display result search
منو
زندگی پس از زندگی - طعم میوه

زندگی پس از زندگی - طعم میوه

  • 1 تعداد قطعات
  • 59 دقیقه مدت قطعه
  • 112 دریافت شده
قسمت بیست و یکم از سری چهارم برنامه زندگی پس از زندگی؛ تجربه گر: آقای عبدالکریم حاجی زاده از شهر اردکان

«زندگی پس از زندگی» برنامه ای متفاوت درباره مرگ و عالم ماوراء است؛ روایت افرادی که در تجربه ی نزدیک به مرگ، بصورت موقت از کالبد جسم خارج شده و عالم برزخ را درک کرده و بازگشتند. مخاطبان در این برنامه، مهمان روایت های شگفت انگیز تجربه گران از عالم غیب می‌شوند.

در این قسمت روایت تجربه ی نزدیک به مرگ آقای عبدالکریم حاجی زاده را می شنویم:
تصادف با موتور و بیهوش شدن در صحنه تصادف و با رسیدن آمبولانس خروج موقت روح از بدن و مشاهده جسم و مردمی که دور آن جمع شده اند
همزمان با بسته شدن درب آمبولانس وارد شدن به فضایی تاریک و ترس از سرگردانی و تنهایی تا اینکه متوجه شخصی شدم که گفت از طرف خدا برای راهنمایی تو آمده ام و همراه او شدم و از کودکی زندگی گذشته ام در همان محیط تاریک مرور شد
با مشاهده هر گناهی آتش می گرفتم تا اینکه به کارهای بعدی که می رسید خاموش می شدم و عده ای را می دیدم که داخل لجن عذاب می شدند و از گناهانشان پرسیدم و بعد هم در بیابانی سوزان و خشک عده دیگری را دیدم که بخاطر رعایت نکردن حق الناس نسبت به دیگران در حال عذاب بودند
بعد از مرحله مرور زندگی از تاریکی خارج شدن و به محیطی نورانی و سرسبز و زیبا رسیدن که برخی افراد آشنا مثل پدربزرگ و مادربزرگ را آنجا دیدم و میوه هایی که آنقدر زیبا و خوشمزه بودند که نظیر آن در خیال هم قابل تصور نیست
هرگاه شخصی در هر نقطه ای از زمین مرا نام می برد و یادم می کرد مثل همسر و مادر و برادر، بلافاصله ناخودآگاه کنارش حاضر بودم و مشاهده می کردم ولی آنها توجهی به من نمی کردند و من بر می گشتم
آگاهی از مرگ یکی از بستگان و مدتی بعد از بازگشت از کما بود که او هم تصادف کرد و به رحمت خدا رفت
مادربزرگ آنجا خبر درگذشت دایی کوچک را داده بود و بعد بازگشت از کما، مدتی گذشت تا بیماری کرونا شایع شد و دایی کوچک هم بیمار شد و بعد هم از دنیا رفت
شخصی از آشنایان را که آنجا در حال عذاب دیده بودم و به او گفتم حق دیگران را بده و او که در سلامتی کامل بود گوش نکرد تا اینکه در همین دنیا چنان درگیر بیماری شد که پایش را هم قطع کردند و دعا می کرد خدایا مرا زودتر ببر و بعد هم وفات کرد و متاسفانه به حرف من هم گوش نداده بود
رفتن به باغی بزرگ تر و زیباتر و ملاقات با چهارده معصوم(ع) و برگشتن پیش مادربزرگ و سایرین در محیط قبلی و خبردار شدن از این موضوع که قرار است به دنیا بازگردی
بازگشت ناگهانی روح به جسم و به هوش آمدن ولی تا چند هفته فراموشی و به یاد نیاوردن هیچکس از اطرافیان و این تجربه را تا وقتی که از بیمارستان مرخص و هنگام ورود به منزل و همزمان با دیدن گوسفند قربانی به یاد صحنه تصادف افتادن و به خاطر آوردن همه چیز

قطعات

  • عنوان
    زمان
  • 59:12

مشخصات

ثبت نقد و نظر نقد و نظر

  • کاربر مهمان
    خدایا ما را بیامرز
  • کاربر مهمان
    عالی بود

تصاویر

پایگاه سخنرانی مذهبی