منو
قرآن کتاب معجزه و زندگی، 2

قرآن کتاب معجزه و زندگی، 2

  • 1 تعداد قطعات
  • 34 دقیقه مدت قطعه
  • 1 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام اسماعیل رمضانی با موضوع "قرآن کتاب معجزه و زندگی"، جلسه دوم: "ایمان به غیب در قرآن"، سال 1405


قرآن کتاب زندگی ماست. پس از اینکه قرآن را می بندیم، باید بر مبنای آن زندگی بسازیم. در غیر این صورت، اگر قرآن بخوانم اما ذهن، دل، باورها، دغدغه ها، غم و شادی من با قرآن تنظیم نشود، پس خداوند این قرآن را برای چه نازل کرده است؟ گفتم که معجزاتی مانند عصای موسی که اژدها شد، مردهای که عیسی زنده کرد، شتری که صالح از کوه بیرون آورد و دریایی که موسی شکافت، همه تمام شدند و به ما نرسیدند. اگر قرآن هم مانند اینها صرفاً یک معجزه بود و تمام شده بود، سوال این است که کدام سوال از زندگی من با رفتن قرآن بی جواب می ماند؟ می گفتم قرآن به من نرسید. یک جوان میگوید اول زندگی ام را جمع کنم بعد بچه بیاورم. در حالی که قرآن و روایت میگوید بچه بیاور تا زندگیت جمع شود. آدم قبل از روزی خور روزی طلب نمی کند. خدا تا روزی خور نباشد، رزاقیتش کار نمی کند. معلمی که شاگرد نداشته باشد چه معلمی است؟ خدا اول روزی خور را می آورد بعد روزی می رساند. اگر آیه «و یکون فقرا یغنهم الله من فضله» از بین رفته بود، چه فرقی میکرد با کسی که قرآن را میبوسد و کنار میگذارد اما مثل یک کافر میترسد؟ غیب چیزی است که قرآن به ما رسانده. اگر قرآن نبود نمی فهمیدیم غیب یعنی چه. غیب یعنی جایی که دست من به آن نمی رسد، خارج از شعاع ادراکی من. غیب را باید کسی که به آن راه دارد خبر بیاورد و من به آن خبر اعتماد کنم. مانند اینکه پشت دیوار چیزی است که نمیبینم اما کسی که از آنجا آمده خبر می دهد. در همه جای دنیا یکصد منهای چهل برابر شصت است. اما امیرالمومنین علیه السلام خبری خارج از شعاع ادراکی بشر می دهد و می فرماید یکصد منهای چهل برابر یکصد و پنجاه است. این یک فرمول غیبی است. روایت داریم که حضرت فرمود: هر وقت بی پول شدید، عمداً کمی بی پولتر شوید تا پولدار شوید. شما صد تومان دارید و صد و پنجاه تومان نیاز دارید. عقل دنیا میگوید چهل تومان را بدهید تا شصت تومان بماند، اما امیرالمومنین می فرماید چهل تومان را بدهید تا صد و پنجاه تومان شوید. این را باید باور کرد و اعتماد نمود، حتی اگر به نظر دیوانگی برسد. تمام انبیا به سفاهت متهم شدند؛ نوح را گفتند چرا در بیابان کشتی میسازی؟ او میگفت من خبر غیبی دارم. خبر غیبی را نمیتوان توضیح داد، زیرا اگر توضیحپذیر بود غیب نمیشد. اولین نشانه متقین ایمان به غیب است. در جنگ احد پیامبر آنقدر به مخمصه افتاده بود که گفت خدایا اگر اینها کشته شوند دیگر روی زمین پرستیده نمیشوی. خداوند سه هزار فرشته برای کمک فرستاد. سپس فرمود اگر صبر کنید و تقوا پیشه کنید، پنج هزار فرشته دیگر میفرستم. در حساب دنیا پنج نفر با سه هزار نفر میجنگند، اما در حساب قرآن هشت هزار و پنج نفر با سه هزار نفر میجنگند. این فرمولها را نمیتوان توضیح داد؛ فقط باید سر را پایین انداخت و راه را ادامه داد. فرمولهای خدا برای اداره جهان برخی بسیار برعکس است. خدا میگوید پول بده تا پولدار شوی. لشکر طالوت شصت هزار نفر بودند و می خواستند با جالوت که صد تا هشتصد هزار نفر لشکر داشت بجنگند. خداوند قبل از جنگ امتحانی گرفت و در نهایت تنها سیصد و سیزده نفر باقی ماندند. حساب کردند هر نفر باید سیصد و نوزده نفر را بکشد. اما فرمول غیبی این است که در جنگ کیفیت سربازان تعیین کننده است نه تعداد. حضرت داوود که نوجوانی بیش نبود با یک تیرکمان سنگ را به پیشانی جالوت زد و او را کشت. سپس خداوند ترس را در دل لشکر دشمن انداخت و آنها فرار کردند. سیصد و سیزده نفر بر صد هزار نفر مسلح پیروز شدند. این همان ایمان به غیب است. باید با غیب زندگی کرد. یک خبر غیبی این است که هرکس بددل باشد بدروزی می شود. اگر پایت به سنگ خورد، نگو چه وضع بدی است؛ بگو خواست خدا بود که به جای بدی، خیرم در آن بود.

قطعات

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن