منو
دیدگاه های رهبری شهید راجع به امام حسین علیه السلام، 2

دیدگاه های رهبری شهید راجع به امام حسین علیه السلام، 2

  • 1 تعداد قطعات
  • 36 دقیقه مدت قطعه
  • 25 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی با موضوع "دیدگاه های رهبری شهید راجع به امام حسین علیه السلام،"، جلسه دوم:"تحلیل قیام امام حسین علیه‌السلام از منظر رهبر شهید"، سال 1405


شب دوم ماه محرم است، فردا روز ورود حضرت اباعبدالله (علیه‌السلام) به سرزمین کربلاست، بعد از بیست و چهار روز حرکت در مسیر مکه تا کربلا. امسال محرم ما بدون رهبر شهیدمان برگزار میشود و من گفتم حالا که از حضور ایشان محرومیم، از فرمایشات و دیدگاه هایشان محروم نباشیم. لذا موضوع سخنرانی امسال را دیدگاه های رهبر شهید درباره امام حسین و کربلا قرار دادیم. دیشب درباره برکات مجالس امام حسین صحبت کردیم که ایشان معتقد بودند این جلسات چه برکاتی دارد. موضوع امشب این نکته است که رهبر شهید میفرمودند: یک آسیب شناسی کنیم که چرا امام حسین حرکت کرد؟ چرا آمد جانش را فدا کرد، بچهاش را فدا کرد، مالش را فدا کرد، برادرش را فدا کرد، زن و بچهاش اسیر شدند؟ این همه سختی، چه کار باارزشی بود که باید سر امام حسین برایش میرفت بالای نیزه؟ چه اتفاقی در جامعه افتاده بود که جز با خون امام حسین این نقیصه پر نمیشد؟ این نکته بسیار مهم و قابل تامل است. اباعبدالله (علیه‌السلام) از مدینه خارج شدند، شب کنار قبر پیامبر و قبر امام حسن و مادرشان حضرت زهرا خداحافظی کردند و شبانه از مدینه بیرون آمدند. ایشان برادری دارند به نام محمد حنفیه که حدود ده یازده سال از امام حسین کوچکتر است، سال پانزده هجری به دنیا آمده، شصت و پنج سال عمر کرده و حدود بیست سال بعد از کربلا از دنیا رفته. اخیراً شخصی شش جلد کتاب درباره زندگی نامه محمد حنفیه نوشته و برای من آورده است. محمد حنفیه مورد علاقه امیرالمومنین بوده و امام حسن هنگام شهادت به او سفارش کرده بود مواظب امام حسین باشد. وقتی امام حسین از مدینه خارج شد، محمد حنفیه آمد و گفت برادر کجا میروی؟ امام فرمودند میبینی چه اوضاعی برای من درست کردند، نمیتوانم در مدینه بمانم، مرا ترور میکنند. محمد حنفیه پیشنهاد داد به یمن برود، چون آنجا شیعیان امیرالمومنین هستند و از ایشان حمایت میکنند. امام حسین از او تشکر کرد و فرمودند وصیتنامه ای مینویسم. مام حسین در وصیتنامه نوشت: "انی لم اخرج اشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً" یعنی من برای چهار چیز قیام نکردم: نه برای طغیان و کشورگشایی، نه از روی غرور، نه برای ایجاد فساد در جامعه و نه برای ظلم. سپس فرمود: "انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی" - من برای اصلاح در امت جدم قیام کردم. "ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر" - میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم. و سوم اینکه "و اسیر بسیرة جدی و ابی علی بن ابی طالب" - میخواهم روش جدم و پدرم را در جامعه پیاده کنم. رهبر شهید فرمودند بیماری که جامعه به آن مبتلا شده بود، دنیاطلبی، فراموشی قیامت، ظلم، لقمه حرام و بیعدالتی بود. امام حسین قیام کرد تا اینها از بین برود. خون اثر دارد - همانطور که شهادت رهبر شهید ما تحول عظیمی در جامعه ایجاد کرد، بیش از یکصد شب مردم در خیابانها حاضر شدند و تحول پیدا کردند. وقتی از امام سجاد (علیه‌السلام) پرسیدند شما پیروز شدید یا یزید؟ فرمودند: صبر کن ببین نام جد ما برده میشود در اذان یا نام جد یزید؟ این نکته بسیار مهمی است. در منطقه "شرف" - مرز حجاز و عراق - امام حسین خطبه ای خواند و فرمود: "الا انها علیلاً قد زاغت طاعة الشیطان" - مردم چند اتفاق در جامعه افتاده که من نمیتوانم ساکت باشم: 1. پیروی از شیطان - مردم به جای پیروی از خدا، پیرو شیطان شدند. خدا در سوره یاسین میفرماید: "الَم أعهد الیکم یا بنی آدم أن لا تعبدوا الشیطان إنه لکم عدو مبین". شیطان دو نوع است: شیطان انس و شیطان جن.
2. ترک اطاعت از خدا - اطاعت از خدا را کنار گذاشتند. اگر نماز بخوانید برکت میآید، اگر مواظب زبان باشید، اگر حجاب رعایت کنید، هر چه خدا فرمان داده پاکیزه است و هر چه نهی کرده خبیث. خدا می فرماید: "یحل لهم الطیبات و یحرم علیهم الخبائث".
3. اشاعة الفساد - فساد در جامعه زیاد شده بود: فساد اخلاقی مثل دروغ، فساد اقتصادی مثل ربا و رشوه، فساد سیاسی مثل بیعدالتی و تبعیض، فساد اعتقادی مثل شرک، فساد اداری مثل پارتیبازی، فساد در امور خانواده، فساد در حوزه اجتماع مثل بیحجابی و روابط نادرست.
4. تعطیل حدود الهی - شراب خوار باید هشتاد ضربه شلاق بخورد، دزد باید دستش قطع شود. امیرالمومنین میفرمود مشکل بنی اسرائیل این بود که حدود را بر بیچارگان اجرا میکردند ولی بر آدمهای به نام اجرا نمیکردند.
5. احلال حرام و تحریم حلال - حقوق اهل بیت پرداخته نمیشد، حلال خدا حرام و حرام خدا حلال میشد. بنیامیه منبر پیامبر را غصب کردند و بر آن نشستند. خدا در سوره اسرا آیه شصت فرموده: "و شجرة الملعونة" - درخت ملعونه که برخی مفسران آن را به بنیامیه تعبیر کرده‌اند. چهارده خلیفه اموی از سال چهل و یک تا صد و سی و دو هجری، نود و یک سال حکومت کردند و جنایت کردند. امام حسن زنده بود حکومت را از او گرفتند، امام حسین زنده بود یزید جنایت کرد. امام حسین فرمود راه حل این است: "و ان یبذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الظلال" - باید خون داد تا بندگان خدا از جهالت و حیرت نجات پیدا کنند. هر کس حاضره خون بدهد دنبال من بیاید، پول و اسب و شمشیر نمی خواهیم.

قطعات

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن