- 1182
- 1000
- 1000
- 1000
رنج های دنیوی، نشانگر محبت الهی،1
سخنرانی حجت الاسلام اسماعیل رمضانی با موضوع "رنج های دنیوی، نشانگر محبت الهی"، جلسه اول:" قهرمان سازی با رنج"، سال 1405
من صحبتم را با این نکته شروع میکنم که خداوند متعال در قرآن فرموده: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی کَبَدٍ»؛ یعنی انسان در دل رنج آفریده شده است. رنج، همزاد زندگی در این دنیاست. اگر کسی نسبت به رنج، توجیه و زاویهٔ دید درستی نداشته باشد، روحیهاش آسیب میبیند و دچار سوتفاهم با خدا میشود. بگذارید مثالی بزنم. پدر و مادر از سر محبت، فرزندشان را از رفتن به کوچه و خیابان منع میکنند. اما اگر کسی بخواهد این بچه را علیه پدر و مادرش بشوراند، همان رفتار محبتآمیز را به چشم محدودیت و دشمنی نشان میدهد. بچه کمکم با پدر و مادرش دچار سوتفاهم میشود، در حالی که اصل کار، محبت است. در رابطهٔ ما با خدا هم همینطور است؛ خدا جز محبت برای بندهاش نمیخواهد، اما شیطان میآید و همان محبت خدا را به شکل بلا و بدبختی جلوه میدهد تا ما از خدا دلگیر شویم. حالا یک روایت مهم را با هم مرور کنیم. امام باقر یا امام صادق علیهماالسلام فرمودند: خداوند مثل بزرگی است که از سفر برمیگردد و برای کسی که دوستش دارد، سوغاتی میآورد. اما این سوغاتیِ خدا به بندهاش، یک مشکل و گرفتاری است! بله، خدا وقتی میخواهد به کسی بگوید «دوستت دارم» و یادش بوده، یک رنج یا بلا به سراغش میفرستد. حالا فرض کنید امام زمان عجل الله در جمع ما تشریف بیاورند و به یکی از ما یک شال یا یادگاری از سفر حجشان هدیه بدهند. آن فرد چه حسی پیدا میکند؟ غرق در خوشحالی میشود و بقیه هم به او غبطه میخورند. اما روایت میگوید: وقتی خدا به کسی بخواهد همین پیغام محبت را برساند، به او گرفتاری و رنج میدهد. آیا وقتی کسی ماشینش دزدیده میشود یا بچهاش بیمار میشود، ما به او غبطه میخوریم و میگوییم «کاش من بودم»؟ نه! اما این دقیقاً نشانهٔ محبت خداست.
بسیاری از ما وقتی به مشکل میخوریم، میگوییم «خدایا چرا من؟» در حالی که خدا میخواهد بگوید: «دوستت دارم، به یاد تو بودم». اگر کسی فلسفهٔ رنج را نفهمد، ممکن است پنجاه سال روضه و نوکریِ امام حسین علیهالسلام کرده باشد، اما یک گرفتاریِ کوچک او را از مسیر خارج کند. دیدهام کسانی که به خاطر طلاق فرزند یا مشکلات مالی، دست از مسیر برداشتهاند و گفتهاند: «حسینی که نتوانست جلوی این بلا را بگیرد، من قبولش ندارم». در حالی که اگر امام حسین علیهالسلام را درک میکرد، میفهمید که رنج، نشانهٔ انتخاب و عشق است. خدا در قرآن تعهد کتبی داده که ما را با ترس، گرسنگی، نقص در اموال، جانها و ثمرات آزمایش میکند. حتی پیری و فراموشی و تغییر مزاج بدن هم نمونه هایی از این «رنج های محبت آمیز» است. ورزشکاران حرفهای برای قهرمان شدن، از بسیاری از لذتها چشم میپوشند، رژیم میگیرند، خواب منظم دارند و سخت تمرین میکنند. این یعنی قهرمانی با رنج ساخته میشود. جذابیت امام حسین علیهالسلام هم در رنجی است که کشید. اگر رنج از کربلا برداشته شود، دیگر محرم جذابیتی ندارد. خدا میخواست حسین علیه السلام را قهرمان کند، به او رنج داد و حسین علیه السلام در همان اوجِ بلا، گفت: «شاکِراً لله» و شکرگزاری کرد. مصیبت حضرت زهرا سلام الله آنقدر سنگین است که هر انسان عاشقی میگوید: «کاش این اتفاق نمیافتاد». اما خدا برای نشان دادن عظمت فاطمه سلام الله، او را در اوج رنج قرار داد. یک زن باردار، پشت درِ خانه، بین در و دیوار، آن هم با آن جایگاه و همسری مثل علی علیهالسلام که شکستناپذیر بود. آیا میتوانیم بگوییم این رنج، محبت نبوده است؟ نه! این رنج، معراج حضرت زهرا بود و اگر ما این نگاه را داشته باشیم، هر بلا و رنجی را به چشم یک سوغاتیِ الهی میبینیم و به جای اعتراض، شکر میگوییم.
من صحبتم را با این نکته شروع میکنم که خداوند متعال در قرآن فرموده: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِی کَبَدٍ»؛ یعنی انسان در دل رنج آفریده شده است. رنج، همزاد زندگی در این دنیاست. اگر کسی نسبت به رنج، توجیه و زاویهٔ دید درستی نداشته باشد، روحیهاش آسیب میبیند و دچار سوتفاهم با خدا میشود. بگذارید مثالی بزنم. پدر و مادر از سر محبت، فرزندشان را از رفتن به کوچه و خیابان منع میکنند. اما اگر کسی بخواهد این بچه را علیه پدر و مادرش بشوراند، همان رفتار محبتآمیز را به چشم محدودیت و دشمنی نشان میدهد. بچه کمکم با پدر و مادرش دچار سوتفاهم میشود، در حالی که اصل کار، محبت است. در رابطهٔ ما با خدا هم همینطور است؛ خدا جز محبت برای بندهاش نمیخواهد، اما شیطان میآید و همان محبت خدا را به شکل بلا و بدبختی جلوه میدهد تا ما از خدا دلگیر شویم. حالا یک روایت مهم را با هم مرور کنیم. امام باقر یا امام صادق علیهماالسلام فرمودند: خداوند مثل بزرگی است که از سفر برمیگردد و برای کسی که دوستش دارد، سوغاتی میآورد. اما این سوغاتیِ خدا به بندهاش، یک مشکل و گرفتاری است! بله، خدا وقتی میخواهد به کسی بگوید «دوستت دارم» و یادش بوده، یک رنج یا بلا به سراغش میفرستد. حالا فرض کنید امام زمان عجل الله در جمع ما تشریف بیاورند و به یکی از ما یک شال یا یادگاری از سفر حجشان هدیه بدهند. آن فرد چه حسی پیدا میکند؟ غرق در خوشحالی میشود و بقیه هم به او غبطه میخورند. اما روایت میگوید: وقتی خدا به کسی بخواهد همین پیغام محبت را برساند، به او گرفتاری و رنج میدهد. آیا وقتی کسی ماشینش دزدیده میشود یا بچهاش بیمار میشود، ما به او غبطه میخوریم و میگوییم «کاش من بودم»؟ نه! اما این دقیقاً نشانهٔ محبت خداست.
بسیاری از ما وقتی به مشکل میخوریم، میگوییم «خدایا چرا من؟» در حالی که خدا میخواهد بگوید: «دوستت دارم، به یاد تو بودم». اگر کسی فلسفهٔ رنج را نفهمد، ممکن است پنجاه سال روضه و نوکریِ امام حسین علیهالسلام کرده باشد، اما یک گرفتاریِ کوچک او را از مسیر خارج کند. دیدهام کسانی که به خاطر طلاق فرزند یا مشکلات مالی، دست از مسیر برداشتهاند و گفتهاند: «حسینی که نتوانست جلوی این بلا را بگیرد، من قبولش ندارم». در حالی که اگر امام حسین علیهالسلام را درک میکرد، میفهمید که رنج، نشانهٔ انتخاب و عشق است. خدا در قرآن تعهد کتبی داده که ما را با ترس، گرسنگی، نقص در اموال، جانها و ثمرات آزمایش میکند. حتی پیری و فراموشی و تغییر مزاج بدن هم نمونه هایی از این «رنج های محبت آمیز» است. ورزشکاران حرفهای برای قهرمان شدن، از بسیاری از لذتها چشم میپوشند، رژیم میگیرند، خواب منظم دارند و سخت تمرین میکنند. این یعنی قهرمانی با رنج ساخته میشود. جذابیت امام حسین علیهالسلام هم در رنجی است که کشید. اگر رنج از کربلا برداشته شود، دیگر محرم جذابیتی ندارد. خدا میخواست حسین علیه السلام را قهرمان کند، به او رنج داد و حسین علیه السلام در همان اوجِ بلا، گفت: «شاکِراً لله» و شکرگزاری کرد. مصیبت حضرت زهرا سلام الله آنقدر سنگین است که هر انسان عاشقی میگوید: «کاش این اتفاق نمیافتاد». اما خدا برای نشان دادن عظمت فاطمه سلام الله، او را در اوج رنج قرار داد. یک زن باردار، پشت درِ خانه، بین در و دیوار، آن هم با آن جایگاه و همسری مثل علی علیهالسلام که شکستناپذیر بود. آیا میتوانیم بگوییم این رنج، محبت نبوده است؟ نه! این رنج، معراج حضرت زهرا بود و اگر ما این نگاه را داشته باشیم، هر بلا و رنجی را به چشم یک سوغاتیِ الهی میبینیم و به جای اعتراض، شکر میگوییم.


کاربر مهمان