display result search
منو
کجای داستانیم؟، 5

کجای داستانیم؟، 5

  • 1 تعداد قطعات
  • 68 دقیقه مدت قطعه
  • 15 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان با موضوع "کجای داستانیم؟"، جلسه پنجم: اهمیت پرداختن به داستان از حیث اجتماعی، سال 1404


درباره ضرورت و اهمیت پرداختن به داستان از حیث اجتماعی خیلی جای بحث هست. ما اگر خودمان را درست روایت نکنیم در جامعه خودمان شکست خوردیم و در درون وقتی شکست خوردیم قطعا از بیرون به ما حمله های بیشتری خواهد شد. ما اگر خودمون رو درست روایت بکنیم به پیروزی نزدیک تر می شویم و موانع را راحت تر می توانیم از سر راه خودمان برداریم و دشمن هم در مقابل ما تاب مقاومت ندارد چه برسه به اینکه طمع یورش و حمله به ما را داشته باشد. سال ها قبل من در همین جلسات عرض کردم اگر ما دفاع مقدسمون را نه در یک روایت و داستانی که جهان او را بفهمد و فقط منطقه او را بفهمد درست روایت کرده بودیم هیچ وقت داعش پیش نمی آمد. قطعا روایت کردن صحیح از دفاع مقدس برای ما ارزش و امنیت آوریش از موشک هایی که همین الان هممون می دانیم مدیون این موشک ها هستیم، امنیتمون را ارزشش و اثرش بالاتر هست. دشمنان ما بعد از چهل سال تلاش و بعد از مقداری بحران های اقتصادی که ایجاد کردن در کشور ما طمع کردن به ما حمله کنند، چون احساس کردن ما از درون دچار فروپاشی شدیم. فروپاشی یعنی ما روایت درستی از خودمون نداریم. ما الان از نظر اقتصادی با همه تورمی که داریم، وضعمون از بسیاری کشورها که در فلاکت هزار برابری به سر می برند بهتره. ما در روایت دوران پهلوی شکست خوردیم ما در روایت انقلابمون شکست خوردیم. قرآن می فرماید جهاد اصلش همه در ذهن ها و قلب هاست و ذهن ها و قلب ها سال های سال در اختیار ما بودند تا اون ها رو پرورش بدیم، حفظ کنیم رو به جلو حرکت بدهیم. جمهوری اسلامی بعد از دفاع مقدس دوازده روزه باید متحول بشود و تحول آن در بخش فرهنگی این است که ما روایتگری خوبی داشته باشیم، برای مردم جهان حالا که ایران را می شنوند و می بینند و برای مردم مسلمان منطقه و برای جوانان خودمان از خودمان روایت صحیحی از خودمان داشته باشیم. ما اصلا نیاز نداریم دروغ بگوییم ما اسطوره های تاریخی داریم که این اسطوره ها بین ما بودند. ما به تکنولوژی یک روایت درست دست نیافتیم ما خیلی اسیر مباحث نظری هستیم. قرآن روایتگر است و داستان می گوید و بقیه سخنان خود را داستان واره بیان می کند. وقتی برای داستان ارزش قائل نباشیم برای دو چیز ارزش قائل نیستیم یک شخصیت خودمان یا شخصیت جامعه دو برای حوادث زندگی خودمان. پس آنها را بی معنا می دانیم یا برای حوادثی که در جامعه جاری است اگر درست نگاه کنیم. انسان ها داستان ها را می بینند، به داستان اهمیت بدهید. ما فقط کافیه به جوانان مون داستان پدیده شوم صهیونیست ها را بگوییم و روایت کنیم. پس به داستان اهمیت بدهیم از نظر اجتماعی و فرهنگی. ببینید داستان مسئله ساده ای نیست حتی همه کسانی که فیلم می خواهند،نگاه کنند باید حقایقی درباره داستان را بدانند. آدم ها در داستان زندگی شان سه جور نقش بازی می کنند، منفعل یعنی بازیگر هر چی پیش بیاد عمل می کند. فعال که این اسمش را می گذارد عامل یعنی کسی که در هر نقشی قرار می گیرد سعی می کند، آن نقش را درست ایفا کند و هدف برایش می گذارد. خدا خواسته تو طراح زندگی خودت باشی. ما جایگزین تمدن غربیم و مردم جهان داستان جایگزین بلد نیستن و الا جنبش وال استریت کار را تمام کرده بود. در تعریف من دین یعنی واقع بینی و واقع گرایی، هیچ چیز اضافه هم ندارد، ولی در تعریف خیلی ها دین یعنی ارزش نه واقعیت. دین آدم را واقع بین بار می آورد. اولین عامل موثر در داستان زندگی ما خداست و خدا دشمن ما نیست و خدا برای سرگرمی این کار را نکرد و خدا بیهوده این کار را نکرده. دومین عامل داستان زندگی ما باز خداست چون متناسب با این کاراکتر این شخصیت ما حوادثی رو برای ما طراحی کرده است. خداشناسی در متن زندگی هست نه در آغاز خلقت. نفر اول موثر خداست، نفر دوم موثر خود ما هستیم. پس داستان هدفش چی می شود؟ داستان باید قدرت های پنهان یک انسان را رو می کند. تمام داستان های موفق همین کار را کردند.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 68:07

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن