display result search
منو
تفسیر آیه 33 تا 34 سوره رعد _ بخش ششم

تفسیر آیه 33 تا 34 سوره رعد _ بخش ششم

  • 1 تعداد قطعات
  • 33 دقیقه مدت قطعه
  • 14 دریافت شده
درس آیت الله جوادی آملی با موضوع تفسیر آیه 33 تا 34 سوره رعد _ بخش ششم
- عذاب دنیا شاق وکوچک و عذاب آخرت اشق و اشد است
- اهمیت تقوی
- عذاب الیم در آخرت
- مقایسه مرارت و تلخی دنیا با آخرت


اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
﴿بَل زُیّنَ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مَکرُهُمْ وَصُدُّوا عَنِ السَّبِیلِ وَمَن یُضْلِلِ اللهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ٭ لَّهُمْ عَذَابٌ فِى الحَیَاةِ الدُّنْیَا وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أَشَقُّ وَمَا لَهُم مِنَ اللهِ مِن وَاقٍ﴾( )
بعد از اینکه شبهات منکرین توحید را بیان فرمود و به تعبیرات گوناگون این معنا را افاده فرمود که آنها حجت و دلیلی ندارند و کفر برای اینها به عنوان یک مکتب زیبا ظهور کرد و مکر و دسیسهٴ اینها برای اینها زینت جلوه یافت و اینها از راه خدا باز ماندند در ذیل تهدید فرمود که هیچ عاملی نمی تواند اینها را هدایت کند ﴿وَمَن یُضْلِلِ اللهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ﴾ کسی را که خدای سبحان گمراه کند احدی هدایت نمی کند اضلال و هدایت مبسوطاً بحث شد که خدای سبحان هدایت ابتدایی دارد وهدایت پاداشی ولی اضلال بدوی ندارد که ابتدائاً خدای سبحان کسی را گمراه کند و اضلال کیفری دارد که اضلال کیفری مربوط به سوء اختیار خود تبهکاران است اگر کسی با تمام شدن حجت ظاهر و باطن یعنی عقل و وحی کتاب خدا را زیر پا گذاشت و خدای سبحان به او مهلت داد که برگردد و دیگر برنگشت توفیق اهتدا را خدای سبحان از او سلب می کند توفیق را از او سلب می کند نه یعنی او چیزی داشت خدا از او می-گیرد یعنی این فیض را بقائاً خدای سبحان به او نمی دهد این در رحمت را به روی او باز نمی کند که فرمود ﴿وَمَا یُمْسِک فَلاَ مُرْسِلَ لَهُ﴾( )، که بحثش مبسوطاً گذشت که ﴿وَمَن یُضْلِلِ اللهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ﴾ آن گاه کیفر دنیایی و اخروی اینها را بیان می کند می فرماید ﴿لَّهُمْ عَذَابٌ فِى الحَیَاةِ الدُّنْیَا﴾ کفار در دنیا معذب خواهند شد ﴿وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أَشَقُّ﴾ یعنی به عذاب اخروی هم معذب اند و عذاب اخروی مشقتش از عذاب دنیوی بیشتر است ﴿وَمَا لَهُم مِنَ اللهِ مِن وَاقٍ﴾ چیزی واقی و حافظ اینها نیست که اینها را از خدا حفظ کند از عذاب خدا حفظ کند یک بحث در این است که عذاب دنیا شاق است و عذاب آخرت اشق یک بحث در این است که هیچ واقی و حافظی برای کفار نیست نه در عذاب دنیا نه در عذاب آخرت و برای انسان هیچ کسی ضمانت نمی کند مگر خود انسان حافظ انسان خود انسان است و لاغیر احدی انسان را از عذاب خدا حفظ نمی کند اما آن امر اول که فرمود ﴿لَّهُم عَذَابٌ فِى الحَیَاةِ الدُّنْیَا وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أشَقُّ﴾ اینها در دنیا معذب‌اند و عذاب اخروی اینها مشقتش بیشتر است نحوه تعذیب کفار را قرآن کریم با چند زبان بیان می کند گاهی می فرماید آخرت به سود پارسایان است یعنی کافر محروم است از این فیض بهره نمی برد که می فرماید ﴿وَالعَاقِبَةُ لِلمُتَّقِینَ﴾( )، یا در همین سوره رعد که بحثش قبلاً گذشت فرمود برای مؤمنین ﴿عُقْبَی الدَّارِ﴾( )، یعنی پایان این دار به نفع مؤمنین است این گرچه بشارت نسبت به مؤمنین است ولی اشعار به یأس کفار دارد یعنی کافر از این فیض محروم است این یک بیان، از این بیان تندتر دارد در سورهٴ رعد می فرماید ﴿عُقبَی الکَافِرِینَ النَّارُ﴾( )، پایان اینها آتش است یا ﴿وَلَهُم سُوءُ الدَّارِ﴾( )، که بحثش گذشت این تهدید مستقیم است گاهی می-فرماید عذاب آخرت برای اینها اشق است اما چرا عذاب آخرت برای اینها اشق است؟ قرآن کریم عذاب دنیا را نسبت به عذاب آخرت کوچک و کم می داند و عذاب آخرت را بزرگ و زیاد با اینکه عذاب دنیا گرچه مانند غرق فرعونیان باشد که ﴿فَغَشِیَهُم مِنَ الْیَمِّ مَا غَشِیَهُم﴾( )، این را کوچک می داند یا در مورد قوم عاد و ثمود که خدای سبحان آن صاعقه و آن صیحه را بر اینها مسلط کرد که ﴿سَخَّرَهَا عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیَالٍ وَثَمَانِیَةَ أیَّامٍ﴾( )، آن طوفان هوایی را بر اینها مسلط کرد که ﴿فَهَل تَرَی لَهُم مِن بَاقِیَةٍ﴾( )، چیزی از اینها باقی نگذاشت این را عذاب کوچک می داند آن عذابی که فرمود ﴿فَدَمَّرنَاهُمْ تَدْمِیراً﴾( )، آنچنان هلاکشان کردیم اینها را کم و کوچک می داند و عذاب آخرت را بزرگ و عظیم می شمارد عذاب عظیم برای آخرت است عذاب الیم برای آخرت است عذاب آخرت چیست که این قدر قرآن از آن به عظمت یاد می کند مگر سوزاندن عذاب کمی است مگر غرق کردن عذاب کمی است مگر صاعقه عذاب کمی است مگر انسان را زنده زنده زیر گور کردن عذاب کمی است عذاب آخرت چیست که از همه اینها شدیدتر است تعبیرات قرآن کریم گاهی این است که ﴿وَلَعَذَابُّ الآخِرَةِ أشَدُّ وَأبْقَی﴾( )، این در سورهٴ طه (آیهٴ 127) است فرمود ﴿وَکَذلِکَ نَجْزِی مَنْ أسْرَفَ وَلَمْ یُؤمِن بِآیَاتِ رَبِّهِ وَلَعَذَابُّ الآخِرَةِ أشَدُّ وَأبقَی﴾( )، انسانِ مسرفِ کافر را خدای سبحان به عذاب آخرت که شدیدتر از عذاب دنیاست و پایدارتر از عذاب دنیاست معذب می کند ﴿وَلَعَذَابُّ الآخِرَةِ أشَدُّ وَأبْقَی﴾( )، گاهی می فرماید گرچه اینها در دنیا معذب‌اند ولی عذاب دنیا نسبت به عذاب قیامت قابل قیاس نیست زیرا ﴿وَالسَّاعَةُ أَدْهَی وَأمَرُّ﴾( )، این در سورهٴ قمر (آیهٴ 46) است در سوره قمر مثل همین آیهٴ محل بحث از سوره رعد دو عذاب را بریا کفار مقرّر می‌فرماید هم عذاب دنیا هم عذاب آخرت در سوره رعد آیهٴ محل بحث می فرماید عذاب آخرت اشق است یعنی عذاب دنیا شاق است و عذاب آخرت اشق همین معنا را با تعبیر دیگر در سورهٴ قمر بیان می‌فرماید می‌کند که ﴿أم یَقُولُونَ نَحْنُ جَمِیعٌ مُنتَصِرٌ﴾( )، به بعد ﴿أم یَقُولُونَ نَحْنُ جَمِیعٌ مُنتَصِرٌ﴾( )، کفار می‌گویند ما با هم هستیم و جمعمان فراوان است و ما منتصریم و پیروز و منتقم .انتصار از آن ماست پیروزی و انتقام از آن ماست ولی ﴿سَیُهْزَمُ الْجَمْعُ وَیُوَلُّونَ الدُّبُرَ﴾( )، اینها جمعشان شکست می‌خورد ناچار می‌شوند که به عقب برگردند عقب‌نشینی کنند هم جمعشان پراکنده می‌شود هم مجبور به عقب نشینی و پراکندگی خواهند شد این عذاب دنیایی اینها که در دنیا شکست می‌خورند و اما عذاب آخرت ﴿بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُم﴾( )، قیامت قرارگاه عذاب اینهاست که این بل ترقی است نه صرف نظر از گذشته باشد این اضراب ترقی است نه نفی ما قبل باشد ماقبل محفوظ است به عنوان وعده الهی که کفار یقیناً شکست می‌خورند اما عذاب مهم‌تر به انتظار اینهاست وآن این است ﴿بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَی وَأمَرُّ﴾( )، قیامت از هر داهیه‌ای داهیه تر است آن مصیبت جانگداز غیر قابل تحمل را می‌گویند: داهیه هر مصیبت و حادثه را داهیه نمی نامند ولی قیامت ا ز هر داهیه‌ای ﴿أدهی﴾ است و از هر امر تلخی تلخ تر است مرارت و تلخی دنیا از هر مرارت و تلخی بیشتر داهیه قیامت هم از هر داهیه‌ای توان فرساتر ﴿وَالسَّاعَةُ أَدْهَی وَأمَرُّ﴾( )، یعنی (ادهی من کل داهیة) و (أمر من کُلّ مُر) تلخ تر از هر تلخی است و دردناک تر از هر امر دردناک است، خب اگر این چنین است که در سورهٴ رعد می‌فرماید: ﴿وَلَعَذَابُّ الآخِرَةِ أشَقُّ﴾ مشقتش بیشتر است در سوره طه می‌فرماید: ﴿وَلَعَذَابُّ الآخِرَةِ أشَدُّ وَأبْقَی﴾( )، در سورهٴ قمر می‌فرماید: ﴿بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ وَالسَّاعَةُ أَدْهَی وَأمَرُّ﴾( )، سرش چیست که این همهٴ عذاب آخرت را تشدید می‌کند؟ و در بعضی از موارد هم از آن به اینکه اکبر از دنیاست یاد می‌کند در سورهٴ سجده (آیهٴ 21) این است می فرماید این کفار که علیه اسلام به مبارزه برخاستند ﴿وَلَنُذِیقَنَّهُم مِنَ العَذَابِ الأدْنَی دُونَ العَذَابِ الأکْبَرِ لَعَلَّهُم یَرجِعُونَ﴾( )، ما اینها را به عذاب ادنی گرفتار می کنیم قبل از عذاب بزرگ‌تر تا اینها برگردند عذاب دنیا را ادنی می داند و عذاب آخرت را اکبر مناسب با ادنا ابعد است مناسب با اکبر اصغر از اینکه فرمود ﴿وَلَنُذِیقَنَّهُم مِنَ العَذَابِ الأدْنَی دُونَ العَذَابِ الأکْبَرِ﴾( )، از اینجا معلوم می شود که عذاب دنیا نسبت به عذاب آخرت هم اصغر است چون او اکبر است هم ادنا است (چون) او ابعد است یعنی عذاب دنیا نزدیک است و کوچک عذاب آخرت دور است و بزرگ منتها این تناسب در این آیهٴ رعایت نشده نفرمود ما عذاب اصغر را به اینها می چشانیم دون العذاب الاکبر در برابر اکبر اصغر را ذکر نفرمود فرمود عذاب نزدیک‌تر در برابر نزدیک‌تر دورتر است باید بفرماید دون العذاب الابعد این تناسب هم رعایت نشده نفرمود ما این عذاب ادنا را اوّل می چشانیم قبل از عذاب ابعد درباره دنیا که دو صفت دارد عذابش یکی اینکه اصغر است یکی اینکه ادنا ادنا را انتخاب فرمود درباره آخرت که دو صفت دارد یکی اکبر است یکی ابعد یکی را انتخاب فرمود که اکبر باشد چون مقام مقام تهدید است در مقام انذار و تهدید شایسته نیست انسان بگوید عذاب کوچک‌تر باید بگوید عذاب نزدیک‌تر در مقام تهدید نباید گفت عذاب دورتر باید گفت عذاب بزرگ‌تر این است که این دو صفتی که برای عذاب دنیاست یکی اصغر و یکی ادنا آن ادنا انتخاب شد و آن دو صفتی که برای عذاب آخرت است یکی اینکه اکبر است یکی اینکه ابعد آن اکبر انتخاب شد این نکته ای است که باید با بلاغت سازگار باشد یعنی طوری که مقتضای حال را تفهیم کند حال حال انذار است و تخویف در حال تهدید و تخفیف نمی گویند عذاب کوچکتر می گویند عذاب نزدیکتر نمی گویند عذاب دورتر می گویند عذاب بزرگ‌تر این است که فرمود ﴿وَلَنُذِیقَنَّهُم مِنَ العَذَابِ الأدْنَی﴾( )، نه عذاب اصغر ﴿دُونَ العَذَابِ الأکْبَرِ﴾( )، نه عذاب ابعد ولی از این معنا روشن می-شود که عذاب دنیا نسبت به عذاب آخرت اصغر است و عذاب آخرت اکبر است ﴿وَلَنُذِیقَنَّهُم مِنَ العَذَابِ الأدْنَی دُونَ العَذَابِ الأکْبَرِ لَعَلَّهُم یَرجِعُونَ﴾( )، پس عذاب آخرت اشق است دنیا شاق عذاب آخرت اشد است دنیا شدید عذاب آخرت اکبر است عذاب دنیا کبیر عذاب آخرت ادهاست عذاب دنیا داهیه عذاب آخرت امرّ است عذاب دنیا مر اینها اگر تلخ‌اند آنجا تلخ‌تر است و هکذا (همچنین) چرا این چنین خدای سبحان عذاب آخرت را با این عظمت می ستاید ؟ برای اینکه در دنیا هر نحوه تعذیبی که محقق بشود آن نحوه تعذیب به اذن خدا مقدور دیگران است اگر سوزاندن است کافر هم می تواند مؤمن را بسوزاند انسانی هم می تواند انسان را در آتش بسوزاند و مانند آن اگر غرق کردن است مقدور دیگران هم است باذن الله و مانند آن در قیامت یک نحوه تعذیبی است که خدا می فرماید هیچ کس این طور نمی تواند عذاب بکند هیچ عذاب کننده ای این طور که من عذاب می‌کنم نمی تواند عذاب بکند ﴿فَیَومَئِذٍ لا یُعَذِّبُ عَذَابَهُ أحَدٌ ٭ وَلاَ یُوثِقُ وَثَاقَهُ أحَدٌ﴾( )، این در پایان سوره فجر است در پایان سورهٴ فجر این چنین آمده که ﴿یَومَئِذٍ یَتَذَکَّرُ الإِنسَانُ وَأنّی لَهُ الذِّکرَی ٭ یَقُولُ یَا لَیتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیَاتِی﴾( )، معلوم می شود دنیا عالم حیات نبود که حیات بالقول المطلق مربوط به آخرت است که می گوید أی کاش من برای زندگیم پیش‌فرستی تهیه می کردم ﴿فَیَومَئِذٍ لا یُعَذِّبُ عَذَابَهُ أحَدٌ ٭ وَلاَ یُوثِقُ وَثَاقَهُ أحَدٌ﴾( )، هیچ کسی نمی تواند مانند خدا عذاب کند و هیچ کسی نمی تواند مانند خدا انسان را در بند قرار بدهد در دنیا هر کس گرفتار می شود یا چون در راه حق قیام کرده است آن امید پاداش این رنج را برای او تحمل پذیر می کند می گوید این رنج موقت را تحمل می کنم برای آن سعادت ابد بنابراین درد خیلی کم احساس می شود چون عذاب که معنای تکه‌تکه کردن بدن و قطع کردن بدن و مانند ذلک نیست عذاب یک امر ادراکی است اگر روح ادراک نکند که عذابی درکار نیست لذا اینها را که بی‌هوش می کنند و جراحی می کنند و بدنشان را قطعه قطعه می کنند اینها احساسی ندارند دردی ندارند تا انسان درک نداشته باشد رنجی نیست و اگر به امید یک آینده باموفقیتی این درد را تحمل بکند این درد برای او قابل تحمل است یعنی کم درک می کند لذا شهدا آنهایی که به مقام شهود کامل رسیدند که اصلا درد احساس نمی کنند آنهایی هم که در بین راه اند درد احساس می کنند اما نه چندان هیچ دردی برای شهید به آن معنا نیست و اگر کسی به راه باطل رفت و گرفتار انتقام شد که (زین لهم مکرهم) یا (کفرهم) این هم گرفتار یک واهمه است که تاریخ در آینده برای ما پیروزی قائل است عده أی هم به دنبال ما حرکت می کنند همین اوهامی که دام کفار و منافقین بود و است این وهم نمی گذارد آنها عذاب را درست درک بکنند به این وهم که آینده خوب و تاریخ خوب به انتظار آنهاست و‌برای اینهاست این از لحاظ درک از لحاظ واقعیت خارج عذاب برای کافر یا غیر کافر در دنیا بیش از چند لحظه نیست بالاخره می میرد وقتی مرد دردی احساس نمی کند انسان که مرد دردی احساس نمی کند این کسی را که می سوزانند این همان لحظات اول درد احساس می کند وقتی که حیاتش را از دست داد چه دردی احساس می کند این دو چیز در دنیا هست لذا عذاب دنیا را کوچک و عذاب دنیا را شاق و مانند آن قرار می دهد اما چرا عذاب آخرت اشد و اشق و ادهی و امرّ و امثال ذلک است در آخرت یک کافر و منافق وقتی که معذّب می شود آن روز برایش روشن شد که بیراه می رود نه امید آینده دارد نه می تواند با این عملش کسی را فریب بدهد چون تمام حق برای او روشن شد آن روز حق برای همگان روشن شد ﴿ذلِکَ الیَوْمُ الْحَقُّ﴾( )، چیزی مخفی نیست پس وهم را در آن روز راهی نیست خیال را در آن روز راهی نیست تاریخ آیندگان درباره ما قضا و حکم می کنند در آنس راهی نیست این گونه از اوهام که باعث خفت درد باشد درک باشد در آنجا نیست و از طرفی هم تمام شدنی نیست این عذاب مگر مثل عذاب دنیاست که انسان وقتی وارد آتش شد بسوزد و بمیرد و از بین برود ﴿ثُمَّ لاَ یَمُوتُ فِیهَا وَلاَ یَحْیَی﴾( )، اینکه از بین نمی رود که این همیشه دارد عذاب می کشد بنابراین عذاب قیامت نسبت به عذاب دنیا اصلا قابل فرض نیست حالا اگر این مسائل برای یک انسان روشن شد و انسان بیراهه رفت در روایات معصومین (علیهم السلام) می‌فرمایند اینها دیوانه اند آیا تعبیر بجاست یا نه که می فرماید اینها عاقل نیستند اگر در سوره اعلی می‌فرماید ﴿ثُمَّ لاَ یَمُوتُ فِیهَا وَلاَ یَحْیَی﴾( )، یعنی (لا یموت فیها لیستریح ولا یحیی حیاة طیبة) نه می میرد که راحت بشود نه حیات گوارا دارد همواره در حال عذاب است این است که در سوره طه فرمود این ابقاست این می ماند قابل زوال نیست انسانی که می سوزد و نمی میرد با انسانی که همین که افتاد و سوخت چند لحظه بعد می میرد خب یقینا عذابها فرق می کند این است که قابل قیاس نیست نسبت به عذاب دنیا این طور نیست که حالا آدم بتواند یک روزش را لا اقل تحمل بکند عذاب دنیا در این آتشها انسان بعد از چند لحظه شاید به ساعت نکشد بعد از چند لحظه می میرد وقتی هم که مرد دیگر احساس و درکی ندارد درک که نبود عذابی نیست این همه چوبها را می سوزانند مگر چوبها معذب اند ؟ عذاب مربوط به درک است وقتی این رابطه قطع شد آدم درکی ندارد این دو راه و از طرفی هم یک عذابی در قیامت هست که نمونه اش (را) ما در دنیا نداریم که بگوییم مثل این است و آن عذاب روحی است آن ﴿نَارُ اللهِ المُوقَدَةُ ٭ الَّتِى تَطَّلِعُ عَلَی الأفْئِدَةِ﴾( )، است آن غیر از نار جهنم است آن ناری است که به الله اسناد داده شده به علّت فاعلی نسبت داده شده آن ﴿نَارُ اللهِ المُوقَدَةُ﴾( )، است که فؤاد و روح را می سوزاند ما در دنیا بعضی از چیزهایی که نمونه هایی از عذاب روحی باشد داریم نظیر خجالت نظیر غم و اندوه و مانند آن اما اینها با بسیاری از خاطرات درونی همراه است که نمی گذارد انسان درست درک بکند گاهی که خجل می شود گاهی که غمگین می شود این اندوه و انفعال عذاب روحی است اما با چندین توجیه گریها ممکن است که این عذاب سرپوش داشته باشد لذا آن طوری که هست آدم احساس نکند در قیامت صاف روشن می شود نه آینده ای در پشت سر دارد نه می تواند توجیه کند بنابراین روز ظهور حق است و آن ﴿نارُ اللهِ﴾ احدی قابل تحمل آن را ندارد ﴿لا یُعَذِّبُ عَذَابَهُ أحَدٌ ٭ وَلاَ یُوثِقُ وَثَاقَهُ أحَدٌ﴾( )، این می شود عذاب آخرت اشق یعنی گرچه عذاب دنیا شاق است ولی عذاب آخرت اشق است در همان جریان عقیل که حضرت علی (سلام الله علیه) آن آهن را گداخت و کنار دستش گذاشت یک برخوردی کرد و داد عقیل درآمد فرمود «أتئن مِنَ الأذی ولا ائن من اللظی»( )، استدلال حضرت این است که تو از آتشی که انسان افروخت نمی-توانی تحمل کنی من از آتشی که جبار او یعنی خدایی که به اسم جبار ظهور کرد او افروخت چگونه تحمل کنم اصلاً قابل تحمل نیست استدلال حضرت این است نه اینکه در آخرت هم یک آهن گداخته است در دنیا هم یک آهن گداخته مثل هم اند اگر مثل هم بودند این همه تعبیرات قرآن کریم که ادها است امرّ است اشدّ است ابقاست اشق است این که نبود که بنابراین یک چنین صحنه ای در دنیا میسور نیست تا اینکه عذاب دنیا مثل عذاب آخرت باشد قهراً این چنین خواهد شد که ﴿وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أشَقُّ﴾ یعنی شاق‌تر از عذاب دنیاست آن مقداری که بیشتر از عذاب دنیاست آن مقدار قابل تبیین نیست که چه انداره مشقتش بیشتر است
سؤال ... جواب: نه واقعیت خارجی هم تصدیق می کند آیهٴ قرآن کریم را کفار همیشه گرفتار دو عذاب اند یا به جان هم اند یا مقهور مسلمین در ذیل آیهٴ کریمه ﴿وَکَذلِکَ نُوَلِّی بَعْضَ الظَّالِمِینَ بَعْضاً﴾( )، آنجا امام باقر (سلام الله علیه) می‌فرماید که سنت خدا هم بر این است که از کافر به وسیله کافر انتقام بگیرد به جان هم‌اند اینها همواره دارند کشته می دهند کدام یک از اینها سالم ماندند ؟
سؤال ... جواب: اینها که در برابر ادیان الهی نایستادند مثل ﴿ذَرهُم یَأکُلُوا وَیَتَمَتَّعُوا وَیُلهِهِمُ الأمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ﴾( )، برای آنهاست.
سؤال ... جواب: آخر آنها در برابر، مثل یک حیوان اند دیگر آنها کاری به کار کسی ندارند درباره آنها می-فرماید ﴿ذَرهُم یَأکُلُوا وَیَتَمَتَّعُوا وَیُلهِهِمُ الأمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ﴾( )، اما آن که در برابر وحی الهی ایستاده است معذب به عذابین است یا پیروزی مستقیم اسلام بر آنها یا سلطه کافر بر کافر سلطه کافر بر کافر را امام پنجم (سلام الله علیه) در ذیل آیهٴ ﴿وَکَذلِکَ نُوَلِّی بَعْضَ الظَّالِمِینَ بَعْضاً﴾( )، آنجا بیان می فرماید بنابراین کافر که بخواهد دست به ستم دراز کند به دو عذاب معذب است یک کافری که مثل حیوان دارد زندگی می کند خب نظیر حیوانات است دیگر چه فرقی بین یک کافری که در لاک خود خزیده است با یک حیوانی که در آشیانه خود آرمیده؟ هیچ فرقی این مربوط به امر اول در این آیهٴ ﴿لَّهُم عَذَابٌ فِى الحَیَاةِ الدُّنْیَا وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أشَقُّ﴾ و اما اینکه فرمود ﴿وَمَا لَهُم مِنَ اللهِ مِن وَاقٍ﴾ هیچ کسی جلوی عذاب الهی را نمی تواند بگیرد ظاهر این جمله اخیر مطلق است هم نسبت به عذاب دنیا هم نسبت به عذاب آخرت اگر گروهی مستحق عذاب دنیا شدند هیچ کسی آنها را حفظ نمی کند و اگر سخن از عذاب آخرت هست استحقاق عذاب آخرت هست هیچ کسی واقی و حافظ اینها نیست تنها یک چیز است که حافظ انسان است و آن تقوای خود انسان است وقایت انسان پرهیز انسان حافظ خود انسان است ولاغیر اینکه اگر خدای سبحان اراده تعذیب کرد نه کسی آنها را از عذاب دنیا حفظ می کند نه از عذاب آخرت آیات قرآن کریم تقریباً چند طایفه است بعضی از آیات اند که درباره خصوص عذاب دنیا آمد اند که کسی آنها را از عذاب دنیا حفظ نمی کند بعضی ها در خصوص عذاب آخرت است که در آخرت اینها حافظی ندارند بعضی ها مثل این آیهٴ جامع و مطلق بین العذابین است یعنی نه در دنیا اینها حافظی دارند نه در آخرت اینها حافظی دارند در سورهٴ غافر این چنین آمده است سوره غافر (آیهٴ 21) این است که مربوط به عذاب دنیاست ﴿أوَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الأَرْضِ فَیَنظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ کَانُوا مِن قَبلِهِمْ کَانُوا هُم أشَدَّ مِنْهُم قُوَّةً وَآثَاراً فِی الأَرْضِ فَأخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِم وَمَا کَانَ لَهُم مِنَ اللهِ مِن وَاق﴾( )، فرمود اینها چرا سیر در زمین نمی کنند نه تنها چرا کتاب تاریخ نمی خوانند کتاب تاریخ یک گوشه از جریان را حل می کند حضور در صحنه و موفقیت اراده الهی را دیدن گوشه دیگر را تبیین می کند می فرماید اینها هم بروند ببینند خدا چه کرد و چگونه به حیات کفار خاتمه داد ﴿أوَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الأَرْضِ فَیَنظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ کَانُوا مِن قَبلِهِمْ کَانُوا هُم أشَدَّ مِنْهُم قُوَّةً وَآثَاراً فِی الأَرْضِ﴾( )، آنها که قبلا معذب شدند و از بین رفتند از کسانی که فعلاً در برابر وحی به مبارزه برخاستند قدرتمندتر بودند آثارشان هم بیشتر بود ﴿فَأخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِم وَمَا کَانَ لَهُم مِنَ اللهِ مِن وَاق﴾( )، روز خطر هیچ عاملی اینها را از عذاب الهی حفظ نکرد تحت وقایت و حفظ هیچ چیز نبودند این عذاب دنیا استدلال هم می فرماید ﴿ذلِکَ بِأنَّهُمْ کَانَت تَأتِیهِمْ رُسُلُهُم بِالبَیِّنَاتِ فَکَفَرُوا فَأخَذَهُمُ اللهُ إِنَّهُ قَوِىٌّ شَدِیدُ الْعِقَابِ﴾( )، درباره عذاب آخرت که آیات فراوانی هست که عذاب آخرت هرگز از کفار دو نخواهد بود در سورهٴ معارج آیهٴ دوم ﴿سَألَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ ٭ لِلْکَافِرِینَ لَیْسَ لَهُ دَافِعٌ ٭ مِنَ اللهِ ذِى الْمَعَارِجِ﴾( )، چه زمانی؟ ﴿تَعرُجُ المَلاَئِکَةُ وَالرُّوحُ إِلَیْهِ فِى یَوْمٍ کَانَ مِقْدَارُهُ ألفَ سَنَةٍ﴾( )، که این ناظر به عذاب آخرت است هیچ دافعی برای عذاب اخروی ندارند که جلوی آن عذاب را بگیرد و این قسمت از آیات کم نیست آیاتی که دلالت بکند بر اینکه عذاب خدا قابل دفع نیست عذابی که برای کفار خدای سبحان تنظیم فرمود در سورهٴ طور این چنین آمده که آیهٴ هشت سوره طور ﴿إِنَّ عَذَابَ رَبِّکَ لَوَاقِعٌ ٭ مَا لَهُ مِن دَافِعٍ﴾( )، چه کسانی این عذاب واقع می شود ﴿یَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً﴾( )، اگر این بعد نبود خوب انسان به اطلاقش تمسک می کرد اما بعد ظرف این عذاب است چه زمانی این عذاب واقع می شود ﴿یَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً﴾( )، آن روزی که آسمانها می لرزند که ناظر به عذاب آخرت است بنابراین عذاب الهی نه عذاب دنیوی اش نه عذاب اخروی اش هیچ کدام قابل دفع نیست اینها آیاتی بود که یا درباره عذاب دنیا بود یا درباره عذاب آخرت و اما آنچه که جامع هر دو است همین آیه سورهٴ رعد است که محل بحث است فرمود ﴿لَّهُمْ عَذَابٌ فِى الحَیَاةِ الدُّنْیَا﴾ یک ﴿وَلَعَذَابُ الآخِرَةِ أَشَقُّ﴾ دو ﴿وَمَا لَهُم مِنَ اللهِ مِن وَاقٍ﴾ این ﴿وَمَا لَهُم مِنَ اللهِ مِن وَاقٍ﴾ جامع هر دو است نه عذاب اولی نه عذاب دومی هیچ کدام از اینها دفع نمی شود و کسی اینها را حفظ نمی‌کند تنها یک عامل است که انسان را حفظ می کند و آن را در سورهٴ تحریم بیان فرمود آیهٴ ششم سورهٴ تحریم که فرمود ﴿یَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أنفُسَکُم وَأهْلِیکُم نَاراً﴾( )، ‌خودتان را حفظ کنید خودتان و تا آنجایی که میسور است اهلتان را حفظ کنید آن ناری که آتشگیره اش مردم اند وسنگها ﴿وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ﴾( )، وقود آن آتشگیره است آتشگیره آن هیزمهای بزرگی اند که اینها آتششان خاموش نمی شود تا یک مدت زیاد می ماند این هیزمهای کوچک که پژمرده شده اند خاکستر شده اند اگر بخواهند هیزم جدید بیاورند آتش روشن کنند آن آتشگیره که مثلاً تنه یک درخت بزرگی است آن هنوز دارای آتش است این هیزمهای بعدی را با آتش آن می گیرانند آن ریشه و آن تنه درختهای بزرگ اینها را می گویند آتشگیره وقود این است که دیگران را با آن می سوزانند ﴿فَقَاتِلُوا أئِمَّةَ الکُفْرِ﴾( )، اینها در دنیا هم وقود بودند در آخرت هم وقود اند یک وقت انسان خودش می سوزد دیگران را هم می سوزاند در قیامت هم وقود می شود یک وقت نه یک هیزمی است که فقط خودش می سوزد فرمود در آنجا وقودش مردمی هستند این چنین اما این مردم چه کسی هستند این را نمونه هایش را ذکر فرمود، فرمود ﴿کَدَأبِ آلَ فِرْعَوْنَ﴾( )، در بعضی از آیات وقتی وقود را تبیین می کند می فرماید ﴿هُم وَقُودُ النَّارِ﴾( )، یا ﴿کَدَأبِ آلَ فِرْعَوْنَ﴾( )، تصریح می کند آن وقود اینهایند آن وقتی که این چراغهای نفتی و وسایل صناعی نبود یا الآن هم آنجاهایی که این وسایل صناعی نرفته با هیزم که نیازهایشان را رفع می کنند آن تنه های درخت را آن ریشه های درخت را که قوی است و می ماند آنها را به عنوان وقود در اجاق نگه می دارند آنها چند شبانه روز روشن است آن هیزمهای کوچک را به وسیله این مشتعل می کنند در قیامت هم وقود جهنم آن ائمه کفرند وقتی قرآن وقود را یک جا معرفی می کند می فرماید وقودش مردم اند جای دیگر هم نشانه ذکر می کند وقتی جریان فراعنه را ذکر می کند می فرماید ﴿هُم وَقُودُ النَّارِ﴾( )، اینهاید یا ﴿کَدَأبِ آلَ فِرْعَوْنَ﴾( )، در چند جا فراعنه را ﴿وَقُودُ النَّارِ﴾ می داند این ائمهٴ کفر را بنابراین هیچ واقی نیست مگر تقوای خود آدم که فرمود فقط خودتان را باید حفظ کنید در روز خطر کسی واقی شما باشد نیست تنها تقوای خود شما حفظ خود شماست که شما را از این عذابین نجات می دهد ﴿قُوا أنفُسَکُم وَأهْلِیکُم نَاراً وَقُودُهَا النَّاسُ وَالْحِجَارَةُ﴾( )، و این هم روشن است که چرا هیچ کسی واقی نیست .
سؤال ... جواب: در دنیا آن بدنه کار گفته شد که از دیگران هم بر می آید یا در دنیا هم میسر است والا عذاب که میسر نیست آن کسی که درک نمی کند عذاب را اگر عشق شهادت دارد اصلاً این تیر را درک نمی کند یا اگر آن تیر را از پایش می کشند در حال نماز، احساس نمی کند آن که عذاب ندارد آنکه از دیگران ساخته است این است که این جسم را بیازارند یعنی قطعه قطعه کنند مجروح کنند مصدوم کنند و مانند آن این که عذاب نیست عذاب مربوط به درک است اگر پای کسی را قطع کردند او احساس نکرد قلبش متوجه معبود خودش بود اینکه عذاب نمی بیند که این چه عذابی دارد ؟
سؤال ... جواب: نسبت به اینها که این حال را دارند اصلاً عذاب نیست نسبت به دیگران هست منتها کم آن ساحرانی که حسن ختام نصیبشان شد و ایمان آوردند به فرعون گفتند ﴿فَاقْضِ مَا أنتَ قَاضٍ إِنَّمَا تَقْضِى هذِهِ الحَیَاةَ الدُّنیَا﴾( )، هر چه می خواهی بکنی بکن گفت دست می برم سر می برم ﴿وَلأصَلِّبَنَّکُمْ فِى جُذُوعِ النَّخْلِ﴾( )، آویزان می کنم گفتند ﴿فَاقْضِ مَا أنتَ قَاضٍ﴾( )، هر چه می خواهی بکن چرا برای اینکه ﴿إِنَّمَا تَقْضِى هذِهِ الحَیَاةَ الدُّنیَا﴾( )، فقط همین چند روز است دیگر بالاخره کشتی ما که نمی مانیم که می میریم دیگر دیگر دردی نیست .
سؤال ... جواب: بله نه اینکه هیچ احساس نباشد اما انسان وقتی هم به جای عالی‌تر رسید به مقام والا رسید اصلاً احساس هم نمی کند در جریان شهدای کربلا از امام باقر (علیه السلام) سؤال کردند اینها چه احساسی داشتند فرمود درد احساس نمی کردند مثل اینکه آدم با دو تا انگشت خودش گوشت یک انگشت را یک قدری فشار دهد همین قدر .
سؤال ... جواب: نه صحبت این نیست که من الله است یا من غیر الله صحبت این است که چرا عذاب آخرت اشق است اشد است ابقاست ادهاست امر است چرا آن عذابی که در قیامت هست در دنیا اصلاً نمونه اش نیست صحبتش این است و اگر تمام موجودات سپاهیان حق اند و خدای سبحان اراده تعذیب کرد چه موجودی می تواند جلوی اراده خدا را بگیرد لذا واقی فرض ندارد این نکره در سیاق نفی در حقیقت نفی جنس است اصلاً واقی فرض ندارد چه کسی حفظ بکند چون همه که دارند مأموریت الهی را انجام می دهند کسی می تواند جلوی اراده خدا را بگیرد؟ نه خود این شخص معذب و نه دیگران برای اینکه خود این شخص معذب مانند دیگران همه وهمهٴ مأموران الهی‌اند که ﴿وللهِ جُنُودُ السَّماوَاتِ وَالأرْضِ﴾( )، اگر همه جند الهی‌اند و دارند دستور حق را اجرا می کنند فرض ندارد کسی در برابر امر اله مقاومت کند و جلوی او را بگیرد لذا به عنوان نکره در سیاق نفی نظیر نفی حقیقت جنس در این گونه از موارد می فرماید ﴿وَمَا لَهُم مِنَ اللهِ مِن وَاقٍ﴾ اعاذنا الله من شرور انفسنا.
برای همهٴ شهدا مخصوصاً طلبه هایی که اخیراً رفتند یک فاتحه ای هم قرائت بفرمایید.

« والحمد لله رب العالمین »

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 33:30

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

    تاکنون نظری ثبت نشده است

تصاویر

پایگاه سخنرانی مذهبی