- 8
- 1000
- 1000
- 1000
سیره تربیتی حضرت موسی علیه السلام، 21
سخنرانی حجت الاسلام محمد رضا عابدینی با موضوع «سیره تربیتی حضرت موسی علیه السلام»، جلسه بیست و یکم: مراتب ادراک، سال 1404
به «فَاخْلَعْ نَعْلَیْک»رسیده بودیم. هرجا آدم وارد میشود از این برکات وجودی حضرت موسی، انصافاً میبیند همه با برکت بوده و یک نکته این است که جریان حضرت موسی در قرآن خیلی تکرار شده است. چون وجود مبارک موسی کلیم اینقدر با برکت بوده تا آخر روز ظهور هم این برکات وجودی به نحو میراث برای حضرات معصومین باقی مانده و این میراث باقی است و مردم در سراسر عالم از این میراث موسوی بهرهمند میشوند. نکته دیگر این است که مهر و محبت خدا اتمام حجتی است برای کسانی که پیروان موسی کلیم هستیم. این محبتی که خدای سبحان در قرآن کریم نسبت به موسی کلیم ابراز داشت، باعث میشود دل آنها نرم شود و ببینند آن کسی که اینطور با محبت از محبوب آنها یاد میکند، باعث میشود بلکه به راه هدایت بهتری راه پیدا کنند. این از لطف خداست که آنها را که محبوب خداست به کرات یاد کرده است. همانطور که نجاشی در ابتدای اسلام وقتی آیات را خواند، دلش نرم شد.
نکته دیگر این است که هفته گذشته گفتیم چطور میشود وحی گاهی با واسطه و گاهی من وراء حجاب هست و گاهی بی واسطه هست، «وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکِیمٌ» یا واسطهای در کار هست، یا یک حجابی در کار هست، مثل درخت که حجابی بود، صدای الهی را از درخت میشنید. وحی بی واسطه بود. یک نکته این است که ما در رابطه با توفی هم چنین بحثی را داریم. گاهی خدای سبحان متوفی است. گاهی ملک الموت متوفی است، گاهی رسل متوفی هستند. اینها برمیگردد به ادراک و رؤیت کسی که توفی و قبض روح میشود. گاهی به وسایط توجه خیلی داشت. گاهی به وسایط توجه کم بود و واسطه را میدید، ملک الموت متوفی اوست. گاهی در کنار اینکه وسایط را میدیده، از اینها منقطع بوده و خدا متوفی انسان است. حقیقت این مراتب به ادراک این برمیگردد. در وحی هم چنین مسألهای هست، که ادراک آن کسی که دارد وحی را از انبیاء میگیرد و به موضوع وحی بستگی دارد. گاهی موضوع وحی باید با وسایط بیاید و گاهی من وراء حجاب و گاهی بی واسطه، اینها هردو تأثیر دارد. اینها را اگر توجه کردیم، در هر حال خدای سبحان محیی است و وحی میکند. خداست با این واسطه، خداست با این حجاب، خداست بدون واسطه و حجاب، اگر این را دیدیم که در هر حالی اوست، این رسول هیچ حاجب نیست نسبت به او و اگر حجاب هست حجابش حاجب نیست. چون حجابش نوری است. وقتی حجاب نوری شد، حاجب نمیشود این حجاب، هرچند واسطه دیده شود اما از واسطه عبور میشود. لذا اینجا موسی کلیم ابتدا با درخت، من وراء درخت، از پس درخت خدای سبحان با او سخن گفت.
به «فَاخْلَعْ نَعْلَیْک»رسیده بودیم. هرجا آدم وارد میشود از این برکات وجودی حضرت موسی، انصافاً میبیند همه با برکت بوده و یک نکته این است که جریان حضرت موسی در قرآن خیلی تکرار شده است. چون وجود مبارک موسی کلیم اینقدر با برکت بوده تا آخر روز ظهور هم این برکات وجودی به نحو میراث برای حضرات معصومین باقی مانده و این میراث باقی است و مردم در سراسر عالم از این میراث موسوی بهرهمند میشوند. نکته دیگر این است که مهر و محبت خدا اتمام حجتی است برای کسانی که پیروان موسی کلیم هستیم. این محبتی که خدای سبحان در قرآن کریم نسبت به موسی کلیم ابراز داشت، باعث میشود دل آنها نرم شود و ببینند آن کسی که اینطور با محبت از محبوب آنها یاد میکند، باعث میشود بلکه به راه هدایت بهتری راه پیدا کنند. این از لطف خداست که آنها را که محبوب خداست به کرات یاد کرده است. همانطور که نجاشی در ابتدای اسلام وقتی آیات را خواند، دلش نرم شد.
نکته دیگر این است که هفته گذشته گفتیم چطور میشود وحی گاهی با واسطه و گاهی من وراء حجاب هست و گاهی بی واسطه هست، «وَ ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیاً أَوْ مِنْ وَراءِ حِجابٍ أَوْ یُرْسِلَ رَسُولًا فَیُوحِیَ بِإِذْنِهِ ما یَشاءُ إِنَّهُ عَلِیٌّ حَکِیمٌ» یا واسطهای در کار هست، یا یک حجابی در کار هست، مثل درخت که حجابی بود، صدای الهی را از درخت میشنید. وحی بی واسطه بود. یک نکته این است که ما در رابطه با توفی هم چنین بحثی را داریم. گاهی خدای سبحان متوفی است. گاهی ملک الموت متوفی است، گاهی رسل متوفی هستند. اینها برمیگردد به ادراک و رؤیت کسی که توفی و قبض روح میشود. گاهی به وسایط توجه خیلی داشت. گاهی به وسایط توجه کم بود و واسطه را میدید، ملک الموت متوفی اوست. گاهی در کنار اینکه وسایط را میدیده، از اینها منقطع بوده و خدا متوفی انسان است. حقیقت این مراتب به ادراک این برمیگردد. در وحی هم چنین مسألهای هست، که ادراک آن کسی که دارد وحی را از انبیاء میگیرد و به موضوع وحی بستگی دارد. گاهی موضوع وحی باید با وسایط بیاید و گاهی من وراء حجاب و گاهی بی واسطه، اینها هردو تأثیر دارد. اینها را اگر توجه کردیم، در هر حال خدای سبحان محیی است و وحی میکند. خداست با این واسطه، خداست با این حجاب، خداست بدون واسطه و حجاب، اگر این را دیدیم که در هر حالی اوست، این رسول هیچ حاجب نیست نسبت به او و اگر حجاب هست حجابش حاجب نیست. چون حجابش نوری است. وقتی حجاب نوری شد، حاجب نمیشود این حجاب، هرچند واسطه دیده شود اما از واسطه عبور میشود. لذا اینجا موسی کلیم ابتدا با درخت، من وراء درخت، از پس درخت خدای سبحان با او سخن گفت.


تاکنون نظری ثبت نشده است