منو
دیدگاه های رهبری شهید راجع به امام حسین علیه السلام، 3

دیدگاه های رهبری شهید راجع به امام حسین علیه السلام، 3

  • 1 تعداد قطعات
  • 32 دقیقه مدت قطعه
  • 41 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی با موضوع "دیدگاه های رهبری شهید راجع به امام حسین علیه السلام،"، جلسه سوم:"مظلومیت با عزت نه با ذلت"، سال 1405


رهبر شهید ما می‌فرمایند که کربلا دو صحنه دارد؛ یک صحنه مظلومیت و یک صحنه عزت. صحنه مظلومیت آن بخشی است که مداحان می‌خوانند، ما می‌خوانیم و گریه می‌کنیم؛ تیر زدن، نیزه زدن، و شکافتن گلوی شش ماهه. اما این مظلومیت هرگز نباید با ذلت آمیخته شود، بلکه مظلومیت باید با عزت همراه باشد. یاران مختار همگی کشته و گردن زده شدند و خود مختار نیز به شهادت رسید، اما تفاوت در نحوه رفتن آنهاست. یاران مختار خود را تسلیم کردند، اما مختار جنگید و تعدادی را کشت و شهید شد؛ هر دو رفتند، اما نوع رفتن، متفاوت بود. مظلومیت به این معناست که کسی صبح در دفتر کارش قرآن می خواند و ناگهان بمبی می‌آید و اعضای خانواده اش را قطعه قطعه می کند؛ این صحنه، اشک آدم را درمی آورد، اما این مظلومیت با عزت فرق دارد. به همین دلیل، رهبر همیشه به مداحان تأکید میکردند که امام حسین را در روضه ها ذلیل و خوار نشان ندهند. حضرت ابوالفضل دست راست و چپش قطع شد، اما این صحنه آنقدر عظمت و شجاعت دارد که انسان را به درک عمیقی میرساند؛ چطور با چهار هزار نفر، مشک آب برداشت و به میدان آمد. این، همان مظلومیتی است که با عزت همراه است. امام حسین علیه السلام خود فرمودند: «لا أُعْطی بِیَدِی إعْطاءَ الذَّلِیلِ وَ لا أَفِرُّ فِرارَ الْعَبِیدِ»؛ یعنی «نه دست ذلّت به سوی شما دراز میکنم و نه چون بردگان فرار میکنم». همین هفتاد و هشتاد نفر، مانند یک لشکر منظم شدند؛ سمت راست و چپ و وسط را تنظیم کردند و فرماندهی کردند. اگر همه آنها تسلیم میشدند، باز هم کشته میشدند، اما آنها با شجاعت رجز خواندند و جنگیدند. حتی پیشنهادهایی که به امام حسین شد، مثل پیشنهاد عبدالله جعفر (داماد ایشان که از اصحاب پیغمبر بود و به اهل بیت ارادت داشت)، مبنی بر گرفتن اماننامه از فرماندار مکه، با پاسخ قاطع امام مواجه شد. امام فرمودند: «خَیرُ الأمانِ أمانُ اللهِ»؛ من در امان خدا هستم و زیر امان و بیرق فرماندار یزید نمیروم. همچنین عبدالله بن عباس آمد و از امام خواست که به یمن برود، اما امام همان پاسخ را دادند که زیر بار ذلت نمیروند. ذلت فقط به این نیست که کسی گوشه ای افتاده باشد و دیگران پا روی او بگذارند؛ بلکه نشانه های ذلت عبارتند از:
1. ظلم کردن: هر کسی که ظلم میکند، ذلیل است. صهیونیستها هرچند آتشبس اعلام کنند، باز هم دست به جنایت میزنند. امام صادق علیه السلام فرمودند که ذلیل، کسی است که ظلم میکند، نه کسی که تحمل میکند.
2. تکبر: هر که تکبر ورزد، ذلت در وجودش نمایان است. مثل کسی که ادعای تعیین رهبر ایران را دارد! ابوجهل هم در لحظه مرگ، دنبال تکبر بود که سرش را بزرگ نشان دهند.

3. ترک حقوق: افراد ذلیل، حقوق مردم را نادیده میگیرند. مثل صهیونیستها که کشتی های حامل غذا را میزنند یا خبرنگاران و کادر درمان را به شهادت میرسانند. امام علی علیه‌السلام در جنگ صفین، آب را بر روی دشمن نبست، چون این کار نشانه ذلت و کمآوری است.

4. دروغ: هر که دروغ میگوید، ذلیل است؛ مثل دروغهای مکرر رئیس جمهور آمریکا.

5. طمع: طمع، نشانه ذلت است؛ مثل داستان قرآنی آن کسی که نود و نه گوسفند داشت و میخواست یکی دیگر را هم بگیرد.

امام حسین علیه‌السلام فرمودند: «موت فی عزٍ خیرٌ من حیاه فی ذلٍ»؛ مرگ با عزت از زندگی با ذلت بهتر است.
خداوند می فرماید: «مَن کانَ یُریدُ العِزَّةَ فَلِلَّهِ العِزَّةُ جَمیعاً»؛ تمام عزت از آن خداست و با بندگی او به عزت میرسیم.
· ترک گناه: هر گناهی درجهای از ذلت را در انسان ایجاد میکند؛ مثلاً دروغ، نگاه به نامحرم، بیاحترامی به پدر و مادر، و فحاشی.
· کنترل زبان: روایت داریم که وف و کنترل زبان، کلید عزت و ذلت است.
· گذشت و نادیده گرفتن خطاهای دیگران: کسانی که کینه نمیگیرند و زود میگذرند، عزیز میشوند.
· پرهیز از رو انداختن به مردم: کسی که کارش را به دیگران واگذار کند، عزتش شکسته میشود. امام حسین مظلوم بود اما ذلیل نبود. رهبر شهید فرمودند که مداحان و شعرا حسین را ذلیل جلوه ندهند. صبح عاشورا، شخصی به نام عبدالله بن حوزه به امام توهین کرد و گفت که تو نزد خدا جایگاهی نداری، امام او را نفرین کرد و او به درک واصل شد. این، نشانه عزت الهی است.

قطعات

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن