- 213
- 1000
- 1000
- 1000
راز بصیرت در شرایط سخت امتحان الهی، 3
سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان با موضوع "راز بصیرت در شرایط سخت امتحان الهی"، جلسه سوم: "محافظه کاری، قتلگاه انقلاب" سال 1405
ما فاصله زیادی با جام جهانی نداریم. خواستم یادی از فوتبال بکنم، چون فوتبال مثال عجیبی است برای بیان زوایایی که در زندگی انسان مورد غفلت قرار میگیرد. در فرهنگ فوتبال، یک مربی باید نتیجه بگیرد؛ فرقی نمیکند ده تا مدرک داشته باشد، سابقه خوبی داشته باشد، هیکلش خوب باشد یا صدای قشنگی داشته باشد. اگر نتیجه نگیرد، کسی به او رحم نمیکند و باید برود کنار. این نتیجهگرایی خیلی مهم است. یادم هست در چندین دیدار خدمت امام شهید، وقتی گروهها گزارش کار میدادند، ایشان اول تحسین میکردند که آفرین، خوب کار میکنید، خوب زحمت میکشید، اما بعد صریحاً میپرسیدند: حالا کارتان چقدر نتیجه داشته؟ این را هم بررسی کردید؟ مثلاً اگر کسی میگفت ما ده تا گروه سرود راه انداختیم، امام میپرسیدند این چه نتیجهای داشته است. بسیاری از اوقات ما با مدرک درسی زندگی میکنیم، نه با نتیجه درس. میگوییم فلانی دکترا دارد، کارشناسی دارد، کارشناسی ارشد دارد. اینها آمارهایی است که داده میشود، بد نیست، آدم ناچار ممکن است به آنها اتکا کند. اما همین امام شهید ما درباره اینکه یک استاد دانشگاه با ارائه تعداد مقالاتِ آی.اس.آی رشد کند و اعتبار پیدا کند، مخالف بودند و میفرمودند: ببینید کدام استاد میتواند مسئله حل کند، چند تا مسئله حل کرده؛ به او اعتبار بیشتری بدهید. این نتیجهگرایی را در زندگی تعلیم و تربیتی خودمان هم میتوانیم داشته باشیم. در زندگی شخصی و خانوادگی، بچههایمان را تربیت میکنیم؛ باید یک مقدار نتیجهگرا باشیم. البته این کلمه «نتیجهگرا» کلمه مطلقی نیست، اما باید به نتیجه رسید. بعضیها معارف دینیشان خوب است، اما چون بصیرت ندارند، در آن لحظه حساس که میخواهند از این آگاهی استفاده کنند و گرهای را باز کنند، نمیتوانند. بعضیها اطلاعات سیاسیشان خوب است، اما آن اطلاعات باید فایده داشته باشد. فایدهاش را کجا میخواهد نشان بدهد؟ آن جایی که در آن بصیرت داشته باشی و گرهای را حل کنی. جایی که دو راهی پیش میآید، یک عده این راه را گفتند و یک عده آن راه را؛ تو باید راه درست را تشخیص بدهی. علم باید به ما قدرت تشخیص بدهد؛ و الا با علامه گوگل و دکتر پروفسور گوگل چه فرقی میکنیم؟ تازه هوش مصنوعی هم اضافه شده. ما که درس میخوانیم آدمیم دیگر، باید از هوش مصنوعی بهتر باشیم. هوش مصنوعی را ابزاری بگیریم برای کاری که از پسش برنمیآید. بصیرت یعنی اینکه تو از اطلاعات و آگاهیها قدرت جمعبندی داری و میتوانی به نتیجهای برسی که هر کسی به سادگی به آن نتیجه نمیرسد. ببینید خدا چه قدر خدایی است، مهربان است، چه قدر بزرگوار است که میخواهد ما را خدا بار بیاورد. میفرماید: بیا فیمنندی، بیا بشین پیش ملک مقتدر یعنی شبیه ملک مقتدر بشو، جایگاهت جایگاه ملک مقتدر باشد. به همین دلیل هم سر نماز به ما گفتند بگویید الله اکبر؛ یعنی من دوست دارم مثل تو بزرگ بشوم.من یقین دارم خیلیها عظمت آنچه در آن قرار داریم را نمیفهمند، همانطور که خیلیها عظمت اربعین را نمیفهمیدند. من نیروی حزباللهیِ سوپر دولوکس فرهنگی میشناسم که همچین فاز بالایی دارد، به اربعین نگاه سخیفی دارد و میگوید «حالا یک سفر زیارتی، یک وقت دیگر میروی». من نزدیک است سکته کنم. این آدم رفیق ماست، اما با تو چه جوری این را نمیفهمی؟ این ساده نیست. پس تو چی یاد گرفتی تا حالا؟ تو چی میدانی؟ به چی اعتقاد داری؟ بصیرت یعنی همین: وضع الان را بتوانی تحلیل کنی. بزرگترین امکاناتی که الان داریم، والله موشک نیست؛ قدرت این مردم است، صلابت این مردم است. من نمیبینم مسئولین سیاسی جلوی خارجیها در سخنرانیهایی که قرار است در جهان تکرار و پخش شود، زیاد از این قدرت حرف بزنند. این حضور خیابانی مردم، هزار برابر تنگه هرمز و هزار برابر همه موشکهایی که ما داریم اثر دارد در جهان. این پشتوانه است. امام شهیدمان فرمودند: «خداوند تعالی بر ما منّت نهاد و رژیم استکبار را با دست توانای خود - که قدرت مستضعفین است - در هم پیچید و ملت عظیم ما را ائمه و پیشوای ملتهای مستضعف نمود... و با برقراری جمهوری اسلامی، وراثت حقه را بدانان ارزانی داشت.»امام اینجا تلویحاً دارند میفرمایند جمهوری اسلامی آغاز حکومت امام زمان است، چون این وراثت حق مال امام زمان است. یک ملتی لازم است در جهان امامِ دیگر ملتها باشد، شاهد دیگر ملتها باشد، منجیِ ملتهای دیگر باشد، الگو و اسوه دیگر ملتها باشد. ملت ایران دارد این مقام اسوه بودن را پیدا میکند.
ما فاصله زیادی با جام جهانی نداریم. خواستم یادی از فوتبال بکنم، چون فوتبال مثال عجیبی است برای بیان زوایایی که در زندگی انسان مورد غفلت قرار میگیرد. در فرهنگ فوتبال، یک مربی باید نتیجه بگیرد؛ فرقی نمیکند ده تا مدرک داشته باشد، سابقه خوبی داشته باشد، هیکلش خوب باشد یا صدای قشنگی داشته باشد. اگر نتیجه نگیرد، کسی به او رحم نمیکند و باید برود کنار. این نتیجهگرایی خیلی مهم است. یادم هست در چندین دیدار خدمت امام شهید، وقتی گروهها گزارش کار میدادند، ایشان اول تحسین میکردند که آفرین، خوب کار میکنید، خوب زحمت میکشید، اما بعد صریحاً میپرسیدند: حالا کارتان چقدر نتیجه داشته؟ این را هم بررسی کردید؟ مثلاً اگر کسی میگفت ما ده تا گروه سرود راه انداختیم، امام میپرسیدند این چه نتیجهای داشته است. بسیاری از اوقات ما با مدرک درسی زندگی میکنیم، نه با نتیجه درس. میگوییم فلانی دکترا دارد، کارشناسی دارد، کارشناسی ارشد دارد. اینها آمارهایی است که داده میشود، بد نیست، آدم ناچار ممکن است به آنها اتکا کند. اما همین امام شهید ما درباره اینکه یک استاد دانشگاه با ارائه تعداد مقالاتِ آی.اس.آی رشد کند و اعتبار پیدا کند، مخالف بودند و میفرمودند: ببینید کدام استاد میتواند مسئله حل کند، چند تا مسئله حل کرده؛ به او اعتبار بیشتری بدهید. این نتیجهگرایی را در زندگی تعلیم و تربیتی خودمان هم میتوانیم داشته باشیم. در زندگی شخصی و خانوادگی، بچههایمان را تربیت میکنیم؛ باید یک مقدار نتیجهگرا باشیم. البته این کلمه «نتیجهگرا» کلمه مطلقی نیست، اما باید به نتیجه رسید. بعضیها معارف دینیشان خوب است، اما چون بصیرت ندارند، در آن لحظه حساس که میخواهند از این آگاهی استفاده کنند و گرهای را باز کنند، نمیتوانند. بعضیها اطلاعات سیاسیشان خوب است، اما آن اطلاعات باید فایده داشته باشد. فایدهاش را کجا میخواهد نشان بدهد؟ آن جایی که در آن بصیرت داشته باشی و گرهای را حل کنی. جایی که دو راهی پیش میآید، یک عده این راه را گفتند و یک عده آن راه را؛ تو باید راه درست را تشخیص بدهی. علم باید به ما قدرت تشخیص بدهد؛ و الا با علامه گوگل و دکتر پروفسور گوگل چه فرقی میکنیم؟ تازه هوش مصنوعی هم اضافه شده. ما که درس میخوانیم آدمیم دیگر، باید از هوش مصنوعی بهتر باشیم. هوش مصنوعی را ابزاری بگیریم برای کاری که از پسش برنمیآید. بصیرت یعنی اینکه تو از اطلاعات و آگاهیها قدرت جمعبندی داری و میتوانی به نتیجهای برسی که هر کسی به سادگی به آن نتیجه نمیرسد. ببینید خدا چه قدر خدایی است، مهربان است، چه قدر بزرگوار است که میخواهد ما را خدا بار بیاورد. میفرماید: بیا فیمنندی، بیا بشین پیش ملک مقتدر یعنی شبیه ملک مقتدر بشو، جایگاهت جایگاه ملک مقتدر باشد. به همین دلیل هم سر نماز به ما گفتند بگویید الله اکبر؛ یعنی من دوست دارم مثل تو بزرگ بشوم.من یقین دارم خیلیها عظمت آنچه در آن قرار داریم را نمیفهمند، همانطور که خیلیها عظمت اربعین را نمیفهمیدند. من نیروی حزباللهیِ سوپر دولوکس فرهنگی میشناسم که همچین فاز بالایی دارد، به اربعین نگاه سخیفی دارد و میگوید «حالا یک سفر زیارتی، یک وقت دیگر میروی». من نزدیک است سکته کنم. این آدم رفیق ماست، اما با تو چه جوری این را نمیفهمی؟ این ساده نیست. پس تو چی یاد گرفتی تا حالا؟ تو چی میدانی؟ به چی اعتقاد داری؟ بصیرت یعنی همین: وضع الان را بتوانی تحلیل کنی. بزرگترین امکاناتی که الان داریم، والله موشک نیست؛ قدرت این مردم است، صلابت این مردم است. من نمیبینم مسئولین سیاسی جلوی خارجیها در سخنرانیهایی که قرار است در جهان تکرار و پخش شود، زیاد از این قدرت حرف بزنند. این حضور خیابانی مردم، هزار برابر تنگه هرمز و هزار برابر همه موشکهایی که ما داریم اثر دارد در جهان. این پشتوانه است. امام شهیدمان فرمودند: «خداوند تعالی بر ما منّت نهاد و رژیم استکبار را با دست توانای خود - که قدرت مستضعفین است - در هم پیچید و ملت عظیم ما را ائمه و پیشوای ملتهای مستضعف نمود... و با برقراری جمهوری اسلامی، وراثت حقه را بدانان ارزانی داشت.»امام اینجا تلویحاً دارند میفرمایند جمهوری اسلامی آغاز حکومت امام زمان است، چون این وراثت حق مال امام زمان است. یک ملتی لازم است در جهان امامِ دیگر ملتها باشد، شاهد دیگر ملتها باشد، منجیِ ملتهای دیگر باشد، الگو و اسوه دیگر ملتها باشد. ملت ایران دارد این مقام اسوه بودن را پیدا میکند.


تاکنون نظری ثبت نشده است