- 1101
- 1000
- 1000
- 1000
رنج های دنیوی، نشانگر محبت الهی،8
سخنرانی حجت الاسلام اسماعیل رمضانی با موضوع "رنج های دنیوی، نشانگر محبت الهی"، جلسه هشتم:"صبر حقیقی در مکتب حسینی "، سال 1405
بحث ما بر سر مفهوم حقیقی «صبر» بود و اینکه متأسفانه در ذهن بسیاری از ما، صبر به معنای تحملِ منفعلانه و رنج کشیدنِ ساکت شکل گرفته؛ در حالی که صبر در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام معنایی کاملاً متفاوت دارد. صبر یعنی قدرت پیشروی، یعنی تهاجم و حرکت رو به جلو. صبر، توقف و انفعال نیست که انسان بنشیند و دیوار ریخته را تحمل کند؛ صبر یعنی یافتن راه حل برای عبور از شرایط سخت. صبر یعنی وقتی موجِ بلا به سمت تو می آید، اجازه ندهی آن موج به درون قایق وجودت نفوذ کند و تو را غرق سازد، بلکه از آن موج برای حرکت و جهش استفاده کنی. اگر مشکلات را به دل بگیری و غمگین شوی، مانند قایقی هستی که آب درونش نفوذ کرده و آرام آرام غرق میشوی؛ اما اگر آرامش و امید و نشاط خود را حفظ کنی، هر موجی تو را به سمت جلو پرتاب میکند. باید احساسات و حالات درونی خود را بسنجیم که از خداست یا از شیطان. هر حالی که توقف و سکون بیاورد، از شیطان است؛ هر حالی که انسان را به سمت جلو هل دهد، از خداست. حتی ترس و امید هم میتوانند از سوی خدا یا شیطان باشند؛ ترسی که تو را بیدار نگه دارد و به حرکت وادارد، از خداست؛ اما ترسی که فلجت کند، از شیطان است. امیدی که تو را به گناه و غفلت بکشاند و خیالت را از عواقب کار راحت کند، امید شیطانی است؛ اما امیدی که به سمت اصلاح و توبه و حرکت به سمت امام حسین علیهالسلام سوق دهد، از خداست. تنها کسی که شایسته است از او بترسیم، خداست؛ چرا که قدرت مطلق دارد و اگر ناراحت شود، هیچ کس نمیتواند در برابر تصمیمش بایستد. همانگونه که از رئیسی که قدرت امضای اخراج دارد میترسیم، از خدایی که قدرت دخل و تصرف در سرنوشت ما را دارد، باید بیشتر بترسیم؛ مخصوصاً در مورد پدر و مادر که اگر از ما ناراضی باشند، هیچ عبادت و هیئت رفتنی ما را نجات نخواهد داد. هرکس پدر و مادرش از او راضی باشند، عاقبت به خیر میشود؛ ولو گناهکار باشد، و هرکس پدر و مادرش ناراضی باشند، عاقبت به شر میشود؛ ولو اهل هیئت باشد. تنها احساسی که هرگز از سوی شیطان به انسان نمی رسد، «نشاط» است. نشاط یعنی انرژی برای حرکت رو به جلو و باور به اینکه میتوان از پس مشکلات برآمد. خداوند هیچ مشکلی بدون راه حل به انسان نمی دهد؛ همانگونه که در روایت داریم: «إِنَّ الصَّبْرَ یَنْزِلُ عَلَى الْعَبْدِ قَبْلَ الْبَلَاءِ» یعنی صبر پیش از بلا به بنده میرسد. هر بلایی که نازل میشود، صبرش هم همراه آن نازل شده است. پس محال است خداوند تو را در شرایطی قرار دهد که ظرفیت و توان عبور از آن را نداشته باشی؛ اگر باری بزرگ بر دوش تو نهاده، یقیناً قدرت حمل آن را نیز به تو عطا کرده است. حتی اگر مشکلی راه حل نداشته باشد و کاملاً از دست تو خارج است، این بهترین نوع مشکل است؛ چون وقتی کار از دست تو خارج می شود، کار به دست خدا سپرده می شود و خدا هرگز خطا نمیکند. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: خدا را زمانی شناختم که اراده هایم به بن بست خورد و دیدم قدرت برتری دارد که جهان را اداره میکند. وقتی در بلا، خدا میخواهد از تو چیزی خاص بگیرد؛ مثلاً در فقر، توکل میخواهد؛ اگر غصه بخوری، خدا ولت نمیکند اما اگر توکل کنی و حتی خودت را فقیرتر هم نشان دهی، خدا مشکل مالیات را حل میکند. در مشکلات آبرو، میخواهد که دست از حرص حفظ آبرو برداری و وا بگذاری؛ به محض اینکه ول کنی، خدا دل مردم را به سمتت نرم میکند. در مشکلات با همسایه، خدا گذشت میخواهد؛ نباید کلکل کنی، بلکه باید هر طور شده بگذری. در بلاهایی که اصلاً حل نمیشوند، خدا از تو «رضایت» و حتی «شادی» میخواهد! در خطبه متقین می فرماید که پرهیزگاران در شداید، عید میکنند. چرا؟ چون میدانند کار دست خداست. اگر بلا حل نمی شود، یعنی خدا می خواهد تو را در حال رضایت و شادی ببیند. به محض اینکه رضایت بدهی و حالت خوب شود، خداوند آن بلا را از چشم تو دور میکند و دیگر به نظرت مشکل نمی آید. سیره امام حسین علیهالسلام و یارانش گواه این معناست؛ وقتی حضرت به سمت میدان حرکت میکرد، چهره اش برافروخته تر و خوشگلتر میشد، نه پژمرده و شکسته. حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام هم نماد این صبر و رضایت بود. وقتی ایشان در راه آوردن آب، دست راست و سپس دست چپشان قطع شد و مشکشان هدف تیر قرار گرفت، با آنکه میتوانستند به خیمه برگردند، نرفتند؛ چون میدانستند نبودنشان دست و پاگیر اربابشان امام حسین علیه السلام خواهد شد. اجازه دادند تیرها به چشمانشان اصابت کند و در نهایت، با تمام وجود افتادند؛ چون تنها چیزی که برایشان مهم بود، رضایت حسین علیه السلام بود، نه سلامت خودشان. این است معنای واقعی صبر؛ نه تحملِ سکوت و گریه در گوشه ای، بلکه حرکت عاشقانه در مسیر رضایت الهی، با نشاط و امید، و باوری راسخ به اینکه خداوند هرگز بندهای را در بنبست نمیگذارد، مگر آنکه از او چیزی جز تسلیم و رضا نمیخواهد.
بحث ما بر سر مفهوم حقیقی «صبر» بود و اینکه متأسفانه در ذهن بسیاری از ما، صبر به معنای تحملِ منفعلانه و رنج کشیدنِ ساکت شکل گرفته؛ در حالی که صبر در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام معنایی کاملاً متفاوت دارد. صبر یعنی قدرت پیشروی، یعنی تهاجم و حرکت رو به جلو. صبر، توقف و انفعال نیست که انسان بنشیند و دیوار ریخته را تحمل کند؛ صبر یعنی یافتن راه حل برای عبور از شرایط سخت. صبر یعنی وقتی موجِ بلا به سمت تو می آید، اجازه ندهی آن موج به درون قایق وجودت نفوذ کند و تو را غرق سازد، بلکه از آن موج برای حرکت و جهش استفاده کنی. اگر مشکلات را به دل بگیری و غمگین شوی، مانند قایقی هستی که آب درونش نفوذ کرده و آرام آرام غرق میشوی؛ اما اگر آرامش و امید و نشاط خود را حفظ کنی، هر موجی تو را به سمت جلو پرتاب میکند. باید احساسات و حالات درونی خود را بسنجیم که از خداست یا از شیطان. هر حالی که توقف و سکون بیاورد، از شیطان است؛ هر حالی که انسان را به سمت جلو هل دهد، از خداست. حتی ترس و امید هم میتوانند از سوی خدا یا شیطان باشند؛ ترسی که تو را بیدار نگه دارد و به حرکت وادارد، از خداست؛ اما ترسی که فلجت کند، از شیطان است. امیدی که تو را به گناه و غفلت بکشاند و خیالت را از عواقب کار راحت کند، امید شیطانی است؛ اما امیدی که به سمت اصلاح و توبه و حرکت به سمت امام حسین علیهالسلام سوق دهد، از خداست. تنها کسی که شایسته است از او بترسیم، خداست؛ چرا که قدرت مطلق دارد و اگر ناراحت شود، هیچ کس نمیتواند در برابر تصمیمش بایستد. همانگونه که از رئیسی که قدرت امضای اخراج دارد میترسیم، از خدایی که قدرت دخل و تصرف در سرنوشت ما را دارد، باید بیشتر بترسیم؛ مخصوصاً در مورد پدر و مادر که اگر از ما ناراضی باشند، هیچ عبادت و هیئت رفتنی ما را نجات نخواهد داد. هرکس پدر و مادرش از او راضی باشند، عاقبت به خیر میشود؛ ولو گناهکار باشد، و هرکس پدر و مادرش ناراضی باشند، عاقبت به شر میشود؛ ولو اهل هیئت باشد. تنها احساسی که هرگز از سوی شیطان به انسان نمی رسد، «نشاط» است. نشاط یعنی انرژی برای حرکت رو به جلو و باور به اینکه میتوان از پس مشکلات برآمد. خداوند هیچ مشکلی بدون راه حل به انسان نمی دهد؛ همانگونه که در روایت داریم: «إِنَّ الصَّبْرَ یَنْزِلُ عَلَى الْعَبْدِ قَبْلَ الْبَلَاءِ» یعنی صبر پیش از بلا به بنده میرسد. هر بلایی که نازل میشود، صبرش هم همراه آن نازل شده است. پس محال است خداوند تو را در شرایطی قرار دهد که ظرفیت و توان عبور از آن را نداشته باشی؛ اگر باری بزرگ بر دوش تو نهاده، یقیناً قدرت حمل آن را نیز به تو عطا کرده است. حتی اگر مشکلی راه حل نداشته باشد و کاملاً از دست تو خارج است، این بهترین نوع مشکل است؛ چون وقتی کار از دست تو خارج می شود، کار به دست خدا سپرده می شود و خدا هرگز خطا نمیکند. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: خدا را زمانی شناختم که اراده هایم به بن بست خورد و دیدم قدرت برتری دارد که جهان را اداره میکند. وقتی در بلا، خدا میخواهد از تو چیزی خاص بگیرد؛ مثلاً در فقر، توکل میخواهد؛ اگر غصه بخوری، خدا ولت نمیکند اما اگر توکل کنی و حتی خودت را فقیرتر هم نشان دهی، خدا مشکل مالیات را حل میکند. در مشکلات آبرو، میخواهد که دست از حرص حفظ آبرو برداری و وا بگذاری؛ به محض اینکه ول کنی، خدا دل مردم را به سمتت نرم میکند. در مشکلات با همسایه، خدا گذشت میخواهد؛ نباید کلکل کنی، بلکه باید هر طور شده بگذری. در بلاهایی که اصلاً حل نمیشوند، خدا از تو «رضایت» و حتی «شادی» میخواهد! در خطبه متقین می فرماید که پرهیزگاران در شداید، عید میکنند. چرا؟ چون میدانند کار دست خداست. اگر بلا حل نمی شود، یعنی خدا می خواهد تو را در حال رضایت و شادی ببیند. به محض اینکه رضایت بدهی و حالت خوب شود، خداوند آن بلا را از چشم تو دور میکند و دیگر به نظرت مشکل نمی آید. سیره امام حسین علیهالسلام و یارانش گواه این معناست؛ وقتی حضرت به سمت میدان حرکت میکرد، چهره اش برافروخته تر و خوشگلتر میشد، نه پژمرده و شکسته. حضرت ابوالفضل العباس علیهالسلام هم نماد این صبر و رضایت بود. وقتی ایشان در راه آوردن آب، دست راست و سپس دست چپشان قطع شد و مشکشان هدف تیر قرار گرفت، با آنکه میتوانستند به خیمه برگردند، نرفتند؛ چون میدانستند نبودنشان دست و پاگیر اربابشان امام حسین علیه السلام خواهد شد. اجازه دادند تیرها به چشمانشان اصابت کند و در نهایت، با تمام وجود افتادند؛ چون تنها چیزی که برایشان مهم بود، رضایت حسین علیه السلام بود، نه سلامت خودشان. این است معنای واقعی صبر؛ نه تحملِ سکوت و گریه در گوشه ای، بلکه حرکت عاشقانه در مسیر رضایت الهی، با نشاط و امید، و باوری راسخ به اینکه خداوند هرگز بندهای را در بنبست نمیگذارد، مگر آنکه از او چیزی جز تسلیم و رضا نمیخواهد.


تاکنون نظری ثبت نشده است