داری جهانی هستند. تمام تحولات منطقه‌ای و جهانی را باید در این چارچوب تحلیل کرد. دشمنی که با آن روبرویم، یک موجود تک‌بعدی نیست. امام خمینی(ره) هوشمندانه از اسلام آمریکایی سخن گفتند. این جریان، امتداد سرمایه‌داری غرب در پوشش اسلام است و دو ویژگی دارد:1. ابرقدرت‌های شرق و غرب را به خاک مذلت می‌نشاند.2. طرفدار ثروتمندان و زورمداران است، نه ضعفا و مستضعفان. این جریان امروز در منطقه به صورت شبکه‌ای فعال است:
پیوست سیاسی: طرح‌هایی مانند "خاورمیانه جدید" یا "پیمان ابراهیم".
· پیوست فرهنگی: ترویج "اسلام اموی" یا قرائت‌های سازشکارانه و ضد مکتب اهل بیت(ع) (مانند برخی سریال‌ها و تولیدات رسانه‌ای).
· پیوست اقتصادی: نمایش "ویترین توسعه" بدون توسعه واقعی و انسانی.
در داخل ایران نیز این جریان به صورت یک "حزب قدرتمند اقتصادی" (که لزوماً در قالب احزاب رسمی نیست) ظهور کرده است. اینان:
· با تکیه بر انفال و منابع ملی ثروتمند شده‌اند.
· برای خود دستگاه سیاسی (نفوذ در عزل و نصب‌ها) و دستگاه فرهنگی (دانشگاه، رسانه، روشنفکرنما) ساخته‌اند.
· تصمیمات اقتصادی آنان در راستای نرمال‌سازی با غرب و پیوند اقتصاد ایران به سرمایه‌داری جهانی است.
اگر این نزاع تمدنی را نبینیم، راه‌حل‌های ما کوچک و بی‌اثر خواهد بود.
فصل ششم: راه‌حل‌های کلان و وظیفه جوانان
با این تحلیل، راه‌حل‌ها نیز باید کلان و تمدنی باشد:
1. تشکیل هسته‌های پیشرفت با رویکرد تمدنی: جوانان انقلابی و نخبه باید در قالب این هسته‌ها، مسائل را با نگاه تمدنی تحلیل و برای آنها راه‌حل عملیاتی ارائه دهند.
2. خروج از سهل‌پنداری: باید از سطحی‌نگری درباره عمق درگیری با سرمایه‌داری جهانی دست برداریم. هر اندازه ما سهل انگاری کرده‌ایم، جریان غرب‌گرا پیشروی کرده است.
3. تعیین‌تکلیف با غرب فرهنگی: نبرد تنها سیاسی یا نظامی نیست. نبرد اصلی در عرصه فرهنگ است. اگر با غرب فرهنگی (هاروارد، سوربون، هالیوود و...) تعیین‌تکلیف نکنیم، آنان به دست خود ما، غرب‌گرایی را توسعه خواهند داد. سرمایه انسانی کشور در معرض این تهاجم است.
4. شکستن انحصار روایت: روایت مسلط غلط، در دست شبکه رسانه‌ای و فکری همان حزب سرمایه‌داری وابسته است. باید با تولید روایت صحیح و تبدیل آن به گفتمان عمومی، این انحصار شکسته شود.
5. حفظ انسجام و پرهیز از بازی‌های ساختگی: دشمن با ایجاد تقسیم‌بندی‌های کاذب (مانند اصولگرا/اصلاح‌طلب) می‌کوشد انسجام نیروهای انقلاب را بشکند. باید هوشیار بود و وارد این بازی‌ها نشد. دعوای اصلی، بین طرفداران اسلام ناب و غرب‌گرایان است.
6. پیوند سازندگی داخلی با درگیری بیرونی: تجربه نشان داده (مانند مورد مارکسیست‌ها در ایران که با فروپاشی شوروی ضعیف شدند) که حل مسائل داخلی، گاهی از طریق تغییر موازنه قدرت در عرصه بین‌المللی ممکن می‌شود. باید همزمان با سازندگی داخلی، در صحنه بین‌المللی (برای تغییر نظم ناعادلانه) نیز درگیر شد تا فضای مانور داخلی فراهم گردد.
7. آینده‌پژوهی و طراحی نظم جدید: ما در آستانه تغییر نظم جهانی هستیم. جوانان و نخبگان ما نباید منفعل باشند. باید برای نظم آینده برنامه داشته باشند: تدوین منشور حقوق بین‌الملل اسلامی، طراحی پیمان‌های جدید منطقه‌ای و بین‌المللی، و بازنگری در قوانین داخلی با نگاه پیشتازی.
ما نیازمند یک حرکت عمومی، هوشمند و تمدنی هستیم. حرکتی که جوانان پیشران آن باشند، مسائل را در چارچوب تقابل تمدن اسلام ناب با تمدن غرب لیبرال-سرمایه‌داری بفهمند، روایت‌های صحیح تولید کنند، به تربیت سیاستمدار (نه صرفاً مدیر) بیندیشند، انسجام درونی خود را حفظ کنند و برای معماری آینده در میدان عمل حاضر شوند. این، مطالبه رهبری و ضرورت زمانه ماست.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 23:05

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن