- 68
- 1000
- 1000
- 1000
سخاوت و سپاسگزاری در مکتب اهل بیت، 2
سخنرانی حجت الاسلام میرهاشم حسینی با موضوع "سخاوت و سپاسگزاری در مکتب اهل بیت"، جلسه دوم: شکرگزاری در جریان انسانیت، سال 1404
در آیه شریفه «یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا» و روایات مرتبط، خلاصه کلام این است که مومنین در طول عمرشان با گرههای کور و مشکلات شدیدی مواجه میشوند، اما نصرت و یاری حقیقی خدا میآید و دلشان شاد میشود. این نصرت الهی در چند موعد مهم اتفاق میافتد: یکی در قیامت، یکی در زمان ظهور حضرت حجت عجل الله و یکی هم ان شاءالله در زمان غیبت، برای کسانی که در مسیر انجام وظیفه گام برمیدارند. این نصرت الهی که دل مومنین را شاد میکند، به برکت وجود مبارک مادر ما، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهاست. به خاطر همین هم خداوند لقب المنصوره را برای ایشان قرار داده است. المنصوره یعنی کسی که به برکت او نصرت الهی محقق میشود و اوست که به داد مومنین میرسد. پس کسانی که در راه امام زمان قدم برمیدارند، بدانند که حضرت زهرا یار و یاور آنان است.بحث دیشب ما درباره ویژگیهای فاطمه زهرا و جریان حضرت زهراییها بود. داستانی اتفاق افتاد در خانه مولا امیرالمومنین و حضرت زهرا که چنان عظیم بود که ملائکه را به تعجب واداشت و خود خداوند به میدان آمد و سورهای نازل کرد و ذاکر فضائل حضرت زهرا شد. در این چند شب قصد داریم به این داستان و ویژگیهای آن بپردازیم. ماجرا از این قرار بود که حضرت علی علیه السلام و فاطمه زهرا (سلام الله علیها برای شفای دو فرزندشان نذر کردند سه روز روزه بگیرند. پس از شفا گرفتن فرزندان، روزه را آغاز کردند. در روز اول، هنگام افطار تنها یک کفدست نان داشتند که به مسکینی که در زد، بخشیدند و خود تنها با آب افطار و سحر کردند. روز دوم نیز همین اتفاق تکرار شد و به یتیمی که در خانه را زد، غذای خود را دادند و باز تنها آب خوردند. ما باید به بزرگانمان، به قدیس و قدیسهمان، مولا علی و حضرت زهرا افتخار کنیم. اگر در عالم کسی مانند این بزرگواران یافتید، ما را خبر کنید تا شیعه او شویم. در نظام آموزشی ما علوم مختلف تدریس میشود که کاری درست است، اما گاهی از پرورش روحیه افتخار به دین و اهل بیت غفلت میکنیم. باید یاد بگیریم پنج دقیقه درباره امام هادی، امام عسکری و حضرت زهرا بتوانیم صحبت کنیم و به مکتبمان افتخار کنیم. اما شب سوم، سه روز و دو شب بود که تنها آب میل کرده بودند. هنگام افطار، بار دیگر نیازمندی پشت در آمد و گفت: من اسیری هستم که گرسنهام. اسیر میتواند به معنای کافری جنگی باشد که در اسارت مسلمین است. باز هم این دو بزرگوار، آخرین لقمه نان خود را به او بخشیدند. اینجاست که غوغایی در ملائکه برپا شد و خداوند سوره هل اتی یا دهر را نازل کرد و فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم. هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئًا مَذْکُورًا. إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا.خداوند به انسان یادآوری میکند که روزی نبودی و روزی هم خواهی مرد. پس چرا غرور و کبر؟ او دو نعمت سمع و بصر را ویژه نام برد، زیرا تمام زندگی انسان با این دو عضو میچرخد. اگر بخواهی ولی خدا شوی، باید چشم و گوشت را کنترل کنی و اگر شیطان بخواهد تو را زمین بزند، از همین دو راه وارد میشود. امام باقر علیه السلام فرمودند: شخصی با نعمتهای بسیار وارد مجلسی میشود، اما وقتی چشم و گوشش را به اشرافیگری دیگران میسپارد، از مجلس بلند میشود در حالی که احساس میکند بدبختترین فرد است. پس اولین ویژگی جریان حضرت زهرایی که از این سوره شریفه استفاده میکنیم، این است: اینان اهل شکر و سپاس هستند. إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا. تمام مسیر انسان در این خلاصه میشود: یا شاکر میشوی یا کفور. جریان فاطمی، جریان شاکران است. آنان هم شکر خدا را به جا میآورند و هم از مردم تشکر میکنند. اگر کسی ادعای فاطمی بودن دارد، باید در زندگیاش اهل تشکر باشد. تشکر پاداشش در خودش است. وقتی شکر کنی، نعمتها را میبینی و خداوند میفرماید: لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ. شما اگر شاکر باشید، نعمتهایتان زیاد میشود. این فقط نعمت مادی نیست، بلکه آدمهای خوب و شاکر هم دورتان جمع میشوند. تمام تلاش شیطان ایجاد نسیان و فراموشی نعمتهاست. اول نعمتهای باطنی مانند ولایت را فراموش میکند و سپس انسان را در نعمتهای مادی هم به طلبکاری و احساس بدبختی میاندازد. پس بیاییم در زندگی خانوادگی و اجتماعی، زبان سپاس و قدرشناسی را رواج دهیم. این اولین ویژگی مکتب فاطمی است.
در آیه شریفه «یُؤْتِی الْحِکْمَةَ مَنْ یَشَاءُ وَمَنْ یُؤْتَ الْحِکْمَةَ فَقَدْ أُوتِیَ خَیْرًا کَثِیرًا» و روایات مرتبط، خلاصه کلام این است که مومنین در طول عمرشان با گرههای کور و مشکلات شدیدی مواجه میشوند، اما نصرت و یاری حقیقی خدا میآید و دلشان شاد میشود. این نصرت الهی در چند موعد مهم اتفاق میافتد: یکی در قیامت، یکی در زمان ظهور حضرت حجت عجل الله و یکی هم ان شاءالله در زمان غیبت، برای کسانی که در مسیر انجام وظیفه گام برمیدارند. این نصرت الهی که دل مومنین را شاد میکند، به برکت وجود مبارک مادر ما، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهاست. به خاطر همین هم خداوند لقب المنصوره را برای ایشان قرار داده است. المنصوره یعنی کسی که به برکت او نصرت الهی محقق میشود و اوست که به داد مومنین میرسد. پس کسانی که در راه امام زمان قدم برمیدارند، بدانند که حضرت زهرا یار و یاور آنان است.بحث دیشب ما درباره ویژگیهای فاطمه زهرا و جریان حضرت زهراییها بود. داستانی اتفاق افتاد در خانه مولا امیرالمومنین و حضرت زهرا که چنان عظیم بود که ملائکه را به تعجب واداشت و خود خداوند به میدان آمد و سورهای نازل کرد و ذاکر فضائل حضرت زهرا شد. در این چند شب قصد داریم به این داستان و ویژگیهای آن بپردازیم. ماجرا از این قرار بود که حضرت علی علیه السلام و فاطمه زهرا (سلام الله علیها برای شفای دو فرزندشان نذر کردند سه روز روزه بگیرند. پس از شفا گرفتن فرزندان، روزه را آغاز کردند. در روز اول، هنگام افطار تنها یک کفدست نان داشتند که به مسکینی که در زد، بخشیدند و خود تنها با آب افطار و سحر کردند. روز دوم نیز همین اتفاق تکرار شد و به یتیمی که در خانه را زد، غذای خود را دادند و باز تنها آب خوردند. ما باید به بزرگانمان، به قدیس و قدیسهمان، مولا علی و حضرت زهرا افتخار کنیم. اگر در عالم کسی مانند این بزرگواران یافتید، ما را خبر کنید تا شیعه او شویم. در نظام آموزشی ما علوم مختلف تدریس میشود که کاری درست است، اما گاهی از پرورش روحیه افتخار به دین و اهل بیت غفلت میکنیم. باید یاد بگیریم پنج دقیقه درباره امام هادی، امام عسکری و حضرت زهرا بتوانیم صحبت کنیم و به مکتبمان افتخار کنیم. اما شب سوم، سه روز و دو شب بود که تنها آب میل کرده بودند. هنگام افطار، بار دیگر نیازمندی پشت در آمد و گفت: من اسیری هستم که گرسنهام. اسیر میتواند به معنای کافری جنگی باشد که در اسارت مسلمین است. باز هم این دو بزرگوار، آخرین لقمه نان خود را به او بخشیدند. اینجاست که غوغایی در ملائکه برپا شد و خداوند سوره هل اتی یا دهر را نازل کرد و فرمود: بسم الله الرحمن الرحیم. هَلْ أَتَى عَلَى الْإِنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئًا مَذْکُورًا. إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا.خداوند به انسان یادآوری میکند که روزی نبودی و روزی هم خواهی مرد. پس چرا غرور و کبر؟ او دو نعمت سمع و بصر را ویژه نام برد، زیرا تمام زندگی انسان با این دو عضو میچرخد. اگر بخواهی ولی خدا شوی، باید چشم و گوشت را کنترل کنی و اگر شیطان بخواهد تو را زمین بزند، از همین دو راه وارد میشود. امام باقر علیه السلام فرمودند: شخصی با نعمتهای بسیار وارد مجلسی میشود، اما وقتی چشم و گوشش را به اشرافیگری دیگران میسپارد، از مجلس بلند میشود در حالی که احساس میکند بدبختترین فرد است. پس اولین ویژگی جریان حضرت زهرایی که از این سوره شریفه استفاده میکنیم، این است: اینان اهل شکر و سپاس هستند. إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا. تمام مسیر انسان در این خلاصه میشود: یا شاکر میشوی یا کفور. جریان فاطمی، جریان شاکران است. آنان هم شکر خدا را به جا میآورند و هم از مردم تشکر میکنند. اگر کسی ادعای فاطمی بودن دارد، باید در زندگیاش اهل تشکر باشد. تشکر پاداشش در خودش است. وقتی شکر کنی، نعمتها را میبینی و خداوند میفرماید: لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ. شما اگر شاکر باشید، نعمتهایتان زیاد میشود. این فقط نعمت مادی نیست، بلکه آدمهای خوب و شاکر هم دورتان جمع میشوند. تمام تلاش شیطان ایجاد نسیان و فراموشی نعمتهاست. اول نعمتهای باطنی مانند ولایت را فراموش میکند و سپس انسان را در نعمتهای مادی هم به طلبکاری و احساس بدبختی میاندازد. پس بیاییم در زندگی خانوادگی و اجتماعی، زبان سپاس و قدرشناسی را رواج دهیم. این اولین ویژگی مکتب فاطمی است.


تاکنون نظری ثبت نشده است