منو
گریه و تضرع در برابر خدا

گریه و تضرع در برابر خدا

  • 0 تعداد قطعات
  • دقیقه مدت قطعه
  • 4 دریافت شده
سخنرانی استاد محمد شجاعی با موضوع "گریه و تضرع در برابر خدا"، سال 1405


خداوند تبارک و تعالی که نظام خلقت را آفریده، یکی از اصولی که در قرآن به ما یاد می‌دهد این است که می‌گوید: من خدا برای شما آسایش می‌خواهم، نه سختی را. «یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر». شما اگر قوانینی که من می‌گویم را رعایت کنید، زندگی دنیایتان خیلی آسان و شیرین می‌شود. تمام سختی‌ها و بدبختی‌های انسان آنجایی است که پا روی قانون خدا می‌گذارد. هر وقت انسان قانون خدا را کنار می‌گذارد، سختی‌ها شروع می‌شود. البته رعایت قانون هم یک سختی دارد، اما هیچ وقت سختی‌اش به اندازه بی‌قانونی نیست. این خیلی مهم است. شما مسواک می‌زنید، مسواک قانون است؛ وقتی می‌زنی راحتی، یک ذره سختی دارد آن هم یک دقیقه دو دقیقه، ولی یک عمر انسان راحت است. علی‌ علیه‌السلام می‌فرماید: در بیست و چهار ساعت شما چند دقیقه بگذارید برای مسواک، شما را از درد و هزینه و عفونت و بددهنی و بوی بد و خیلی چیزای دیگر نجات می‌دهد. همه قوانین خدا مبتنی بر آسایش است. اگر یک کسی در آن سختی هم دارد، باید رعایت کند قانون را، مثل رعایت چراغ قرمز و سبز. اگر رعایت سخت است باید بایستی چند لحظه، ولی اگر بایستی امنیت هم داری، اگر رد بشوی ترافیک سنگین، تصادف، هزینه مالی. همه قوانین خدا همین جور است. خدا یکی از لطف‌هایی که به ما کرده، ده قانون در قرآن گذاشته برای پیروزی و موفقیت. یادتان باشد: ایمان، تقوا، صبر، آرامش و... امشب می‌خواهم راجع به یکی دیگر صحبت کنم: دعا. خدا در قرآن قاعده‌اش را به ما یاد می‌دهد که بگویید: «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ» یعنی فقط از تو کمک می‌خواهیم، از کس دیگر نه. چرا؟ چون فقط خدا یک هستی است که نیرو می‌دهد به ما. «لا حول و لا قوه الا بالله». یک کسی آمد خدمت امام صادق علیه‌السلام گفت «الله اکبر». حضرت فرمود یعنی چی؟ گفت یعنی خدا بزرگتر از هر چیز است. حضرت فرمود مگر غیر از خدا چیزی هم وجود دارد که خدا از آن بزرگتر باشد؟ هر چه هست، هستی مطلق و مخلوقات و ظهورات خود خداست. همه جلوه‌های خود خدایند. چیزی در مقابل خدا نیست که خدا از آن بزرگتر باشد. ما هم همه جلوه‌های خداییم. لذا فرمود: «کُلُّ شَیْءٍ وَجْهُ اللهِ». شما به هر چی نگاه کنی، چهره خداست. پس اصلاً چیزی نیست در مقابل خدا که قدرتی داشته باشد. ما یک ذات داریم آن هم الله است قائم به خودش. بقیه هیچ کسی از خودش ذاتی ندارد. نه پیغمبران، نه ائمه، نه هیچ موجودی از خودش کمالی ندارد. در بحث تفسیر «نصرت» گفتیم هیچ کس از خودش هیچی ندارد. همه چیز مال خداست: «سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَی عَمَّا یُشْرِکُونَ». بنابراین شما با یک موجودی سروکار دارید که تمام قدرت، تمام توفیق، تمام پیروزی، تمام خیر و برکت دست اوست. کسی خارج از اراده او چیزی ندارد. ادب دعا این است که بفهمیم غیر از خدا هیچ کس نمی‌تواند کمکمان کند. اگر هم کسی قرار است کمک کند، باید خدا اجازه بدهد. شما یک دارو هم که می‌خواهی بخوری، بدون اذن او اثری ندارد. قرآن می‌فرماید: «قُلْ مَا یَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلا دُعَاؤُکُمْ»؛ به همه مردم بگو اگر دعای شما نباشد، پروردگارم به شما توجهی نمی‌کند. چرا؟ چون خودت را بی‌نیاز می‌دانی و این شرک است. انسان خودش را مرکز قدرت و توان می‌داند، می‌گوید به خدا احتیاج ندارم. خدا می‌گوید خب اگر احتیاج نداری، وا می‌گذارمت به خودت. برو با هر توانی که داری، اگر از من کمک نمی‌خواهی من هم کمک نمی‌کنم. فهم دعا یعنی این را بفهمی که غیر خدا کسی نمی‌تواند کمک کند. انبیا را ببینید چقدر ادب دارند وقتی با خدا روبرو می‌شوند. با اینکه همه قدرت را خدا به آنها داده که بتوانند کاری بکنند به اذن خدا. یعنی شما وقتی می‌روی به امام رضا علیه‌السلام می‌گویی «امام رضا شفا بده»، لازم نیست بگویی خدایا به امام رضا بگو شفا بده. خود امام رضا شفا می‌دهد، خلیفه الله است، اراده‌اش یکی است با خدا. اما خودشان وقتی می‌خواهند با خدا حرف بزنند چه می‌گویند؟ «لا اَمْلِکُ لِنَفْسِی نَفْعاً وَ لا ضَرّاً وَ لا مَوْتاً وَ لا حَیاهً وَ لا نُشُوراً»؛ ما هیچی نداریم، دستمان خالی است، خالی. انسان دست پر برود پیش خدا، دست خالی برمی‌گردد. فقط کسانی دست پر برمی‌گردند که دست خالی می‌روند؛ یعنی بگویند «من هیچی ندارم». نه اینکه بگویند خودم رئیس جمهورم، وزیرم، پول دارم. دعا نقش اساسی دارد. ثروتمندترین آدم‌ها کسانی هستند که وقت بیشتری برای دعا می‌گذارند. زندگی ائمه را نگاه کنید، قرآن نگفت؟ انبیا یکی از کارهایشان این بود که همیشه وقتی می‌گذاشتند برای استمداد از خدا: «إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعِینُ». کسی که دعا، توسل، گریه، عزاداری، زیارت نمی‌کند، خیلی بیچارگی می‌کشد، خیلی به خودش آسیب می‌زند، چون خودش را مستقل می‌داند. زیرک‌ترین آدم‌ها کسانی هستند که وقتشان را می‌گذارند می‌روند استمداد می‌کنند می‌گویند «خدایا دست خالی هستیم بده». این زیرکی است. ولی در پیروزی‌های اجتماعی، خدا می‌گوید غیر از دعا، شما یک چیز دیگر هم باید داشته باشید. آن فرمول موفقیت چیست؟ می‌گوید هیچ امتی نبود مگر اینکه ما آنها را به سختی و ضراء گرفتار کردیم «لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ»؛ تا گریه کنند، تضرع کنند. تضرع، اوج توحید است یعنی من گریه می‌کنم مثل بچه. بچه ببینید چقدر قشنگ امکانات جذب می‌کند. حتی اگر پدر و مادرش هم مرده باشند، بلد است با یک گریه همه را به سمت خودش جذب کند. خدا می‌گوید شما هم مثل بچه‌ها باشید. بگویید ما هیچ کاره‌ایم، ما ضعیفیم، ما هیچی از خودمان نداریم. وقتی غرور داشته باشی، باد کنی به خودت و فکر کنی یک چیزی در دستت هست، دیگر نمی‌توانی گریه کنی. خدا می‌گوید من تو را به سختی می‌اندازم تا بفهمی تو کیستی و من کیستم. وقتی نگاهت درست شد، کمک بخواه. امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: «سِلاحی» و سلاح من «البُکاءُ» است. هیچ اسلحه‌ی دیگری ندارم. گریه می‌کنم، خدا به من رحم می‌کند. در روایت داریم بنده خدا وقتی اشکش جاری می‌شود، فاصله‌ای بین او و خدا دیگر وجود ندارد. پس استغاثه را جدی بگیرید، دست بلند کردن را جدی بگیرید، اشک را جدی بگیرید. این کشور را نجات می‌دهد. آن جایی که استغاثه نیست، هیچ مدیریتی حتی مدیریت پیغمبر هم نمی‌تواند نجاتتان بدهد. پیغمبر هم باید گریه کند. قرآن می‌گوید: «حَتَّیٰ إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ»؛ وقتی انبیا مأیوس شدند، ما کمکشان کردیم. انبیا همیشه مأیوسند یعنی همیشه می‌گویند غیر از خدا کسی نیست. ابراهیم یک امپراتوری را نابود می‌کند، موسی و هارون تا رسیدند به دریا و لشکریان فرعون رسیدند، همه گفتند الان دستگیر می‌شویم. موسی چه گفت؟ «إِنَّ مَعِیَ رَبِّی سَیَهْدِینِ»؛ من یک ربی دارم که هدایتم می‌کند. وقتی گفتی «خدا دارم» تمام است. در روایت داریم من نزد گمان بنده‌ام هستم، هر جوری من را حساب کنی همان جوری با تو رفتار می‌کنم.

قطعات

  • عنوان
    زمان

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن