- 147
- 1000
- 1000
- 1000
با برکت ترین مولود شیعه
سخنرانی حجت الاسلام دکتر ناصر رفیعی با موضوع "با برکت ترین مولود شیعه"، سال 1405
این آقازاده بنابر مشهور، تنها فرزند امام رضا علیه السلام است، گرچه برخی فرزندان دیگری هم برای ایشان ذکر کرده اند. مادرشان سبیکه یا خیزران، اهل نوبه از مصر بود. همان جمله معروف امام رضا که مرحوم کلینی در کافی آورده: «أعْجَبُ مَوْلودٍ لَمْ یولَدْ فینا مَوْلودٌ أعْظَمَ بَرَکَةً عَلی شِیعَتِنا مِنْ هذا الْمَوْلودِ». مرحوم مجلسی در مرآت العقول سه توجیه برای این عبارت دارند: اول اینکه منظور «بین اولاد ما در آن زمان» است، دوم اینکه «فضیلت بر غیر ائمه» را دارد و سوم برکات ویژه ای است که در سایر مولودها نبوده؛ مثل امامت در کودکی، تثبیت شیعه بعد از امام رضا و استمرار امامت. مسعودی در اثبات الوصیه می گوید وقتی این فرزند به دنیا آمد، امام رضا فرمودند: «اِنَّ هذا الْمَوْلُودَ شَبیهٌ بِمُوسَى بْنِ عِمْرانَ... پدر و مادرم فدایش، به شهادت می رسد و اهل آسمان برایش گریه می کنند و قاتلش زود از بین می رود». این آقازاده تنها چهار سال در کنار پدر بود، اما امام رضا زمینه امامت او را فراهم کردند. در روایتی یحیی بن حبیب می گوید: امام رضا فرمودند بروید به این پسرم سلام کنید و با او پیمان امامت ببندید. من رفتم سلام کردم، اما امام به من نگاه کرد و فرمود: اگر مفضل زنده بود به کمتر از این هم راضی میشد (یعنی تو در دلت تردید داشتی). همچنین معمر بن خاد میگوید: خدمت امام رضا بودیم، صحبت از امامت شد، آقا فرمودند: ما اهلبیتی هستیم که کوچکمان از بزرگمان ارث میبرد.
حضرت آیت الله استادی می فرمودند: امام جواد نخستین نمونه امامت مورد اعتقاد شیعه است که امام میتواند مثل حضرت یحیی در کودکی به مقام برسد.
امام جواد بعد از شهادت پدر، در مسجد خطبه ای خواندند و فرمودند: من فرزند امام رضا هستم، از آینده و گذشته شما خبر دارم به علمی که خدا به من داده است. امامت ایشان حدود هفده سال طول کشید. در دوران ضعف خلفای عباسی، امام با وکلای خود شیعه را مدیریت کردند. همسر ایشان سمانه بود. فرزندانشان: امام هادی علیهالسلام که هشت سال داشت، حضرت موسی مبرقع (که در قم دفن است) شش سال داشت، حکیمه خاتون چهار سال داشت و دو فرزند دیگر هم خردسال بودند. همه از سمانه هستند، چون امام از ام فضل اولادی نداشتند. کسانی مشمول دعای امام جواد شدند، مثل علی بن مهزیار اهوازی. امام جواد درباره او فرمودند: «احسن الله الیک جزاک، اسکنک جنته، بارک الله لک... تو را امتحان کردم، در خدمت و اطاعتت به آنچه بر تو واجب بود قیام کردی... اگر بگویم مانند تو را ندیدم راست گفتهام... تو در سرما و گرما به ما خدمت کردی... از خدا می خواهم روز قیامت تو را در کنف رحمتی قرار دهد که دیگران به تو غبطه بخورند». مورد دیگر محمد بن حمزه است که به علی بن مهزیار در حبس نامه نوشت از امام جواد دعایی بخواهد. امام جواد فرمودند این دعا را بخواند: «یا مَنْ اَحاطَ بِکُلِّ شَیءٍ عِلْماً...». معتصم ملعون تصمیم گرفت امام را به شهادت برساند. افراد خبیثی را صدا زد که علیه امام گزارش دروغ بدهند. امام وارد شد و آنها شهادت دروغ دادند. حضرت فرمودند: «اللهم ان کانوا کذبوا علی فخذهم». همان لحظه ایوان و تالار معتصم شروع به لرزیدن کرد (زلزله). معتصم گفت توبه کردم، ولی حضرت دعا را ادامه داد: «اللهم اسکن» تا معتصم به استیصال افتاد و گفت از خدا بخواه متوقف کند.
این آقازاده بنابر مشهور، تنها فرزند امام رضا علیه السلام است، گرچه برخی فرزندان دیگری هم برای ایشان ذکر کرده اند. مادرشان سبیکه یا خیزران، اهل نوبه از مصر بود. همان جمله معروف امام رضا که مرحوم کلینی در کافی آورده: «أعْجَبُ مَوْلودٍ لَمْ یولَدْ فینا مَوْلودٌ أعْظَمَ بَرَکَةً عَلی شِیعَتِنا مِنْ هذا الْمَوْلودِ». مرحوم مجلسی در مرآت العقول سه توجیه برای این عبارت دارند: اول اینکه منظور «بین اولاد ما در آن زمان» است، دوم اینکه «فضیلت بر غیر ائمه» را دارد و سوم برکات ویژه ای است که در سایر مولودها نبوده؛ مثل امامت در کودکی، تثبیت شیعه بعد از امام رضا و استمرار امامت. مسعودی در اثبات الوصیه می گوید وقتی این فرزند به دنیا آمد، امام رضا فرمودند: «اِنَّ هذا الْمَوْلُودَ شَبیهٌ بِمُوسَى بْنِ عِمْرانَ... پدر و مادرم فدایش، به شهادت می رسد و اهل آسمان برایش گریه می کنند و قاتلش زود از بین می رود». این آقازاده تنها چهار سال در کنار پدر بود، اما امام رضا زمینه امامت او را فراهم کردند. در روایتی یحیی بن حبیب می گوید: امام رضا فرمودند بروید به این پسرم سلام کنید و با او پیمان امامت ببندید. من رفتم سلام کردم، اما امام به من نگاه کرد و فرمود: اگر مفضل زنده بود به کمتر از این هم راضی میشد (یعنی تو در دلت تردید داشتی). همچنین معمر بن خاد میگوید: خدمت امام رضا بودیم، صحبت از امامت شد، آقا فرمودند: ما اهلبیتی هستیم که کوچکمان از بزرگمان ارث میبرد.
حضرت آیت الله استادی می فرمودند: امام جواد نخستین نمونه امامت مورد اعتقاد شیعه است که امام میتواند مثل حضرت یحیی در کودکی به مقام برسد.
امام جواد بعد از شهادت پدر، در مسجد خطبه ای خواندند و فرمودند: من فرزند امام رضا هستم، از آینده و گذشته شما خبر دارم به علمی که خدا به من داده است. امامت ایشان حدود هفده سال طول کشید. در دوران ضعف خلفای عباسی، امام با وکلای خود شیعه را مدیریت کردند. همسر ایشان سمانه بود. فرزندانشان: امام هادی علیهالسلام که هشت سال داشت، حضرت موسی مبرقع (که در قم دفن است) شش سال داشت، حکیمه خاتون چهار سال داشت و دو فرزند دیگر هم خردسال بودند. همه از سمانه هستند، چون امام از ام فضل اولادی نداشتند. کسانی مشمول دعای امام جواد شدند، مثل علی بن مهزیار اهوازی. امام جواد درباره او فرمودند: «احسن الله الیک جزاک، اسکنک جنته، بارک الله لک... تو را امتحان کردم، در خدمت و اطاعتت به آنچه بر تو واجب بود قیام کردی... اگر بگویم مانند تو را ندیدم راست گفتهام... تو در سرما و گرما به ما خدمت کردی... از خدا می خواهم روز قیامت تو را در کنف رحمتی قرار دهد که دیگران به تو غبطه بخورند». مورد دیگر محمد بن حمزه است که به علی بن مهزیار در حبس نامه نوشت از امام جواد دعایی بخواهد. امام جواد فرمودند این دعا را بخواند: «یا مَنْ اَحاطَ بِکُلِّ شَیءٍ عِلْماً...». معتصم ملعون تصمیم گرفت امام را به شهادت برساند. افراد خبیثی را صدا زد که علیه امام گزارش دروغ بدهند. امام وارد شد و آنها شهادت دروغ دادند. حضرت فرمودند: «اللهم ان کانوا کذبوا علی فخذهم». همان لحظه ایوان و تالار معتصم شروع به لرزیدن کرد (زلزله). معتصم گفت توبه کردم، ولی حضرت دعا را ادامه داد: «اللهم اسکن» تا معتصم به استیصال افتاد و گفت از خدا بخواه متوقف کند.


تاکنون نظری ثبت نشده است