- 948
- 1000
- 1000
- 1000
رنج های دنیوی، نشانگر محبت الهی،7
سخنرانی حجت الاسلام اسماعیل رمضانی با موضوع "رنج های دنیوی، نشانگر محبت الهی"، جلسه هفتم:"صبر، پیش روی در میدان رنج"، سال 1405
بحث ما در این جلسه، ادامه مبحث «صبر» بود. همانطور که عرض کردم، صبر دو رکن اساسی دارد: حرکت و رنج. وقتی انسان در بستر رنج، حرکت میکند و پیش میرود، آنگاه صبر معنا پیدا میکند و کمک کار او میشود. خداوند متعال در قرآن میفرماید: «وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاه»؛ یعنی از صبر و نماز کمک بگیرید.
رنجهایی که خداوند برای ما مقدر میکند، درست مانند شرایطی است که یک کشاورز برای دانه های مختلف با استعدادهای گوناگون فراهم می آورد، یا مثل آشپزی که برای مواد مختلف، شرایط پخت متفاوتی ایجاد میکند. خداوند با توجه به ساختار روحی، خلقت، ژنتیک و وراثت، ما را متفاوت آفریده است. وقتی ما را متفاوت آفریده، مثل همان کشاورز یا آشپز، برای هر کدام از ما شرایط خاصی را رقم میزند. پس رنج، یک فرصت است برای رشد، برای به میوه نشستن و به ثمر رسیدن. به همین دلیل در روایت داریم که وقتی خداوند بندهای را دوست داشته باشد، با رنج به او پیام محبت میفرستد. «إذا أحب الله عبداً ابتلاه»؛ یعنی هر وقت خدا بخواهد به کسی بگوید دوستت دارم، به او مشکل و بلا میدهد. اگر رنج نشانه محبت خداست، پس چرا به کفاری مثل یزید یا ترامپ هم رنج و بلا میدهد؟ اینجا یک نکته ظریف قرآنی وجود دارد. خداوند در سوره زخرف، آیه 33 به بعد، میفرماید که اگر مردم یکدست به سمت کفر حرکت نمی کردند و ایمانشان را حفظ می کردند، ما هرگز به کافران رنج و مشکل نمی دادیم. اما چون مومنان «بی جنبه» شدند و صبر و استقامت نداشتند، خداوند مجبور شد به کفار هم بلا بدهد تا اوضاع به هم نریزد و بساط دین جمع نشود. یعنی طبیعی نیست که خدا به کافر رنج بدهد؛ این رنج به خاطر ضعف ایمان خود ماست. اگر مومنان جنبه داشتند، اصلاً نیازی نبود کافری سردرد بگیرد. در روایت هم داریم که اگر شیعیان اینگونه نبودند و اصرار نمیکردند که خدایا زندگی ما را اداره کن، خداوند هر روز یک مشکل بزرگتر برایشان می فرستاد. حتی در روایت دیگر می فرماید اگر مومن در دلش گرفتار نمیشد، من تمام لباسهای کفار را از طلا می پوشاندم. پس یکی از دلایل بی صبری ما این است که فکر می کنیم مشکل از توانمان بیشتر است. در حالی که خداوند هیچگاه باری فراتر از توانایی انسان بر دوش او نمیگذارد. کسی که عاقل است، ستونی به اندازه توانش می گذارد و سقفی به اندازه همان ستون روی آن قرار می دهد. خداوند هم از ما عاقلتر است. هر مشکلی که به سراغتان میآید، قطعاً توان تحمل و حل آن را دارید. اگر خداوند شما را در یک مرحله از زندگی قرار داده، یعنی ابزار عبور از آن مرحله را هم به شما داده است. در روایت داریم: «تَنَزَّلُ الْمَعُونَةُ عَلَى قَدْرِ الْمَؤُنَةِ»؛ یعنی کمک الهی به اندازه نیاز و سختی، نازل میشود. صبر همیشه جلوتر از بلا به سراغ مومن میآید. پس محال است بلایی نازل شود، مگر اینکه صبرش نیز همراه آن آمده باشد. ما صبر را اشتباه معنا کرده ایم. صبر به معنای تحملِ منفعلانه نیست؛ صبر در قرآن به معنای پیشروی و تهاجم است. کسی که صبور است، مدام به دنبال راه حل میگردد، نه اینکه بنشیند و بنالد. دنیا در قرآن «لعب و لهو» معرفی شده؛ یعنی بازی و سرگرمی. یک بازیکن هیچوقت به طراح بازی بد نمیگوید که این مرحله راه حل ندارد؛ چون میداند که هر مرحله ای یک راه حل دارد. او با انرژی و هیجان دنبال رد کردن مرحله میرود. ما هم در زندگی باید همینطور باشیم. هیچوقت نگویید «نمیشود»، «نمیتوانم»، «راه حلی نیست». حتماً یک راه حل وجود دارد. اگر مشکل شما قابل حل است، بروید و حلش کنید؛ و اگر هم راه حلی ندارد، باید آن را بپذیرید، اما بدانید که خداوند قدرت روحی پذیرش آن را هم به شما داده است. اینها نشانه ضعف عاطفی نیست؛ بلکه نشانه قدرت و حرکت به سمت زندگی است. گریههای حضرت زینب یا ام البنین گریه ضعف نبود؛ گریه مبارزه و رسوایی ظلم بود. هر رنجی که در این دنیا میکشید، خداوند در قیامت از شما عذرخواهی میکند. در روایت داریم که خداوند فقرا را در محشر جمع میکند و میگوید: «من از شما معذرت میخواهم که شما را فقیر کردم؛ نه اینکه برایم مهم بود، بلکه مصلحت اقتضا میکرد.» سپس به فقرا میگوید هرچه میخواهند از بهشت بردارند. آنها هم شروع میکنند به شفاعت کردن برای بستگان و دوستانشان. بهشت جای فقرا و مستضعفان است. به همین دلیل امیرالمومنین علیهالسلام سلمان فارسی را دوست داشت، چون با فقرا مینشست. همه این رنجها، جبران دارد. اگر خداوند به امام حسین علیهالسلام این همه مصیبت داد، به خاطر این بود که او را «مُوتِرُ الْمَوْتُورِین» کند؛ یعنی شفیع و کارساز عالم قرار دهد. امام حسین علیهالسلام با اینکه بالای پیکر علی اکبر گریه کرد و فریاد زد، اما این گریه، گریه مبارزه بود. بعضی میگویند اولین بار که صدای گریه امام حسین بلند شد، بالای پیکر علی اکبر بود. آنچنان به خدا فشار آورد و صبر کرد که خداوند به او گفت: حسین! هر گناهکاری که دوست داری، شفاعت کن. به همین دلیل است که دلهای ما به سوی اباعبدالله الحسین علیهالسلام نرم میشود و شکار او میشویم. او همه رنجهایش را برای خدا تحمل کرد تا امروز کارساز عالم شود.
بحث ما در این جلسه، ادامه مبحث «صبر» بود. همانطور که عرض کردم، صبر دو رکن اساسی دارد: حرکت و رنج. وقتی انسان در بستر رنج، حرکت میکند و پیش میرود، آنگاه صبر معنا پیدا میکند و کمک کار او میشود. خداوند متعال در قرآن میفرماید: «وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاه»؛ یعنی از صبر و نماز کمک بگیرید.
رنجهایی که خداوند برای ما مقدر میکند، درست مانند شرایطی است که یک کشاورز برای دانه های مختلف با استعدادهای گوناگون فراهم می آورد، یا مثل آشپزی که برای مواد مختلف، شرایط پخت متفاوتی ایجاد میکند. خداوند با توجه به ساختار روحی، خلقت، ژنتیک و وراثت، ما را متفاوت آفریده است. وقتی ما را متفاوت آفریده، مثل همان کشاورز یا آشپز، برای هر کدام از ما شرایط خاصی را رقم میزند. پس رنج، یک فرصت است برای رشد، برای به میوه نشستن و به ثمر رسیدن. به همین دلیل در روایت داریم که وقتی خداوند بندهای را دوست داشته باشد، با رنج به او پیام محبت میفرستد. «إذا أحب الله عبداً ابتلاه»؛ یعنی هر وقت خدا بخواهد به کسی بگوید دوستت دارم، به او مشکل و بلا میدهد. اگر رنج نشانه محبت خداست، پس چرا به کفاری مثل یزید یا ترامپ هم رنج و بلا میدهد؟ اینجا یک نکته ظریف قرآنی وجود دارد. خداوند در سوره زخرف، آیه 33 به بعد، میفرماید که اگر مردم یکدست به سمت کفر حرکت نمی کردند و ایمانشان را حفظ می کردند، ما هرگز به کافران رنج و مشکل نمی دادیم. اما چون مومنان «بی جنبه» شدند و صبر و استقامت نداشتند، خداوند مجبور شد به کفار هم بلا بدهد تا اوضاع به هم نریزد و بساط دین جمع نشود. یعنی طبیعی نیست که خدا به کافر رنج بدهد؛ این رنج به خاطر ضعف ایمان خود ماست. اگر مومنان جنبه داشتند، اصلاً نیازی نبود کافری سردرد بگیرد. در روایت هم داریم که اگر شیعیان اینگونه نبودند و اصرار نمیکردند که خدایا زندگی ما را اداره کن، خداوند هر روز یک مشکل بزرگتر برایشان می فرستاد. حتی در روایت دیگر می فرماید اگر مومن در دلش گرفتار نمیشد، من تمام لباسهای کفار را از طلا می پوشاندم. پس یکی از دلایل بی صبری ما این است که فکر می کنیم مشکل از توانمان بیشتر است. در حالی که خداوند هیچگاه باری فراتر از توانایی انسان بر دوش او نمیگذارد. کسی که عاقل است، ستونی به اندازه توانش می گذارد و سقفی به اندازه همان ستون روی آن قرار می دهد. خداوند هم از ما عاقلتر است. هر مشکلی که به سراغتان میآید، قطعاً توان تحمل و حل آن را دارید. اگر خداوند شما را در یک مرحله از زندگی قرار داده، یعنی ابزار عبور از آن مرحله را هم به شما داده است. در روایت داریم: «تَنَزَّلُ الْمَعُونَةُ عَلَى قَدْرِ الْمَؤُنَةِ»؛ یعنی کمک الهی به اندازه نیاز و سختی، نازل میشود. صبر همیشه جلوتر از بلا به سراغ مومن میآید. پس محال است بلایی نازل شود، مگر اینکه صبرش نیز همراه آن آمده باشد. ما صبر را اشتباه معنا کرده ایم. صبر به معنای تحملِ منفعلانه نیست؛ صبر در قرآن به معنای پیشروی و تهاجم است. کسی که صبور است، مدام به دنبال راه حل میگردد، نه اینکه بنشیند و بنالد. دنیا در قرآن «لعب و لهو» معرفی شده؛ یعنی بازی و سرگرمی. یک بازیکن هیچوقت به طراح بازی بد نمیگوید که این مرحله راه حل ندارد؛ چون میداند که هر مرحله ای یک راه حل دارد. او با انرژی و هیجان دنبال رد کردن مرحله میرود. ما هم در زندگی باید همینطور باشیم. هیچوقت نگویید «نمیشود»، «نمیتوانم»، «راه حلی نیست». حتماً یک راه حل وجود دارد. اگر مشکل شما قابل حل است، بروید و حلش کنید؛ و اگر هم راه حلی ندارد، باید آن را بپذیرید، اما بدانید که خداوند قدرت روحی پذیرش آن را هم به شما داده است. اینها نشانه ضعف عاطفی نیست؛ بلکه نشانه قدرت و حرکت به سمت زندگی است. گریههای حضرت زینب یا ام البنین گریه ضعف نبود؛ گریه مبارزه و رسوایی ظلم بود. هر رنجی که در این دنیا میکشید، خداوند در قیامت از شما عذرخواهی میکند. در روایت داریم که خداوند فقرا را در محشر جمع میکند و میگوید: «من از شما معذرت میخواهم که شما را فقیر کردم؛ نه اینکه برایم مهم بود، بلکه مصلحت اقتضا میکرد.» سپس به فقرا میگوید هرچه میخواهند از بهشت بردارند. آنها هم شروع میکنند به شفاعت کردن برای بستگان و دوستانشان. بهشت جای فقرا و مستضعفان است. به همین دلیل امیرالمومنین علیهالسلام سلمان فارسی را دوست داشت، چون با فقرا مینشست. همه این رنجها، جبران دارد. اگر خداوند به امام حسین علیهالسلام این همه مصیبت داد، به خاطر این بود که او را «مُوتِرُ الْمَوْتُورِین» کند؛ یعنی شفیع و کارساز عالم قرار دهد. امام حسین علیهالسلام با اینکه بالای پیکر علی اکبر گریه کرد و فریاد زد، اما این گریه، گریه مبارزه بود. بعضی میگویند اولین بار که صدای گریه امام حسین بلند شد، بالای پیکر علی اکبر بود. آنچنان به خدا فشار آورد و صبر کرد که خداوند به او گفت: حسین! هر گناهکاری که دوست داری، شفاعت کن. به همین دلیل است که دلهای ما به سوی اباعبدالله الحسین علیهالسلام نرم میشود و شکار او میشویم. او همه رنجهایش را برای خدا تحمل کرد تا امروز کارساز عالم شود.


تاکنون نظری ثبت نشده است