display result search
منو
آمادگی برای اجابت دعوت سید الشهداء درعاشورا، جلسه یازدهم

آمادگی برای اجابت دعوت سید الشهداء درعاشورا، جلسه یازدهم

  • 1 تعداد قطعات
  • 60 دقیقه مدت قطعه
  • 21 دریافت شده
سخنرانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع "آمادگی برای اجابت دعوت سید الشهداء درعاشورا"، جلسه یازدهم، سال 1393

کلام در باب دستگیری و شفاعت امام حسین علیه السلام بود که دو تقریر از این موضوع بیان شد. خدای متعال در آیات ابتدایی سوره مبارکه هود می فرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ‏ الر کِتابٌ أُحْکِمَتْ آیاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَکیمٍ خَبیرٍ ، أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَ إِنَّنی‏ لَکُمْ مِنْهُ نَذیرٌ وَ بَشیر» با توجه به این بیان قرآن کریم، آیات قرآن دو مرحله دارند. یکی مرحله احکام و دیگری مرحله تفصیل. هر دو مرحله هم از محضر خدای متعال حکیم و خبیر نازل می شود و حکمت و علم خدای متعال در سراسر قرآن حضور و ظهور دارد. «أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَ إِنَّنی‏ لَکُمْ مِنْهُ نَذیرٌ وَ بَشیر» یعنی من از جانب او، برای شما و با دو مأموریت مبعوث شده ام که هر دوی آنها به نفع شماست. یکی انذار و دیگری تبشیر. چنان که در آیه آخر سوره کهف نیز می فرماید که: «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحى‏ إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا» همه کارهای این پیامبر از طرف خدای متعال است.

ظاهرا مراد از مرحله «اِحکام» (که در همه آیات قرآن وجود دارد) همان نکته ای است که در صدر آیه دوم سوره هود آمده است که «أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ اللَّهَ»؛ ادامه آیه نیز بیانِ همین امر محکم است که به تفصیل ذکر می شود. همه انذارها، انذار از پرستیدن غیر خداست که منشأ همه رنج هاست. آخرین این رنج نیز جهنم و خلود در عذاب است. همه بشارت ها هم بشارت به پرستش خدای متعال و توحید است. همه تهدیدها و بشارت های قرآن تهدید و بشارت از عاقبت همین کفر و توحید است. خدای متعال در سوره ذاریات می فرماید: «فَفِرُّوا إِلَى اللَّهِ إِنِّی لَکُمْ مِنْهُ نَذیرٌ مُبینٌ * وَ لا تَجْعَلُوا مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ إِنِّی لَکُمْ مِنْهُ نَذیرٌ مُبینٌ» من از طرف خدای متعال آمده ام و حرف روشنی دارم که به نفع خود شماست و آن این است که «به سوی خدای متعال فرار کنید که خطر در تعقیب شما است». در سوره ذاریات پس از بیان سرنوشت اقوامی که به شرک و عقوبات الهی دچار شدند، این آیات ذکر شده است. برخی گفته اند که مقصود، فرار از گناه و تعلقات است به سمت خدای متعال. اما ظاهرا همان طور که علامه طباطبایی فرموده اند درست تر این است که مقصود، فرار از همان آلهه ای است که در آیه 51 به آن اشاره شده است. یعنی اگر از این آلهه فرار نکنید به رنج مبتلا می شوید.

ممکن است این بیان، خطاب به مؤمنین نیز باشد. اگرچه مومنین به برکت همراهی با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از شرک جلی خلاص شده اند اما آنها هم ممکن است به شرک خفی که البته قابل بخشش است مبتلا شوند و به خاطر همین شرک از قرب و اخلاص و توحید دور بمانند. اما غیر مومنینی که با حضرت همراهی کرده اند، از هر راهی که رفته باشند به توحید نمی رسند. لذا ما یک راه بیشتر نداریم و آن وحی است و وحی است و وحی. نه اینکه سه راه باشد: وحی و فلسفه و عرفان. البته در این وحی بعضی فرامین عقلی است و بعضی فرامین به مشاهده و رسیدن به علم الیقین و حق الیقین و ... اما آنها هم مستقل از وحی قابل سلوک و اعتماد نیستند. فقط باید دنبال نبی اکرم رفت تا به توحید رسید.

همه دستورات پیامبر اکرم در نجات از شرک جلی خلاصه نمی شود بلکه تفصیل دارد. آنچه به ایشان داده اند فوق این امر است و شامل همه مقامات توحید است. آنچه به ایشان داده اند توحیدی است که همه را به مقامات قرب خدای متعال می رساند. «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحى‏ إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَدا»(کهف/110) او حامل چنین توحیدی است و می خواهد همه عالم را به این توحید برساند. لذا اگر کسی این مطلب را دریافت امیدوار به لقاء رب می شود و می فهمد که راه توحید و لقاء الله باز است و با این پیامبر می توان امیدوار رسیدن به توحید و اخلاص و ... بود. و الا اگر این پیامبر نباشد همه راههای دیگر بسته است و راهها و منازلی که دیگران ترسیم کرده اند نرفتنی و غیرقابل سلوک است. حال کسی که به این امیدواری می رسد باید دو کار انجام دهد. یکی اینکه یک عمل صالح خاصی را به جا بیاورد که معرفت ائمه علیهم السلام است و دیگر اینکه شرک در عبادت نداشته باشد. مراد از شرک در عبادت نیز چنانکه در روایات آمده است شرک خفی است که مانع لقاءالله است.

کسی که حقیقت توحید و عبادت را مستقیما از خدای متعال گرفته است پیامبر اکرم و اهل بیت علیهم السلام اند. توحید و معرفت و عبودیت، رزق پیامبر اکرم است و دیگران باید از ایشان بگیرند و هر کس از غیر پیامبر اکرم بگیرد به توحید نمی رسد. انبیاء و ملائکه هم توحید را از ایشان درس گرفته اند. پس خدای متعال با اینکه می توانست، توحید را مستقیما به کسی عطا نکرده بلکه باید از باب اهل بیت علیهم السلام وارد شد و در سُبل ایشان سلوک کرد تا به صراط و با طیّ صراط به وجه الله که باطن امام است برسیم. خدای متعال توحید را مستقل از امام قرار نداده است «وَ لَکِنْ جَعَلَنَا أَبْوَابَهُ وَ صِرَاطَهُ وَ سَبِیلَهُ وَ الْوَجْهَ الَّذِی یُؤْتَى مِنْهُ». اول و آخر توحید دست ایشان است.

توحید مؤمن، شعاعی از توحید امام است، نه اینکه امام علت معدّ باشد تا خدای متعال مستقلا و مستقیما به کسی توحید را عطا کند. بلکه شعاعی از عبودیت حضرت است که در متولیانش ظاهر می شود و او را به توحید و بندگی می رساند. جنود عقل به امام داده شده است و دیگران به اندازه تحمل ولایت امام و تبری از دشمنانش، در این مسیر موفق می شوند و به همان اندازه، جنود عقل در آنها ظاهر شود. اشکال کار ابلیس در این بود که می خواست توحید را مستقلا از خدای متعال بگیرد.

پیامبر اکرم شجره توحید است که خدای متعال در قرآن آورده است. «أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرَةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماء»(ابراهیم/24) این شجره طیبه، شجره توحید است که ریشه اش ثابت است و شاخ و برگش در آسمان بوده و دائما هم میوه می دهد.
پس کلمه توحید یک لفظ نیست بلکه حقیقتی است که باید به آن راه یافت. (فمن دخلها ...) کلمات الله واقعیات عالمند. موحد کسی نیست که سرش را پایین انداخته و به ذکر و نماز و قرائت قرآن و ... مشغول است. این توهم و خیال توحید است. قرآن یک آدرس نیست که هر کس خودش بخواند و حرکت کند. قرآن مشتمل بر اسرار توحید است.

بشارتهای قرآن برای کسی است که از وادی ولایت، به توحید می رسد و حقیقت توحید را از سرچشمه اش که قلب نبی اکرم است می گیرد. این قلب است که چراغدان توحید است و هر که از او نور گرفت خودش نیز چراغدانی می شود و می تواند منشأ استفاده دیگران باشد. اگر گفته اند مؤمن مثل ماه است که باید در غیبت خورشید از او نور گرفت، به خاطر این است که مؤمن از نور اهل بیت علیهم السلام آفریده شده است. همه این انوار وقتی است که به «شجره طیبه» توحید متصل شده باشد و رسیدن به شجره طیبه توحید بدون تولی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ممکن نیست. حتی انبیاء هم که معلّم توحیدند، به خاطر این است که امر ولایت اهل بیت علیهم السلام را تحمل کرده اند و البته این امر صعب مستصعبی بوده است که جز ایشان و ملائکه مقرب و عباد ممتحن کسی توان حملش را ندارد. حقائق توحید در قلب امام است که همان عرش الهی است ولی استفاده از این سرچشمه مقدماتی دارد و باید اول «عبد ممتحن» شد. لذا حضرت به عنوان بصری فرمودند: «در قدم اول حقیقت عبودیت را تحصیل کن» که البته این تحصیل هم باید با هدایت امام باشد. پس قرآن یک کلمه است که توحید و اخلاص موجب نجات است و شرک موجب زحمت. آن توحید هم تفصیل همه مقامات توحید است (نه فقط مرحله ظاهری توحید.) که آن هم مُمثَّل در بیت النور امام است. طرف مقابل این توحید هم همه مراتب بت پرستی است که اصلش برای اولیای طاغوت است (و هر کس مشرک است از ظلمات آنهاست) که به دنبال انتشار ظلمت خود در عالمند.
بشارت قرآن به توحید، بشارت به برخورداری از ولایت امیر المومنین است. خانه توحید یکی بیش نیست. همه درهای توحید به خانه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ختم می شود. بشارات انبیای سابق هم بشارت به همین خانه توحید بوده است. در روایتی در کافی شریف آمده است که: «وَلَایَتُنَا وَلَایَةُ اللَّهِ الَّتِی لَمْ یَبْعَثْ نَبِیّاً قَطُّ إِلَّا بِهَا» و نیز در تفسیرالعیاشی آمده است که: «إن الله جعل ولایتنا أهل البیت قطب القرآن، و قطب جمیع الکتب»‏ همه بشارتها به توحید برمی گردد و توحید هم این شجره طیبه است که اصلش اهل بیت علیهم السلام و فروعش ولایت ایشان است و شرائع هم مناسک این ولایتند. کما اینکه همه رذائل و گناهان فروع شجره خبیثه است.

با این حساب، شفاعت به معنای گرفتن دست دیگران و وارد کردن ایشان به وادی امام است. امام که شفیع دار البقاء، شاهد دار الفنا و ناظر عالم فنا است، دست ما را می گیرد و به دارالبقاء که محیط ولایت خودشان و وجه خدای متعال است می برد. شیاطین هم به عکس، شفاعت کرده و اهل خودشان را از دارالبقاء به دارالفناء می برند. این گونه است که امام حسین علیه السلام با حادثه عاشورا سفره ای پهن کردند که همه موحدان عالم با اختلاف درجاتشان از توحید استفاده کنند. توحید، رزق امام حسین علیه السلام است که نفس مطمئنه و راضیة و مرضیة است و شیعیان به تبع او به این مقامات نائل می شوند. عاشورا سفره ای است که حضرت همه موحّدین عالم را بر سر آن مهمان کرده اند. لذا جمال عاشورا که در دل ابتلائات و مصیبتش قرار گرفته همین است که باطنش ضیافتی است برای حضرت و شفاعتی است برای دیگران. به خاطر همین است که حضرت زینب سلام الله علیها می فرماید در عاشورا جز «زیبایی» ندیدم. لذا خدای متعال این سفره و شفاعت را به امام حسین علیه السلام داده و فرموده اند: « هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِکْ بِغَیْرِ حِساب‏» این شفاعت حضرت است که اعظم ابتلائات را با تحمل اعظم جهادها به انجام رسانده اند و همه قوای شیطانی را با قوای نورانی خود از ساحت مومنین دور کرده اند. ما نمی دانیم که حضرت با چه کسی و کجا می جنگیده است که همه کائنات در جهاد حضرت درگیر بوده و ملائکه به اضطراب افتاده اند. اما به هر حال حضرت آن قوا و امواج شیطانی را که ما از دور کردنش عاجز بودیم در عاشورا رانده اند. این شفاعت حضرت است که شفاعت در توحید است و اصل این توحید هم خود حضرت است. امام حسین علیه السلام با عبادت خود ابواب توحید را به سوی همه عوالم مخلوقات گشودند و به همین خاطر است که همه کائنات بر امام حسین علیه السلام گریه می کنند و به همین وسیله از شفاعتش بهره مند می گردند. «إِنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنَ ع لَمَّا قَضَى بَکَتْ عَلَیْهِ السَّمَاوَاتُ السَّبْع وَ الْأَرَضُونَ السَّبْعُ وَ مَا فِیهِنَّ وَ مَا بَیْنَهُنَّ وَ مَنْ یَنْقَلِبُ فِی الْجَنَّةِ وَ النَّارِ مِنْ خَلْقِ رَبِّنَا وَ مَا یُرَى وَ مَا لَا یُرَى بَکَى عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ». همه این کائنات که بر حضرت گریستند و از رزق توحید و لقاء و معرفت و محبت که ثمره شجره عاشوراست استفاده کردند.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 60:38

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخنرانی مذهبی