display result search
منو
آمادگی برای اجابت دعوت سید الشهداء درعاشورا، جلسه چهارم

آمادگی برای اجابت دعوت سید الشهداء درعاشورا، جلسه چهارم

  • 1 تعداد قطعات
  • 53 دقیقه مدت قطعه
  • 21 دریافت شده
سخنرانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع "آمادگی برای اجابت دعوت سید الشهداء درعاشورا"، جلسه چهارم، سال 1393

یکی دیگر از صفاتی که در «کتاب الحج» کافی برای اصحاب حضرت ذکر شده است «ربّانیّون» است. در آنجا آمده است که: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ أَیُّهَا الرَّبَّانِیُّونَ أَنْتُمْ لَنَا فَرَطٌ وَ نَحْنُ لَکُمْ تَبَعٌ وَ نَحْنُ لَکُمْ خَلَفٌ وَ أَنْصَارٌ أَشْهَدُ أَنَّکُمْ أَنْصَارُ اللَّهِ وَ سَادَةُ الشُّهَدَاءِ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ فَإِنَّکُمْ أَنْصَارُ اللَّهِ کَمَا قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثِیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا وَ مَا ضَعُفْتُمْ وَ مَا اسْتَکَنْتُمْ حَتَّى لَقِیتُمُ اللَّهَ عَلَى سَبِیلِ الْحَقِّ وَ نُصْرَةِ کَلِمَةِ اللَّهِ التَّامَّةِ صَلَّى اللَّهُ عَلَى أَرْوَاحِکُمْ وَ أَبْدَانِکُمْ وَ سَلَّمَ تَسْلِیما»

در این زیارت، شهادت می دهیم که شما در دنیا و آخرت، انصار حضرت حق و سادات شهدائید. شما از آن دسته هستید که خدای متعال درباره آنها می فرماید: «وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرین‏»(آل عمران/146) در این آیه خدای متعال برای «رِبّیون» سه صفت ذکر می کند. در مسیر خدای متعال «سست» و «ضعیف» نیستند و «خوار و زمین گیر» هم نمی شوند. نکته لطیف این عبارت این است که زائر به اصحاب حضرت خطاب می کند که شما پیشروی ما هستید و ما هم باید از ربّانیّون و ادامه دهندگان راه شما باشیم.

مرحوم علامه طباطبائی در تفسیر المیزان معنی «رِبّی» در این آیه شریفه را به همان معنای «ربّانیّون» گرفته اند. «ربّانیّون» کسانی هستند که با همه وجود به خدای متعال مشغولند و جز خدای متعال چیزی آن ها را مشغول نمی کند. اینکه در این زیارت بعد از نام بردن از اصحاب با عنوان «ربّانیّون»، آیه مذکور قرار گرفته است، موید همین معنا است. رِبّی و ربّانی کسی است که دشواری های مسیرِ رسیدن به خدای متعال، او را از خدا باز نمی دارد، چون مسیر قرب خدای متعال دشواری فراوانی دارد که ناشی از بزرگ بودن مطلوب است. اینکه خدای متعال در آیه 6 سوره انشقاق می فرماید: «یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلى‏ رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقیه‏» اشاره به رنج لقاء پروردگار دارد. کسانی که دلشان به جای دیگری بسته شده باشد با سختی های راه باز می ایستند. خصوصا که در این مسیر مکائد و فتنه هایی است که ضعفاء را به ضعف و خواری و استکانت می افکند.

این بخش از آیات سوره آل عمران در مورد غزوه احد نازل شده است. یعنی زمانی که امتحان سختی برای مسلمین پیش آمد و کار بر آنها سخت شد و شایعه شهادت و قتل پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله باعث سستی و پراکندگی بسیاری از مسلمانان شد تا جایی که جز امیر المومنین علیه السلام، کسی کنار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نماند و 80 زخم عمیق به بدن مبارکشان وارد شد.

در ذیل این آیه روایاتی وارد شده است که به بعضی از آنها اشاره می کنیم تا با فضای نزول این آیات آشناتر شویم. علی بن ابراهیم رحمه الله می گوید: در روز اُحد، مسلمین فرار می کردند و هر کدام که به مسلمان دیگری برمی خورد به او می گفت: «إن رسول الله (صلى الله علیه و آله) قد قتل، النجاء النجاء» یعنی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کشته شد. جان خود را بگیرید و خود را نجات دهید. «فلما رجعوا إلى المدینة أنزل الله: وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ إلى قوله تعالى: انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِکُمْ یقول: إلى الکفر» مرحوم کلینی نیز از امام باقر علیه السلام روایت می کند: «قال: کان الناس أهل ردة بعد النبی (صلى الله علیه و آله) إلا ثلاثة. قلت: و من الثلاثة؟ فقال: المقداد بن الأسود، و أبو ذر الغفاری، و سلمان الفارسی (رحمة الله و برکاته علیهم)، ثم عرف أناس بعد یسیر و قال: هؤلاء الذین دارت علیهم الرحى، و أبوا أن یبایعوا حتى جاءوا بأمیر المؤمنین (علیه السلام) مکرها فبایع، و ذلک قول الله عز و جل: وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ» گرچه این آیه در احد نازل شده ولی حضرت تأویل این آیه را ناظر به زمان بعد از وفات رسول الله صلی الله علیه و آله مربوط می دانند که همه به مسیر قبلی شان برگشتند به جز معدودی که مدار آسیای ایمان شدند.
در روایت دیگری مرحوم شیخ طوسی در امالی شان نقل می کنند «عن ابن عباس (رحمه الله): أن علیا (علیه السلام) کان یقول فی حیاة رسول الله (صلى الله علیه و آله): «إن الله عز و جل یقول: وَ ما مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِکُمْ و الله لا ننقلب على أعقابنا بعد إذ هدانا الله و لئن مات أو قتل لأقاتلن على ما قاتل علیه حتى أموت، و الله إنی لأخوه و ابن عمه و وارثه، فمن أحق به منی؟» امیر المومنین علیه السلام رِبّی امت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است.

همچنین مرحوم ابن شهر آشوب روایت می کند «عن سعید بن جبیر، عن ابن عباس، فی قوله تعالى: أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلى‏ أَعْقابِکُمْ وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى‏ عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللَّهَ شَیْئاً وَ سَیَجْزِی اللَّهُ الشَّاکِرِینَ یعنی بالشاکرین علی بن أبی طالب (علیه السلام)، و المرتدین على أعقابهم: الذین ارتدوا عنه.» این فضای نزول آیه است که ناظر است به دشواری های روز احد و پراکندگی مسلمانان ولی تأویل آن ناظر است به زمان رحلت نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که فقط عده کمی کنار امیر المومنین علیه السلام ایستادند و خیلی هم کار بر آنها سخت شد.
در ادامه خدای متعال در آیه 145 می فرماید: «وَ ما کانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ کِتاباً مُؤَجَّلاً» یعنی اینطور نیست که اگر از کنار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرار کردید زنده بمانید و اگر کنار رسول خدا ماندید حتما کشته شوید، بلکه هر انسانی اجل مکتوبی دارد که تغییرش در اختیار ما نیست و تا آن اجل نرسد نمی میرد. موت بهره انسان از عالم است و انسان به آن نمی رسد الا باذن الله. «وَ مَنْ یُرِدْ ثَوابَ الدُّنْیا نُؤْتِهِ مِنْها وَ مَنْ یُرِدْ ثَوابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْها وَ سَنَجْزِی الشَّاکِرین‏» شاکرین در این آیه، همان شاکرین آیه قبل هستند که علی رغم دشواری های راه، می مانند و همه چیز را تحمل می کنند.

قرآن در ادامه این آیه می فرماید: «وَ کَأَیِّنْ مِنْ نَبِیٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیُّونَ کَثیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرین‏» یعنی انبیای سابق هم امتی داشتند که «رِبّیون» امتشان حتی بعد شهادت پیامبرشان، راه او را ادامه دادند تا کشته شدند. حتی شهادت پیامبرشان هم آنها را سست نکرد و سختی ها موجب سستی و وهن آنها نشد. نه سستی در «نیت و اراده» و نه سستی در «عمل». چون سستی دو گونه است. بعضی بعد از رفتن پرچمدار، در عمل سست می شوند و فرار می کنند، بعضی فرار نمی کنند ولی در اراده، سست و ضغیف می شوند. «و ما ضعفوا و ما استکانوا» یعنی حتی با عظمت اتفاقات هم توانشان از دست نمی رود. چون آنقدر به خدای متعال مشغولند که نه ضعف و نه استکانت به آنها راه ندارد.

انسان باید بداند که به راحتی حجاب ها کنار نمی رود و فتوحات برایش حاصل نمی شود. بلکه برای رفع حجب لازم است تا در دشواری ها با امام طی مسیر کند و زحمت بسیاری باید متحمل شود. شیطان بعد از فقدان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کار خود را ادامه داد و چون دید دیگر جای حضرت در امت خالی شده، به تعبیر حضرت زهرا سلام الله علیها، شاخ خود را بیرون آورد. امیر المومنین علیه السلام در مورد رسول خدا می فرماید: «در همه دشواری های جنگ ما به او پناه می بردیم. خالی شدن جای او در امت موجب ضعف بسیاری شد» بعد از رفتن این پناهگاه فقط رِبّیونند که در تنهایی فقدان رسول هم با امام می مانند.

اینها همان صابرینِ محبوب خدای متعالند که خدای متعال سه دعا و خواسته آن ها را نقل می کند: «وَ ما کانَ قَوْلَهُمْ إِلاَّ أَنْ قالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ إِسْرافَنا فی‏ أَمْرِنا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرین‏» از خدای متعال طلب مغفرت می کنند چون می دانند که لغزش ها و دشواری ها به خاطر نواقص و خلل های نفس است و این خلل ها اگر مشمول مغفرت نشود آنها را از امام جدا خواهد کرد. چون همراهی امام در هنگام ضعف و شکست و در هنگام پیروزی و ظفر، هر دو سخت است. به هنگام غلبه و در زمانی که امام سخت گیری را لازم می داند اگر بی دلیل دل بسوزانی و به امام اعتراض کنی از او جدا می شوی. لذا خدای متعال به حضرت لوط و مومنینِ امت ایشان می فرماید «ِ وَ لا یَلْتَفِتْ مِنْکُمْ أَحَد» (هود/81) اگر دل سوزی کنید خودتان هم می سوزید. در روایت است که ایستادن در کنار ولی خدا و کشتن، سخت تر از کشته شدن است. در روایت داریم که در زمان ظهور حضرت هم وقتی حضرت به قاتلین فرماندارشان در مدینه سخت می گیرند، بسیاری به شک و تردید می افتند. لذا کسی که غفلت و ذنب و افراط و تفریطی در وجودش باشد نمی تواند امام را همراهی کند. وقتی ولی خدا به میدان آمده دیگر جای دلسوزی نیست.

اصحاب امام حسین علیه السلام بالاترین درجه «رِبّیون» را دارند. لذا از حضرت در ارشاد مقید نقل شده است که حضرت فرمودند: «فَإِنِّی لَا أَعْلَمُ أَصْحَاباً أَوْفَى وَ لَا خَیْراً مِنْ أَصْحَابِی وَ لَا أَهْلَ بَیْتٍ أَبَرَّ وَ لَا أَوْصَلَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَجَزَاکُمُ اللَّهُ عَنِّی خَیْرا» این به خاطر آن است که در سخت ترین صحنه ها در کنار حضرت ماندند و البته بیشترین تعلق را به خدای متعال داشتند که توانستند بمانند. چون صحنه کربلا جهاد اعظم نبی اکرم صلی الله علیه و آله بود که سخت ترین صحنه هاست. حتی وقتی حضرت در شب عاشوراء به آنها گفت که ماندن شما برای من فایده ای ندارد و به هر حال من کشته و اهل بیتم اسیر می شوند باز آنها به بهانه بی فایده بودن ماندنشان از کنار حضرت نرفتند. اینها غیر از «ضحاک مشرقی» بودند که فقط تا زمانی کنار حضرت ماند که امید پیروزی بود. اینها با علم به شهادت حضرت دچار وهن و استکانت نشدند و با این علم، به گونه ای ایستادند که گویی غلبه از آنِ ایشان است و با عده کمشان یک روز مقاومت کردند و جنگ را به درازا کشاندند. ایشان صفاتی را داشتند که اصل آن صفات از اهل بیت علیهم السلام است. اصفیاء و احباء و اَوِدّاء و اولیاء الله اند و این نتیجه همراهی با امام است.

محور همه ربانیون چنانچه گفتیم امام زمان علیه السلام است که «ربانی آیات الله» است. در سوره مبارکه آل عمران هم، مراد از «ربانیون» امیر المومنین علیه السلام است و اصلا آیه در شأن ایشان نازل شده است. «رِبّی» حقیقی و «رِبّی» امت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، امیر المؤمنین است که هیچگاه سست نشد و تا انتهاء ایستاد. آن «رِبّی» که در سخت ترین صحنه ها ایستاد خود امام حسین علیه السلام است. اصحاب پرتویی از شعاع ربانیت امام حسین علیه السلام بودند و این معنای شفاعت حضرت است که به اصحابشان رسید.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 53:02

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخنرانی مذهبی