منو
امام سجاد علیه‌السلام، احیاگر فرهنگ عاشورا

امام سجاد علیه‌السلام، احیاگر فرهنگ عاشورا

  • 1 تعداد قطعات
  • 38 دقیقه مدت قطعه
  • 65 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی با موضوع "امام سجاد علیه‌السلام، احیاگر فرهنگ عاشورا"، سال 1404


امام سجاد در اواخر دوران حکومت امیرالمومنین، سال سی و هشت هجری به دنیا آمدند. سن مبارکشان در کربلا حدود بیست و دو یا بیست و سه سال بود و پس از واقعه کربلا، سی و چهار سال در جامعه، عمدتاً در مدینه زندگی کردند. عمر شریفشان حدود پنجاه و هفت سال بود و در همین سن به شهادت رسیدند. دوران سی و چهار ساله امامتشان، یکی از سختترین دورانها برای ایشان محسوب میشود، چرا که مصادف با حکومت ظالمانه عبدالملک مروان بود. عبدالملک بیست سال خلافت کرد و بعد از او چهار پسرش سلیمان، ولید، یزید و... به خلافت رسیدند. عبدالملک مروان اولین کسی بود که در خطبه های نماز جمعه گفتن «اتق الله» را ممنوع کرد و بر خطبا الزام میکرد که دو بار بر این ممنوعیت تأکید کنند. او کسی بود که اماننامه میداد و بعد افراد را به شهادت میرساند. شیعه کشی در زمان او باب شد و بیش از صد هزار شیعه در دوره حکومتش، درست زمانی که امام سجاد در جامعه حضور داشتند، به شهادت رسیدند؛ افرادی مثل کمیل، قنبر، سعید بن جبیر و... عبدالملک شخصی عیاش و سفاک بود. نقل است که وقتی به مکه آمده بود، از انجام اعمالی مثل طواف و سعی تنفر داشت و میگفت از عبادت بیزارم. اما وقتی گفتند به دلیل احرام چارهای نیست، گوشهای نشست. فردی به نام ابوحازم آمد تا او را نصیحت کند. عبدالملک گفت نمیدانم چرا از عبادت بیزارم و برعکس، از شراب خوردن و گناه لذت میبرم. ابوحازم به او گفت قلب و روح آدم بیماریهایی دارد؛ یکی قساوت است و قابل درمان، یکی رِین (غبار بر دل) است که قابل رفع، یکی ضیق صدر است و... اما آخرین مرحله بیماری روح، مرگ روح است. خدا میفرماید اگر کسی به این مرحله برسد، دیگر هیچ فایدهای ندارد و تو ای عبدالملک، به این مرحله رسیدهای که امیرالمومنین در نهج البلاغه می فرماید: بعضی آدمها صورتشان صورت انسان است اما قلبشان قلب حیوان است؛ اینها مرده متحرک اند. تو به آن مرحله رسیده ای. عبدالملک چند بار به امام سجاد گیر داد، ولی متعرض جان ایشان نشد. یک بار در طواف خانه خدا با امام ملاقات کرد و گفت: شما نه پیش ما میآیید، نه حاجتی از ما دارید و نه دعوت ما را قبول میکنید. ما که پدر شما را نکشتیم، یزید کشته است. امام فرمود: یزید اگر پدر مرا شهید کرد، خودش به عذاب الهی مبتلا شد. شما هم اگر دست به چنین کاری بزنید، همان سرنوشت را دارید. عبدالملک گفت: بحث آخرت را نمیگویم، دستکم برای کمک به شما به ما مراجعه کنید که چهارصد خانوار را تحت پوشش دارید. امام عبای خود را روی زمین انداخت و لحظهای عبدالملک نگاه کرد و حالش بد شد. بعداً گفت: یک لحظه دیدم که عبای امام پر از طلا و نقره است. امام فرمود: ما چنین قدرتی داریم و نیازی به رخ کشیدن ثروت شما نیست. در این دوران حساس، امام سجاد چند اقدام اساسی انجام دادند: اولین اقدام: گسترش فرهنگ قرآن. امام دیدند کاری از دستشان برنمیآید، لذا هر روز صبح در مسجدالنبی با صدای بلند قرآن میخواندند تا صدایشان در مدینه بپیچد. شبهات را با قرآن جواب میدادند و میفرمودند هر چه میگوییم از قرآن است. مثلاً وقتی یزید در مجلس، آیه «ما اصابکم من مصیبة فبما کسبت ایدیکم» را برای امام خواند و گفت لابد شما گناهی کردید که پدرتان شهید شد، امام برخاستند و فرمودند: این آیه درباره ما نازل نشده؛ آیه ما این است: «لن یصیبنا الا ما کتب الله لنا». یعنی هر اتفاقی به مصلحت الهی است، نه اینکه حتماً به خاطر گناه باشد. گاهی مصیبت برای ترفیع درجه است، مثل حضرت ایوب یا امام حسین که معصیت نکرده بودند. یا مثل آیاتالله گلپایگانی که میفرمود بیماری یا تنبیه است برای پاک شدن گناه یا ترفیع درجه است. در روایات داریم اگر مومن میدانست در مصیبتها چقدر اجر دارد، هرگز گلهای نمیکرد.

دومین اقدام: فرهنگ دعا. امام سجاد با صحیفه سجادیه، مردم را به دعا تشویق کردند. دعا فقط برای گرفتاری نیست، بلکه گفتوگو با خداست. قرآن 160 دعا دارد که 80 تای آنها مربوط به انبیاست و 80 تای دیگر. بیشترین دعا در قرآن مربوط به حضرت ابراهیم با 25 دعا و سپس حضرت موسی است. بیشترین مضمون دعا در قرآن «مغفرت» است. دعای «ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه» ویژه حجاج است و دعای «ربنا لا تزغ قلوبنا» از دعاهای اهلبیت است. امام سجاد با صحیفه ای که اکنون 54 دعای معروف دارد (و نسخه کامل آن بیش از 200 دعاست)، مباحث اعتقادی، اخلاقی و سیاسی را در قالب دعا مطرح کردند. امام در وصیت خود فرمودند صحیفه، «زبور آل محمد» است. مرحوم طنطاوی، عالم اهل سنت، درباره صحیفه سجادیه گفت: «هذه الادعیه دون کلام الخالق و فوق کلام المخلوق» یعنی از کلام خدا پایینتر و از سخن مخلوق بالاتر است.

سومین اقدام: کادرسازی و تربیت شاگردان. امام سجاد با خریداری بردگان (که غالباً غیرمسلمان بودند)، آنها را آموزش میدادند و پس از مسلمان شدن، بیشتر آنها را در شب عید فطر آزاد میکردند. تاریخ نقل کرده که امام پنجاه هزار برده را آموزش داد و آزاد کرد. قرآن آزادی برده را یکی از راههای عبور از گردنههای قیامت معرفی میکند. این بردگان افراد معمولی نبودند؛ برای نمونه، در قحطی مدینه، یک غلام سیاهچهره از امام سجاد، برای باران دعا کرد و باران آمد، در حالی که مردم نماز باران خوانده بودند و اثری نبود. امام همچنین یکصد و هفتاد شاگرد ویژه تربیت کردند که از جمله آنها ابوحمزه ثمالی است که دعای ابوحمزه از امام سجاد نقل شده و خودش سه شهید داده است.

چهارمین اقدام: احیای نظریه امامت. امام سجاد به مردم فهماندند که منظور از «نوری که خدا فرستاده» در قرآن، امامت است. همچنین آیه «انی لغفار لمن تاب و آمن و عمل صالح ثم اهتدی» را تفسیر کردند و فرمودند «اهتدی» به معنای هدایت به ولایت ما اهل بیت است. ابوخالد کابلی که از افغانستان و از کیسانیه (کسانی که محمد حنفیه را امام میدانستند) بود، خدمت امام رسید. امام برایش توضیح دادند و اسامی همه ائمه تا امام زمان را شمردند و او هدایت شد و از شاگردان ویژه امام سجاد گردید.

پنجمین اقدام: احیای فرهنگ عاشورا. امام سجاد با توجه به اینکه راوی زنده و معصوم عاشورا بودند، با بهانه های مختلف فرهنگ عاشورا را زنده نگه میداشتند. مثلاً وقتی کودکی وارد مجلس میشد، میفرمودند این عبیدالله، فرزند عموجانم عباس است که پدرش در کربلا دستش را داد و جانش را فدا کرد و خداوند در قیامت مقامی به او میدهد که همه شهدا به او غبطه میخورند. یا سه روز سخت را برای اهلبیت برمیشمردند: روز شهادت حمزه، روز شهادت جعفر طیار و روز سوم که روز عاشوراست. یا در شام، با اجازه، مجلس عزا برپا کردند و مردم را آگاه ساختند. یا وقتی آب میآوردند برای افطار، نگاه به آسمان میکردند و میفرمودند چگونه آب بنوشم در حالی که پدرم را لب تشنه کشتند. وقتی میگفتند چقدر حسین حسین میکنید، میفرمودند یعقوب برای یوسفی که گم شده بود (نه کشته شده) چهل سال گریه کرد و چشمانش سفید شد؛ من چگونه گریه نکنم که هجده یوسف از بنی هاشم را جلوی چشمم سر بریدند. امروز نیز راهکارهای مقابله با جنگ نرم دشمن است. جنگ سخت با اقتدار نظامی و موشکی و رهبری حکیمانه حل شده و اسرائیل را بیچاره کرده ایم، اما برای جنگ نرم که با آسیبهایی مثل بیحجابی، کاهش ازدواج، فرزندآوری، سقط جنین، بی توجهی به نماز و... ظهور میکند، همین راهکارها لازم است. اربعین و محرم ظرفیت بزرگی برای مقابله با تهاجم فرهنگی است و جوانان بسیاری در این مجالس شرکت میکنند، اما باید قداست روضه حفظ شود و اجازه ندهیم حرمت مجلس امام حسین شکسته شود، همانطور که در کلیساها هم با حرمت وارد میشوند.

قطعات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن