- 52
- 1000
- 1000
- 1000
نهج البلاغه، گنجینه حکمت و بصیرت، 8
سخنزانی حجت الاسلام مسعود عالی با موضوع "نهج البلاغه، گنجینه حکمت و بصیرت"، جلسه هشتم: زهد واقعی از منظر امیرالمؤمنین علیهالسلام ، سال 1404
حاج قاسم سلیمانی، چهل سال مشتاقانه در طلب شهادت بودند، اما به نظر میرسد مأموریت اصلی و بزرگ الهی ایشان، فراتر از دوران دفاع مقدس شکل گرفت. حاج قاسم، پرچمدار تشکیل و تقویت جبهه مقاومت در عصر ما بود. از یک هسته کوچک در غرب آسیا، امروز شاهد یک جبهه مقاومت جهانی هستیم که در برابر استکبار و ظلم میایستد. این حرکت عظیم، برکت مجاهدتهای بیوقفه امثال حاج قاسم و هدایتهای حکیمانه رهبری است. همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در رثای مالک اشتر فرمودند: رَحِمَ اللَّهُ مَالِکاً، فَقَدْ أَدَّى إِلَى اللَّهِ مَا عَلَیْهِ، درود خدا بر حاج قاسم که او نیز آنچه بر عهده داشت ماموریت الهیاش را به خوبی ادا کرد و با وفای به عهد، به ملاقات پروردگار شتافت. سخن گفتن درباره امیرالمؤمنین علیه السلام، دومین شخص عالم هستی بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله، بسیار دشوار است. همه ائمه معصومین علیهم السلام برای حضرت علی علیه السلام حریمی خاص قائل بودند. امام سجاد علیه السلام با آن عبادتهای طولانی، وقتی کتاب عبادتهای جدش امیرالمؤمنین را میدید، میفرمود: کیست که بتواند عبادتهای علی را انجام دهد؟ لقب امیرالمؤمنین از جانب خداوند و توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به ایشان اعطا شد. این لقب، معنای عمیقتری نیز دارد: امیرالمؤمنین یعنی کسی که روزیِ مؤمنان، اعم از روزی مادی و به ویژه روزی علمی و معرفتی، نزد اوست. این لقب، اختصاصی حضرت علی علیه السلام است و طبق روایت امام صادق علیه السلام، هیچکس قبل و بعد از ایشان حق ندارد خود را به این لقب بخواند، مگر آنکه کافر باشد. حتی در زیارت امام زمان عجل الله تعالی فرجه نیز باید گفت: السلام علیک یا بقیة الله و نه یا امیرالمؤمنین. بحث جلسه قبل، درباره فراز أَحْیِ قَلْبَکَ بِالْمَوْعِظَةِ...از کلام امیرالمؤمنین بود. قلب انسان، فرمانده اصلی وجود اوست. این قلب، مانند حوضی است که از سه نهر تغذیه میشود: الهامات ملائکه که نتیجهاش نشاط، اشتیاق به معنویت و تصمیم به کار خیر است. وسوسههای شیاطین که نتیجهاش تاریکی، کسالت و گرایش به گناه است. غریزهها و امیال حیوانی مانند شهوت، غضب، جاهطلبی. وظیفه ما این است که با موعظه قلب را زنده نگه داریم تا از نهر ملائکه بیشتر بهره ببرد، و با زهد، آن بخش از نفس را که مشتاق دریافت از شیاطین و اسیر غرایز است، بمیرانیم. زهد، دو رکن دارد: 1. زهد قلبی و باطنی: به معنای بیتعلقی و اسیر نشدن به دنیا و لذات آن است. این به معنای نفی علاقههای طبیعی به خانواده، مال و... نیست، بلکه به معنای عدم اسارت در برابر آنهاست. اگر قرار باشد به خاطر وظیفه الهی مثل جهاد این تعلقات را رها کنیم، باید بتوانیم. باید باور کنیم که إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ؛ ما از آنِ خداییم و به سوی او بازمیگردیم. ما مالک چیزی نیستیم. این نگرش، انسان را از اسارت دنیا آزاد میکند. 2. زهد عملی و ظاهری: به معنای سادهزیستی و قناعت در مصرف است. انسان زاهد، حتی اگر ثروتمند باشد، زندگی ساده و به دور از تجملات دارد. سادهزیستی به معنای فقر نیست، بلکه زندگی در حد کفاف است. بزرگان ما نمونههای عینی این زهد بودند. زهد به معنای عدم تولید ثروت و قدرت نیست. اسلام به تولید ثروت، تولید قدرت علمی، نظامی، اقتصادی و... امر میکند. اما در مصرف، قناعت و زندگی در حد کفاف را توصیه میکند. امیرالمؤمنین علیه السلام خود، تولید ثروت زیادی داشت اما در مصرف، حتی سادهتر از افراد معمولی زندگی میکرد و بیشتر درآمدش را صدقه میداد.
حاج قاسم سلیمانی، چهل سال مشتاقانه در طلب شهادت بودند، اما به نظر میرسد مأموریت اصلی و بزرگ الهی ایشان، فراتر از دوران دفاع مقدس شکل گرفت. حاج قاسم، پرچمدار تشکیل و تقویت جبهه مقاومت در عصر ما بود. از یک هسته کوچک در غرب آسیا، امروز شاهد یک جبهه مقاومت جهانی هستیم که در برابر استکبار و ظلم میایستد. این حرکت عظیم، برکت مجاهدتهای بیوقفه امثال حاج قاسم و هدایتهای حکیمانه رهبری است. همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در رثای مالک اشتر فرمودند: رَحِمَ اللَّهُ مَالِکاً، فَقَدْ أَدَّى إِلَى اللَّهِ مَا عَلَیْهِ، درود خدا بر حاج قاسم که او نیز آنچه بر عهده داشت ماموریت الهیاش را به خوبی ادا کرد و با وفای به عهد، به ملاقات پروردگار شتافت. سخن گفتن درباره امیرالمؤمنین علیه السلام، دومین شخص عالم هستی بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله، بسیار دشوار است. همه ائمه معصومین علیهم السلام برای حضرت علی علیه السلام حریمی خاص قائل بودند. امام سجاد علیه السلام با آن عبادتهای طولانی، وقتی کتاب عبادتهای جدش امیرالمؤمنین را میدید، میفرمود: کیست که بتواند عبادتهای علی را انجام دهد؟ لقب امیرالمؤمنین از جانب خداوند و توسط پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به ایشان اعطا شد. این لقب، معنای عمیقتری نیز دارد: امیرالمؤمنین یعنی کسی که روزیِ مؤمنان، اعم از روزی مادی و به ویژه روزی علمی و معرفتی، نزد اوست. این لقب، اختصاصی حضرت علی علیه السلام است و طبق روایت امام صادق علیه السلام، هیچکس قبل و بعد از ایشان حق ندارد خود را به این لقب بخواند، مگر آنکه کافر باشد. حتی در زیارت امام زمان عجل الله تعالی فرجه نیز باید گفت: السلام علیک یا بقیة الله و نه یا امیرالمؤمنین. بحث جلسه قبل، درباره فراز أَحْیِ قَلْبَکَ بِالْمَوْعِظَةِ...از کلام امیرالمؤمنین بود. قلب انسان، فرمانده اصلی وجود اوست. این قلب، مانند حوضی است که از سه نهر تغذیه میشود: الهامات ملائکه که نتیجهاش نشاط، اشتیاق به معنویت و تصمیم به کار خیر است. وسوسههای شیاطین که نتیجهاش تاریکی، کسالت و گرایش به گناه است. غریزهها و امیال حیوانی مانند شهوت، غضب، جاهطلبی. وظیفه ما این است که با موعظه قلب را زنده نگه داریم تا از نهر ملائکه بیشتر بهره ببرد، و با زهد، آن بخش از نفس را که مشتاق دریافت از شیاطین و اسیر غرایز است، بمیرانیم. زهد، دو رکن دارد: 1. زهد قلبی و باطنی: به معنای بیتعلقی و اسیر نشدن به دنیا و لذات آن است. این به معنای نفی علاقههای طبیعی به خانواده، مال و... نیست، بلکه به معنای عدم اسارت در برابر آنهاست. اگر قرار باشد به خاطر وظیفه الهی مثل جهاد این تعلقات را رها کنیم، باید بتوانیم. باید باور کنیم که إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ؛ ما از آنِ خداییم و به سوی او بازمیگردیم. ما مالک چیزی نیستیم. این نگرش، انسان را از اسارت دنیا آزاد میکند. 2. زهد عملی و ظاهری: به معنای سادهزیستی و قناعت در مصرف است. انسان زاهد، حتی اگر ثروتمند باشد، زندگی ساده و به دور از تجملات دارد. سادهزیستی به معنای فقر نیست، بلکه زندگی در حد کفاف است. بزرگان ما نمونههای عینی این زهد بودند. زهد به معنای عدم تولید ثروت و قدرت نیست. اسلام به تولید ثروت، تولید قدرت علمی، نظامی، اقتصادی و... امر میکند. اما در مصرف، قناعت و زندگی در حد کفاف را توصیه میکند. امیرالمؤمنین علیه السلام خود، تولید ثروت زیادی داشت اما در مصرف، حتی سادهتر از افراد معمولی زندگی میکرد و بیشتر درآمدش را صدقه میداد.


تاکنون نظری ثبت نشده است