display result search
منو
تفسیر آیه 50 سوره انعام

تفسیر آیه 50 سوره انعام

  • 1 تعداد قطعات
  • 11 دقیقه مدت قطعه
  • 125 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام محسن قرائتی با موضوع تفسیر سوره انعام - آیه 50

قُل لَّآ أَقُولُ لَکُمْ عِنْدِى خَزَآئِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَیْبَ وَلَا أَقُولُ لَکُمْ إِنِّى مَلَکٌ إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا مَا یُوحَى‏ إِلَىَّ قُلْ هَلْ یَسْتَوِى الْأَعْمَى‏ وَ الْبَصِیرُ أَفَلَا تَتَفَکَّرُونَ‏

ترجمه

(اى پیامبر! به مردم) بگو: من ادّعا نمى‏ کنم که گنجینه‏ هاى خداوند نزد من است و من غیب هم نمى‏دانم و ادّعا نمى‏ کنم که من فرشته ‏ام، من جز آنچه را به من وحى مى‏ شود پیروى نمى ‏کنم. بگو: آیا نابینا و بینا برابرند؟ آیا نمى‏ اندیشید؟



گویا مردم بى ایمان خیال مى ‏کردند کسى مى‏ تواند پیامبر باشد که خزائن الهى در اختیارش باشد، یا انتظار داشتند تمام کارهاى خود را از مسیر علم غیب حل کند، پیامبر اکرم‏ در این آیه مأمور مى‏ شود با صراحت جلوى توقّعات نا به جا و پندارهاى غلط آنان را بگیرد و محدوده‏ وظائف خود را بیان کند و بگوید: معجزات من نیز در چهارچوب وحى الهى است، نه تمایلات شما و بدانید که هر کجا به من وحى شد معجزه ارائه خواهم داد، نه هر کجا و هرچه شما هوس کنید.
در این آیه، غیب دانستن پیامبر به صورت مستقل نفى شده، ولى گاهى آگاهى‏ هایى از غیب به پیامبر عطا شده است. خداوند بارها درباره‏ تاریخ حضرت یوسف و مریم و نوح و... به پیامبر اسلام‏ فرموده است: «ذلک من انباءالغیب نوحیه الیک» این قصه ‏ها، اطلاعات غیبى است که به تو مى‏ دهیم. در آخر سوره‏ جنّ هم فرموده است: خداوند علم غیب دارد و آن را جز به اولیاى خویش عطا نمى‏ کند. پس علم غیب مخصوص خداست و اگر بخواهد گوشه‏ اى از آن را در اختیار اولیاى خود قرار مى‏ دهد.
برخورد همه‏ انبیا با مردم یکسان بوده است. همین سخنان را حضرت نوح هم به مردم خود مى‏ گفت.

پیام ها
1- صداقت انبیا، تا آنجاست که اگر فاقد قدرتى باشند، به مردم اعلام مى ‏کنند. «قل لا أقول»
2- از کارهاى انبیا، مبارزه با خرافه ‏گرایى و شخصیّت‏ سازى کاذب است. «لااقول... لا اعلم»
3- از پیامبران، توقعات بیجا نداشته باشید. «لا اقول لکم عندى خزائن اللَّه»
4- زندگى، اهداف و شیوه‏ کار رهبر باید صریح و روشن براى مردم بیان شود. «قل لا اقول...»
5 - نگذارید مردم، شمارا بیش از آنچه هستید بپندارند. (شخصیّت ‏ها اگر القاب کاذب را از خود نفى کنند، جلوى غلوها و انحرافات گرفته مى‏ شود). «لا اقول لکم عندى خزائن اللَّه...»
6- انبیا، با پول و تهدید و تطمیع کار نمى‏ کردند، تا دیگران از روى ترس و طمع، دور آنان جمع نشوند و خیال نکنند که اگر با پیامبر باشند، از علم غیب یا خزانه‏ى الهى مشکلاتشان حل خواهد شد. «قل لا اقول...»
7- پیامبر براى زندگى شخصى یا اداره‏ى حکومت، همچون دیگران از مسیر عادّى اقدام مى‏ کند و از علم غیب و خزانه‏ى الهى استفاده شخصى نمى‏ کند، گرچه براى اثبات نبوّت لازم است استفاده کند. «لا اعلم الغیب»
8 - گرچه پیامبر خزائن الهى و علم غیب ندارد، ولى چون به او «وحى» مى‏ شود باید از او پیروى کرد. «یوحى‏ الىّ»
9- کار پیامبر، نه بر اساس خیال و سلیقه است، نه بر اساس تمایلات اجتماعى یا محیط زدگى، بلکه تنها براساس پیروى از وحى است. «ان اتّبع الاّ مایوحى الى»
10- رفتار و گفتار پیامبران، براى ما حجّت است، چون بر مبناى وحى است. «ان اتّبع الا ما یوحى الى»
11- پیروى از انبیا، بصیرت و اعراض از آنان، نابینایى است. «قل هل یستوى الاعمى و البصیر»
12- فکر صحیح، انسان را به پیروى از انبیا وامى‏ دارد و بهانه‏ ها و توقعات را کنار مى ‏گذارد. «أفلا تتفکّرون»

منبع: پایگاه درس هایی از قرآن

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 11:10

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخنرانی مذهبی