display result search
منو
تفسیر آیه 26 سوره بقره

تفسیر آیه 26 سوره بقره

  • 1 تعداد قطعات
  • 4 دقیقه مدت قطعه
  • 15 دریافت شده
سخنرانی حجت‌الاسلام محسن قرائتی با موضوع تفسیر سوره بقره - آیه‌ 26

إِنَّ اللَّهَ لَا یَسْتَحِى أَن یَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَیَعْلَمُونْ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِینَ کَفَرُواْ فَیَقُولُونَ مَاذآ أَرَادَ اللَّهُ بِهَذا مَثَلاً یُضِلُّ بِهِ کَثِیراً وَیَهْدِى بِهِ کَثِیراً وَمَا یُضِلُّ بِهِ إِلّاَ الْفَسِقِینَ‏
ترجمه
همانا خداوند از اینکه به پشه‏ اى (یا فروتر) یا بالاتر از آن مثال بزند شرم ندارد، پس آنهایى که ایمان دارند مى‏ دانند که آن(مثال) از طرف پروردگارشان به حقّ است، ولى کسانى که کفرورزیدند گویند: خداوند از این مثل چه منظورى داشته است؟ (آرى،) خداوند بسیارى را بدان (مثال) گمراه و بسیارى را بدان هدایت مى ‏فرماید. (امّا آگاه باشید که) خداوند جز افراد فاسق را بدان گمراه نمى‏ کند.


کلمه «بعوض» به معناى پشه و ریشه‏‌ آن از «بعض» مى‏‌باشد که به جهت کوچکى جثّه به آن اطلاق شده است.
مثال‏‌هاى قرآن، براى همه‏‌ى مردم است و از هر نوع مثلى نیز در آن آمده است: «ولقد ضربنا للنّاس فى هذا القران من کلّ مثل» البتّه این مثل‏ها را نباید ساده انگاشت، زیرا دانشمندان، کُنه آن را درک مى‏ کنند: «وتلک الامثال نَضربُها للنّاس و ما یَعقلها الاّ العالمون» در مثال زدن، تذکّر، تفهیم، تعلیم، بیان و پرده‏ بردارى از حقایق نهفته است و در کتاب‏‌هاى آسمانىِ پیشین نیز همانند تورات و انجیل و در سخنان حضرت رسول (ص) و ائمه اهل‏ بیت فراوان دیده مى‏‌شود. در تورات نیز بخشى به نام «أمثال سلیمان» وجود دارد.
بعضى از مخالفان اسلام که از برخورد منطقى و آوردن مثلِ قرآن عاجز ماندند، مثال‏‌هاى قرآن را بهانه قرار داده و مى‏‌گفتند: شأن خداوند برتر از آن است که به حیواناتى چون مگس یا عنکبوت مثال بزند. و این مثال‏‌ها با مقام خداوند سازگار نیست. و بدینوسیله در آیات قرآن تشکیک مى‏‌کردند. [ خداوند با نزول این آیه به بهانه‌‏گیرى‏‌هاى آنان پاسخ مى‌‏دهد.
سؤال: چرا خداوند گروهى را با قرآن و مثال‏‌هاى آن گمراه مى‏‌کند؟
پاسخ: خداوند کسى را گمراه نمى‏ کند، بلکه هرکس در برابر حقایق قرآن بایستد، خود گمراه مى‏‌شود و بدین معنى مى‏‌توان گفت که قرآن، سبب گمراهى او گردید. چنانکه در پایان همین آیه مى‏‌فرماید: «وما یضلّ به الاّ الفاسقین» یعنى فسق مردم سبب گمراهى آنان مى‌‏باشد. راستى مگر مى‏‌شود خداوند مردم را به ایمان تکلیف کند، ولى خودش آنان را گمراه کند!؟ و مگر مى شود این همه پیامبر و کتب آسمانى نازل کند، ولى خودش مردم را گمراه کند!؟ مگر مى‏‌شود از ابلیس به خاطر گمراه کردن انتقاد کند، ولى خودش دیگران را گمراه نماید!؟
گرچه در این آیه، هدایت و گمراهى بطور کلّى به خداوند نسبت داده شده است، ولى آیات دیگر، مسئله را باز نموده و مى‏‌فرماید: «یَهدى الیه من أناب» خداوند کسانى را هدایت مى‌‏کند که به سوى او بروند. و «یَهدى به اللَّه من اتّبع رضوانه» به دنبال کسب رضاى او باشند. و «الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» آنان که در راه او جهاد کنند. و بر عکس، کسانى که با اختیار خود در راه کج حرکت کنند، خداوند آنان را به حال خود رها مى‏‌کند. مراد از گمراه کردن خدا نیز همین معناست. چنانکه درباره کافران، ظالمان، فاسقان و ُمسرفان جمله «لا یهدى» بکار رفته است. به‏ قول سعدى:
راه است و چاه و دیده بینا و آفتاب‏ - تا آدمى نگاه کند، پیش پاى خویش
چندین چراغ دارد و بى‏راهه مى ‏رود - بگذار تا بیفتد و بیند، سزاى خویش



پیام ها:

1- حیا و شرم در مواردى است که کار شرعاً، عقلاً یا عرفاً مذموم باشد. امّا در بیان حقایق، شرم و خجالت پسندیده نیست. «لا یَستحیى»
2- حقایق والا و مهم را مى‏توان با زبان ساده و مثال بیان نمود. «ان یضرب مثلاً»
3- مؤمن کلام خدارا باور دارد و مطیع آن است. «یَعلمون انّه الحق»
4- مثال‏هاى قرآن، وسیله تربیت و رشد است. «فیعلمون انه الحق من ربهم»
5 - مثال‏هاى قرآن، حقّ و در مقام بیان حقایق است. «انّه‏الحق»
6- انسانِ حقیقت‏ جو، از هر نورى راه را مى‏ یابد، ولى شخص بهانه‏‌گیر و اشکال‏ تراش، به هر چراغى خرده مى‏ گیرد. «ماذا اَراد اللَّه بهذا مَثلاً»
7- کفر و لجاجت، عامل بهانه‏‌گیرى است. «ماذا اراد اللَّه بهذا مثلاً»
8 - فسق، موجب گمراهى و مانع شناخت حقایق است. «ومایضلّ به الاّ الفاسقین»
9- مثال‏‌هاى قرآن، وسیله هدایت یا ضلالت است. «یُضلُّ به، یهَدى به»
10- خداوند، پیمان‏ شکن را فاسق و فاسق را گمراه مى‏ کند. «و ما یضل به الا الفاسقین»


منبع: پایگاه ذرس هایی از قرآن

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 4:45

مشخصات

تصاویر

پایگاه سخنرانی مذهبی