- 17
- 1000
- 1000
- 1000
سیره تربیتی حضرت موسی علیه السلام، 23
سخنرانی حجت الاسلام محمد رضا عابدینی با موضوع «سیره تربیتی حضرت موسی علیه السلام»، جلسه بیست و سوم: انسان اسیر تعلقات بیخود، سال 1404
حدیثی که در تورات ذکر شده و مرحوم شیخ بهایی در جلد سوم کشکول نقل میکند و شیخ حر عاملی احادیث قدسی را آورده، از خدای سبحان به بنی آدم خطاب است «یا بنی آدم، أطیعونی بقدر حاجتکم إلیّ» به قدری که به من حاجت دارید مرا اطاعت کنید. چقدر حاجت داریم؟ خیلی، یعنی ذات و صفات و افعال و هستی و بقای ما عین حاجت است. همه چیز و هستی ما و صفات و کمالات و نیازها و نفس ما، دنیا و آخرت ما، حاجات بدنی و حاجات ذاتی همه محتاج خدا هستیم. امام حسین علیه السلام در دعای عرفه میفرماید: «إِلَهِی أَنَا الْفَقِیرُ فِی غِنَایَ» آنجایی که غنا دارم فقیر هستم. «فَکَیْفَ لَا أَکُونُ فَقِیراً فِی فَقْرِی» آنجایی که فقیر هستم چه خبر است. آنجایی که دارم، دارایی من عین فقر است. خداوند میفرماید: هرچقدر به من حاجت دارید مرا اطاعت کنید. «و اعصونی بقدر صبرکم على النار» عصیان کنید مرا به قدری که بر آتش تحمل دارید. در روایات فرمودند: یک قطره از آتش آخرتی از صدها دریای آب سرد عبور کرده آمده در دنیا همه آتشهای دنیا سوزندگیشان از آن است. این همه تنزل پیدا کرده و شده این که ما بر یک شعلهاش طاقت نداریم. اگر بر آتش صبور هستید عصیان کنید! «و اعملوا للدنیا بقدر لبثکم فیها» به اندازهای که در دنیا درنگ دارید برایش عمل کنید. عمر ما به ظاهر صد سال است اما انسان ابدیت دارد. اگر انسان ابدیت دارد و صد سال در دنیاست، عملتان را مطابق درنگ و بودنتان در دنیا قرار بدهید. صد سال نسبت به ابدیت چیزی نیست. وقتی حضرت نوح در پایان عمرش میخواستند قبض روح کنند، از آفتابی که بود در سایه آمد، گفتند: عمر بر تو چگونه گذشت؟ گفت: به اندازهای که از آفتاب در سایه آمدم. عمر حضرت نوح که بین همه انسانهای معروف جزء طولانیترین عمری بود که دو هزار و خردهای سال ذکر شده است. «و تزوّدوا للآخرة بقدر مکثکم فیها» در آخرت چقدر میخواهید مکث کنید و بمانید؟ عملتان در آخرت به آن اندازه باشد. در آخرت ابدیت است. در دنیا صد سال است. ابدیت را نمیتوانیم تصور کنیم.
تمام عمر دنیای ما در قبال ابدیت ما قرار گرفته است، اگر بخواهیم از جهت ریاضی ابدیت را بر عمر دنیا تقسیم کنیم باید هر لحظهاش امکان ابدیت از درونش دربیاید و الا اگر بخواهد هر لحظهاش در نیاید، ما وقتی صد سال را ضرب در لحظات بکنیم باز هم یک عدد محدود است. اگر هر لحظه از عالم دنیا توان تحقق نامتناهی از درونش نباشد، نمیتواند لحظات نتیجه محدود داشته باشد و الا ابدیت محقق نمیشود. اگر اینطور است باید به انسان قوه توان نامتناهی داده باشند پس در هر لحظه ما امکان توان نامتناهی را داریم ولی چقدر از این استفاده کردی. این توان را انسان دارد و الا امر به قبیح میشد که به انسان بگویند: ابدیت و امکان ابدیت نباشد. امکان ابدیت توان انسان است. آن هم در هر لحظه باید امکان باشد، و الا اگر امکان در هر لحظه محدود باشد، جمع محدودها محدود است، هیچ با جمع محدودها ابدیت نمیشود. تذکراتی که خدای سبحان برای انبیاء خود بیان کرده و اگر انسان باور کند چقدر تغییر در انسان ایجاد میکند.
حدیثی که در تورات ذکر شده و مرحوم شیخ بهایی در جلد سوم کشکول نقل میکند و شیخ حر عاملی احادیث قدسی را آورده، از خدای سبحان به بنی آدم خطاب است «یا بنی آدم، أطیعونی بقدر حاجتکم إلیّ» به قدری که به من حاجت دارید مرا اطاعت کنید. چقدر حاجت داریم؟ خیلی، یعنی ذات و صفات و افعال و هستی و بقای ما عین حاجت است. همه چیز و هستی ما و صفات و کمالات و نیازها و نفس ما، دنیا و آخرت ما، حاجات بدنی و حاجات ذاتی همه محتاج خدا هستیم. امام حسین علیه السلام در دعای عرفه میفرماید: «إِلَهِی أَنَا الْفَقِیرُ فِی غِنَایَ» آنجایی که غنا دارم فقیر هستم. «فَکَیْفَ لَا أَکُونُ فَقِیراً فِی فَقْرِی» آنجایی که فقیر هستم چه خبر است. آنجایی که دارم، دارایی من عین فقر است. خداوند میفرماید: هرچقدر به من حاجت دارید مرا اطاعت کنید. «و اعصونی بقدر صبرکم على النار» عصیان کنید مرا به قدری که بر آتش تحمل دارید. در روایات فرمودند: یک قطره از آتش آخرتی از صدها دریای آب سرد عبور کرده آمده در دنیا همه آتشهای دنیا سوزندگیشان از آن است. این همه تنزل پیدا کرده و شده این که ما بر یک شعلهاش طاقت نداریم. اگر بر آتش صبور هستید عصیان کنید! «و اعملوا للدنیا بقدر لبثکم فیها» به اندازهای که در دنیا درنگ دارید برایش عمل کنید. عمر ما به ظاهر صد سال است اما انسان ابدیت دارد. اگر انسان ابدیت دارد و صد سال در دنیاست، عملتان را مطابق درنگ و بودنتان در دنیا قرار بدهید. صد سال نسبت به ابدیت چیزی نیست. وقتی حضرت نوح در پایان عمرش میخواستند قبض روح کنند، از آفتابی که بود در سایه آمد، گفتند: عمر بر تو چگونه گذشت؟ گفت: به اندازهای که از آفتاب در سایه آمدم. عمر حضرت نوح که بین همه انسانهای معروف جزء طولانیترین عمری بود که دو هزار و خردهای سال ذکر شده است. «و تزوّدوا للآخرة بقدر مکثکم فیها» در آخرت چقدر میخواهید مکث کنید و بمانید؟ عملتان در آخرت به آن اندازه باشد. در آخرت ابدیت است. در دنیا صد سال است. ابدیت را نمیتوانیم تصور کنیم.
تمام عمر دنیای ما در قبال ابدیت ما قرار گرفته است، اگر بخواهیم از جهت ریاضی ابدیت را بر عمر دنیا تقسیم کنیم باید هر لحظهاش امکان ابدیت از درونش دربیاید و الا اگر بخواهد هر لحظهاش در نیاید، ما وقتی صد سال را ضرب در لحظات بکنیم باز هم یک عدد محدود است. اگر هر لحظه از عالم دنیا توان تحقق نامتناهی از درونش نباشد، نمیتواند لحظات نتیجه محدود داشته باشد و الا ابدیت محقق نمیشود. اگر اینطور است باید به انسان قوه توان نامتناهی داده باشند پس در هر لحظه ما امکان توان نامتناهی را داریم ولی چقدر از این استفاده کردی. این توان را انسان دارد و الا امر به قبیح میشد که به انسان بگویند: ابدیت و امکان ابدیت نباشد. امکان ابدیت توان انسان است. آن هم در هر لحظه باید امکان باشد، و الا اگر امکان در هر لحظه محدود باشد، جمع محدودها محدود است، هیچ با جمع محدودها ابدیت نمیشود. تذکراتی که خدای سبحان برای انبیاء خود بیان کرده و اگر انسان باور کند چقدر تغییر در انسان ایجاد میکند.


تاکنون نظری ثبت نشده است