سخنرانی حجت الاسلام علی فتحی با موضوع «سبک زندگی اسلامی»، جلسه دوم: بازگشت به نور الهی، سال 1404
وجود انسان در اضطرار، سه ساحت حیات الهی را با خود حمل میکند: جان نباتی که در آن رشد و نموّ تحقق مییابد، جان حیوانی که با احساس، حرکت ارادی و توانایی دیدن و چشیدن همراه است، و جان عقلانی که قوه تفکر و ساختن موشک و هواپیما را به ارمغان میآورد. تا این سه ساحت، انسان همچون دیگر موجودات است؛ لیکن چنانچه از این پله بالاتر نرود و به جان چهارم دست نیابد، زندگیاش به حیات بهایم میماند، با آنکه از نعمت عقل برخوردار است.
رسالت دین و پیام انبیا جز برای اعطای این جان چهارم، که خاستگاه خوشبختی و انسانیت است، نبوده است. این حیات، اختیاری است. ما بر این باوریم که انسانیت بیدین و ایمان، هیچ معنایی ندارد. شهید مطهری (ره) این حقیقت را چنین بیان فرمودهاند: «انسانیت مساوی با ایمان و دین است». آن کس که خداوند را انکار کند، از حدود انسانیت خارج شده و به حیوانات درنده نزدیک میشود، چنانکه امام فرمودند: «او دیگر انسان نیست» و حقوقی را رعایت نخواهد کرد. چگونه میتوان با کسی که از محنت دیگران بیغم است و قلبش از سنگ سختتر (اشد قسوه) است، به حیات مشترک رسید؟ قرآن کریم هدف رسالت را احیاگری میداند: «پیامبر شما را دعوت میکند به چیزی که شما را احیا میکند و جان میبخشد». این احیا، همان وصول به حیات طیبه است که تنها با ایمان و عمل صالح ممکن میگردد.
در مقابل این طریقت نورانی، غرب مدرن، که بنای خود را بر پایههای فردیت نهاده، امروز به بنبست قطعی خود معترف است. فیلسوفان و اندیشمندان درخشانی چون هایدگر، اعلام کردهاند که تنها راه نجات، بازگشت به دین و آوردن خدا به زندگی است. دانیل بل، جامعهشناس برجسته، نیز احیاگری دینی را تنها راهحل بحران مدرنیته میداند. این اعتراف در قلب آمریکا، از سال 1980 میلادی آغاز شده است، آنجا که مجله تایم از انقلابی ساکت سخن گفت که در آن «خدا دارد برمیگردد».
ثمره این جدایی از خدا، افزایش جنونآمیز آمار طلاق (حداقل تا 50 درصد) و فرو رفتن در دریای تنهایی و پریشانی است. شاهدی بر این فقر معنوی، تأسیس مناصبی چون «وزیر تنهایی و خودکشی» در کشورهایی مانند انگلستان (2018) و ژاپن است. در ژاپن حتی مؤسساتی برای اجاره خانواده شیوع یافته است، زیرا مبنای مدرنیته، که فردیت و تنازع بقا برای جلب منفعت است، منجر به اختلاف و چانهزنی بر سر مهریه و جهیزیه میشود.
خداوند قانونی تغییرناپذیر نهاده است: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغ ما به انفسهم». یعنی خدا مطلقاً وضع فقر، تحریم یا خوشحالی ما را تغییر نمیدهد، مگر آنکه درون خویش را دگرگون سازیم. علامه طباطبایی (ره) بیان میدارند که میان درون انسان و خوشبختی یا بدبختی او رابطهای مستقیم جاری است؛ اگر تفکرات، احساسها، نیات و گفتار انسان الهی شود، زندگیاش از تمام بنبستها خارج میشود. این تغییر باید حقیقی باشد، زیرا حتی زیر قبه امام حسین (ع) یا با تربت شفا بخش اهل بیت (ع)، اگر قلت یقین و عدم تغییر درون باشد، دعا مستجاب نمیشود و اثر شفا از بین میرود.
خروج از هر فقر و بنبست، با همین تغییر درون ممکن است، چنانکه امام علی (ع) و شهید مطهری (ره) بدان باور داشتند. راهکار الهی برای تمامی معضلات، از جمله کسب درآمد، ازدواج، خروج از فقر و جلوگیری از طلاق، تنها با ورود از درهای صحیح میسر است، چنانکه قرآن فرمود: «وَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا». هر کاری راهی دارد، و این راهکاری است که باید با تقوا و عمل صالح طی شود. محال است که با التزام به دین، کسی فقیر شود؛ هرجا گرهای پدید آمده، ناشی از ضعف در ایمان ما بوده است.
وجود انسان در اضطرار، سه ساحت حیات الهی را با خود حمل میکند: جان نباتی که در آن رشد و نموّ تحقق مییابد، جان حیوانی که با احساس، حرکت ارادی و توانایی دیدن و چشیدن همراه است، و جان عقلانی که قوه تفکر و ساختن موشک و هواپیما را به ارمغان میآورد. تا این سه ساحت، انسان همچون دیگر موجودات است؛ لیکن چنانچه از این پله بالاتر نرود و به جان چهارم دست نیابد، زندگیاش به حیات بهایم میماند، با آنکه از نعمت عقل برخوردار است.
رسالت دین و پیام انبیا جز برای اعطای این جان چهارم، که خاستگاه خوشبختی و انسانیت است، نبوده است. این حیات، اختیاری است. ما بر این باوریم که انسانیت بیدین و ایمان، هیچ معنایی ندارد. شهید مطهری (ره) این حقیقت را چنین بیان فرمودهاند: «انسانیت مساوی با ایمان و دین است». آن کس که خداوند را انکار کند، از حدود انسانیت خارج شده و به حیوانات درنده نزدیک میشود، چنانکه امام فرمودند: «او دیگر انسان نیست» و حقوقی را رعایت نخواهد کرد. چگونه میتوان با کسی که از محنت دیگران بیغم است و قلبش از سنگ سختتر (اشد قسوه) است، به حیات مشترک رسید؟ قرآن کریم هدف رسالت را احیاگری میداند: «پیامبر شما را دعوت میکند به چیزی که شما را احیا میکند و جان میبخشد». این احیا، همان وصول به حیات طیبه است که تنها با ایمان و عمل صالح ممکن میگردد.
در مقابل این طریقت نورانی، غرب مدرن، که بنای خود را بر پایههای فردیت نهاده، امروز به بنبست قطعی خود معترف است. فیلسوفان و اندیشمندان درخشانی چون هایدگر، اعلام کردهاند که تنها راه نجات، بازگشت به دین و آوردن خدا به زندگی است. دانیل بل، جامعهشناس برجسته، نیز احیاگری دینی را تنها راهحل بحران مدرنیته میداند. این اعتراف در قلب آمریکا، از سال 1980 میلادی آغاز شده است، آنجا که مجله تایم از انقلابی ساکت سخن گفت که در آن «خدا دارد برمیگردد».
ثمره این جدایی از خدا، افزایش جنونآمیز آمار طلاق (حداقل تا 50 درصد) و فرو رفتن در دریای تنهایی و پریشانی است. شاهدی بر این فقر معنوی، تأسیس مناصبی چون «وزیر تنهایی و خودکشی» در کشورهایی مانند انگلستان (2018) و ژاپن است. در ژاپن حتی مؤسساتی برای اجاره خانواده شیوع یافته است، زیرا مبنای مدرنیته، که فردیت و تنازع بقا برای جلب منفعت است، منجر به اختلاف و چانهزنی بر سر مهریه و جهیزیه میشود.
خداوند قانونی تغییرناپذیر نهاده است: «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغ ما به انفسهم». یعنی خدا مطلقاً وضع فقر، تحریم یا خوشحالی ما را تغییر نمیدهد، مگر آنکه درون خویش را دگرگون سازیم. علامه طباطبایی (ره) بیان میدارند که میان درون انسان و خوشبختی یا بدبختی او رابطهای مستقیم جاری است؛ اگر تفکرات، احساسها، نیات و گفتار انسان الهی شود، زندگیاش از تمام بنبستها خارج میشود. این تغییر باید حقیقی باشد، زیرا حتی زیر قبه امام حسین (ع) یا با تربت شفا بخش اهل بیت (ع)، اگر قلت یقین و عدم تغییر درون باشد، دعا مستجاب نمیشود و اثر شفا از بین میرود.
خروج از هر فقر و بنبست، با همین تغییر درون ممکن است، چنانکه امام علی (ع) و شهید مطهری (ره) بدان باور داشتند. راهکار الهی برای تمامی معضلات، از جمله کسب درآمد، ازدواج، خروج از فقر و جلوگیری از طلاق، تنها با ورود از درهای صحیح میسر است، چنانکه قرآن فرمود: «وَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا». هر کاری راهی دارد، و این راهکاری است که باید با تقوا و عمل صالح طی شود. محال است که با التزام به دین، کسی فقیر شود؛ هرجا گرهای پدید آمده، ناشی از ضعف در ایمان ما بوده است.


تاکنون نظری ثبت نشده است