- 58
- 1000
- 1000
- 1000
جایگاه شهادت طلبی در مکتب عاشورا
سخنرانی حجت الاسلام علی علیزاده با موضوع"جایگاه شهادت طلبی در مکتب عاشورا"، سال 1405
یکی از قواعدِ کلی که اهل بیت علیهم السلام بر آن تأکید فراوان دارند، این اصل است که «إِنَّ دِینَ اللَّهِ لَا یُقَاسُ بِالْعُقُولِ»؛ یعنی دین خدا با عقلِ بشری سنجیده نمیشود. وسعتِ دین، فراتر از گنجایشِ عقلِ محدودِ ماست. در دین، هیچگاه چیزی برخلافِ عقل وجود ندارد، اما بسیاری از حقایق و حکمتهایِ دینی، فراتر از درکِ عقل هستند. شخصی در زمانِ امام صادق علیه السلام، ادعای فقاهت داشت و با تکیه بر «قیاس» فتوا میداد. امام از او پرسیدند که قتلِ یک انسان مهمتر است یا زنا؟ او پاسخ داد که قتل مهمتر است. امام فرمودند: پس چرا برای اثباتِ قتل، دو شاهد کافی است، اما برای اثباتِ زنا، چهار شاهدِ خاص لازم است؟ سپس پرسیدند که نماز مهمتر است یا روزه؟ او گفت نماز. امام فرمودند: پس چرا قضای نماز بر زنِ حائض واجب نیست، اما قضای روزه واجب است؟ این مرد در پاسخ ماند. نتیجه آنکه دینِ خدا بسیار پیچیده تر از آن است که با عقلِ کوچکِ بشری به طور کامل قابلِ هضم باشد. عقل باید در خدمتِ وحی باشد، نه حاکم بر آن.
روایاتِ معصومین دربارهٔ امام حسین علیهالسلام، گاه فراتر از درکِ عقلِ ماست. برای نمونه، امام صادق علیهالسلام فرمودهاند که اگر کسی تواناییِ زیارتِ کربلا داشته باشد و نرود، هرچند اهلِ جهنم نیست، اما از «رفغانِ بهشت» (مقاماتِ عالیِ بهشتی) محروم میشود. همچنین روایت شده که کسی که به زیارتِ حسین برود و در همان سفر از دنیا برود، جبرئیل از تشییع کنندگانِ اوست. نیز فرمودهاند که یک قطره اشک برای حسین، جهنم را خاموش میکند. اینگونه امور، هرچند برای عقلِ ما سنگین است، اما در مکتبِ اهل بیت، حقیقتی انکارناپذیر است.
برای درکِ بهتر، دو روایت با یکدیگر مقایسه میشود:
روایتِ اوّل: در خطبهٔ 109 نهجالبلاغه، حضرت امیرالمومنین علیهالسلام، لحظاتِ احتضارِ انسان را توصیف میکنند. ایشان میفرمایند که نخست، قدرتِ تکلم (زبان) از کار میافتد؛ سپس گوش و پس از آن، چشم. در آن هنگام، انسان میان حسرتِ گذشته و هراس از آینده، سرگردان است.
روایتِ دوم: شخصی به نام «مُسمِع» به امام صادق علیه السلام عرض کرد که به دلیلِ حضورِ ناصبی ها در بصره، نمیتواند به زیارتِ کربلا برود. امام به او فرمودند که اگر نمیتوانی بروی، در خانه بنشین و برای جَدّم حسین، روضه بخوان و اشک بریز. حتی چند بیت شعر حفظ کن و با خود زمزمه کن. امام صادق به مسمع بشارت دادند که در لحظهٔ احتضار، پیش از فرشتهٔ مرگ، پیغمبر اکرم و امیرالمومنین به دیدارش خواهند آمد، چرا که او بر مصائبِ حسین گریسته است. راوی میگوید که روزی نزدِ امام صادق علیهالسلام رفت و دید که حضرت در تعقیبِ نماز، دست به آسمان بلند کرده و چنین دعا میکند: «خدایا، به صورتهایی که در راهِ کربلای جَدّم حسین، زیرِ آفتابِ سوزان می سوزند، رحم کن که در آتشِ جهنم نسوزند.» حضرت ابراهیم خلیل الله، پس از قربانیِ اسماعیل، غمگین بود. جبرئیل از او پرسید که آیا خود و اسماعیل را بیشتر دوست دارد یا حسینِ بن علی را؟ ابراهیم پاسخ داد که هزار جان، فدایِ نامِ حسین و اسماعیلش فدایِ حسین. آنگاه جبرئیل مصائبِ حسین را به او نشان داد و ابراهیم به ناله درآمد و گفت که ذبحِ حقیقیِ او، حسین بوده است، نه اسماعیل. در روایتِ دیگری از امام صادق علیهالسلام آمده که در روزِ قیامت، همه از یکدیگر می گریزند، اما گروهی که در دنیا بر مصائبِ حسین گرد هم می آمدند و اشک میریختند، یکدیگر را میجویند و در صحرایِ محشر، مجلسِ روضهٔ ابی عبدالله را برپا می کنند. خداوند دستور میدهد که درهایِ بهشت گشوده شود و آنان را دعوت کنند، اما ایشان می گویند: «نَحنُ عُشّاقُ الحُسَین»؛ ما عاشقانِ حسینیم و بهشتِ ما، حسینِ بن علی است.
یکی از قواعدِ کلی که اهل بیت علیهم السلام بر آن تأکید فراوان دارند، این اصل است که «إِنَّ دِینَ اللَّهِ لَا یُقَاسُ بِالْعُقُولِ»؛ یعنی دین خدا با عقلِ بشری سنجیده نمیشود. وسعتِ دین، فراتر از گنجایشِ عقلِ محدودِ ماست. در دین، هیچگاه چیزی برخلافِ عقل وجود ندارد، اما بسیاری از حقایق و حکمتهایِ دینی، فراتر از درکِ عقل هستند. شخصی در زمانِ امام صادق علیه السلام، ادعای فقاهت داشت و با تکیه بر «قیاس» فتوا میداد. امام از او پرسیدند که قتلِ یک انسان مهمتر است یا زنا؟ او پاسخ داد که قتل مهمتر است. امام فرمودند: پس چرا برای اثباتِ قتل، دو شاهد کافی است، اما برای اثباتِ زنا، چهار شاهدِ خاص لازم است؟ سپس پرسیدند که نماز مهمتر است یا روزه؟ او گفت نماز. امام فرمودند: پس چرا قضای نماز بر زنِ حائض واجب نیست، اما قضای روزه واجب است؟ این مرد در پاسخ ماند. نتیجه آنکه دینِ خدا بسیار پیچیده تر از آن است که با عقلِ کوچکِ بشری به طور کامل قابلِ هضم باشد. عقل باید در خدمتِ وحی باشد، نه حاکم بر آن.
روایاتِ معصومین دربارهٔ امام حسین علیهالسلام، گاه فراتر از درکِ عقلِ ماست. برای نمونه، امام صادق علیهالسلام فرمودهاند که اگر کسی تواناییِ زیارتِ کربلا داشته باشد و نرود، هرچند اهلِ جهنم نیست، اما از «رفغانِ بهشت» (مقاماتِ عالیِ بهشتی) محروم میشود. همچنین روایت شده که کسی که به زیارتِ حسین برود و در همان سفر از دنیا برود، جبرئیل از تشییع کنندگانِ اوست. نیز فرمودهاند که یک قطره اشک برای حسین، جهنم را خاموش میکند. اینگونه امور، هرچند برای عقلِ ما سنگین است، اما در مکتبِ اهل بیت، حقیقتی انکارناپذیر است.
برای درکِ بهتر، دو روایت با یکدیگر مقایسه میشود:
روایتِ اوّل: در خطبهٔ 109 نهجالبلاغه، حضرت امیرالمومنین علیهالسلام، لحظاتِ احتضارِ انسان را توصیف میکنند. ایشان میفرمایند که نخست، قدرتِ تکلم (زبان) از کار میافتد؛ سپس گوش و پس از آن، چشم. در آن هنگام، انسان میان حسرتِ گذشته و هراس از آینده، سرگردان است.
روایتِ دوم: شخصی به نام «مُسمِع» به امام صادق علیه السلام عرض کرد که به دلیلِ حضورِ ناصبی ها در بصره، نمیتواند به زیارتِ کربلا برود. امام به او فرمودند که اگر نمیتوانی بروی، در خانه بنشین و برای جَدّم حسین، روضه بخوان و اشک بریز. حتی چند بیت شعر حفظ کن و با خود زمزمه کن. امام صادق به مسمع بشارت دادند که در لحظهٔ احتضار، پیش از فرشتهٔ مرگ، پیغمبر اکرم و امیرالمومنین به دیدارش خواهند آمد، چرا که او بر مصائبِ حسین گریسته است. راوی میگوید که روزی نزدِ امام صادق علیهالسلام رفت و دید که حضرت در تعقیبِ نماز، دست به آسمان بلند کرده و چنین دعا میکند: «خدایا، به صورتهایی که در راهِ کربلای جَدّم حسین، زیرِ آفتابِ سوزان می سوزند، رحم کن که در آتشِ جهنم نسوزند.» حضرت ابراهیم خلیل الله، پس از قربانیِ اسماعیل، غمگین بود. جبرئیل از او پرسید که آیا خود و اسماعیل را بیشتر دوست دارد یا حسینِ بن علی را؟ ابراهیم پاسخ داد که هزار جان، فدایِ نامِ حسین و اسماعیلش فدایِ حسین. آنگاه جبرئیل مصائبِ حسین را به او نشان داد و ابراهیم به ناله درآمد و گفت که ذبحِ حقیقیِ او، حسین بوده است، نه اسماعیل. در روایتِ دیگری از امام صادق علیهالسلام آمده که در روزِ قیامت، همه از یکدیگر می گریزند، اما گروهی که در دنیا بر مصائبِ حسین گرد هم می آمدند و اشک میریختند، یکدیگر را میجویند و در صحرایِ محشر، مجلسِ روضهٔ ابی عبدالله را برپا می کنند. خداوند دستور میدهد که درهایِ بهشت گشوده شود و آنان را دعوت کنند، اما ایشان می گویند: «نَحنُ عُشّاقُ الحُسَین»؛ ما عاشقانِ حسینیم و بهشتِ ما، حسینِ بن علی است.


تاکنون نظری ثبت نشده است