- 309
- 1000
- 1000
- 1000
دیدگاه های رهبری شهید راجع به امام حسین علیه السلام،5
سخنرانی حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی با موضوع "دیدگاه های رهبری شهید راجع به امام حسین علیه السلام،"، جلسه پنجم:" کربلا، الگوی جهان شمول در کلام رهبر شهید"، سال 1405
رهبر شهید در سالهای پس از انقلاب، بارها به تحلیل ابعاد مختلف کربلا پرداخته و نکات دقیقی را تذکر دادهاند. ایشان کربلا را صحنهای کامل از یک زندگی کامل و انسان کامل معرفی میکنند و آن را الگویی جهانشمول میدانند که محدود به مسلمانان نبوده و همه فرقهها و ملتها میتوانند از آن درس بگیرند. از نگاه ایشان، کربلا تبلور خشم و عشق، عاطفه و عقل، عبادت و موعظه، و توأمان ذکر و استغفار است.
اما نکته مهمی که ایشان در یکی از سخنرانیهای خود به آن اشاره کردند، خطبهای تاریخی از امام حسین است که دو سال پیش از واقعه عاشورا (سال 58 هجری)، زمانی که معاویه هنوز زنده بود و یزید به قدرت نرسیده بود، در سرزمین منا (در ایام حج) ایراد فرمودند. ایشان تأکید داشتند که تمام اهداف و ابعاد قیام عاشورا در همان سخنرانی کوتاه خلاصه شده است. متن سخنرانی امام حسین در منا چنین است که ایشان صریحاً اعلام میکنند: «من برای دو چیز قیام نکردم: یکی سلطنت و ثروت، و دیگری فساد و تباهی.» سپس چهار هدف اصلی خویش را برمیشمارند:
1. احیای معالم دین: یعنی آشکار شدن نشانههای دینداری در جامعه، از جمله حجاب، نماز، انصاف، عدل، اخلاق نیکو، سخاوت و شجاعت، و دوری از منکراتی چون شرابخواری و ظلم.
2. اصلاح خرابیها: نه خرابیهای مادی و ساختمانی، بلکه فسادهای اعتقادی، اخلاقی و سیاسی که جامعه را تهدید میکند.
3. یاری مظلومان: خارج کردن ستمدیدگان از زیر بار ظلم و برقراری امنیت و عدالت برای آنان.
4. اقامه فرائض و سنتهای الهی: عمل به واجباتی مانند خمس، زکات، نماز و روزه در جامعه.
این سخنان امام حسین، دقیقاً بازتاب خطبه 131 نهجالبلاغه از امیرالمؤمنین علیهالسلام است که بیست سال پیش از آن، با همان مضامین ایراد شده بود، تأکید میکند که این همراهی پدر و پسر، نشان از استمرار یک هدف واحد در سیره اهلبیت دارد.
در ادامه، سخنران با استناد به آیه «وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا» و نیز آیات دیگر قرآن، به مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم بهعنوان یکی از محوریترین پیامهای عاشورا میپردازد. ایشان تأکید میکنند که حمایت از ظالم، حتی در دل و زبان، گناهی بزرگ است و روایات متعددی، از جمله ماجرای «صفوان جمال» با امام کاظم علیهالسلام، نشان میدهد که همکاری با ستمگر، حتی در ظاهر بیضرر، جایز نیست. قرآن کریم وعده نابودی ظالمان را داده و به داستانهایی از حضرت عیسی علیهالسلام اشاره میکنند که در سفری، از مردهای پرسید: چرا عذاب بر شما نازل شد؟ پاسخ شنید: به خاطر چهار خصلت: پرستش طاغوت، وابستگی شدید به دنیا، غفلت و سرگرمی، و آرزوهای طولانی. اما آن مرده که خود را بیگناه میدانست، گفت: من گرفتار این گناهان نبودم؛ اما عذاب شامل حال من شد چون در برابر ظلم سکوت کردم و امر به معروف و نهی از منکر نکردم. این نکته نشان میدهد که سکوت در برابر ظلم، خود گناهی بزرگ است و جامعه را به هلاکت میکشاند. رهبر شهید نیز در تحلیل نهایی خود، هدف امام حسین را نه سلطنت و نه شهادت، بلکه عمل به تکلیف معرفی میکنند. نتیجه کار یا پیروزی و تشکیل حکومت است یا شهادت؛ اما آنچه اصالت دارد، انجام وظیفه در برابر ظلم است. این دقیقاً همان نگاهی است که امام خمینی (ره) نیز در آغاز انقلاب اسلامی داشتند. دفاع از امام و مظلوم، کوچک و بزرگ نمیشناسد و هر کس در هر جایگاهی، باید در برابر ظلم بایستد و حجت خدا را تنها نگذارد.
رهبر شهید در سالهای پس از انقلاب، بارها به تحلیل ابعاد مختلف کربلا پرداخته و نکات دقیقی را تذکر دادهاند. ایشان کربلا را صحنهای کامل از یک زندگی کامل و انسان کامل معرفی میکنند و آن را الگویی جهانشمول میدانند که محدود به مسلمانان نبوده و همه فرقهها و ملتها میتوانند از آن درس بگیرند. از نگاه ایشان، کربلا تبلور خشم و عشق، عاطفه و عقل، عبادت و موعظه، و توأمان ذکر و استغفار است.
اما نکته مهمی که ایشان در یکی از سخنرانیهای خود به آن اشاره کردند، خطبهای تاریخی از امام حسین است که دو سال پیش از واقعه عاشورا (سال 58 هجری)، زمانی که معاویه هنوز زنده بود و یزید به قدرت نرسیده بود، در سرزمین منا (در ایام حج) ایراد فرمودند. ایشان تأکید داشتند که تمام اهداف و ابعاد قیام عاشورا در همان سخنرانی کوتاه خلاصه شده است. متن سخنرانی امام حسین در منا چنین است که ایشان صریحاً اعلام میکنند: «من برای دو چیز قیام نکردم: یکی سلطنت و ثروت، و دیگری فساد و تباهی.» سپس چهار هدف اصلی خویش را برمیشمارند:
1. احیای معالم دین: یعنی آشکار شدن نشانههای دینداری در جامعه، از جمله حجاب، نماز، انصاف، عدل، اخلاق نیکو، سخاوت و شجاعت، و دوری از منکراتی چون شرابخواری و ظلم.
2. اصلاح خرابیها: نه خرابیهای مادی و ساختمانی، بلکه فسادهای اعتقادی، اخلاقی و سیاسی که جامعه را تهدید میکند.
3. یاری مظلومان: خارج کردن ستمدیدگان از زیر بار ظلم و برقراری امنیت و عدالت برای آنان.
4. اقامه فرائض و سنتهای الهی: عمل به واجباتی مانند خمس، زکات، نماز و روزه در جامعه.
این سخنان امام حسین، دقیقاً بازتاب خطبه 131 نهجالبلاغه از امیرالمؤمنین علیهالسلام است که بیست سال پیش از آن، با همان مضامین ایراد شده بود، تأکید میکند که این همراهی پدر و پسر، نشان از استمرار یک هدف واحد در سیره اهلبیت دارد.
در ادامه، سخنران با استناد به آیه «وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا» و نیز آیات دیگر قرآن، به مبارزه با ظلم و دفاع از مظلوم بهعنوان یکی از محوریترین پیامهای عاشورا میپردازد. ایشان تأکید میکنند که حمایت از ظالم، حتی در دل و زبان، گناهی بزرگ است و روایات متعددی، از جمله ماجرای «صفوان جمال» با امام کاظم علیهالسلام، نشان میدهد که همکاری با ستمگر، حتی در ظاهر بیضرر، جایز نیست. قرآن کریم وعده نابودی ظالمان را داده و به داستانهایی از حضرت عیسی علیهالسلام اشاره میکنند که در سفری، از مردهای پرسید: چرا عذاب بر شما نازل شد؟ پاسخ شنید: به خاطر چهار خصلت: پرستش طاغوت، وابستگی شدید به دنیا، غفلت و سرگرمی، و آرزوهای طولانی. اما آن مرده که خود را بیگناه میدانست، گفت: من گرفتار این گناهان نبودم؛ اما عذاب شامل حال من شد چون در برابر ظلم سکوت کردم و امر به معروف و نهی از منکر نکردم. این نکته نشان میدهد که سکوت در برابر ظلم، خود گناهی بزرگ است و جامعه را به هلاکت میکشاند. رهبر شهید نیز در تحلیل نهایی خود، هدف امام حسین را نه سلطنت و نه شهادت، بلکه عمل به تکلیف معرفی میکنند. نتیجه کار یا پیروزی و تشکیل حکومت است یا شهادت؛ اما آنچه اصالت دارد، انجام وظیفه در برابر ظلم است. این دقیقاً همان نگاهی است که امام خمینی (ره) نیز در آغاز انقلاب اسلامی داشتند. دفاع از امام و مظلوم، کوچک و بزرگ نمیشناسد و هر کس در هر جایگاهی، باید در برابر ظلم بایستد و حجت خدا را تنها نگذارد.


تاکنون نظری ثبت نشده است