display result search
منو
یک نکته از یک جز، 3

یک نکته از یک جز، 3

  • 1 تعداد قطعات
  • 12 دقیقه مدت قطعه
  • 4 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام سیدمحمدحسین راجی با موضوع "یک نکته از یک جز"، جلسه سوم: انفاق، سال 1404


در جز سوم به آیه 268 سوره مبارکه بقره رسیدیم. خدای متعال در این آیه، تصویر بسیار روشن و گویایی از دو جریان فکری و اعتقادی کاملاً متضاد را پیش روی ما قرار می‌دهد؛ تقابل نگاه شیطانی با نگاه الهی. خداوند می‌فرماید: الشَّیْطَانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَیَأْمُرُکُم بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ یَعِدُکُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلًا. شیطان به شما وعده فقر و تنگدستی می‌دهد. او شما را از آینده می‌ترساند و در گوشتان زمزمه می‌کند که اگر انفاق کنی، اگر از مالت بگذری، فقیر و نیازمند خواهی شد. بعد از این که ریشه ترس را در دلتان نشاند، شما را به سمت گناهان زشت و اعمال ناپسند، یعنی فحشا، سوق می‌دهد. اما در نقطه‌ی مقابل، خداوند قرار دارد. خدایی که به بندگان مؤمنش وعده آمرزش گناهان و فضل و افزایش روزی می‌دهد. در یک سو، ما با جبهه‌ی ترس و وسوسه روبرو هستیم و در سوی دیگر، با جبهه‌ی امید و ایمان. این تقابل، دعوتی است برای انتخاب؛ این که ما به وعده راستین خداوند اعتماد کنیم یا فریب وعده‌های پوچ و ترس‌آلود ابلیس را بخوریم. وعده و ابزار شیطان چیزی نیست جز ترس از تنگدستی. مدام به انسان القا می‌کند که اگر انفاق کنی، خودت و خانواده‌ات در آینده دچار مشکل می‌شوی، چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است، حالا که پول داری، به فکر خودت باش و ول کن این حرف‌ها را. اما در مقابل، نگاه قرآنی و الهی این است که خداوند می‌فرماید: انفاق کن، ببخش تا من به تو فزونی دهم. مگر مال و دارایی از آن خدا نیست؟ پس وقتی خداوند فرمان می‌دهد که از آنچه به تو داده‌ام به دیگران هم ببخشی، قطعاً وعده داده که چندین برابر به تو بازگرداند. این سنت همیشه جاری خداوند در طول تاریخ بوده است. اولیاء الهی همگی اهل بخشش، انفاق و ایثار بودند. مهمترین و زیباترین نمونه‌اش، داستان اهل بیت علیهم السلام در سوره مبارکه انسان است. آن بزرگواران سه روز روزه گرفتند و هر سه بار، وقتی افطار کردند، غذای خود را به مسکین و یتیم و اسیر بخشیدند. نکته اوج کار اینجاست که وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَىٰ حُبِّهِ؛ با این که خودشان به آن غذا نیاز داشتند و دوستش داشتند، اما آن را ایثار کردند. در نقطه مقابل، داستان «اصحاب الجنه» در سوره قلم را داریم؛ افرادی که باغی داشتند و تا پدرشان زنده بود، مستضعفان از آن بهره می‌بردند، اما پس از مرگ پدر، بخل ورزیدند و نخواستند حق مستمندان را بدهند و خداوند آن باغ را به آتش کشید و نابود کرد. این دو نگاه، دو سر طیف انسانیت است؛ یک سر آن سخاوت و سر دیگر آن بخل. اگر بخواهیم مصداق عینی یک انسان موحد و اهل انفاق را در دوران معاصر ببینیم، مطالعه کتاب ارزشمند خون دلی که لعل شد را توصیه می‌کنم. این کتاب در اصل به زبان عربی و با عنوان إنّ زهاءَ نصراً توسط حضرت آیت‌الله خامنه‌ای نوشته شده و خاطرات ایشان از دوران زندان و تبعید است. در یکی از خاطرات، حضرت آقا نقل می‌کنند که قبل از انقلاب، نگاهی به خانه‌شان انداختند و دیدند فرش دارند. به یکی از نزدیکانشان گفتند این فرش را ببر و بفروش و به جایش چند تخته زیلو بخر. گفتند یکی دو تا از آن زیلوها را برای خانه خودمان نگه دار و بقیه را به کسانی بده که خانه‌شان حتی زیلو هم ندارد. تأکید کردند که خانواده همسرم که تاجر فرش هستند، متوجه نشوند. وقتی این اتفاق افتاد و ایشان یک زیلو برای خانه نگه داشتند، همسر مکرمه ایشان به جای اعتراض که چرا فرش خانه را فروختی، اعتراض کردند که چرا سهم من را هم نفروختی؟ حضرت آقا فرمودند آن فرش را هم فروختیم و زیلو خریدیم و به مستضعفین دادیم. نکته مهم اینجاست که هنوز هم در خانه رهبر انقلاب، همان زیلوها پهن است. این روحیه انفاق و ساده‌زیستی در کسی که نزدیک به نیم قرن در عالی‌ترین پست‌های کشور بوده، الگویی برای همه ما و همه مسئولین است. همین الان خیلی از افراد به ظاهر فقیر در محلات مختلف، حاضر نیستند در خانه‌شان زیلو پهن باشد، اما رهبر ما این گونه زندگی می‌کند و این افتخار ماست. پس چرا ما انسان‌ها انفاق نمی‌کنیم؟ چون شیطان ما را می‌ترساند. با چه جمله‌ای؟ با جمله این پول را نگه دار برای روز مبادا. غافل از این که اگر انفاق کنیم، صدقه، سپر بلای ما در همان روز مبادا خواهد بود. اما اگر اهل انفاق نباشیم، همان بلایا به جان و مال و فرزندانمان آسیب خواهد زد.
یک ترفند دیگر شیطان این است که می‌گوید یا باید خیلی انفاق کنی یا اصلاً انفاق نکن. یا باید خانه‌ات را بفروشی و به فقرا بدهی، وگرنه هیچی نده. کی گفته انفاق همیشه باید این گونه باشد؟ انسان می‌تواند از کم شروع کند. الان با وجود نرم‌افزارها و اپلیکیشن‌های مختلف، خیلی راحت می‌توانیم به کمیته امداد یا شماره کارت نیازمندان کمک کنیم. مهم این است که روح خود را به سمت بزرگی و سخاوت سوق دهیم. و اما در مقابل این اولیاء خدا، افرادی هستند در اوج بخل و پستی. نمونه بارز آن رضا پهلوی است. احمدعلی مسعود انصاری، پسرخاله فرح که مسئول امور مالی رضا پهلوی بوده، در خاطراتش نوشته: شما در تمام عمرتان آدم خسیس‌تر و بخیل‌تر از او پیدا نمی‌کنید. کار به جایی رسیده بود که یکی از نزدیکانش به نام احمدعلی هویسی به سرطان دهان مبتلا شده و زیر تیغ جراحی بود که رضا پهلوی به او زنگ زد و گفت همین الان مستمری او را قطع کن و اخراجش کن! آن مسئول گفت لااقل بگذار از اتاق عمل بیرون بیاید. کلی تلاش کرد تا رضایت دهد تا زمانی که در بیمارستان است، پولی به او بدهند. این همان کسی است که وقتی مادربزرگش از دنیا رفت، حاضر نشد پول قبر او را بدهد. تأسف بار اینجاست که امروز، به دلیل کوتاهی ما در تبیین حقایق، به نائب امام عصر توهین می‌شود و برای این فرد عیاش و فاسد و بخیل، درود می‌فرستند. در قیامت در برابر اهل بیت چه پاسخی داریم؟ آن روز که چشممان به چشم امام زمان می‌افتد، چه جوابی برای عملکردمان در قبال نائب ایشان داریم؟ خداوند می‌فرماید شیطان شما را از فقر می‌ترساند و به فحشا امر می‌کند، اما خداوند به شما وعده مغفرت و افزایش روزی می‌دهد. حالا این ماییم و این دو راهی. یک طرف وعده ابلیس و یک طرف وعده خدا. ترس از فقر گاهی آنقدر بر انسان چیره می‌شود که حاضر نمی‌شود واجبات مالی اش را هم بپردازد و خمس و زکات را ترک می‌کند. اما از هر کسی که اهل پرداخت خمس و زکات و کمک به نیازمندان است بپرسید، خواهد گفت که مالش نه تنها کم نشد که برکت پیدا کرد.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 12:50

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن