display result search
منو
حقیقت وحی و القاء روح و ارتباط آن و آثار توحیدی و سلوکی آن

حقیقت وحی و القاء روح و ارتباط آن و آثار توحیدی و سلوکی آن

  • 1 تعداد قطعات
  • 47 دقیقه مدت قطعه
  • 133 دریافت شده
سخنرانی آیت الله سید محمدمهدی میرباقری با موضوع "حقیقت وحی و القاء روح و ارتباط آن و آثار توحیدی و سلوکی آن"، سال 1392


در سوره مبارکه کهف داریم که «قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحى‏ إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَمَنْ کانَ یَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا یُشْرِکْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً» (کهف/110) در این آیه نورانی، پیامبر گرامی اسلام از جانب خداوند متعال مامور است به مردم ابلاغ کند که بشری مانند آنان است، لکن به او وحی (که حقیقتش توحید است) می شود، و از آنجا که مردم از حقیقت وحی محرومند، می تواند بواسطه این وحی، مردم را تا مقام توحید و لقاء خداوند پیش ببرد، به شرطی که آنانکه اهل طریقند، عمل صالح انجام داده و در عبادت پروردگار، برای خداوند شریکی قرار ندهند.

پیامبر اکرم، وجود مقدسی است که گرچه آخرین پیامبر است، لکن قبل از همه پیامبر شده و معلم انبیاء در وادی توحید در عالم ارواح و معلم تمام ملکوت در مقام عرش بوده است، و خاتمه کار نیز به عهده خود اوست، لذا جنبه بشریت پیامبر اکرم، لباس آنحضرت است که با آن در قالب بشر ظهور پیدا کرده است، چنانکه خداوند متعال نیز به این مطلب اشاره می فرماید: «وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَکاً لَجَعَلْناهُ رَجُلاً وَ لَلَبَسْنا عَلَیْهِمْ ما یَلْبِسُون» (انعام/9)

در روحی که از جانب خداوند متعال، به پیامبر اکرم، در این تکلم بی واسطه ایحاء شده است، تمام درجات ایمان و حقایق وجود دارد، لذا وقتی از وجود مقدس امام صادق علیه السلام، سوال می شود علم شما از کجاست؟ و آیا شما از کتابهایی نظیر کتب انبیاء، صحیفه فاطمه، صحیفه جامعه، کتاب جفر، جامعه و ...استفاده می کنید؟ حضرت پاسخ می دهند: امر بالاتر از اینهاست، سپس این آیه شریفه را قرائت کرده و می فرمایند این روح با ما ائمه هست، و همه حقائق در آینه این روح برای ما مکشوف است، و این روح، همان عمود نور است که بین حضرت حق و امام برقرار می شود و تمام خلائق را در آن مشاهده می کند، و نیز همان نوریست که در ائمه، قبل از خلقت این عالم، وجود داشت و آنان اشباح نور بودند که خداوند را عبادت می کردند؛ و همه بندگان خدا تنها با این روح و با این نور و چراغ به سمت خدای متعال هدایت می شوند، لذا باید توجه داشت که پیامبر اکرم گرچه در قالب بشر آمده است، لکن شخصیت عظیمی است که می تواند کلمه روح را بدون حجاب مستقیما از خداوند متعال دریافت کند.

خداوند متعال، نور آسمانها و زمین است، «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاةٍ فیها مِصْباح» (نور/35)، بدین معنا که تمام آسمانیان و زمینیان را با نور خود هدایت می نماید و این نور، گرچه مانند ندارد « لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ»(شوری/11)، لیکن مَثَل دارد «وَلِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى‏»(نحل/60)، و آن مَثَل اعلای حضرت حق که همه انوار توحید در او مجسم و متمثل است نبی اکرم است، و چنانکه در روایت توحید صدوق آمده است: چراغدان مورد اشاره آیه، قلب حضرت نبی اکرم و چراغ، حقیقت نبوتی است که به حضرت عطا شده است.
در برخی دیگر از روایاتی که شجره توحید را توضیح می دهد، فروع درخت به ولایت اهل بیت علیهم السلام، تفسیر شده است، و این بدان معناست که اگر کسی در محیط ولایت اهل بیت عصمت وارد شود، می تواند از میوه های درخت ولایت تناول کرده و از عارف شود، و از فرع به اصل سیر نماید، تا به اصل شجره توحید رسیده و تبدیل به موحدی حقیقی گردد؛ لذا حضرت امیر علیه السلام فرمودند: «مَعْرِفَتِی بِالنُّورَانِیَّةِ مَعْرِفَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَل‏» پس اگر کسی از فرع آن ذوات مقدس، که محیط ولایتشان است، به سمت اصل وجودشان سیر کرده و به حقیقت نورانیتشان راه پیدا کرد، حقیقت توحید به او عطا شده است زیرا نبی اکرم معلم توحید است که حقیقت توحید به او عطا شده است و حتی تمام انبیاء نیز مهمان وجود مقدس او هستند.
پیامبر اکرم تنها صاحب خبر است و دیگران همه امی هستند، و تنها از طریق ایشان و با شاگردی ایشان می توانند صاحب خبر شوند، آن حضرت معلم توحید هستند که وقتی حول العرش بودندن ملائکه از ایشان تعلم توحید کردند و در عالم ارواح به انبیاء تعلیم داده اند، و در دنیا نیز، به واسطه عبادت ایشان، اخبار غیبی به این دنیا می رسد، لذا در هر عالمی از عوالم اگر بابی به سوی توحید و غیب الهی باز شده، تنها با سجده نبی اکرم بوده است، و اگر ایشان عبادت نمی کرد، حجب الهی برداشته نمی شد و احدی نمی توانست این حجابها را بردارد، زیرا عبادات دیگران خرق حجاب نمی کند چرا که حقائق، تنها به ایشان عطا شده است.

باز شدن درهای توحید در تمام عوالم و دنیا و برزخ و قیامت هم با عبادت و شفاعت ایشان خواهد بود، چنانکه در روایت آمده است که زمانی که در قیامت کار بسیار سخت می شود، و عرق، دهانها را می بندد، مردم به سراغ حضرت آدم می آیند و ایشان ارجاع به حضرت نوح می دهند، حضرت نوح به ابراهیم خلیل و ایشان به موسای کلیم، و ایشان به عیسای مسیح و ایشان نیز مردم را به پیامبر اکرم ارجاع می دهند، آنحضرت همه امت ها را با خود به مقابل باب الرحمان می آورند، و خود حضرت به سجده می افتند، آنگاه درهای بهشت گشوده می شود و لذا بهشت نیز که وادی توحید است، مقامی از معرفت حضرت حق است که در دنیا قابل دستیابی نیست و تنها با شفاعت نبی اکرم دستیافتنی خواهد شد.
این همان مقام محمود نبی اکرم است که چنانکه در روایت امیرالمومنین در توحید صدوق آمده است، یکی از مواقف مهم قیامت مقام محمود وجود مقدس نبی اکرم است، که ایشان زمانی که تمام انبیاء و ملائکه و اهل محشر جمعند، زبان به حمد و ستایش خداوند متعال می گشاید، و تمام فیض ها از طریق ایشان جاری می شود، و تمام محشر ایشان را حمد می کنند، سپس امیر المومنین می فرمایند خوشا بحال کسی که بتواند از آن مقام بهره ای ببرد، و خداوند متعال در سوره اسراء شرط مقام محمود نبی اکرم را تهجد شبانه ایشان قرار داده است، «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً»(اسراء/79)، لذا باز شدن درهای رحمت حق و درک فیض و تعلم توحید و رسیدن مردم به لقاء خداوند همه در پرتو عبادت نبی اکرم تحقق پیدا می نماید و این حقیقت همان توحیدیست که در آیه کریمه به نبی اکرم اعطا شده است.

اهل بیت عصمت، باب حطه ای هستند که در قرآن کریم یاد شده و باید بصورت متواضعانه و ساجدا، به سمت آن رفت و از آن وارد شد، و گرچه ظاهرش در آیه خطاب به بنی اسرائیل است« وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ نَغْفِرْ لَکُمْ خَطایاکُم»(بقره/58) لکن در روایات، باب حطه، به ائمه اهل بیت تفسیر شده است، لذا هر کس بخواهد وارد وادی توحید شود، باید صورت متواضعانه و سجّدا از باب اهل بیت وارد شود، تا با تواضع، در به رویش گشوده شده و با تطهیر وارد وادی توحید گردد، و از آنجا که این وادی که وادی لقاء الله و معرفت و توحید است، نامتناهی است، هر سجده و تواضعی باب دیگری را به روی انسان باز می کند.

وجود مقدس پیامبر، باب توحید را باز کرده و بار رساندن مردم به مقام توحید و همچنین تطهیر آنان را نیز خود به دوش گرفته اند، و آیه شریفه «لِیَغْفِرَ لَکَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِکَ وَ ما تَأَخَّرَ»(فتح/2) نیز بدین معناست، زیرا پیامبر نه هرگز گناهی کرده و نه قصد انجام گناهی را داشته اند، و از آنجا که هیچ تطهیری بدون بلا ممکن نیست، لذا بار بلا برای تطهیر اهل وادی ولایت را نیز خود نبی اکرم متقبل شده اند، تا آنها را پاک کنند، لذا حضرت رسول می فرمودند هیچ پیامبری به اندازه من اذیت نشده است، و تمام بلاهای نبی اکرم، برای شفاعت و دستگیری بود که جلوه کاملش در عاشورای سید الشهداء علیه السلام محقق شده است.

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 47:34

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخنرانی مذهبی