سخنزانی حجت الاسلام اسماعیل رمضانی با موضوع "شرح دعای کمیل"، جلسه سوم: ابعاد عرفانی و فلسفی دعا، سال 1404
بحث ما در مورد دعای کمیل در چند محور پیش رفت، نخست خود مفهوم دعا، سپس شخصیت کمیل ابن زیاد نخعی، و در نهایت زمان ویژه خواندن این دعا یعنی شب جمعه. در باب دعا، به بحث پیشین خود در این زمینه ارجاع دادیم که دعا چیست، چه کارکردی دارد و چرا باید دعا کنیم. در مورد شخصیت جناب کمیل نیز در جلسات گذشته صحبت کردیم. و در جلسه قبل به فضیلت روز و شب جمعه اشاره کردیم. در محاسبات شرعی، روز از مغرب آغاز میشود، نه از نیمهشب. بنابراین وقتی میگوییم شب جمعه، منظور از اذان مغرب پنجشنبه شروع میشود و تا اذان مغرب جمعه ادامه دارد. این منطق در آیات قرآن هم دیده میشود که شب را مقدم بر روز میآورد: یولج اللیل فی النهار. گویی اصل در زمین، تاریکی است و نور از خورشید به امانت گرفته میشود؛ جایی که رو به خورشید نیست، ذاتاً تاریک است. حرکت بنده هم از شب شروع میشود؛ اگر کسی شبش آباد نباشد، روزش هم بعید است آباد شود. خداوند متعال از میان روزها، روز جمعه را برگزیده است، همانطور که از ماهها، رمضان و از شبها، شب قدر را انتخاب کرده. بنابراین جمعه، روز منتخب خداست. در میان اعیاد اسلامی نیز جمعه عید است. اما مفهوم عید در ادبیات دینی، به معنای بازگشت است؛ فرصتی برای بازگشت به خدا، توبه، محاسبه نفس و تجدید میثاق. بزرگترین عید، روز غدیر است، اما پس از آن، جمعه از عید فطر و قربان برتر است. در روایات آمده: ما طلعت شمس على یوم أفضل من یوم الجمعة. روز جمعه پیش خدا بزرگتر از عید قربان و فطر است. جالب آنکه نفرین پس از شهادت امام حسین علیه السلام این بود که عید فطر و قربان در امت اسلامی گم شود! با این حال، جمعه از آن دو برتر شمرده شده. بسیاری از اتفاقات بزرگ تکوینی و تاریخی در روز جمعه رخ داده: خلقت آدم، دمیده شدن روح در او، سکونتش در بهشت، سجده فرشتگان، نجات ابراهیم از آتش، استجابت دعای یعقوب برای بازگشت یوسف، رفع بلا از ایوب، قبول ذبحِ جانشین برای اسماعیل، و حتی طبق برخی روایات، قیامت نیز در روز جمعه برپا خواهد شد. همچنین قیام جهانی حضرت مهدی عجل الله در روز جمعه آغاز میگردد. حتی فرشتگان در این روز به زمین میآیند و بر مؤمنان درود میفرستند. در روز جمعه هم حسنات و هم سیئات با شدت بیشتری ثبت میشوند. اگر صدقهای مهم دارید، آن را به روز جمعه موکول کنید؛ پاداشش چند برابر است. هیچ روزی مانند روز جمعه و هیچ شبی مانند شب جمعه نیست. اینجا به بحث عمیقتری میرسیم: آیا زمان یک حقیقت عینی است یا صرفاً یک ادراک ذهنی؟ برخی فلاسفه معتقدند زمان امری خارجی نیست؛ زاییده ادراک ما از حرکت است. اگر حرکتی نباشد، زمانی در کار نیست. مثلاً اصحاب کهف چون در خواب بودند و حرکتی نداشتند، احساس کردند فقط یک روز خوابیدهاند، در حالی که سیصد سال گذشت. یا در عالم برزخ، یک روز معادل پنجاه هزار سال دنیاست، چون حرکات و تحولات آنجا متفاوت است. طبق این دیدگاه، خود جمعه به ذات، فضیلتی ندارد، بلکه این اعمال ماست که آن را با برکت میکند. اما در مقابل، نگاه قرآنی و روایی چیز دیگری میگوید. قرآن صراحتاً از ایام نحسات، روزهای شوم سخن میگوید: فِی أَیَّامٍ نَحِسَاتٍ. یعنی خود آن روزها نحس هستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: آخرین چهارشنبه هر ماه قمری، روز نحسی است. در روایات مفصلی مثل جلدهای 55 و 56 بحارالأنوار به ویژگیهای هر روز هفته پرداخته شده: شنبه برای اهل بیت، یکشنبه برای شیعیان، دوشنبه روز بنیامیه، سهشنبه روز نخع (قبیله کمیل)، چهارشنبه روز بنیعباس، پنجشنبه روزی مبارک و... این نشان میدهد که زمان، خودش هویت و تأثیر دارد. عالم هستی با زمانهای خاص هماهنگ است. اگر در شب جمعه دعا کنی، عالم هستی با تو همسو میشود. وَإِنَّ مِنْ شِیعَتِنَا لَمَن یُدْعَى یَوْمَ الْقِیَامَةِ حَتَّى یُوقَفَ بَینَ یَدَیِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَیُقَالُ لَهُ: یَا عَبْدِی، أَحْبَبْتَ فُلَاناً فَادْخُلِ الْجَنَّةَ بِحُبِّهِ. خداوند لشکریانی در آسمانها و زمین دارد که با دعاکننده در شب جمعه همراهی میکنند. حتی یک سلام به اباعبدالله الحسین علیهالسلام از بین نمیرود. وقتی میگویید السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ"، این سلام در عالم ثبت میشود و باقی میماند. برخی مؤمنان در آخرین لحظات عمر، هوشیاری خاصی پیدا میکنند تا وصیت و دغدغههای نهایی خود را بگویند. مثل حضرت زهرا سلام الله که در آخرین روز، به رسیدگی به فرزندان و خانه پرداخت. این نشان از توجه به جزئیات زندگی حتی در آستانه ملاقات خداست. شب جمعه فقط یک وقت تقویمی نیست؛ ظرفی الهی است که اگر با ناله کمیل و توجه به معصومین(ع) پر شود، انسان را تا ملکوت بالا میبرد. از این فرصت باید برای محاسبه، توبه و تجدید میثاق با خدا استفاده کرد.
بحث ما در مورد دعای کمیل در چند محور پیش رفت، نخست خود مفهوم دعا، سپس شخصیت کمیل ابن زیاد نخعی، و در نهایت زمان ویژه خواندن این دعا یعنی شب جمعه. در باب دعا، به بحث پیشین خود در این زمینه ارجاع دادیم که دعا چیست، چه کارکردی دارد و چرا باید دعا کنیم. در مورد شخصیت جناب کمیل نیز در جلسات گذشته صحبت کردیم. و در جلسه قبل به فضیلت روز و شب جمعه اشاره کردیم. در محاسبات شرعی، روز از مغرب آغاز میشود، نه از نیمهشب. بنابراین وقتی میگوییم شب جمعه، منظور از اذان مغرب پنجشنبه شروع میشود و تا اذان مغرب جمعه ادامه دارد. این منطق در آیات قرآن هم دیده میشود که شب را مقدم بر روز میآورد: یولج اللیل فی النهار. گویی اصل در زمین، تاریکی است و نور از خورشید به امانت گرفته میشود؛ جایی که رو به خورشید نیست، ذاتاً تاریک است. حرکت بنده هم از شب شروع میشود؛ اگر کسی شبش آباد نباشد، روزش هم بعید است آباد شود. خداوند متعال از میان روزها، روز جمعه را برگزیده است، همانطور که از ماهها، رمضان و از شبها، شب قدر را انتخاب کرده. بنابراین جمعه، روز منتخب خداست. در میان اعیاد اسلامی نیز جمعه عید است. اما مفهوم عید در ادبیات دینی، به معنای بازگشت است؛ فرصتی برای بازگشت به خدا، توبه، محاسبه نفس و تجدید میثاق. بزرگترین عید، روز غدیر است، اما پس از آن، جمعه از عید فطر و قربان برتر است. در روایات آمده: ما طلعت شمس على یوم أفضل من یوم الجمعة. روز جمعه پیش خدا بزرگتر از عید قربان و فطر است. جالب آنکه نفرین پس از شهادت امام حسین علیه السلام این بود که عید فطر و قربان در امت اسلامی گم شود! با این حال، جمعه از آن دو برتر شمرده شده. بسیاری از اتفاقات بزرگ تکوینی و تاریخی در روز جمعه رخ داده: خلقت آدم، دمیده شدن روح در او، سکونتش در بهشت، سجده فرشتگان، نجات ابراهیم از آتش، استجابت دعای یعقوب برای بازگشت یوسف، رفع بلا از ایوب، قبول ذبحِ جانشین برای اسماعیل، و حتی طبق برخی روایات، قیامت نیز در روز جمعه برپا خواهد شد. همچنین قیام جهانی حضرت مهدی عجل الله در روز جمعه آغاز میگردد. حتی فرشتگان در این روز به زمین میآیند و بر مؤمنان درود میفرستند. در روز جمعه هم حسنات و هم سیئات با شدت بیشتری ثبت میشوند. اگر صدقهای مهم دارید، آن را به روز جمعه موکول کنید؛ پاداشش چند برابر است. هیچ روزی مانند روز جمعه و هیچ شبی مانند شب جمعه نیست. اینجا به بحث عمیقتری میرسیم: آیا زمان یک حقیقت عینی است یا صرفاً یک ادراک ذهنی؟ برخی فلاسفه معتقدند زمان امری خارجی نیست؛ زاییده ادراک ما از حرکت است. اگر حرکتی نباشد، زمانی در کار نیست. مثلاً اصحاب کهف چون در خواب بودند و حرکتی نداشتند، احساس کردند فقط یک روز خوابیدهاند، در حالی که سیصد سال گذشت. یا در عالم برزخ، یک روز معادل پنجاه هزار سال دنیاست، چون حرکات و تحولات آنجا متفاوت است. طبق این دیدگاه، خود جمعه به ذات، فضیلتی ندارد، بلکه این اعمال ماست که آن را با برکت میکند. اما در مقابل، نگاه قرآنی و روایی چیز دیگری میگوید. قرآن صراحتاً از ایام نحسات، روزهای شوم سخن میگوید: فِی أَیَّامٍ نَحِسَاتٍ. یعنی خود آن روزها نحس هستند. امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: آخرین چهارشنبه هر ماه قمری، روز نحسی است. در روایات مفصلی مثل جلدهای 55 و 56 بحارالأنوار به ویژگیهای هر روز هفته پرداخته شده: شنبه برای اهل بیت، یکشنبه برای شیعیان، دوشنبه روز بنیامیه، سهشنبه روز نخع (قبیله کمیل)، چهارشنبه روز بنیعباس، پنجشنبه روزی مبارک و... این نشان میدهد که زمان، خودش هویت و تأثیر دارد. عالم هستی با زمانهای خاص هماهنگ است. اگر در شب جمعه دعا کنی، عالم هستی با تو همسو میشود. وَإِنَّ مِنْ شِیعَتِنَا لَمَن یُدْعَى یَوْمَ الْقِیَامَةِ حَتَّى یُوقَفَ بَینَ یَدَیِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَیُقَالُ لَهُ: یَا عَبْدِی، أَحْبَبْتَ فُلَاناً فَادْخُلِ الْجَنَّةَ بِحُبِّهِ. خداوند لشکریانی در آسمانها و زمین دارد که با دعاکننده در شب جمعه همراهی میکنند. حتی یک سلام به اباعبدالله الحسین علیهالسلام از بین نمیرود. وقتی میگویید السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ"، این سلام در عالم ثبت میشود و باقی میماند. برخی مؤمنان در آخرین لحظات عمر، هوشیاری خاصی پیدا میکنند تا وصیت و دغدغههای نهایی خود را بگویند. مثل حضرت زهرا سلام الله که در آخرین روز، به رسیدگی به فرزندان و خانه پرداخت. این نشان از توجه به جزئیات زندگی حتی در آستانه ملاقات خداست. شب جمعه فقط یک وقت تقویمی نیست؛ ظرفی الهی است که اگر با ناله کمیل و توجه به معصومین(ع) پر شود، انسان را تا ملکوت بالا میبرد. از این فرصت باید برای محاسبه، توبه و تجدید میثاق با خدا استفاده کرد.


تاکنون نظری ثبت نشده است