سخنرانی حجت الاسلام اسماعیل رمضانی با موضوع "عالم یأس، عالم نصرت"، سال 1404
یکی از اعمالی که برای نیمه شعبان سفارش شده، این است که انسان تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها را با تعداد بالا بگوید. یعنی صد مرتبه سبحان الله، صد مرتبه الحمدلله، صد مرتبه الله اکبر، و صد مرتبه لا اله الا الله. علاوه بر این، ذکر استغفار - هفتاد مرتبه استغفرالله و اتوب الیه - را هم که مخصوص تمام ماه شعبان است، فراموش نکنید. اگر بشود این چهارصد و هفتاد ذکر را بگویید، بیست. بحث من امروز درباره یک مسئله خیلی مهم است؛ مسئلهای به نام امکانات و مسیر. ببینید، ما در زندگی گاهی امکاناتی داریم که باید مسیری را با آنها طی کنیم. حالا این امکانات و این مسیر چند جور میتواند با هم رابطه داشته باشند. یک وقت هست که امکانات انسان دقیقاً به اندازه مسیری است که میخواهد برود. نه کم است، نه زیاد. مثل اینکه نانوایی سر کوچه شماست و شما با پای پیاده میروید نان میگیرید. اینجا امکانات شما - یعنی پایتان - عیناً جوابگوی مسیر است. در ادبیات دینی ما به این میگویند شکر. شکر یعنی اینکه انسان امکاناتی را که خدا به او داده، درست به اندازه مصرف کند و به کار بگیرد. یک وقت دیگر هست که امکانات انسان از مسیری که میخواهد برود بیشتر است. اسراف یعنی خدا به تو امکانی داده، اما تو مسیری را که متناسب با آن است نمیروی و آن را بلااستفاده میگذاری. یک وقت آدم نگاه میکند میبیند کل مسیری که یک انسان در طول زندگی هفتاد، هشتاد ساله خود طی میکند، بیشتر از ده پانزده قدم نیست. از پذیرایی تا آشپزخانه، از آشپزخانه تا دستشویی، از دستشویی تا اتاق خواب. همین را مدام تکرار میکند. اگر هم سر کار میرود، باز برای این است که همان پذیرایی را بهتر کند، همان آشپزخانه را پربرکتتر کند. اسراف یعنی انسان با همه آن امکاناتی که خدا به او داده، به اندازه یک حیوان در زندگی حرکت کند. اما یک وقت هست که مسیر پیش رو خیلی بلندتر از این حرفهاست. آنجا دیگر مسئله فرق میکند. در روایات قطعی داریم که امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: آه من قلة الزاد و طول السفر و طریق مهول. یعنی ای وای از کمی توشه و زیادی راه و راهی که وحشتناک است. پس یک جا شکر است، یک جا اسراف. اما آنجایی که مسیر بزرگ است و امکانات خودمان کافی نیست، آنجا پای صبر به میان میآید. صبر یعنی شما بار را بردار و برو جلو، من کمک کمکت میدهم. اما یک جای دیگر هم هست. یک وقتی شما همه توان خودت را مصرف کردی، همه امکاناتی هم که خدا داده بود مصرف کردی، اما باز هم به مقصد نرسیدی. آنجا انسان به یاس میرسد. یاس یعنی نه خودت جواب میدهی، نه امکاناتت. دیگر هیچ راهی نداری. این یاس، یاس بچگانه نیست که آدم زود ناامید شود. این یاس انبیاست. به این آیه دقت کنید: أم حسبتم أن تدخلوا الجنة و لما یأتکم مثل الذین خلوا من قبلکم یعنی فکر کردید به راحتی وارد بهشت میشوید و بلاهایی که سر گذشتهها آمد سر شما نمیآید؟! اگر امام حسین علیه السلام میخواست این راه را بدون بلا برود که سر از گودال در نمیآورد. او خیلی عزیزتر از ما بود، اما این راه را با مصیبت و فشار و ضرر رفت. خدا چقدر فشار میدهد؟ آنقدر فشار میدهد تا پیامبر خدا بگوید کی میرسد نصرت خدا؟ آن وقت خدا میگوید إن نصر الله قریب. یعنی نزدیک است، یک ذره دیگر صبر کن. تا توان داری، نصرت نمیآید. اما یک آیه عجیبتر در سوره یوسف داریم، آیه 110. آنجا میگوید وقتی پیامبران از همه چیز ناامید شدند و گمان کردند به آنها دروغ گفته شده، همان موقع نصرت ما آمد. امام صادق علیه السلام فرمود خدا یک لحظه انبیا را رها میکند، یک چشم به هم زدن. در آن لحظه آنها فکر میکنند شاید این راهی که میرفتند، این وحی که میگفتند، همه اشتباه بوده، شاید به ما دروغ گفته شده. این یاس، یاس انبیاست. و همان لحظه است که نصرت خدا میرسد. حالا همه اینها را گفتم تا برسم به یک روایت درباره امام زمان عجل الله تعالی فرجه. روایت میگوید: لا یخرج القائم حتی یکون الیاس. به خدا قسم قبل از یاس ظهور نمیکند. فقط وقتی یاس بیاید، فرج میرسد. یک جورش یاس گناهکاران است. آنها میروند تا ته خط گناه. میروند تا ته بیعفتی، تا ته نزولخوری، تا ته ظلم. یک دفعه میبینند با گناه هم نمیشود خوشبخت شد. میبینند آنهایی که خدا را کنار گذاشتند، نه خوشبخت شدند نه به جایی رسیدند. این مثل ماشینی است که به بنبست میرسد. اولین کاری که میکند این است که دنده عقب میگیرد. بشریت یک روزی دنده عقب خواهد گرفت. آن روز میفهمد بدون امام زمان خوشبختی نیست. جور دیگرش یاس خوبان است. آنها هم هر کاری میتوانستند کردند. هرچه تلاش کردند، هرچه زحمت کشیدند، اما دیدند ظلم از دنیا برداشته نمیشود. دیدند با این همه زحمت، باز هم قرآن پیاده نمیشود. باز هم عدالت نمیآید. خودشان تمام شدند، امکاناتشان تمام شد، فکرشان تمام شد، تیمشان تمام شد. یک دفعه دست به آسمان بلند میکنند و میگویند: خدایا! عده ما کم شد، دشمنان ما زیاد شدند، دیگر هیچ کس ما را یاری نمیکند. این همان یاس انبیاست. آنجاست که گناهکار و خوب، همه دست به آسمان برمیدارند. همه خستهاند، منتها هر کدام یک جور. این تاریکی، محل درخشش نور امام زمان خواهد شد. این است راز ظهور؛ این است معنی تضرع. تضرع یعنی تمام شدیم، کمکمان کن.
یکی از اعمالی که برای نیمه شعبان سفارش شده، این است که انسان تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها را با تعداد بالا بگوید. یعنی صد مرتبه سبحان الله، صد مرتبه الحمدلله، صد مرتبه الله اکبر، و صد مرتبه لا اله الا الله. علاوه بر این، ذکر استغفار - هفتاد مرتبه استغفرالله و اتوب الیه - را هم که مخصوص تمام ماه شعبان است، فراموش نکنید. اگر بشود این چهارصد و هفتاد ذکر را بگویید، بیست. بحث من امروز درباره یک مسئله خیلی مهم است؛ مسئلهای به نام امکانات و مسیر. ببینید، ما در زندگی گاهی امکاناتی داریم که باید مسیری را با آنها طی کنیم. حالا این امکانات و این مسیر چند جور میتواند با هم رابطه داشته باشند. یک وقت هست که امکانات انسان دقیقاً به اندازه مسیری است که میخواهد برود. نه کم است، نه زیاد. مثل اینکه نانوایی سر کوچه شماست و شما با پای پیاده میروید نان میگیرید. اینجا امکانات شما - یعنی پایتان - عیناً جوابگوی مسیر است. در ادبیات دینی ما به این میگویند شکر. شکر یعنی اینکه انسان امکاناتی را که خدا به او داده، درست به اندازه مصرف کند و به کار بگیرد. یک وقت دیگر هست که امکانات انسان از مسیری که میخواهد برود بیشتر است. اسراف یعنی خدا به تو امکانی داده، اما تو مسیری را که متناسب با آن است نمیروی و آن را بلااستفاده میگذاری. یک وقت آدم نگاه میکند میبیند کل مسیری که یک انسان در طول زندگی هفتاد، هشتاد ساله خود طی میکند، بیشتر از ده پانزده قدم نیست. از پذیرایی تا آشپزخانه، از آشپزخانه تا دستشویی، از دستشویی تا اتاق خواب. همین را مدام تکرار میکند. اگر هم سر کار میرود، باز برای این است که همان پذیرایی را بهتر کند، همان آشپزخانه را پربرکتتر کند. اسراف یعنی انسان با همه آن امکاناتی که خدا به او داده، به اندازه یک حیوان در زندگی حرکت کند. اما یک وقت هست که مسیر پیش رو خیلی بلندتر از این حرفهاست. آنجا دیگر مسئله فرق میکند. در روایات قطعی داریم که امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود: آه من قلة الزاد و طول السفر و طریق مهول. یعنی ای وای از کمی توشه و زیادی راه و راهی که وحشتناک است. پس یک جا شکر است، یک جا اسراف. اما آنجایی که مسیر بزرگ است و امکانات خودمان کافی نیست، آنجا پای صبر به میان میآید. صبر یعنی شما بار را بردار و برو جلو، من کمک کمکت میدهم. اما یک جای دیگر هم هست. یک وقتی شما همه توان خودت را مصرف کردی، همه امکاناتی هم که خدا داده بود مصرف کردی، اما باز هم به مقصد نرسیدی. آنجا انسان به یاس میرسد. یاس یعنی نه خودت جواب میدهی، نه امکاناتت. دیگر هیچ راهی نداری. این یاس، یاس بچگانه نیست که آدم زود ناامید شود. این یاس انبیاست. به این آیه دقت کنید: أم حسبتم أن تدخلوا الجنة و لما یأتکم مثل الذین خلوا من قبلکم یعنی فکر کردید به راحتی وارد بهشت میشوید و بلاهایی که سر گذشتهها آمد سر شما نمیآید؟! اگر امام حسین علیه السلام میخواست این راه را بدون بلا برود که سر از گودال در نمیآورد. او خیلی عزیزتر از ما بود، اما این راه را با مصیبت و فشار و ضرر رفت. خدا چقدر فشار میدهد؟ آنقدر فشار میدهد تا پیامبر خدا بگوید کی میرسد نصرت خدا؟ آن وقت خدا میگوید إن نصر الله قریب. یعنی نزدیک است، یک ذره دیگر صبر کن. تا توان داری، نصرت نمیآید. اما یک آیه عجیبتر در سوره یوسف داریم، آیه 110. آنجا میگوید وقتی پیامبران از همه چیز ناامید شدند و گمان کردند به آنها دروغ گفته شده، همان موقع نصرت ما آمد. امام صادق علیه السلام فرمود خدا یک لحظه انبیا را رها میکند، یک چشم به هم زدن. در آن لحظه آنها فکر میکنند شاید این راهی که میرفتند، این وحی که میگفتند، همه اشتباه بوده، شاید به ما دروغ گفته شده. این یاس، یاس انبیاست. و همان لحظه است که نصرت خدا میرسد. حالا همه اینها را گفتم تا برسم به یک روایت درباره امام زمان عجل الله تعالی فرجه. روایت میگوید: لا یخرج القائم حتی یکون الیاس. به خدا قسم قبل از یاس ظهور نمیکند. فقط وقتی یاس بیاید، فرج میرسد. یک جورش یاس گناهکاران است. آنها میروند تا ته خط گناه. میروند تا ته بیعفتی، تا ته نزولخوری، تا ته ظلم. یک دفعه میبینند با گناه هم نمیشود خوشبخت شد. میبینند آنهایی که خدا را کنار گذاشتند، نه خوشبخت شدند نه به جایی رسیدند. این مثل ماشینی است که به بنبست میرسد. اولین کاری که میکند این است که دنده عقب میگیرد. بشریت یک روزی دنده عقب خواهد گرفت. آن روز میفهمد بدون امام زمان خوشبختی نیست. جور دیگرش یاس خوبان است. آنها هم هر کاری میتوانستند کردند. هرچه تلاش کردند، هرچه زحمت کشیدند، اما دیدند ظلم از دنیا برداشته نمیشود. دیدند با این همه زحمت، باز هم قرآن پیاده نمیشود. باز هم عدالت نمیآید. خودشان تمام شدند، امکاناتشان تمام شد، فکرشان تمام شد، تیمشان تمام شد. یک دفعه دست به آسمان بلند میکنند و میگویند: خدایا! عده ما کم شد، دشمنان ما زیاد شدند، دیگر هیچ کس ما را یاری نمیکند. این همان یاس انبیاست. آنجاست که گناهکار و خوب، همه دست به آسمان برمیدارند. همه خستهاند، منتها هر کدام یک جور. این تاریکی، محل درخشش نور امام زمان خواهد شد. این است راز ظهور؛ این است معنی تضرع. تضرع یعنی تمام شدیم، کمکمان کن.


تاکنون نظری ثبت نشده است