منو
توکل به خدا، قاعده پیروزی

توکل به خدا، قاعده پیروزی

  • 1 تعداد قطعات
  • 24 دقیقه مدت قطعه
  • 1 دریافت شده
سخنرانی استاد محمد شجاعی با موضوع "توکل به خدا، قاعده پیروزی "، سال 1405


بحث درباره موفقیت و پیروزی است؛ هم در نظام فردی و هم در نظام اجتماعی. زبانی که خدا با ما صحبت میکند، زبان کاملاً شفاف و واضحی است. اما همین زبان شفاف و واضح، وقتی انسان حقایق را درست نبیند، مثل اینکه عینک دودی زده باشد، دیگر واقعاً عاجز میشود و مسائل را درست نمیبیند، با اینکه همه چیز سر جای خودش است. خداوند تبارک و تعالی در قرآن میگوید: اصل وجودتان و همه کمالاتتان از من است. من آن به آن حواسم به شما هست و کنارتان هستم. شما یک نفس که میکشید، همین پلکتان را باز میکنید، به کمک من است. دیده اید خیلی ها وقتی می میرند فرصت نمی کنند چشمشان را ببندند یا وقتی می خواهند بمیرند، دم دادن به بازدم دیگر نمیرسد؟ همانجا رابطه ما قطع میشود. خدا می فرماید: شما نسبت به من فقر محض هستید. اینطور نیست که بدون من، حتی یک میلیونیم ثانیه بتوانید زندگی کنید. نه فقط شما، کل جهان اینگونه است و همه وابسته به من هستید. شما برای غذا خوردن، برای آب قورت دادن، برای پلک زدن به من احتیاج دارید. من دارم کمک میکنید که شما میتوانید یک غذا را بخورید. اگر بتوانید آب گلوتان پایین برود، من کمک میکنم. هر کار و هر کوچکترین کاری، کنارتان من هستم و اگر نباشم، شما از بین میروید. اینطور نیست که اگر رابطهتان را با من ضعیف کنید، بتوانید خودتان سرپا باشید. خدا میگوید: من آسایش شما را میخواهم. «یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر»؛ من میخواهم شما آسایش داشته باشید، نمیخواهم در زندگیتان سختی بکشید. پس حرفهایی که میزنم را خوب گوش کنید تا زندگیتان پر از آرامش و شادی باشد. تخلف نکنید، چون به محض اینکه از من فاصله بگیرید، اول بدبختی و اول دردسرتان شروع میشود. من شما را طوری ساختم که کنار خودم در امنیت و آرامشید.علامت اینکه رابطه یک نفر با خدا خوب است، سه چیز است: هر کسی کنار الله حقیقی باشد، همیشه مهربان است. به پیغمبر گفتند از کجا بفهمیم ایمان یک نفر دارد؟ فرمود ببینید چقدر عاشق همسرش است، چقدر مهربان است. اگر کسی همسرش و آدمهای اطرافش برایش عادی شوند، حتماً از من فاصله گرفته و رشد حقیقی نمیکند. کسی که به من روزبهروز نزدیکتر میشود، مهمترین اسم مرا به او میدهم. وقتی شما به آتش نزدیک میشوید، حرارتش به شما میرسد و گرمتر میشوید. من الله نزدیک بشوید، الله مهمترین اسمش «رحمان» و «رحیم» است. لذا شما از نماز و روزه و عمامه و ریش و هیئتی نمیتوانید بفهمید کسی چقری دین دارد. اگر میخواهید دین کسی را بفهمید، ببینید چقدر مهربان است. اگر روز به روز مهربانتر میشود، دارد به من نزدیک میشود. دوم آرامش، سوم شادی. الله حقیقی کسی است که وقتی به او نزدیک میشوی، حتماً مهربانی، آرامش و شادی در تو زیاد میشود. اگر میبینی هر چه بیشتر به مسجد و هیئت و کربلا و مکه میروی، اختلافاتت با بقیه بیشتر میشود، بدان آن خدای قلابی را جذب میکنی که به درد نمیخورد. هم خدایت قلابی است، هم عبادتهایت به درد نمیخورد. باید بروی اصلش را پیدا کنی چون خدای حقیقی اینگونه است که نمیشود به او نزدیک شد و مهربان، آرام و شاد نشد. خدا به ما میگوید: من کنارتان هستم، همیشه از من استفاده کنید. نگویید من به تو احتیاج ندارم، خودم سواد دارم، خودم آیت الله هستم، خودم مشاورم، خودم دکترم، خودم استادم، جیبم پر پول است، محبوبیت دارم، رفیق و پارتی و آشنا زیاد دارم. وقتی به من میگویید «نمیخواهم»، من هم واگذارتان میکنم به همانها و دیگر اثری نمیگذارند. برای همین است که زندگیتان پر از گرفتاری است.
یکی از قواعد مهم در قرآن که اصل شخصیت یک مؤمن است، «توکّل» است. توکل یعنی چه؟ یعنی خدا را وکیل گرفتن. آدمهایی که وضع مالیشان خوب است، اگر یک مورد دادگاهی یا مشکلی داشته باشند، خودشان نمیروند دادگاه، وکیل میفرستند. میگویند پولدارم، هزینه وکیل را میدهم، تو برو جای من همه کارها را انجام بده، من وقت و حوصلهاش را ندارم، شأنم نیست. وکیل هم کارش همین است. خدا میگوید شما چرا در کارهایتان خودتان هی میروید جلو؟ چرا خودتان را میاندازید وسط دعواها و ماجراها؟ اعصابتان گرفته میشود، غمگین میشوید، دیگر مهربان، آرام و شاد نمیمانید. من که هستم، من را بیندازید وسط. توکل یعنی بگویید خدایا تو برو جلو. در دعای توسل میگوییم «وَ قَدِّمْنَا بِیَدِیْکَ» یعنی ما تو را جلو میاندازیم. ائمه را بندازید جلو. وقتی این را داشته باشید، چه عجز و کمبودی دارید؟ امام حسین حقیقی و فاطمه زهرا حقیقی را اگر بندازید جلو، مسئله حل است. خدا میگوید توکل کنید. اگر راست میگویید، من را وکیل خودتان قرار بدهید. بگویید «نِعْمَ الْمَوْلَى وَ نِعْمَ الْوَکیلُ». من بهترین وکیلم برای شما. کارهایتان را واگذار کنید به خدا؛ «أفَوِّضُ أمری إِلَى اللهِ». هر وقت دشمن پیدا کردی، کسی مزاحمت ذهنت میشود، توطئه و بدجنسی میکند، حضرت میگوید من تعجب میکنم یک نفر اذیت میشود، دشمن دارد و این ذکر را نمیگوید. خدا میگوید ما در قرآن داریم که آنها در مقابل دشمنانشان گفتند «أفَوِّضُ أمْری إلَى اللهِ». پیغمبر چی گفت؟ خدا در جواب گفت من هر چه بدجنسی و حیله و حقه بود، همه را برگرداندم و نگذاشتم به پیغمبرم برسد. چون پیغمبر گفت به تو واگذار کردم. خدا میگوید به من اعتماد کن، من خودم حق تو را میگیرم، کمکت میکنم. من را کنار نگذار. وقتی توکل نمیکنید، یا مجبورید تنها بروید جلو یا به آدمهای ضعیفی مثل خودتان تکیه کنید. آنها هم عرضهای ندارند. همه وابسته و آویزانند. آن توان و قوه فقط مال کیست؟ مال خداست. «وَ مَا تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ»، «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ». پس توکل کنید. اگر دنبال موفقیت و پیروزی هستید، قواعدش دست من خداست. باز آیه میخوانم از سوره مائده آیه 23: دو نفر از آدمهای حسابی، دو مؤمنِ خداترس که خدا به آنها نعمت داده بود - همانهایی که سر نماز میگوییم «صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» که انبیا، صدیقین، شهدا و صالحین هستند - به مؤمنین گفتند: «ادْخُلُوا عَلَیْهِمُ الْبَابَ» از این دروازه وارد شوید، «فَإِذَا دَخَلْتُمُوهُ فَإِنَّکُمْ غَالِبُونَ» قطعاً بر دشمن غلبه میکنید. حرکت کنید. از قدیم ضربالمثل ایرانیهاست: از تو حرکت، از خدا برکت. خدا میگوید تو باید حتی اگر راه قفل است، به عشق من و با توکل من حرکت کنی. یوسف در زندان بود، هفت تا در قفل بود. چطور برایش باز شد؟ گفت به امید خدا میروم سمت در بسته. خدا در را باز میکند. بگو خدایا به امید تو. خدا حیا میکند بنده اش بگوید الهی به امید تو و او را ناامید کند.

قطعات

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن