- 131
- 1000
- 1000
- 1000
کجای داستان قرآنیم؟ 8
سخنرانی حجت الاسلام علیرضا پناهیان با موضوع «کجای داستان قرآنیم؟»، جلسه هشتم: خوف از خدا، وادی گمشده دینداری، سال 1404
نکته اول و کلیدی اینه که ما نباید از ترسیدن از خدا بترسیم، بلکه باید به ترسیدن از خدا علاقهمند باشیم. متأسفانه در فرهنگ ما، در گفتگوهای روزمره و حتی در تبلیغات دینی، مفهوم ترس از خدا خیلی پرتکرار نیست. اکثراً تبشیری عمل میکنیم، میخواهیم با بشارت و امید جذب کنیم. اما یادمون باشه رسول خدا کسانی رو که فقط اهل امید بودن و خوف نداشتن، نمیپسندید.
باید بدانیم خوف از خدا اصلاً اون ترس استرسزایی نیست که آدم را از چیزی فراری بدهد. خوف از خدا، برخلاف همه ترسهای دنیا، آدم را از خدا دور نمیکند، بلکه به سوی خدا فراری میدهد. این خوف، عامل تقویتکننده ایمان هست، شاید هیچ عاملی به اندازه خوف از خدا ایمان آدم را افزایش ندهد. همین طور که میترسی، اتفاقهای تازهای برایت میافتد. عجیبتر اینکه خوف از خدا محبت به خدا و اهل بیت را هم زیاد میکند. چطور ممکن هست امام حسین علیه السلام را خیلی دوست داشته باشی، ولی شبیه ایشان نشوی؟ امیرالمومنین علیه السلام رنگ چهرهشان موقع نماز زرد میشد. حضرت زهرا سلام الله علیها - که بچهشیعهها میمیرند برای شان - جبرئیل به پیامبر خبر داد که اعضای بدنش موقع نماز از خشیت خدا میلرزید. ما باید با ترس از خدا کمی رفیق بشویم، بیاریمش وسط زندگیمان. آدم میبیند بعضی از مؤمنین انقلابی را که همه چیزشان درست هست، به شهدا ارادت دارند، دوست دارند شهید بشوند، ولی یک چیزی کم دارند: کمبود خوف از خدا. وقتی خوف از خدا کم شد، آدم دچار چه فجایعی میشه، خیلی عجیب هست. از امام صادق علیه السلام نقل شده: «وَعَجَّلَ شِدَّةَ الْیَقَظَةِ بِصِدْقِ الْخَوْفِ» یعنی برو دنبال شدت بیداری و هشیاری با خوف صادقی که در عمق قلبت هست. خوف به شدت انسان رو هشیار میکنه، بصیرت میده. یه معادله خیلی عجیب: هر چی خوف ما از خدا کمتر بشود - خوف که از بین نمیره، ظرفش خالی هست- خوف ما از چیزای دیگه بیشتر میشه. برعکس، هر چی خوف از خدا بیشتر بشه، نه تنها خوف ما از دیگران کمتر میشه، بلکه دشمن از ما بیشتر میترسه. دشمن کی از ما میترسه؟ وقتی سلاح داشته باشیم؟ نه. وقتی ما از خدا خائف باشیم. خدا طبق آمار خائفین کار میکنه. بگو چند نفر از ما انقلابیون و مومنین چقدر از خدا خائفیم، تا من بگم چقدر مشکلات پیش میاد، چقدر هزینه باید بدیم، چقدر به ظهور امام زمان نزدیکتریم. اینا شوخی نداره. یکی از ویژگیهای ما اینه که زیادی رجایی و بشارتی هستیم. شما میدونید آیات انذار در قرآن بیشتر از تبشیره؟ اما در رسانهها، تو ایام اعتکاف، کجا شنیدید بگن «خائفان از خدا به اعتکاف رفتن»؟ یک ماه رمضانی من درباره خوف صحبت میکردم، دوستان گفتند نمیشود، موضوع را عوض کن. میگفتند: «داری مردم را میترسانی، این شهاب وحشتناکه». گفتم باشه، من عاشقانه از خوف صحبت میکنم، باز گفتند قابل پخش نیست. ما باید بگیم «مردم از خدا نترسید» تا تیتر بشه و دیده بشه؟ نه! مؤمن باید از خدا بترسه. قرآن کتابی است که میترسونه و امید میده. از خشوع گفتیم، خشوع اون تواضعیست که توأم با ترسه. خشیت با خوف فرق داره: خشیت قلبیه، در عمق دل انسان قرار داره. قرآن میفرماید: «إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» - اونایی که میفهمند خشیت دارن. این قرآن تذکره برای کسانی که خشیت دارن.
پرسیدن از پیامبر بهترین نوع قرآن خوندن چجوریه؟ فرمود: نوعی که آدم بیشتر پای قرآن بترسه. آقا بنا بود اشک ما رو پای قرآن دربیاری؟ این راهشه. نمیدونی چه عاشقانههایی بین تو و خدا تولید میشه. خدا در دو جای قرآن میفرماید: «فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ» - از انها نترسید، از من بترسید. شیطان دوستانش را میترساند، اما تو از آنها نترس، از من بترس. ترس رو جای دیگه مصرف نکن، بیار اینجا. این اون مناسباتیست که بین انسان و خدا شکل میگیره. قرآن زیر و رو و بالا و پایین میکنه آدم رو. با دل انسان بازی میکنه. یه دفعه این رو میگه، یه دفعه اون رو. آدم قرآن گوش بده، موسیقی دیگه نیاز نداره. هیچ متنی اینجوری با دل آدم بازی نمیکنه. اینا حرفای خداست. جامعه برای ادامه حیاتش نیاز به کسانی داره که در دینداری سبقت بگیرن، قلههایی رو نشون بدن. مگه میشه جامعه مذهبی خودش نره جلو بعد انتظار داشته باشه همه لامذهبها مذهبی بشن؟
انسان اینجا خودش رو طراحی نکرده. قد و هیکل و استعداد رو خدا داده. ولی اون دنیا خودت خودت رو طراحی میکنی. ظرفیت وجودی رو خودت میسازی و تا ابد با همون ظرفیت هستی. جهنم رو بذار کنار، با ظرفیت کم بری اونجا، همون رو ادامه میدی. چرا بعضیها رو نمیبرن بالاترین مراتب بهشت؟ میگن اینجا باید ظرفیت درست میکردی. بهشت که عرضش به اندازه آسمانها و زمینه، ظرفیت میخواهد. خدا در سوره طه به پیامبر میفرماید: «مَا أَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى» - قرآن رو بر تو نازل نکردیم که به مشقت بیفتی.این قرآن فقط تذکره برای کسی که از خدا میترسه. اونایی که نمیترسن، غصهشون رو نخور. بعد یه دفعه خدا رو برگشت به خودش: «تَنْزِیلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى» - این کلام کسیست که زمین و آسمونها رو خلق کرده. پیغمبر با چی حال میکنه؟ خدا از خودش تعریف میکنه. کسی که یه ذره تکبر نداره، از این تعریفها حال میکنه.
نکته اول و کلیدی اینه که ما نباید از ترسیدن از خدا بترسیم، بلکه باید به ترسیدن از خدا علاقهمند باشیم. متأسفانه در فرهنگ ما، در گفتگوهای روزمره و حتی در تبلیغات دینی، مفهوم ترس از خدا خیلی پرتکرار نیست. اکثراً تبشیری عمل میکنیم، میخواهیم با بشارت و امید جذب کنیم. اما یادمون باشه رسول خدا کسانی رو که فقط اهل امید بودن و خوف نداشتن، نمیپسندید.
باید بدانیم خوف از خدا اصلاً اون ترس استرسزایی نیست که آدم را از چیزی فراری بدهد. خوف از خدا، برخلاف همه ترسهای دنیا، آدم را از خدا دور نمیکند، بلکه به سوی خدا فراری میدهد. این خوف، عامل تقویتکننده ایمان هست، شاید هیچ عاملی به اندازه خوف از خدا ایمان آدم را افزایش ندهد. همین طور که میترسی، اتفاقهای تازهای برایت میافتد. عجیبتر اینکه خوف از خدا محبت به خدا و اهل بیت را هم زیاد میکند. چطور ممکن هست امام حسین علیه السلام را خیلی دوست داشته باشی، ولی شبیه ایشان نشوی؟ امیرالمومنین علیه السلام رنگ چهرهشان موقع نماز زرد میشد. حضرت زهرا سلام الله علیها - که بچهشیعهها میمیرند برای شان - جبرئیل به پیامبر خبر داد که اعضای بدنش موقع نماز از خشیت خدا میلرزید. ما باید با ترس از خدا کمی رفیق بشویم، بیاریمش وسط زندگیمان. آدم میبیند بعضی از مؤمنین انقلابی را که همه چیزشان درست هست، به شهدا ارادت دارند، دوست دارند شهید بشوند، ولی یک چیزی کم دارند: کمبود خوف از خدا. وقتی خوف از خدا کم شد، آدم دچار چه فجایعی میشه، خیلی عجیب هست. از امام صادق علیه السلام نقل شده: «وَعَجَّلَ شِدَّةَ الْیَقَظَةِ بِصِدْقِ الْخَوْفِ» یعنی برو دنبال شدت بیداری و هشیاری با خوف صادقی که در عمق قلبت هست. خوف به شدت انسان رو هشیار میکنه، بصیرت میده. یه معادله خیلی عجیب: هر چی خوف ما از خدا کمتر بشود - خوف که از بین نمیره، ظرفش خالی هست- خوف ما از چیزای دیگه بیشتر میشه. برعکس، هر چی خوف از خدا بیشتر بشه، نه تنها خوف ما از دیگران کمتر میشه، بلکه دشمن از ما بیشتر میترسه. دشمن کی از ما میترسه؟ وقتی سلاح داشته باشیم؟ نه. وقتی ما از خدا خائف باشیم. خدا طبق آمار خائفین کار میکنه. بگو چند نفر از ما انقلابیون و مومنین چقدر از خدا خائفیم، تا من بگم چقدر مشکلات پیش میاد، چقدر هزینه باید بدیم، چقدر به ظهور امام زمان نزدیکتریم. اینا شوخی نداره. یکی از ویژگیهای ما اینه که زیادی رجایی و بشارتی هستیم. شما میدونید آیات انذار در قرآن بیشتر از تبشیره؟ اما در رسانهها، تو ایام اعتکاف، کجا شنیدید بگن «خائفان از خدا به اعتکاف رفتن»؟ یک ماه رمضانی من درباره خوف صحبت میکردم، دوستان گفتند نمیشود، موضوع را عوض کن. میگفتند: «داری مردم را میترسانی، این شهاب وحشتناکه». گفتم باشه، من عاشقانه از خوف صحبت میکنم، باز گفتند قابل پخش نیست. ما باید بگیم «مردم از خدا نترسید» تا تیتر بشه و دیده بشه؟ نه! مؤمن باید از خدا بترسه. قرآن کتابی است که میترسونه و امید میده. از خشوع گفتیم، خشوع اون تواضعیست که توأم با ترسه. خشیت با خوف فرق داره: خشیت قلبیه، در عمق دل انسان قرار داره. قرآن میفرماید: «إِنَّمَا یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ» - اونایی که میفهمند خشیت دارن. این قرآن تذکره برای کسانی که خشیت دارن.
پرسیدن از پیامبر بهترین نوع قرآن خوندن چجوریه؟ فرمود: نوعی که آدم بیشتر پای قرآن بترسه. آقا بنا بود اشک ما رو پای قرآن دربیاری؟ این راهشه. نمیدونی چه عاشقانههایی بین تو و خدا تولید میشه. خدا در دو جای قرآن میفرماید: «فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ» - از انها نترسید، از من بترسید. شیطان دوستانش را میترساند، اما تو از آنها نترس، از من بترس. ترس رو جای دیگه مصرف نکن، بیار اینجا. این اون مناسباتیست که بین انسان و خدا شکل میگیره. قرآن زیر و رو و بالا و پایین میکنه آدم رو. با دل انسان بازی میکنه. یه دفعه این رو میگه، یه دفعه اون رو. آدم قرآن گوش بده، موسیقی دیگه نیاز نداره. هیچ متنی اینجوری با دل آدم بازی نمیکنه. اینا حرفای خداست. جامعه برای ادامه حیاتش نیاز به کسانی داره که در دینداری سبقت بگیرن، قلههایی رو نشون بدن. مگه میشه جامعه مذهبی خودش نره جلو بعد انتظار داشته باشه همه لامذهبها مذهبی بشن؟
انسان اینجا خودش رو طراحی نکرده. قد و هیکل و استعداد رو خدا داده. ولی اون دنیا خودت خودت رو طراحی میکنی. ظرفیت وجودی رو خودت میسازی و تا ابد با همون ظرفیت هستی. جهنم رو بذار کنار، با ظرفیت کم بری اونجا، همون رو ادامه میدی. چرا بعضیها رو نمیبرن بالاترین مراتب بهشت؟ میگن اینجا باید ظرفیت درست میکردی. بهشت که عرضش به اندازه آسمانها و زمینه، ظرفیت میخواهد. خدا در سوره طه به پیامبر میفرماید: «مَا أَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْقُرْآنَ لِتَشْقَى» - قرآن رو بر تو نازل نکردیم که به مشقت بیفتی.این قرآن فقط تذکره برای کسی که از خدا میترسه. اونایی که نمیترسن، غصهشون رو نخور. بعد یه دفعه خدا رو برگشت به خودش: «تَنْزِیلًا مِمَّنْ خَلَقَ الْأَرْضَ وَالسَّمَاوَاتِ الْعُلَى» - این کلام کسیست که زمین و آسمونها رو خلق کرده. پیغمبر با چی حال میکنه؟ خدا از خودش تعریف میکنه. کسی که یه ذره تکبر نداره، از این تعریفها حال میکنه.


تاکنون نظری ثبت نشده است