- 508
- 1000
- 1000
- 1000
دیدگاه های رهبری شهید راجع به امام حسین علیه السلام،8(پایان)
سخنرانی حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی با موضوع "دیدگاه های رهبری شهید راجع به امام حسین علیه السلام،"، جلسه هشتم:"حوادث محوری شب عاشورا"، سال 1405
شب عاشورا، شبی است که سرنوشت تاریخ اسلام را برای همیشه دگرگون کرد. در این شب، جمعیّت سی هزار نفری دشمن، خیمههای امام حسین (علیهالسلام) را محاصره کرده بودند و آب را بر اهلبیت و یاران ایشان بسته بودند. بچهها تشنه بودند، خیمهها بیآب بود و خانواده امام در ترس و اضطراب از فردایی که قرار بود همه به شهادت برسند، به سر میبردند. اما در همین شرایط، امام حسین (علیهالسلام) با آرامشی مثالزدنی و با تکیه بر ایمان و توکّل به خدا، حوادثی را رقم زد که هر یک، درسهای بزرگی برای شیعیان دارد.
1. مهلت خواستن برای نماز، دعا، استغفار و قرآن
عمر سعد پس از تهدید شمر ملعون از سوی ابن زیاد، ناچار شد جنگ را آغاز کند. اما امام حسین (علیهالسلام) از طریق ابوالفضل العباس (علیهالسلام) پیغام دادند: «اگر میتوانید جنگ را تا فردا صبح به تأخیر بیندازید، تا ما امشب را به نماز، دعا، استغفار و تلاوت قرآن بگذرانیم.» امام فرمودند: «خدا میداند که من نماز را دوست دارم، قرآن خواندن را دوست دارم و استغفار را بسیار دوست دارم.» با اینکه جهاد، بالاترین باب بهشت است، ولی امام حسین (علیهالسلام) برای انجام این عبادات، یک شب جهاد را به تأخیر انداخت تا به ما بیاموزد که اهل بیت چه ارزشی برای نماز، دعا و قرآن قائل بودند.
2. خطبه شکرگزاری بر پنج نعمت الهی
در شب عاشورا، امام حسین (علیهالسلام) در میان محاصره و تشنگی، خطبه ای خواندند و خدا را بر پنج نعمت بزرگ شکرگزاری کردند:
1. نبوت (پیامبری که خدا به ما عطا کرد)
2. قرآن (آموزش و فهم کتاب خدا)
3. فقه در دین (درک صحیح از دین و خداپرستی)
4. چشم و گوش (نعمت بینایی و شنوایی)
5. توحید (شرک نورزیدن و خدا را یکتا دانستن)
امام (علیهالسلام) در سخت ترین شرایط، نه گلایه کرد و نه ناسپاسی، بلکه شکرگزار نعمتهای الهی بود. این پیامی است برای ما که چه بسیار نعمتها را نادیده میگیریم و غافلیم.
3. ستایش اصحاب و یاران باوفا
امام به اصحاب خود فرمودند: «من زیر این آسمان، یارانی بهتر و وفادارتر از شما سراغ ندارم.» و از آنها تشکر کردند. کسانی که میدانستند فردا شهید خواهند شد، اما با عشق و ایمان، در رکاب امام ماندند.
4. اذن عمومی برای رفتن
امام در تاریکی شب به همه یاران فرمودند: «همه شما آزادید که برگردید. میتوانید دست یکدیگر را بگیرید و در تاریکی شب از کربلا خارج شوید. مشکل دشمن با من است، نه با شما.» این اجازه عمومی در حالی بود که دشمن هم از خالی شدن اطراف امام استقبال میکرد، اما یاران وفادار امام، یکصدا وفاداری خود را اعلام کردند.
5. پاسخهای حماسی اصحاب
یاران امام، به ویژه خاندان عقیل، با اشک و گریه گفتند: «مرگ بر زندگی بعد از تو ای حسین!» و هیچیک حاضر به ترک امام نشدند. یکی از یاران گفت: «اگر هفتاد بار کشته شوم، باز تو را رها نمیکنم.»
ضحاک بن عبدالله، که در مسیر با امام همراه شده بود، ابتدا به دلیل وابستگی خانوادگی نمیخواست در کربلا بماند، اما با شنیدن ندای غربت امام، به یاری ایشان آمد. او تمام شب را در کنار امام بود و بعد از شهادت امام، تنها فردی بود (به جز حسن مثنی) که توانست از کربلا جان سالم به در ببرد. او نقل میکند که امام در شب عاشورا، آیات 178 و 179 سوره آل عمران را بلند خواند که شمر شنید و پرسید: «حسین چه میگوید؟» این آیات در مورد مهلت دادن به کافران و عذاب الهی است؛ همان آیه ای که زینب کبری نیز در مجلس امام حسین (علیهالسلام) خواند. امشب لحظاتی به خواب رفت و در خواب، پیامبر اکرم (صلیالله) را همراه با جمعی از اصحاب دید که به ایشان فرمودند: «ای شهید آل محمد! فردا شب، مهمان ما هستی. عجله کن که منتظر قدوم تو هستیم.» امام همچنین خواب دید که سگهایی به او حمله میکنند و یک سگ لکه دار (اشاره به شمر ملعون) او را به شهادت می رساند.امام سجاد (علیهالسلام) نقل میکند که پدرم امشب از خواب بیدار شد و با خود اشعاری خواند. زینب کبری با شنیدن این اشعار، گریبان چاک داد و به صورت زد. امام حسین (علیهالسلام) خواهر بزرگوارشان را آرام کردند و فرمودند: «خواهرم! همه اهل زمین میمیرند و اهل آسمان نیز ماندگار نیستند. پدرم، برادرم و جدم همه از من بهتر بودند و رفتند. پس صبور باش.» امام با این سخنان، قلب داغدار خواهر را تسکین دادند.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در خطبه های نهج البلاغه (خطبه 105 و 87) خبر داده بود که بنیامیه به زودی گرفتار عذاب الهی می شوند و حکومتشان نابود خواهد شد. سپس به نمونه تاریخی اشاره کرد که عباسیان، هزار نفر از امویان را یکجا به درک واصل کردند. و فرمود که خداوند «ذو انتقام» است و از صهیونیستها و دشمنان اهل بیت (ع) به خوبی انتقام خواهد گرفت، همانگونه که تاریخ نشان داده است.
شب عاشورا، شبی است که سرنوشت تاریخ اسلام را برای همیشه دگرگون کرد. در این شب، جمعیّت سی هزار نفری دشمن، خیمههای امام حسین (علیهالسلام) را محاصره کرده بودند و آب را بر اهلبیت و یاران ایشان بسته بودند. بچهها تشنه بودند، خیمهها بیآب بود و خانواده امام در ترس و اضطراب از فردایی که قرار بود همه به شهادت برسند، به سر میبردند. اما در همین شرایط، امام حسین (علیهالسلام) با آرامشی مثالزدنی و با تکیه بر ایمان و توکّل به خدا، حوادثی را رقم زد که هر یک، درسهای بزرگی برای شیعیان دارد.
1. مهلت خواستن برای نماز، دعا، استغفار و قرآن
عمر سعد پس از تهدید شمر ملعون از سوی ابن زیاد، ناچار شد جنگ را آغاز کند. اما امام حسین (علیهالسلام) از طریق ابوالفضل العباس (علیهالسلام) پیغام دادند: «اگر میتوانید جنگ را تا فردا صبح به تأخیر بیندازید، تا ما امشب را به نماز، دعا، استغفار و تلاوت قرآن بگذرانیم.» امام فرمودند: «خدا میداند که من نماز را دوست دارم، قرآن خواندن را دوست دارم و استغفار را بسیار دوست دارم.» با اینکه جهاد، بالاترین باب بهشت است، ولی امام حسین (علیهالسلام) برای انجام این عبادات، یک شب جهاد را به تأخیر انداخت تا به ما بیاموزد که اهل بیت چه ارزشی برای نماز، دعا و قرآن قائل بودند.
2. خطبه شکرگزاری بر پنج نعمت الهی
در شب عاشورا، امام حسین (علیهالسلام) در میان محاصره و تشنگی، خطبه ای خواندند و خدا را بر پنج نعمت بزرگ شکرگزاری کردند:
1. نبوت (پیامبری که خدا به ما عطا کرد)
2. قرآن (آموزش و فهم کتاب خدا)
3. فقه در دین (درک صحیح از دین و خداپرستی)
4. چشم و گوش (نعمت بینایی و شنوایی)
5. توحید (شرک نورزیدن و خدا را یکتا دانستن)
امام (علیهالسلام) در سخت ترین شرایط، نه گلایه کرد و نه ناسپاسی، بلکه شکرگزار نعمتهای الهی بود. این پیامی است برای ما که چه بسیار نعمتها را نادیده میگیریم و غافلیم.
3. ستایش اصحاب و یاران باوفا
امام به اصحاب خود فرمودند: «من زیر این آسمان، یارانی بهتر و وفادارتر از شما سراغ ندارم.» و از آنها تشکر کردند. کسانی که میدانستند فردا شهید خواهند شد، اما با عشق و ایمان، در رکاب امام ماندند.
4. اذن عمومی برای رفتن
امام در تاریکی شب به همه یاران فرمودند: «همه شما آزادید که برگردید. میتوانید دست یکدیگر را بگیرید و در تاریکی شب از کربلا خارج شوید. مشکل دشمن با من است، نه با شما.» این اجازه عمومی در حالی بود که دشمن هم از خالی شدن اطراف امام استقبال میکرد، اما یاران وفادار امام، یکصدا وفاداری خود را اعلام کردند.
5. پاسخهای حماسی اصحاب
یاران امام، به ویژه خاندان عقیل، با اشک و گریه گفتند: «مرگ بر زندگی بعد از تو ای حسین!» و هیچیک حاضر به ترک امام نشدند. یکی از یاران گفت: «اگر هفتاد بار کشته شوم، باز تو را رها نمیکنم.»
ضحاک بن عبدالله، که در مسیر با امام همراه شده بود، ابتدا به دلیل وابستگی خانوادگی نمیخواست در کربلا بماند، اما با شنیدن ندای غربت امام، به یاری ایشان آمد. او تمام شب را در کنار امام بود و بعد از شهادت امام، تنها فردی بود (به جز حسن مثنی) که توانست از کربلا جان سالم به در ببرد. او نقل میکند که امام در شب عاشورا، آیات 178 و 179 سوره آل عمران را بلند خواند که شمر شنید و پرسید: «حسین چه میگوید؟» این آیات در مورد مهلت دادن به کافران و عذاب الهی است؛ همان آیه ای که زینب کبری نیز در مجلس امام حسین (علیهالسلام) خواند. امشب لحظاتی به خواب رفت و در خواب، پیامبر اکرم (صلیالله) را همراه با جمعی از اصحاب دید که به ایشان فرمودند: «ای شهید آل محمد! فردا شب، مهمان ما هستی. عجله کن که منتظر قدوم تو هستیم.» امام همچنین خواب دید که سگهایی به او حمله میکنند و یک سگ لکه دار (اشاره به شمر ملعون) او را به شهادت می رساند.امام سجاد (علیهالسلام) نقل میکند که پدرم امشب از خواب بیدار شد و با خود اشعاری خواند. زینب کبری با شنیدن این اشعار، گریبان چاک داد و به صورت زد. امام حسین (علیهالسلام) خواهر بزرگوارشان را آرام کردند و فرمودند: «خواهرم! همه اهل زمین میمیرند و اهل آسمان نیز ماندگار نیستند. پدرم، برادرم و جدم همه از من بهتر بودند و رفتند. پس صبور باش.» امام با این سخنان، قلب داغدار خواهر را تسکین دادند.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در خطبه های نهج البلاغه (خطبه 105 و 87) خبر داده بود که بنیامیه به زودی گرفتار عذاب الهی می شوند و حکومتشان نابود خواهد شد. سپس به نمونه تاریخی اشاره کرد که عباسیان، هزار نفر از امویان را یکجا به درک واصل کردند. و فرمود که خداوند «ذو انتقام» است و از صهیونیستها و دشمنان اهل بیت (ع) به خوبی انتقام خواهد گرفت، همانگونه که تاریخ نشان داده است.


تاکنون نظری ثبت نشده است