display result search
منو
تفسیر آی 67 سوره مائده

تفسیر آی 67 سوره مائده

  • 1 تعداد قطعات
  • 13 دقیقه مدت قطعه
  • 233 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام محسن قرائتی با موضوع تفسیر سوره مائده - آیه 67

این آیه به دلایلى که خواهد آمد مربوط به جانشینى حضرت على‏ (ع) و نصب او به ولایت در غدیر خم به هنگام برگشت پیامبر اکرم از سفر حج در سال دهم هجرى است. جالب اینکه این آیه در میان دو آیه‏ اى قرار گرفته که مربوط به اقامه کتاب آسمانى است و شاید اشاره به این باشد که میان رهبر معصوم و اقامه‏ کتاب آسمانى، پیوند محکمى برقرار است. آرى، امام است که مى‏ تواند کتاب آسمانى را به پا دارد و این کتاب خداست که مى ‏تواند امام واقعى را معرّفى کند.
همه‏ى مفسّران شیعه به اتکاى روایات اهل بیت و نیز بعضى از مفسّران اهل ‏سُنّت به عنوان یکى از مصادیق، آیه را مربوط به نصب حضرت على‏ (ع) در غدیر خم به ولایت و امامت دانسته ‏اند. جالب آنکه صاحب تفسیر المنار از مسند احمد و ترمذى و نسائى و ابن ماجه، حدیثِ «مَن کنتُ مولاه فعلىّ مولاه» را با سند صحیح و موثّق بیان کرده است و سپس با دو جمله به خیال خود در آن تشکیک نموده است: اوّل اینکه مراد از ولایت، دوستى است. (غافل از آنکه دوستى نیاز به بیعت گرفتن و تبریک گفتن و آن همه تشریفات در غدیر خم نداشت) دوّم آنکه اگر حضرت على (ع) امام و رهبر بعد از رسول اکرم‏ بود، چرا فریاد نزد و ماجراى نصب خود را در غدیر نگفت؟! (غافل از آنکه در سراسر نهج‏ البلاغه و کلمات حضرت على‏ (ع) ناله ها و فریادها مطرح است، ولى صاحب المنار گویا آن ناله‏ ها و فریادها را نشنیده است.
در تمام قرآن تنها در این آیه است که پیامبر اکرم‏ نسبت به کتمان پیام، تهدید شده که اگر نگویى، تمام آنچه را که در 23 سال رسالت گفته ‏اى هدر مى‏ رود. پس باید دید چه پیام مهمى است که این گونه بیان مى ‏شود؟
پیامبر اکرم به حضرت على‏ (ع) فرمود: «لو لم‏ابلغ ما اُمرت به من ولایتک لحبط عملى» اگر آنچه درباره ولایت تو است به مردم نرسانم تمام اعمال من محو مى‏ شود. در این آیه چند نکته است که جهت ‏گیرى محتوایى آن را روشن مى‏ کند:
1- سوره مائده، در اواخر عمر شریف پیامبر نازل شده است.
2- در این آیه، بجاى «یا أیّها النّبى»، تعبیر «یا أیّها الرّسول» آمده است، که نشانه‏ یک رسالت مهم است.
3- به جاى فرمان «أبلغ»، فرمان «بَلّغ» آمده که نشانه‏ى ابلاغ قطعى ورسمى ومهم است.
4- پیامبر نسبت به نرساندن یک پیام مهم تهدید شده که اگر نگوید، همه‏ زحماتش به هدر مى‏رود.
5 - رسول خدا از عواقب کارى هراس دارد که خداوند او را دلدارى مى ‏دهد که ما تو را از شر مردم نگه مى‏ داریم.
6- پیامبر، از جان خود نمى‏ ترسد. زیرا در روزگار تنهایى که با بت‏ ها مبارزه مى ‏کرد و در جنگ‏ ها که با مشرکین درگیرى نظامى داشت، از خطرها نمى‏ ترسید. (در حالى که سنگباران مى‏ شد، و یارانش شکنجه مى‏ شدند، حالا در اواخر عمر و در میان این همه یار بترسد؟!)
7- در آیه، پیامى است که به لحاظ اهمیّت، با همه پیام‏ هاى دوران نبوّت و رسالت، برابر است که اگر این پیام به مردم نرسد، گویا همه‏ پیام‏ ها محو مى‏ شود.
8 - محتواى پیام، باید مسأله‏ اى اساسى باشد، وگرنه در مسائل جزئى و فردى، این همه تهدید و دلدارى لازم نیست.
9- پیام آیه، مربوط به توحید و نبوّت و معاد نیست، چون این اصول، در روزهاى اوّل بعثت در مکّه بیان شده و نیازى به این همه سفارش در اواخر عمر آن حضرت ندارد.
10- پیام آیه، مربوط به نماز، روزه، حج، زکات، خمس و جهاد هم نیست، چون این ها در طول 23 سال دعوت پیامبر بیان شده و مردم نیز به آن عمل کرده‏ اند و هراسى در کار نبوده است.
پس، محتواى این پیام مهم که در اواخر عمر شریف پیامبر نازل شده چیست؟
روایات بسیارى از شیعه و سنّى، ما را از تحیّر نجات داده و راه را نشان مى‏دهد. روایات مى ‏گوید: آیه مربوط به هجدهم ذیحجه سال دهم‏هجرى در سفر حجةالوداع پیامبر اسلام است، که آن حضرت در بازگشت به سوى مدینه، در مکانى به نام «غدیر خم» به امر الهى فرمان توقّف داد و همه در این منطقه جمع شدند. مکانى که هم آب و درخت داشت و در گرماى حجاز، کارساز بود و هم محلّ جداشدن کاروان‏ هاى زائران مکّه بود و اهل یمن، عراق، شام، مدینه و حبشه از هم جدا مى‏ شدند.
در آنجا، پیامبر خدا در میان انبوه یاران، بر فراز منبرى از جهاز شتران قرار گرفت و خطبه ‏اى طولانى خواند. ابتداى خطبه، توحید، نبوّت و معاد بود که تازگى نداشت. سخن تازه از آنجا بود که پیامبر، خبر از رحلت خود داد و نظر مسلمانان را نسبت به خود جویا شد. همه نسبت به کرامت و عظمت و خدمت و رسالت او در حد اعلا اقرار کردند. وقتى مطمئن شد که صدایش به همه‏ مردم، در چهار طرف مى‏ رسد، پیام مهم خود را نسبت به آینده بیان کرد. و فرمود: «من کنت مولاه فعلىّ مولاه» هر که من مولاى اویم، این علىّ مولاى اوست و بدین وسیله جانشینى حضرت على‏ (ع) را براى پس از خود به صراحت اعلام داشت. امّا پس از وفاتش، وقتى حضرت زهرا (س) به در خانه‏ هاى مردم مى‏ رفت و مى ‏گفت: مگر نبودید و نشنیدید که رسول خدا در غدیر خم چه فرمود؟ مى‏گفتند: ما در غدیر خم، در فاصله دورى بودیم و صداى پیامبر را نمى‏ شنیدیم!! اللّه اکبر از کتمان، از ترس، از بى ‏وفایى و از دروغ گفتن به دختر پیامبر خدا.
آرى، مردم با دو شاهد، حقّ خود را مى‏ گیرند، ولى حضرت على (ع) با وجود ده‏ ها هزار شاهد، نتوانست حقّ خود را بگیرد. امان از حبّ دنیا، حسادت و کینه هاى بدر و خیبر و حنین که نسبت به حضرت علىّ (ع) در دل داشتند.
امام باقر (ع) فرمودند: «بُنى الاسلام على خمس على الصلاة و الزّکاة و الصوم و الحج و الولایة و لم یناد بشى‏ء کما نودى بالولایة فاخذ النّاس باربع و ترکوا هذه»، اسلام بر پنج چیز استوار است: بر نماز، زکات، روزه، زکات و ولایت اهل‏ بیت و چیزى به اندازه‏ ولایت مورد توجّه نبود، امّا مردم چهارتاى آن را پذیرفتند و ولایت را ترک کردند!
امام رضا (ع) فرمود: بعد از نزول این آیه که خداوند ضامن حفظ رسول اکرم شد، «واللَّه یعصمک من النّاس» پیامبر هر نوع تقیّه را از خود دور کرد.

پیام ها
1- نوع خطاب، باید با نوع هدف، هماهنگ باشد. چون هدف، رسالت و پیام رسانى است، خطاب هم «یا أیّها الرّسول» است.
2- انتخاب رهبر اسلامى (امام معصوم) باید از سوى خداوند باشد. «بلّغ ما انزل الیک من ربّک»
3- گاهى ابلاغ پیام الهى باید در حضور مردم و مراسم عمومى و با بیعت گرفتن باشد، ابلاغ ولایت با سخن کافى نیست، بلکه باید با عمل باشد. «و ان لم‏تفعل» به جاى «ان لم تبلغ»
4- احکام و پیام ‏هاى الهى، همه در یک سطح نیست. کتمان یک حقیقت، با کتمان تمام حقایق برابر است. «و ان لم تفعل فما بلّغتَ رسالته»
5 - اگر رهبرى صحیح نباشد، مکتب نابود و امّت گمراه مى‏ شود. «فمابلّغتَ رسالته»
6- رکن اصلى اسلام، امامت و حکومت است. «وان لم‏تفعل فما بلّغتَ رسالته»
7- انکار ولایت، نوعى کفر است. «انّ اللّه لایهدى القوم الکافرین»
8 - عنصر زمان و مکان، دو اصل مهم در تبلیغ است. (با توجّه به اینکه این آیه در هجدهم ذى‏ الحجّه و در محل جدا شدن کاروان ‏هاى حج نازل شد)


منبع: پایگاه درس هایی از قرآن

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 13:11

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخنرانی مذهبی