- 23
- 1000
- 1000
- 1000
سیره تربیتی حضرت موسی علیه السلام، 25
سخنرانی حجت الاسلام محمد رضا عابدینی با موضوع «سیره تربیتی حضرت موسی علیه السلام»، جلسه بیست و پنجم: فرعون وجود انسان، سال 1404
موسی کلیم در ضمن گفتگو با خدای سبحان سؤال میکند که آیا «لعائد المریض عندک من الأجر؟» کسی که به عبادت مریض میرود اجری دارد؟ این حقیقت چیست؟ یعنی بیان یک حقیقت است، چون اجر فقط ثوابی که قراردادی شده باشد، نیست. اجر یعنی این حقیقت نزد شما چطور تحقق پیدا میکند. خدای سبحان فرمود: «قال: أبعث له عند موته» وقتی این شخص میمیرد، من همراه این بخاطر مریضی که عیادتش رفت، «ملائکة یشیّعونه الی قبره» او را تا قبرش تشییع میکنند. یکی از سختترین لحظات برای هرکس وقتی است که جان از بدن جدا شده و اولین لحظات جدا شدن است و او را تشییع میکنند و به سمت قبر میبرند و بعد میخواهند آنجا بگذارند و برگردند. جزء سختترین لحظات هر انسانی است. هنوز وارد آن عالم درست نشده و از آن عالم جدا نشده و پر و بالش هست و به آن طرف انسی پیدا نکرده، وحشت و ورود به عالم جدیدی است که قواعد جدیدی دارد. خروج است از یک عالمی که تا به حال به آن انس داشته است. این دو حال میشود، لحظهای که او را مشایعت میکنند و با او خداحافظی میکنند به آن عالم برسانند و این مشایعین برای او نمیتوانند کاری کنند. خدای سبحان در این لحظه میفرماید: من عیادت مریضی که مریض در حال کندن از تعلقات بود، من هم در قبال این ملائکه خود را انس تو قرار میدهم. اینها با تو در سختترین لحظات میآیند. مشایعت کنندگان خیلی تأثیر دارند تا همین حدی که او را به قبر برسانند و برگردند. اگر ما اینها را باور کنیم و بدانیم حقیقت انسان دنیا نیست، تمام اینها جزء عوالم انسانی است که باید طی کنیم و بعد بدانیم راهش چیست، انسش چگونه است، سختیاش چطور تبدیل میشود. مثل اینکه کسی به ما بگوید: شما میخواهید از قم به مشهد بروید، امنترین راه سفر این است. همه را نشان بدهد، چقدر انسان راحت میشود.
«و یؤنسونه إلى محشره» تا وقتی اینها را به محشر میرسانند همراه این هستند. نه فقط در قبر و برزخ، اگر این آدم باور کند عیادت مریض چقدر عظمت پیدا میکند و انسان مشتاق میشود که من منتی بر او ندارم. تازه مریض بر من منت دارد که باعث شده خدا برای من حقیقتی ایجاد کند، لذا آدم ناز مریض را هم میکشد که خدا برای او یک چنین فرصتی ایجاد کرد تا با رفتن و عیادت او این مقدار حقایق ایجاد شود. «قال: یا ربّ، فما لمعزّی الثکلى من الأجر؟» کسی که از دنیا میرود به بازماندگانش تسلیت میگویند، چه اجری دارد؟ «قال: أظلّه تحت ظلّی- أی ظلّ العرش- یوم لا ظلّ إلّا ظلّی» آن روزی که همه در حالت بی پناهی هستند، پناهی در آنجا به غیر از خدا نیست، اینها در پناه من هستند و پناهگاه دارند. چون کسی که پناهش را از دست داده، تو رفتی اینجا برای آنها آرامشی ایجاد کردی. در روزی که آرامش نیست و همه آرامشها فقط به من برمیگردد. نتیجه این عمل آن است که آنجا امن است. سایهی خدا، زیر سایهی خدا بود امنیت مطلق است
موسی کلیم در ضمن گفتگو با خدای سبحان سؤال میکند که آیا «لعائد المریض عندک من الأجر؟» کسی که به عبادت مریض میرود اجری دارد؟ این حقیقت چیست؟ یعنی بیان یک حقیقت است، چون اجر فقط ثوابی که قراردادی شده باشد، نیست. اجر یعنی این حقیقت نزد شما چطور تحقق پیدا میکند. خدای سبحان فرمود: «قال: أبعث له عند موته» وقتی این شخص میمیرد، من همراه این بخاطر مریضی که عیادتش رفت، «ملائکة یشیّعونه الی قبره» او را تا قبرش تشییع میکنند. یکی از سختترین لحظات برای هرکس وقتی است که جان از بدن جدا شده و اولین لحظات جدا شدن است و او را تشییع میکنند و به سمت قبر میبرند و بعد میخواهند آنجا بگذارند و برگردند. جزء سختترین لحظات هر انسانی است. هنوز وارد آن عالم درست نشده و از آن عالم جدا نشده و پر و بالش هست و به آن طرف انسی پیدا نکرده، وحشت و ورود به عالم جدیدی است که قواعد جدیدی دارد. خروج است از یک عالمی که تا به حال به آن انس داشته است. این دو حال میشود، لحظهای که او را مشایعت میکنند و با او خداحافظی میکنند به آن عالم برسانند و این مشایعین برای او نمیتوانند کاری کنند. خدای سبحان در این لحظه میفرماید: من عیادت مریضی که مریض در حال کندن از تعلقات بود، من هم در قبال این ملائکه خود را انس تو قرار میدهم. اینها با تو در سختترین لحظات میآیند. مشایعت کنندگان خیلی تأثیر دارند تا همین حدی که او را به قبر برسانند و برگردند. اگر ما اینها را باور کنیم و بدانیم حقیقت انسان دنیا نیست، تمام اینها جزء عوالم انسانی است که باید طی کنیم و بعد بدانیم راهش چیست، انسش چگونه است، سختیاش چطور تبدیل میشود. مثل اینکه کسی به ما بگوید: شما میخواهید از قم به مشهد بروید، امنترین راه سفر این است. همه را نشان بدهد، چقدر انسان راحت میشود.
«و یؤنسونه إلى محشره» تا وقتی اینها را به محشر میرسانند همراه این هستند. نه فقط در قبر و برزخ، اگر این آدم باور کند عیادت مریض چقدر عظمت پیدا میکند و انسان مشتاق میشود که من منتی بر او ندارم. تازه مریض بر من منت دارد که باعث شده خدا برای من حقیقتی ایجاد کند، لذا آدم ناز مریض را هم میکشد که خدا برای او یک چنین فرصتی ایجاد کرد تا با رفتن و عیادت او این مقدار حقایق ایجاد شود. «قال: یا ربّ، فما لمعزّی الثکلى من الأجر؟» کسی که از دنیا میرود به بازماندگانش تسلیت میگویند، چه اجری دارد؟ «قال: أظلّه تحت ظلّی- أی ظلّ العرش- یوم لا ظلّ إلّا ظلّی» آن روزی که همه در حالت بی پناهی هستند، پناهی در آنجا به غیر از خدا نیست، اینها در پناه من هستند و پناهگاه دارند. چون کسی که پناهش را از دست داده، تو رفتی اینجا برای آنها آرامشی ایجاد کردی. در روزی که آرامش نیست و همه آرامشها فقط به من برمیگردد. نتیجه این عمل آن است که آنجا امن است. سایهی خدا، زیر سایهی خدا بود امنیت مطلق است


تاکنون نظری ثبت نشده است