سخنرانی حجت الاسلام علی فتحی با موضوع «سبک زندگی اسلامی»، جلسه سوم: سایه اعمال بر اعقاب، سال 1404
سَریرِ هستی بر مدار حکمتی لایتغیر میگردد. خدای متعال، هرگز حالِ هیچ قومی یا فردی را دگرگون نسازد، مگر آنکه ایشان پرده از سرایِ درون خود برگرفته و خویشتن را متحول سازند. علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه ذیل این آیه شریفه بیان میدارند که میان تمامی حالات نفسانی و خیر و شری که به انسان میرسد، تلازمی محکم حاکم است. این درونیات من است که خیر را به سویم میکشاند یا شر را.
شهید مطهری (ره) این حقیقت را سنت لایتغیر خداوند نامیدهاند: اگر ما در گرداب فقر یا طلاق غوطهوریم و درون ما (که همان تفکر و یقین ماست) تغییر نیابد، آن فقر و آن جدایی ادامه خواهد یافت و چه بسا بدتر شود. اگر گرفتاری و فسادی جاری است، یا سیل و خشکسالی به بلا تبدیل گشته، جملگی به واسطه عملکرد ما و تغییر درون ماست که باید به رضای خداوند نزدیک گردد.
شگفتا که آثار عمل، همچون سایهای دراز، بر فرزندان و اعقاب آدمی میافتد. علامه فرمودهاند که گاه آثار عمل یک فرد تا هفت نسل به اولادش میرسد. اگر خدای ناکرده ظلمی بر یتیمی روا شود یا مالی به حرام درآید، یا خیانتی در حریم زندگی رخ دهد، این سیلی تا هفت پشت باز خواهد گشت. این جهان کوهی است که فعل ما ندای آن است و این نداها به ما باز میگردد.
چنانکه در حکایت حضرت خضر (علیه السلام) آمده است، خداوند دیوار مخروبه را حفظ فرمود زیرا «کان ابوهما صالحا»؛ صیانت از مال یتیم به سبب صالح بودن پدر ایشان بود.
و نکتهای عجیبتر آنکه، ما دو نوع دعای مستجاب داریم: یکی دعای لفظی که ممکن است مستجاب نشود. اما دیگری، دعای عملی مستجاب است؛ اگر به کسی سیلی زنیم، در واقع با عملکرد خویش دعایی کردهایم که «خدایا به من سیلی بزن» و این سیلی ده برابر به ما باز خواهد گشت. لذا آدمی باید از عملکرد اکنون خود بترسد، زیرا عملکرد اوست که میتواند فرزندانش را در آتیه، فقیر و گرفتار سازد.
اگر بناست درون دگرگون گردد، کلید این تحول و راه رهایی از تمامی بنبستها، در اعماق یقین نهفته است. امام علی (علیه السلام) فرمودهاند: «خیر ما اُلقِیَ فی القلب الیقین» (بهترین چیزی که در قلب افکنده شد، یقین است).
خداوند همان گونه که آتش را برای سوزاندن و انفاق را برای فزونی مال قرار داده، یقین را برای آرامش و ثروت زیاد مقدّر کرده است. کسی که در مباحث کلامی یا قلبی به یقین نرسیده باشد، در آرامش نخواهد بود.
قدرت یقین چنان عظیم است که میتواند نیروی مردان جنگ یا ورزشکاران را تا ده برابر فزونی بخشد. اما بالعکس، اگر یقین کاهش یابد، حتی شفا بخشی تربت مبارک امام حسین (علیه السلام)، که «شفا من کل سقم» است، از میان میرود و اثرش تباه میشود.
یقین آن چنان نافذ است که اگر حضرت عیسی علیه السلام را میپرسیدند که چگونه بر آب راه میروی، میفرمود: دنیا در نظر من با گل یکسان است؛ من چنین یقینی نسبت به دنیا دارم. و پیغمبر فرمودند که اگر یقین او بالاتر بود، میتوانست بر هوا نیز راه رود. پس اگر رستگاری طلب میکنیم، باید بدانیم که اگر نوری در قلب ما باشد، اگر تفکرات، احساسها و گفتار ما الهی شود، زندگی ما از تمامی بنبستها، اعم از فقر و اختلافات زناشویی، خارج خواهد شد .
سَریرِ هستی بر مدار حکمتی لایتغیر میگردد. خدای متعال، هرگز حالِ هیچ قومی یا فردی را دگرگون نسازد، مگر آنکه ایشان پرده از سرایِ درون خود برگرفته و خویشتن را متحول سازند. علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه ذیل این آیه شریفه بیان میدارند که میان تمامی حالات نفسانی و خیر و شری که به انسان میرسد، تلازمی محکم حاکم است. این درونیات من است که خیر را به سویم میکشاند یا شر را.
شهید مطهری (ره) این حقیقت را سنت لایتغیر خداوند نامیدهاند: اگر ما در گرداب فقر یا طلاق غوطهوریم و درون ما (که همان تفکر و یقین ماست) تغییر نیابد، آن فقر و آن جدایی ادامه خواهد یافت و چه بسا بدتر شود. اگر گرفتاری و فسادی جاری است، یا سیل و خشکسالی به بلا تبدیل گشته، جملگی به واسطه عملکرد ما و تغییر درون ماست که باید به رضای خداوند نزدیک گردد.
شگفتا که آثار عمل، همچون سایهای دراز، بر فرزندان و اعقاب آدمی میافتد. علامه فرمودهاند که گاه آثار عمل یک فرد تا هفت نسل به اولادش میرسد. اگر خدای ناکرده ظلمی بر یتیمی روا شود یا مالی به حرام درآید، یا خیانتی در حریم زندگی رخ دهد، این سیلی تا هفت پشت باز خواهد گشت. این جهان کوهی است که فعل ما ندای آن است و این نداها به ما باز میگردد.
چنانکه در حکایت حضرت خضر (علیه السلام) آمده است، خداوند دیوار مخروبه را حفظ فرمود زیرا «کان ابوهما صالحا»؛ صیانت از مال یتیم به سبب صالح بودن پدر ایشان بود.
و نکتهای عجیبتر آنکه، ما دو نوع دعای مستجاب داریم: یکی دعای لفظی که ممکن است مستجاب نشود. اما دیگری، دعای عملی مستجاب است؛ اگر به کسی سیلی زنیم، در واقع با عملکرد خویش دعایی کردهایم که «خدایا به من سیلی بزن» و این سیلی ده برابر به ما باز خواهد گشت. لذا آدمی باید از عملکرد اکنون خود بترسد، زیرا عملکرد اوست که میتواند فرزندانش را در آتیه، فقیر و گرفتار سازد.
اگر بناست درون دگرگون گردد، کلید این تحول و راه رهایی از تمامی بنبستها، در اعماق یقین نهفته است. امام علی (علیه السلام) فرمودهاند: «خیر ما اُلقِیَ فی القلب الیقین» (بهترین چیزی که در قلب افکنده شد، یقین است).
خداوند همان گونه که آتش را برای سوزاندن و انفاق را برای فزونی مال قرار داده، یقین را برای آرامش و ثروت زیاد مقدّر کرده است. کسی که در مباحث کلامی یا قلبی به یقین نرسیده باشد، در آرامش نخواهد بود.
قدرت یقین چنان عظیم است که میتواند نیروی مردان جنگ یا ورزشکاران را تا ده برابر فزونی بخشد. اما بالعکس، اگر یقین کاهش یابد، حتی شفا بخشی تربت مبارک امام حسین (علیه السلام)، که «شفا من کل سقم» است، از میان میرود و اثرش تباه میشود.
یقین آن چنان نافذ است که اگر حضرت عیسی علیه السلام را میپرسیدند که چگونه بر آب راه میروی، میفرمود: دنیا در نظر من با گل یکسان است؛ من چنین یقینی نسبت به دنیا دارم. و پیغمبر فرمودند که اگر یقین او بالاتر بود، میتوانست بر هوا نیز راه رود. پس اگر رستگاری طلب میکنیم، باید بدانیم که اگر نوری در قلب ما باشد، اگر تفکرات، احساسها و گفتار ما الهی شود، زندگی ما از تمامی بنبستها، اعم از فقر و اختلافات زناشویی، خارج خواهد شد .


تاکنون نظری ثبت نشده است