- 37
- 1000
- 1000
- 1000
عاقبت بخیری، 16
سخنرانی آیت الله سید رحیم توکل با موضوع «عاقبت بخیری»، جلسه شانزدهم: قرآن و حوادث تاریخی، سال 1405
عبرت از گذشتگان در «قرآن و حوادث تاریخی»:
قرآن و تاریخ، سرشار از عبرتاند که میتوان از حوادثشان درس گرفت و با الهام از آنها، مسیر درست آینده را انتخاب کرد.
💟 در میان آیات قرآن، برخی داستانها آنچنان پراهمیتاند که خداوند خواست با همین نامِ سوره، توجه انسان را به آن مطلب جلب کند.
سورههایی چون لقمان، ابراهیم، هود، نوح و یوسف، صرفا روایت زندگی نیستند؛ بلکه خداوند با نامگذاری سورهها به این نامهای مبارک، میخواهد بگوید: «در زندگی این افراد، کلید رستگاری نهفته است».
⛔️ همین امر در مورد جریانهای منفی نیز صدق میکند!
سوره منافقین برای شناخت نفاق است.
سوره مسد در مورد ابولهب است تا همه بدانند او، که در اوج قدرت و ثروت بود، چگونه با دین خدا به دشمنی برخاست و سرانجامی جز ذلت نداشت.
🟢 «وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِی آتَیْنَاهُ آیَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ فَکَانَ مِنَ الْغَاوِینَ؛
و سرگذشت کسی که آیات خود را به او عطا کردیم و او عملاً از آنان جدا شد، برای آنان بخوان؛ پس شیطان او را دنبال کرد و در نتیجه از گمراهان شد».
⚠️ عاقبت به شری در ماجرای «بَلعَم باعورا»:
👈🏻 «بلعم باعورا»، از دانشمندان عصر حضرت موسی ع و مستجابالدوه بود، چرا که بهرهای از علم به اسم اعظم به او داده شده بود. اما شیطان او را فریب داد و چنان گمراهش کرد که در برابر موسی ایستاد و با تکیه بر همان اسم اعظم، از خداوند خواست تا موسی را در جنگ شکست دهد.
او سوار بر الاغ، عزم کوه کرد تا بنی اسرائیل را نفرین کند، اما الاغ از حرکت بازماند. بلعم چنان بر حیوان زد که الاغ به اذن الهی به سخن آمد و گفت: «وای بر تو! آیا نمیدانی فرشتگان مانع حرکت من شدند؟» اما بلعم از تصمیمش دست نکشید.
هنگام نفرین، چون خواست اسم اعظم بر زبان آورد، زبانش وارونه شد و بنی اسرائیل را دعا کرد و دشمنان را نفرین نمود.
وقتی علت را پرسیدند، گفت: «خداوند بر ارادهام چیره شد و زبانم را دگرگون کرد و اکنون دنیا و آخرت، هر دو از من گرفته شد».
❗️این مصداق بارز عاقبت به شری ست!
هرچی به او دادند از او گرفتند و نابودش کردند. خداوند آنچنان حجت را بر او تمام کرد؛ که دیگر در قیامت هم حرفی برای گفتن ندارد.
✅ عاقبت بخیری و ماجرای «عبد فرّار و ملا حسینقلی همدانی»:
👈🏻 «عبد فرّار» از اوباش معروف نجف بود که مردم از ترس آزارش، ظاهراً به او احترام میگذاشتند، اما در باطن از او وحشت داشتند.
روزی جناب آخوند خراسانی با او برخورد کرد و بیاعتنا از کنارش گذشت. عبد فرّار با تندی پرسید: «چرا احترامم نکردی؟» آخوند فرمود: «تو کیستی؟» گفت: «من عبد فرّارم». آخوند پرسید: «از که فرار کردهای؟ از خدا یا از پیامبر خدا؟»
و سپس راه خود را گرفت.
این جمله، جان عبد فرّار را تکان داد. تمام شب را نخوابید و در حیاط قدم میزد و میگریست و این پرسش را تکرار میکرد: «از خدا فرار کردی یا از رسول خدا؟»
آنقدر این اندیشه او را در خود فرو برد تا اینکه جان به جانآفرین تسلیم کرد.
فردا، آخوند به شاگردان گفت: «بیایید به تشییع یکی از اولیاءالله برویم».
شاگردان با تعجب دیدند که ایشان به منزل همان یاغی معروف رفته است. وقتی علت مرگش را پرسیدند، خانواده گفتند: «نمیدانیم چه شد، از شب قبل تا صبح گریه میکرد و این جمله را تکرار مینمود تا جان داد».
یک جمله، آن انسان سرکش را چنان دگرگون کرد که از فسق و فجور به ندامت و توبه رسید.
🌾 این همان عاقبتبخیری است.
که خداوند در آخرین لحظات، دستِ بندهاش را گرفت و نجاتش داد.
🌷 قطعاً این انسان در زندگی کاری کرد که خداوند لحظه آخر دست او را گرفت!
پس سعی کنیم هر روز با اهل بیت ع مرتبط باشیم.
و بدانیم که این رابطه یک روز به کارمان میآید، چه در دنیا، چه هنگام مرگ، چه در برزخ و چه در قیامت.
🍃 «و مطمئن باشید هیچ کار مثبتی در این درگاه گم نمیشود، حتی اگر به نظرمان کوچک و بیارزش باشد».🍃
عبرت از گذشتگان در «قرآن و حوادث تاریخی»:
قرآن و تاریخ، سرشار از عبرتاند که میتوان از حوادثشان درس گرفت و با الهام از آنها، مسیر درست آینده را انتخاب کرد.
💟 در میان آیات قرآن، برخی داستانها آنچنان پراهمیتاند که خداوند خواست با همین نامِ سوره، توجه انسان را به آن مطلب جلب کند.
سورههایی چون لقمان، ابراهیم، هود، نوح و یوسف، صرفا روایت زندگی نیستند؛ بلکه خداوند با نامگذاری سورهها به این نامهای مبارک، میخواهد بگوید: «در زندگی این افراد، کلید رستگاری نهفته است».
⛔️ همین امر در مورد جریانهای منفی نیز صدق میکند!
سوره منافقین برای شناخت نفاق است.
سوره مسد در مورد ابولهب است تا همه بدانند او، که در اوج قدرت و ثروت بود، چگونه با دین خدا به دشمنی برخاست و سرانجامی جز ذلت نداشت.
🟢 «وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِی آتَیْنَاهُ آیَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ فَکَانَ مِنَ الْغَاوِینَ؛
و سرگذشت کسی که آیات خود را به او عطا کردیم و او عملاً از آنان جدا شد، برای آنان بخوان؛ پس شیطان او را دنبال کرد و در نتیجه از گمراهان شد».
⚠️ عاقبت به شری در ماجرای «بَلعَم باعورا»:
👈🏻 «بلعم باعورا»، از دانشمندان عصر حضرت موسی ع و مستجابالدوه بود، چرا که بهرهای از علم به اسم اعظم به او داده شده بود. اما شیطان او را فریب داد و چنان گمراهش کرد که در برابر موسی ایستاد و با تکیه بر همان اسم اعظم، از خداوند خواست تا موسی را در جنگ شکست دهد.
او سوار بر الاغ، عزم کوه کرد تا بنی اسرائیل را نفرین کند، اما الاغ از حرکت بازماند. بلعم چنان بر حیوان زد که الاغ به اذن الهی به سخن آمد و گفت: «وای بر تو! آیا نمیدانی فرشتگان مانع حرکت من شدند؟» اما بلعم از تصمیمش دست نکشید.
هنگام نفرین، چون خواست اسم اعظم بر زبان آورد، زبانش وارونه شد و بنی اسرائیل را دعا کرد و دشمنان را نفرین نمود.
وقتی علت را پرسیدند، گفت: «خداوند بر ارادهام چیره شد و زبانم را دگرگون کرد و اکنون دنیا و آخرت، هر دو از من گرفته شد».
❗️این مصداق بارز عاقبت به شری ست!
هرچی به او دادند از او گرفتند و نابودش کردند. خداوند آنچنان حجت را بر او تمام کرد؛ که دیگر در قیامت هم حرفی برای گفتن ندارد.
✅ عاقبت بخیری و ماجرای «عبد فرّار و ملا حسینقلی همدانی»:
👈🏻 «عبد فرّار» از اوباش معروف نجف بود که مردم از ترس آزارش، ظاهراً به او احترام میگذاشتند، اما در باطن از او وحشت داشتند.
روزی جناب آخوند خراسانی با او برخورد کرد و بیاعتنا از کنارش گذشت. عبد فرّار با تندی پرسید: «چرا احترامم نکردی؟» آخوند فرمود: «تو کیستی؟» گفت: «من عبد فرّارم». آخوند پرسید: «از که فرار کردهای؟ از خدا یا از پیامبر خدا؟»
و سپس راه خود را گرفت.
این جمله، جان عبد فرّار را تکان داد. تمام شب را نخوابید و در حیاط قدم میزد و میگریست و این پرسش را تکرار میکرد: «از خدا فرار کردی یا از رسول خدا؟»
آنقدر این اندیشه او را در خود فرو برد تا اینکه جان به جانآفرین تسلیم کرد.
فردا، آخوند به شاگردان گفت: «بیایید به تشییع یکی از اولیاءالله برویم».
شاگردان با تعجب دیدند که ایشان به منزل همان یاغی معروف رفته است. وقتی علت مرگش را پرسیدند، خانواده گفتند: «نمیدانیم چه شد، از شب قبل تا صبح گریه میکرد و این جمله را تکرار مینمود تا جان داد».
یک جمله، آن انسان سرکش را چنان دگرگون کرد که از فسق و فجور به ندامت و توبه رسید.
🌾 این همان عاقبتبخیری است.
که خداوند در آخرین لحظات، دستِ بندهاش را گرفت و نجاتش داد.
🌷 قطعاً این انسان در زندگی کاری کرد که خداوند لحظه آخر دست او را گرفت!
پس سعی کنیم هر روز با اهل بیت ع مرتبط باشیم.
و بدانیم که این رابطه یک روز به کارمان میآید، چه در دنیا، چه هنگام مرگ، چه در برزخ و چه در قیامت.
🍃 «و مطمئن باشید هیچ کار مثبتی در این درگاه گم نمیشود، حتی اگر به نظرمان کوچک و بیارزش باشد».🍃


تاکنون نظری ثبت نشده است