display result search
منو
مقامات سلوکی زیارت عاشورا

مقامات سلوکی زیارت عاشورا

  • 1 تعداد قطعات
  • 28 دقیقه مدت قطعه
  • 103 دریافت شده
سخنرانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع «مقامات سلوکی زیارت عاشورا»، سال 1392

اگر کسی با عاشورای سید الشهداء سالک شد که آغاز آن با تباکی و بکاء است، این بکاء کم کم در او بصیرت ایجاد می کند. بکاء هم طهارت می آورد، هم قذارت ها و ظلمات و ناپاکی ها را از بین می برد و هم انسان را به حیات طیبه می رساند و این یعنی وادی ولایت امام. وقتی انسان با بکاء سیر کرد، کم کم پرده از جلو چشمانش کنار می رود و عظمت صحنه درگیری امام را می بیند و وسعت و عظمت و موضوع درگیری را می فهمد. موضوع درگیری دنیا و موارد دنیایی اصلا نیست و درگیری در مورد دیگری است. میدان و قوای درگیری را هم بخوبی می بیند. آنگاه می تواند به موضع گیری برسد. اگر به موضع گیری نرسد، سلوکش متوقف می شود. این موضع گیری از برائت و لعن شروع می شود و البته نه لعن یک نفر؛ زیرا حضرت با یک نفر درگیر نبودند. این درگیری نبی اکرم با کل باطل است ونسبت به کل باطل موقف پیدا می کند که داریم «لعن الله امة» امتی که با نبی اکرم درگیر و در مقابل حضرت بودند (همه مسلمانان هم آنها را می شناسند) ما باید در مقابل این امت موضع داشته باشیم و بی تفاوت نمی توان بود.
ما در جنگ حق و باطل بی تفاوتی نداریم و این قانون کلی است. ما طرفدار صلح کل نیستیم. سلوک با صلح کل واقع نمی شود و سلوک یعنی باید در جنگ حق و باطل وارد شوی و بعد از شناخت موضع هم بگیرید. این موضع گیری به صف و قتال ختم می شود که محارب فی سبیل الله و سلم در راه خدا می شویم. یعنی با همراهان راه خدا سلم و محارب و در حال جنگ با دشمنان نبی اکرم هستیم. و این درگیری تا قیامت ادامه دارد که «سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم الی یوم القیامة» یعنی با کل تاریخ باطل درگیر هستیم. و این سلوک و ثواب شهادت است.
در واقع حضرت سیدالشهداء ما را سلوک می دهند و هر سال که محرم می آید، نسیمی از عاشورا می آید و ما را عاشورایی می کند. «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» و حضرت هر سال ما را احیا می کند. در این احیاء ما را به بصیرت و صف و قتال فرا می خوانند و ما را به مقام مستشهد می رسانند. یعنی طالب این که خون مان را در مقابل امام زمان(ع) و در درگیری امام زمان که ادامه درگیری نبی اکرم و عاشورا است، بدهیم. یعنی انسان حاضر باشد که هستی اش را در راه دین حضرت بدهد.
فنایی که عرفا می گویند، چیزی غیر از این نیست. یعنی اگر کسی بمقام فنا رسید باید هستی اش را در راه خداوند متعال و دفاع از کلمه توحید بدهد. کسی که مستشهد نیست فانی نیست و توهم فنا دارد و دنبال خودش است. خیلی وقت ها سالک در آخر خودش را می خواهد لذا با خدا دعوایش می شود که چرا من زحمت کشیدم و سلوک کردم ولی مقام را به دیگری دادی! درحالی که کسی که سالک حقیقی است حاضر است که فانی بشود تا دیگران به خدا برسند. مستشهد یعنی اینکه من نباشم ولی دیگران به خدا برسند. پلی برای رسیدن بخدا بشوم. پلی بشود که نام حضرت حق بشوم. البته ما کاره ای نیستیم و خود حضرت حق پشتوانه کار خود و ظهور است. پس سلوک و مستشهد شدن با عاشورا واقع می شود. آثار اینکار قرب است و معیت و ثبات قدم.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 28:33

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخنرانی مذهبی