display result search
منو
آمادگی برای اجابت دعوت سید الشهداء درعاشورا، جلسه نهم

آمادگی برای اجابت دعوت سید الشهداء درعاشورا، جلسه نهم

  • 1 تعداد قطعات
  • 44 دقیقه مدت قطعه
  • 19 دریافت شده
سخنرانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع "آمادگی برای اجابت دعوت سید الشهداء درعاشورا"، جلسه نهم، سال 1393

بالاترین مقامی که انسان در مراحل توحیدی به آن می رسد چه مقامی است؟ بزرگان در این باره مطالب ارزشمندی فرموده اند. در روایات نیز در این زمینه مطالب دقیق و فراوانی بیان شده است. از برخی روایات استفاده می شود بالاترین مقامی که انسان می تواند به آن برسد «مقام رضا» است. اگر کسی در وادی زهد قدم برداشت و بالاترین درجه زهد را طی کرد تازه به وادی ورع و سپس یقین می رسد. حضرت علی علیه السلام در روایتی که در روضه کافی نقل شده است مردم را به سه گروه تقسیم می کنند، «راغب»، «صابر» و «زاهد». «راغب»، به دنبال دنیا است و به حلال و حرام آن توجهی ندارد ولی «صابر» هرچند در دنیا رغبت دارد ولی روی خواسته های دلش پا می گذارد، چنان که اگر به قلب «صابر» مراجعه کنید بسیار عفیف است و علی رغم این میلی که به دنیا دارد از آن چشم می پوشد. اما «زاهد»، شادی ها و غصه های دنیا از قلبش بیرون رفته «فَأَمَّا الزَّاهِدُ فَقَدْ خَرَجَتِ الْأَحْزَانُ وَ الْأَفْرَاحُ مِنْ قَلْبِهِ فَلَا یَفْرَحُ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الدُّنْیَا وَ لَا یَأْسَى‏ عَلَى‏ شَیْ‏ءٍ مِنْهَا فَاتَهُ فَهُوَ مُسْتَرِیح» اگر دنیا را به دست آورَد خوشحال نمی شود و اگر دنیا از دست او برود ناراحت نمی شود. از آمد و شد دنیا فارغ و به کار خود مشغول است.

اگر انسان توجه داشته باشد که آمد و شد این دنیا از قبل در کتابی ثبت شده، هدف گیری شده و مدبّر آن نیز خدای متعال است و هیچ یک از این حوادث اتفاقی نیست، اگر انسان به این مطلب توجه داشت به این نقطه می رسد که در هر آمدن و در هر رفتن نعمت، برای او راهی به سوی توحید باز می شود و در اقبال و ادبار دنیا، توحید را می بیند. زاهد کسی است که در «آمد و شد» نعمت ها، در جستجوی ولیّ نعمت است، به هنگام آمدن نعمت ها، شکر گذار است و به هنگام رفتن آن ها صبر پیشه می کند.

زاهدینی که رغبت به خدای متعال، آن ها را به فراغت از دنیا رسانده است، سلوکِ آن ها، به آغاز مسیر یقین رسیده است. مقام یقین مقام مشاهده ملکوت است. در آخرین مرتبه یقین، انسان به آغاز مقام رضا می رسد و سیر در وادی رضا، «بی انتها» است. چنان که در زیارت «جامعه لأئمه المؤمنین» نقل شده است «الرِّضَا بِقَضَائِکَ‏ وَ قَدَرِکَ أَقْصَى عَزْمِی وَ نِهَایَتِی وَ أَبْعَدَ هَمِّی وَ غَایَتِی‏» یعنی رضایت خود را دورترین نقطه و نهایت سیر من قرار بده. انسان تا به مقام اخلاص در محبت نرسیده و تعلق به غیر در وجود او دارد، به «مقام رضا» دست نمی یابد. بلکه اگر مشیّت الهی با آنچه او می خواهد هماهنگ بود لذت می برد ولی اگر ارده الهی بر خلاف خواست او باشد (حتی اگر صبر نیز پیشه کند) از این مشیّت خشنود نیست.

بالاترین مقام، مقام اخلاص در محبت است تا جایی که انسان مستقر در محبت خدای متعال می شود و چیزی جز آن چه او تدبیر می کند نمی خواهد. امام باقر علیه السلام در اواخر عمرِ جابر به عیادت او می روند و از احوالش پرس و جو می کنند. جابر جواب می دهد (که البته جواب جابر خود بسیار شگفت انگیز است) در حالتی هستم که فقر را بر بی نیازی و بیماری را بر سلامتی و مرگ را بر حیات ترجیح می دهم. به حالتی رسیده بود که گمان می کرد ممکن است این امور مانع راه بندگی باشد. امام باقر علیه السلام در پاسخ می فرمایند «ولی ما اهل بیت این گونه نیستیم. ما آن چه را خدای متعال برای ما دوست دارد می پسندیم.» در روایت دیگری، جناب موسی که از پیامبران اولی العزم و کلیم الله است از خدای متعال می خواهد تا محبوب ترین بنده زمان خودش را به او نشان دهد. خدای متعال جناب موسی را مأمور می کند تا به قریه خاصی برود و در آن جا از آن عبد محبوب جستجو کند. ایشان هرچه در آن قریه می گردد جز یک پیرمرد جُزامی زمین گیر که در یکی از مخروبه های آن قریه سکنی داشت کس دیگری را نمی یابد. جناب موسی که انتظار داشت با یک بنده صوّام و قوّام روبه رو شود، از جبرئیل در باره آن عبد موعود می پرسد. جبرئیل همان پیرمرد زمین گیر را به او نشان می دهد. این ملک مقرب الهی تصرفی می کند و چشمان این پیرمرد را نیز از او می گیرند. این عبد محبوب خدا، به خدای متعال عرضه می دارد «یا بارّ یا وَصُول» یعنی «ای کسی که همیشه به من نیکی می کنی و هر چه من از تو می بُرم، تو با من پیوند می خوری». در ادامه این شخص با حضرت موسی نکته ای را در میان می گذارد که بسیار عجیب است. خطاب به جناب موسی می گوید «در این قریه فقط یک نفر موحد است و آن هم منم. خدای متعال، خودش را به من داده است» و البته کسی که خدا خودش را به او بدهد، چیز دیگری از او نمی خواهد.

انسان می تواند به مقام اخلاص در محبتِ خدای متعال برسد. این که گفته شده «حب نفس، ذاتی انسان است» سخن درستی نیست چون در این صورت انسان هیچ وقت نمی توانست به اخلاص در محبت برسد.انسان مفطور بر حب الله است نه مفطور بر حب نفس. اگر انسان مفطور بر حب نفس بود تا آخر می بایست اسیر خود باشد. چنین کسی حد اکثر می توانتد تاجرانه خدا را عبادت کند و از عبادت «احرار» که خدا را فقط به خاطر خودش عبادت می کنند محروم است.

این عبادت سید الشهدا باب عبادت حبّی و درک مقام رضوان را برای همه باز کرد. مقامی که در این مقام، حجاب ها به کنار می روند و انسان به مقامی از حضور و قربِ به خدای متعال می رسد که نسبت به همه اراده های خدای متعال راضی است و جلال و جمال الهی را به گونه ای مشاهده می کند که چیزی جز حضرت حق را نمی خواهد. اگر سید الشهدا با تحمل این مصیبت عظیم، این فتح را برای رسول خدا به انجام نمی رساند این راه برای همیشه بسته می ماند. فتوحات خدای متعال برای رسول خدا فقط اسباب تقرب خود حضرت نبوده است بلکه مایه طهارت امت است. چنان که در آیه اول و دوم سوره فتح بر اساس روایات، فتح رسول خدا مایه بخشش گناهان مؤمنین است. «إِنَّا فَتَحْنا لَکَ فَتْحاً مُبیناً لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ یُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَیْکَ وَ یَهْدِیَکَ صِراطاً مُسْتَقیماً» چرا که آستان رسول از گناه بری است. حال این چه گشایشی است که با این گشایش، همه مؤمنین، اهل بهشت و اِخلاص می شوند و همه به توحید توحید می رسند. شاید این فتح در عاشورا باشد. یعنی در عاشورا درهایی از رضوان باز شد تا دست دیگران هم به آن برسد.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 44:12

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخنرانی مذهبی