display result search
منو
نکاتی از نامه 31 نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین علیه‌السلام، 14

نکاتی از نامه 31 نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین علیه‌السلام، 14

  • 1 تعداد قطعات
  • 40 دقیقه مدت قطعه
  • 24 دریافت شده
سخنرانی حجت الاسلام محمدجواد نظافت با موضوع «نکاتی از نامه 31 نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین علیه‌السلام»، جلسه چهاردهم: فواید و آثار یقین، سال 1402

اگر کسی روح قوی، قلب قوی می خواهد راه آن یقین هست. یقین هم یعنی معرفتی که در آن هیچ گونه تردیدی نیست و آرزوی هر مؤمنی باید این باشد که یک روز ان شاءالله به این درجه برسد. البته قبل از مردن. یعنی بالاخره یک یقین جبری برای همه با مردن اتفاق می افتد. وقتی انسان می میرد حقایق برای او آشکار می شود. «وَ مَنْ کانَ فی‏ هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمى‏» هر که در دنیا کور هست یعنی به معرفت نرسیده است در آخرت هم کور هست. برای این که این اتفاق نیفتد آن جا باید معرفت پیدا کرد آن هم از جنس یقین یعنی معرفتی در اوج. دقیقاً مثل آن چشمی که به جنین در رحم مادر می دهند اگر آن جا آن چشم را پیدا نکند این جا این چشم او رشد نمی کند و کور هست. آن دست و پا در رحم مادر به جنین می-دهند این جا می آید رشد می کند. چشم عالمی که در پیش داریم باید این جا پیدا کنیم و آن چشم با معرفت حاصل می شود. یعنی آنهایی که کور هستند بی معرفت هستند فرمود «وَ مَنْ کانَ فی‏ هذِهِ أَعْمى‏ فَهُوَ فِی الْآخِرَةِ أَعْمى‏» در آخرت هم کور هستند.
و لذا این که گفتم یقین جبری اتفاق می افتد اصلاً از مرگ تعبیر به یقین هم شده است. «وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقین‏» بندگی کن تا برایت یقین بیاید. پیامبر که یقین داشتند. این جا یعنی طلب مرگ. یا مثلاً داریم که «وَ کُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّین‏ * حَتَّى أَتانَا الْیَقینُ» کفار می گویند ما روز قیامت را تکذیب می کردیم تا این که یقین آمد. یقین آمد یعنی مرگ آمد. آن یقین به درد انسان نمی-خورد. حالا برای این که ما بیشتر عاشق یقین بشویم و برای آن دست و پا بزنیم، برای آن تلاش کنیم، کمی هم باید به ثمرات یقین توجه کرد. فواید یقین. در روایت هست الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِیمُ وَ التَّسْلِیمُ هُوَ الْیَقِین‏، در همین نهج البلاغه در حکمت 125 هست. که اصلاً اسلام انسان دل خود را، فکر خود را، وجود خود را تسلیم حکم خدا کند. بعد فرمود تسلیم هم همان یقین هست. یعنی اگر انسان به معرفت نرسد، با تردید نگاه کند خود را تسلیم نمی کند. دقیقاً ما چه زمانی در برابر یک پزشک، یک جراح خود را تسلیم می کنیم؟ وقتی معرفت داشته باشیم، اعتماد داشته باشیم. پس دینداری ما هم متوقف به همین هست. البته انسان در ابتدا عرض کردیم هیچ کس به یقین نمی رسد باید یک روندی را طی کند. یک سیر هست باید پله پله این را برود. یقین موجب نورانیت هست. باز در یکی از حکمت های نهج البلاغه داریم نَوَّرَ فِی قَلْبِهِ الْیَقِین‏، یقین سبب می شود که قلب انسان، جان انسان نورانی شود. در روایت داریم التَّوَکُّلُ مِنْ قُوَّةِ الْیَقِین‏. آنهایی که به قوت یقین، قوت ناشی از یقین دست پیدا کردند اینها اهل توکل هستند. توکل یعنی چه؟ یعنی تدبیر داشته باشید. برنامه ریزی داشته باشید. تلاش خود را بکنید اما دلشوره نداشته باشید. این توکل می شود. توکل یعنی نتیجه را به خدا بسپارید. دلشوره نداشته باشید. آینده را به خدا بسپارید. چه زمانی به خدا بسپارید؟ بعد از برنامه ریزی، بعد از تلاش،

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 40:26

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخن